تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شنيدن صداي اشياو.. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ك.ف
آخرین ارسال:ك.ف
پاسخ ها 89

صفحه‌ها (9): صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 6789 آخرینآخرین

شنيدن صداي اشياو..

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز ک.ف
    من فکرنمیکنم حرفی زده باشم که خارج ازمنطق باشه
    تمامی حرف هایی که زدم عواقب وراهکارهاگفته شدودرآخرهم گفتم بازهم خودتون تصمیم گیرنده هستید
    این هم که سپاس خوردحرف خانم حبیبی عزیزبه این علت بودکه بنده باقسمت هایی ازحرف ایشون موافق بودم وشمادربرابراین هم موضع گرفتید
    بعدش هم من توی خصوصی هم که پیام دادیدچندین باربهتون گفتم که ایشون حتمابایدبه مشاوره حضوری مراجعه کنندچون یه سری علائم شبیه به اسکیزوفرنی هست براساس دیدروانشناسان وبرای قطعی شدن اختلال یاهرچیزی بایدحتمابه روانپزشک مراجعه کنندپس کم لطفی درباره بنده نکنیدچون من توی همون پیام خصوصی هاهم اندکی ازجدایی حرف نزدم وهرحرفی بودبرای درست بودن این رابطه توی تاپیکتون بود خواهشا زودقضاوت نکنیدوامیدوارم که هیجانی تصمیم نگیرید

    سلام آقای و.ک عزیز
    من ازشماچندسوال درباره همین پست آخرتون دارم
    یه جاشماگفتیداگررابطتون رونپذیرفتن شمامیگیددرسودانشگاه و...اماآیااگرنپذیرفتن شمامیخوایداین زندگی روبایه فرض شروع کنیدکه واقعیت نداره؟
    آیامطمئنیدازخودتون که درآینده هم میتونیداین دراتش سوختنی روکه ازش حرف میزنیدمداخله ندیدتوی زندگیتون وحرفی ازش به میان نیارید؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  2. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  3. ارسال:72#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز من قبلا هم به شما گفتم که شما به تایپیکی جواب بثین که من و یا دیگران از شما سوال میپرسیم.

    من الان تمام قحبتهام دقیقا با خانم ک . ف هست و از شما میخام که زمانی که از شما درخواست مردم به سوالات جواب بدین.

    دوست عزیز ممنون میشم توجه کنید.
    کار انچنان سختی نیست.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  5. ارسال:73#
    آقاي برزگرمنتظرجوابتون هستم..
    پاسخ با نقل و قول

  6. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  7. ارسال:74#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز ک. ف
    خوبید
    من منتظر پاسخ شما به سوالاتی که کردم هستم و شما پبه سوالت پاسخ دهید.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  8. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  9. ارسال:75#
    با سلام

    الناز خانم: اول من ي تشكر حسابي به شما بدهكارم بابط سوال اولي كه پرسيديد ! چون به واسطه ي همين سوال الان ميتونم يكي از سوالاي اقاي صالحي رو جواب بدم ...اول سوال شمارو جواب ميدم
    خب درسته شما راست ميگي بهتره اصلا به جاي فرض اشتباه بگيم دروغ هم من و هم خانم ك.ف دقيقا ميخواييم دروغ بگم اما ي دروغ موقت حداقل واسه اين كه خونواده ها بتونن به ما اعتماد كنن
    وگرنه قرار نيست واسه هميشه دروغ بمونه...اما جواب اقاي صالحي:اقاي صالحي شما گفتيد يه كاغذ بردارين ايراد هاتونو بنويسيد الانم من با كمك سوال الناز خانم فهميدم يكي از ايرادهامون اينه كه ميخوايم
    يه مدت به خونواده هامون دروغ بگيم


    سوال دوم: بعضي وقتا چ بخوام چ نخوام بعضي خاطرات واسه چندساعت هم كه شده زنده ميشه اما خب چيكارش ميشه كرد چيزيه كه شده منم باهاش كنار اومدم


    جناب برزگر:خيلي عذر ميخوام كه سوالات ايشون رو پاسخ دادم اما واقعا من بعضي دلايلمو مثلا واسه اين كه يه سري بيماري رواني دارم اصلا به ايشون نگفته بودم واسه همين دوس نداشتم جوابي بده كه
    غير واقعي باشه واسه همين جواب دادم و مطمئنم ايشون پاسخ بعضي از اون سوالارو نميدونست

