تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شنيدن صداي اشياو.. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ك.ف
آخرین ارسال:ك.ف
پاسخ ها 89

صفحه‌ها (9): صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 789

شنيدن صداي اشياو..

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:81#
    خب از اونجايي كه خانم ك.ف نميتونن الان جواب كامل بدن من جواب ميدم

    سوال اول از بابط زمان هايي كه گفتم و تاريخ هايي كه گفتم عذر ميخوام چون اون موقع فقط خواستم حرفمو بزنم ي جا گفتم يه سالو خورده اي ي جا گفتم دو سال و...........

    قبل از خانم ك.ف با هيچ خانمي حتي مثلا تا حد يك هفته ارتباط نداشتم بي اعتمادي هم شايد به دليلي چيزهايي كه توي جامعه ميبينم ويا همين مسئله ي منو خانم ك.ف باشه

    اقاي برزگر شما فكر ميكنيد ما دوست داريم دروغ بگيم؟واقعا دوست نداريم اما خب چيكار ميشه كرد خونواده هامون فكرشون خيلي كهنه و قديميه مثلا والدين من اصلا ارتباط قبل از ازدواج رو به هيچ وجه
    قبول ندارن ! فك ميكنن بايد والدين يه دخترو واسه ي پسر انتخاب كنن برن خواستگاري و بعد اخرين نفر خود دخترو پسر بفهمن كه ميخوان با هم ازدواج كنن !! خب اين فكرا واسه الان خيلي قديمي و غير قابل قبوله
    والدين ممكنه فكر كنن يكي اون يكيو تور انداخته مخشو خورده تا با هم دوست شدنو كلي از اين حرفا !! و به خاطر همين چيزا مجبور ميشيم يه مدت سر خونواده هامونو شيره بماليم

    اين سوالو خانم بايد جواب بدن همين كه ميگيد من نميتونم خودمو كنترل كنمو................اما ي سوال از چ نظر نميتونم خودمو كنترل كنم؟چرا اتش؟چرا اتشفشان؟الان كه مشكلي نداريم فقط يه سري
    مشكلات فردي و رواني هست همين !

    1)منظورم از سخت گيري مراقبت از ارتباط ايشون جامعه بود 2) اگه اشتباهاي كوچيك و مرتبط با خودمون باشه نه مشكلي نيست حل ميشه به هر حال هميشه يه سري اختلافات كوچيك هست اما اگه
    تكرار بعضي كارهاي ايشون با اهداف گذشتشون باشه ديگه اصلا دليلي نداره كه من با ايشون بمون و واقعا اگه مرتكب كاري غير اخلاقي بشه از زندگيم پرتش ميكنم بيرون 3)منظورم كنترل كردن يا تجسس نبود
    اصلا خودم دوس ندارم تجسس كنم به نظرم همونطور كه دروغ و غيبت و بدگويي و خبرچيني كارهاي بديه تجسس هم يه كار بديه منظور من رفتاري بود كه جلوي من داره به عنوان مثال اگه هنگامي كه من با
    خانم ك.ف چت ميكنم ايشون دير جواب بدن من حق ندارم بپرسم علت دير جواب دادن چي بود؟يا اگه من به ايشون زنگ بزنم و ببينم مشغول هستن حق ندارم بپرسم كي بود؟حق ندارم گوشيشو نگاه كنم
    بينم دوستاش كين فاميلاشون كين يا مثلا تو دانشگاه با چه جور ادمايي سروكار داره.......درمورد خوش بيني و بد بيني نميدونم چطور بگم اما يه مثال ميزنم به عنوان مثال من يه امتحان سخت دارم و هيچي هم
    واسه امتحان نخوندم خب من اينجا بايدم بدبين باشم كه اصلا نميتونم تو اين امتحان قبول بشم يا عكس اين ماجرا اگه من خوب درس بخونم دليلي واسه بد بيني ندارم و به نتيجه ي امتحان يك نگاه خوش بينانه دارم

    من بجز يك موارد خاص كه دليلي هم نداشته بگم چيزيو از ايشون پنهون نكردم درسته من توي يه تاريخ مشخصي گفتم به ايشون كه بله بيماري رواني دارم يعني دقيقا همون موقعي كه خودم فهميدم بيماري دارم گفتم
    بعضي از علائم بيماري رو هم از سال هاي قبل تا الان داشتم خودم هم نميدونستم خانم ك.ف از اين كه گفتن من سال پيش مخفي كردم هدفشون اين بوده كه مدت زماني كه با بيماري درگير بودن رو اطلاع رساني كنند