    .......
    پاسخ با نقل و قول

  10. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط ك.ف

  11. ارسال:76#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام آقای و.ک اگرموافق باشیددرتاپیک خودتون صحبت هاروادامه بدیم
    منم ازاین بابت خوشحالم که باتوجه به این سوال شمابه اشتباه خودتون پی بردید
    من سوالات رودرتاپیک خودتون میپرسم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  12. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط PARSABARZEGAR,ك.ف

  13. ارسال:77#
    سلام آقاي برزگر..ممنون خوب نيستم تاكنون دنبال راه حلي براي درمان همسرم بودم مشكل خودم نميگفتم امابه گفته همسرم.هم خودم به مشاوره احتياج دارم هم ايشون..البته من نميتونم بامشاوره صادق باشموهمه چيزهاروبگم ..خب آقاي برزگراين بارسوميه جواتونومينويسم ي بارسروراروردادوپاسخم براتون ارسال نشد بارديگرهم جملات اشتباه شد آخه من باتلفن همراه توسايت ميام نوشتن يكم سخته..شماخوبيد؟ازاينكه پيگيرمشاورمون هستيدواقعاازتون متشكرم..بايدبگم بعضي ازسوالاروكه همسرم جواب دادن جوابشون دقيقاباجوابي كه من تودودفعه ي قبل نوشته بودم يكي هست پس اونهاروديگرجواب نميدم ازروهمون تاپيك همسرم بخونيد..خانوم حبيبي شماگفته بوديدزندگيم همه جوره زيرنظرخانوادم باشه امااين طرزفكرودوست ندارم قبول ندارم چون اينجوري اگه بخوام باشم تاآخرعمر ميشم مثل ي غلام حلقه به گوش كه زيرنظرخانوادشه پس مستقل بودن فردتوزندگي چي ميشه؟نميدونم چراهركس كه ازمابزرگتره فكرميكنه كسايي كه توسن ماهستن بچگونه فكرميكنن البته قبول دارم اينگونه فكركنيدچون تودانشگاه خودمون بچه هاطوري رفتارميكنندانگارتازه واردراهنمايي شدن محيط دانشگاه مثل محيط راهنمايي ميمونه اماهمانطوركه گفتم آدم باآدم فرق داره هركسي جزخانوادم تاحالامنوديده تحسين ميكنه بهم ازطرفي هم ميگه كه يكم بچگي كن اينقدربزرگ نباش..به خانوادم هم حق ميدم فكركنندمن بچم چون براي اينكه بتونم حال خودموپنهون كنم الكي اظهارشادبودن ميكنم شعرميخونم حركات بعضي ازبازيكرارودرميارم ياكلاكارهايي خنده دارانجام ميدم وهمين هاباعث شدتواين دوسه باري كه مشاوره حضوري رفتم هرسه گفتن كه من افسردم خانوادم حرفشونوباورنكنن حتي ي دكترميخواست داروي اعصاب بهم بده امانزاشتن چون فكرميكنن من خوبم متوجه تغييرحالم نشدم..من ازوقتي پدرم مرددرخانواده برام اهميتي قائل نشدن محبتوتنهادرتامين كردنه مايحتاج زندگيم ديدن..