    بله درسته خجالتي هستم اما اون موقع وضعيتم يه چيز ديگه بود واقعا سردرگم بودم همه چيز برام مثل يك انفجار مهيب بود و اون موقع فكر ميكردم فقط يه چيزي مينويسم و عزيزان هم پاسخ لازم رو ميدن مثل يه رهگذر من ميرم سراغ كارمو بقيه هم ميرن سراغ كارشون اما حالا كه فهميدم هم از نظر مشكلات رفتاري و رواني هم زناشويي و هم درسي ميتونم تو اين سايت درخواست ها و سوالاتمو بپرسم و بيشتر با عزيزان اين سايت
    همراه باشم واسه همين اين كه بقيه بدونن چه اتفاقات بدي واسم افتاده يه كم شرم اور و خجالت اوره و در ضمن اون موقع كه من تاپيك خيانت قبل از ازدواج رو زدم قبلش مشكلمو با چندين نفر از اعضاي سرشناس سايت
    به صورت خصوصي مطرح كردم چون باز هم يه مقدار خجالت ميكشيدم اما اكثرا يا جواب نميدادن يا اين كه ميگفتن توي عمومي مشكلتون رو بگيد نمونش همين اقاي عزيزي كه گفتند بهتره توي عمومي و بخش مربوطه
    مشكلتون رو مطرح كنيد تا همه ي دوستان بتونن شركت كنند منم راهي نداشتم جز اين كه توي عمومي بگم

    علت پاسخ ندادن خانم ك.ف اين نبوده كه ايشون واسه جواب دادن به سوالات چالش داشته باشن بلكه اين بوده كه ايشون كمتر از من ميومدن تو سايت ولي من بيشتر وقتم تو اينترنت بودم و همچنين بعضي سوالات
    شكي نداشتم نميتونن جواب بدن يا اگه جواب ميدادن چيزي كه لازم بود رو نميتونستن بگن چون اون سوالا درمورد من بود.....

    بله ايشون هميشه از كلمه ي همسرم وشوهرم استفاده كردن منم اگه نگفتم دليل اين نبوده كه حس مالكيت ندارم
    يه سال قبل مدير يه چت روم بودم كه با بقيه ي اعضا خيلي صميمي بودم و خانم ك.ف هم اونجا ميومدن من از چند مين قبل از اين كه بيان از ايشون حرف ميزدم ورود ايشون رو اطلاع ميدادم اصلا طوري حرف ميزدم كه
    بقيه فكر ميكردن حتي من نسبت به حرف زدن ايشون احساس مالكيت دارم اقايوني كه تو اون چت روم بودن حس ميكردن مالكيت حرف زدن ايشون هم با منه واسه همين حتي به خودشون اجازه نميدادن بجز
    سلام و خداحافظي چيز ديگه اي به ايشون بگن ! ....اما اينجا به نظرم بيشتر شبيه يه محيط رسميه و اومديم درمورد يه سري چيزا حرف بزنيم نه اين كه با هم دوست بشيمو صميمي بشيمو از اين حرفا و همچنين
    تو اين محيط ها باز هم ي مقدار خجالت ميكشم ايشون رو اونطوري كه خودشون منو صدا ميزنن منم صدا بزنم به خصوص اين كه بعضي از شركت كنندگان تو تاپيك سنمون رو خيلي بچگونه در نظر ميگيرن....


    ما هم نهايت تشكر رو داريم از شما اقاي برزگر كه اين همه مدت با دقت و صبرو حوصله حتي يك كلمه از حرف هاي ما از نگاهتون دور نمونده...ايشالا هر جا هستين موفق باشيد

    روز خوش
    پاسخ با نقل و قول

  2. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط ك.ف

  3. ارسال:82#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوستان عزیز خانم ک . ف و آقای و .ک

    امیدوارم شاد و خندان باشید .

    ابتدا بگم که چون مشاوره اینترنتی هست و دنیایی مجازی ناگزیر یکسری از اصول مشاوره کنار میرود و قابل شکل گرفتن نیست .

    هر دونفر به این مطالب خود توجه کنید ، مخصوصا خانم ک .ف .

    خوب دوست عزیز آقای و. ک شما امده اید مشاوره بگیرید و با کمک خودتان بتوانید مشکل خود را حل کنید و این میطلبد که شما حقایق را بیان کنید و نه اینکه متناقض حرف بزنید و در آخر هم عذر خواهی کنید