ازآن پس روزبه روزحالم بدترشدحتي سطح درسي ام هم افت كرد ودرسال دوم دبيرستان براي پركردن جاي كمبودمحبتام كارهايي انجام دادم كه ازگفتنشون شرم دارم واقعابرام عذاب آوره همسرم توتاپيك خيانت قبل ازازدواج ذكركردن..همونهاباعث شدن حال من بدتربشه غمي تودلمه كه تودنيانظيرنداره..قبل ازآشنايي باهمسرم ..حالم جوريه كه هرازگاهي بدون اينكه خودم بخوام براي چيزاي الكي ازهمسرم عصباني ميشموبااينكه ايشون هيچكاري نكردن باهم بحثمون ميشه نميدونم چ جوري بايدتوصيف كنم اماهرازگاهي واقعاكارهام دست خودم نيست انگارتحت اختيارچيزديگري هستم اصلاجمله اي براي توصيف كردن حالم پيدانميكنم تادقيق بتونم براتون توضيح بدم..بزاريداينم بگم من تاراهنمايي فكرميكردم پدرم رفتن ماموريت ايشون نظامي بودن وفكرميكردم ي روزي برميگردن تااينكه توراهنمايي بودكه متوجه شدم پدرم فوت كرده..شايدشماهم بگيدپدرهمه بعضياشون فوت كردن امامن نميتونم تحمل كنم نميدونم چراامابرام تحملش سخته ..هرازگاهي تصميم به خودكشي گرفتم اماخودكشي گناه كبيره است ودوست ندارم گناه بزرگي انجام بدم..قبل ازاينكه باهمسرم آشنابشم هرروزآرزوي مرك ميكردم اماحالاآرزوم اينه فقط به آقاي و.ك برسم..من حاضرم باايشدون بمونم چون آتيش نيست كه خودموتوش ميندازم مطمئنم من وآقاي و.ك ميتونيم بهترين زندگيوداشته باشيم..راستي بابط حالم هم باعث شده كه ابروبكنم ياموي دستوپاتقريبادوسالي هست كه اينجوري شدم وناخن هم ميكنم كه بعدازمرگ پدرم شروع شد ميدونيددوست دارم ترك كنم اين كارهاحتي چندباري موفق شدم امادوباره شروع شدن فقط باآشناشدن باآقاي و.ك كمي بهترشد..امابابط خواهرم خب ايشون هم گفتندكه سنم بچه است بايدبزارم بزرگشم بعدحتي حاضرنشدن به حرفام گوش بدن ياباهمسرم حرف بزنن..حتي سعي كردم به مادرم هم بگم اماايشون هم همين عكس العملوداشتن..واقعابايدچه جوري ثابت كنم بزرگ شدم؟بقيه سوالاتوهم جوابي كه ميخوام بدم وتودوسري قبل نوشتم باجواباي آقاي و.ك مشابه هستندجواب هايمي است پس ازروي تاپيك همسرم مطالعه كنيد..بازهم ازتون تشكرميكنم آقاي برزگرواقعاممنونم..دوستان جدايي راهكارمانيست ماعاشق هستيموهشقمون به همديگه ثابت شده عشقمون عشقه راستكيه نه آبكي..وحالافكركنم متوجه شديدكه من هم مشكلاتي دارم البته اگردقيق مطالب قبليموميخوندين توبعضي هارفتارموميديدمتوجه حالم ميشديد ..
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:78#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوستان عزیز خانم ک. ف و آقای و. ک

    امیدوارم حالتان خوب و شاد باشید.

    لازم میدانم چند نکته قابل توجه را به شما دو دوست عزیز بگویم

    ابتدا اینکه آقای و .ک در تایپیکی که با نام خیانت قبل از ازدواج شروع رابطه شما را با پیامک و اشتباه زنگ زدن شما خانم ک .ف ابتدا گفتند یک سال و خورده قبل ، اما در همان تایپیک در جایی دیگر بیان نموده اند که شما ی(خانم ک. ف ) دوسال رابطه جنسی خود را از ایشان پنهان میکردید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! این گفته با هم تناقض دارد


    خانم ک. ف آقای و. ک گفتند که نمیتوانند با افراد دیگری اعتماد کنند و میل به رابطه جدید ندارند یعنی ایشان قبل از شما با دختران دیگر رابطه داشتند؟؟؟؟؟

    آقای و .ک شما گفته اید ما به خاطر هم دروغ میگویم ، سوال من از شما دو نفر این هست آیا زندگی با دروغ میتواند پایه و اساس خوبی داشته باشد و
    ایا اگر خشت اول معمار کج بگذارد تا ثریا دیوار راست میرود ؟؟؟؟ !!!!!!


    خانم ک. ف آقای و. ک همان طور هم که خود شما هم میدانید دچار یکسری مشکلات هست و خود را نمیتوانند کنترل کنند حتی به دعوا کشیده میشود (مثال در مورد تاکسی پدر ایشان زدین و ...) حال سوال من این هست بازم که آیا شما میتوانید درون آتش زندگی کنید و آتشی که ه لحظه امکان اتشفشان شدن دارد؟؟؟؟

    خانم ک. ف آقای و .ک گفتند که من مسائل و رابطه های شما یادداوری نمیکنم و به شما اعتماد دارد اما حرفهای دیگری هم زدند :1) که سخت گیری میکنند به خاطر رفع شک شان 2) یک اشتباه شما علاقه ایشان را تبدیل به نفرت خواهد کرد 3) گفتند اگر شما رفتار مشکوکی نداشته باشید یادآوری نخواهند کرد که این حرف ایشان به این معنا هست که ایشان شما را زیر نظر کنترل خواهند داشت تا رفتار مشکوکی از شما ببینند و در واقع میتوان گفت ایشان به شما بدبین هستند . درسته ؟؟؟؟

    خوب خانم ک. ف دوست عزیز شما هم گفتید که ایشان بیماریشان را از شما مخفی میکرده اند و شما هم رابطه خود را از ایشان پنهان میکرده اید یعنی در واقع پنهان کاری از همدیگر.
    من یک موردی دیدم که دوست دارم خودتان بهش بیندیشید و برای من هم رفع ابهام کنید شما در تاریخ 25/4/93بیان کردید که همسرتان امشب به شما گفتند که از قبل مشکل داشتند ام درجای دیگر در تاریخ 9/5/93 بیان نمودین همسرتان سال پیش بیمارشون از من مخفی میکردند ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

    خانم ک.ف شما به دوستان من ، مشاوران عزیز گفتید که همسرتان خجالتی هستند و نیایند خودشان حرف بزنند و با مشاوران ما صحبت کنند اما ایشان برعکس گفته شما در تاریخ 3/4/93 خودشان تایپیک ایجاد کرده اند با نام خیانت قبل از ازدواج و صحبت هایشان را بیان نموده اند ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!


    خوب یک مورد دیگر هم لازم میدانم به شما دو دوست عزیز بیان کنم ، اینکه ابتدا شما خانم ک. ف تقریبا سوالات من را بدون جواب میگذاشتید و یا اینکه آقای و .ک پاسخ میدادند و هنگامی که شما در چالش قرار میگرفتید این اتفاق میافتاد .

    لازم هست نکته دیگری هم بیان کنم و شما هم توجه کنید اینکه شما خانم ک. ف اکثرا لفظ همسرم و یا شوهرم را بکار میبردین و احساس مالکیت و تعلق را نشان میدادید . اما اقای و . ک برعکس شما لفظ خانم ک. ف را بکار میبردند و اسحاس تعلق و مالکیت را بیان نمیکردند!!!

    دوستا عزیز خانم ک. ف و آقای و .ک امیدوارم با توجه به مطالبی که در این مدت بیان کردید بتوانید تصمیم درست و صحیحی بگیرد . شما دو دوست عزیز را به خدای برزگ و منان میسپارم .

    حق نگهدارتان .
    بدرود
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  15. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط elnaz.t,ك.ف

  16. ارسال:79#
    سلام مجدد

    اقاي برزگر واسه همه ي سوالا دليل و توجيه دارم اما نميدونم من جواب بدم يا خانم ك.ف؟

    سوال بعديم اينه كه به نظر شما موسيقي درماني ميتونه كمكي به من و خانم ك.ف بكنه؟
    پاسخ با نقل و قول

  17. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط ك.ف

  18. ارسال:80#
    سلام آقاي برزگرخوبيدخسته نباشيد..بزاريداين باروآقاي و.ك جواب سوالاتتونوبدن..بنده هم ي روزكه خونه تنهابودم به طوركامل سوال هايي كه ازاول تاالان ازم پرسيدينوجواب ميدم..الان چون باتلفن همراه توسايت ميام برام سخته جواب دادن وازطرفي هم بعضي ازسوالاتتون ازيادم ميره..فعلابزاريدآقاي و.ك اينباروجواب سوالاتوبدن..من هم بعداسرفرصت همه سوالاتومفصل جواب ميدم..و براي مشكل خودم بايدتاپيكي جداگانه بنويسم؟ياتوهمين تاپيك بيان كنم؟؟لطفابازهم كمكمون كنيدتازه كمي داريم روبه بهبودي ميريم..واقعاسپاسگذارم ازتون..

    آقاي برزگربازهم كمكمون كنيدبهمون مشاوره بديد تازه داريم كمي بهبودپيداميكنيم..ممنونيم اززحماتتون
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_08_03 در ساعت 19:39 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (9): صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 6789 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •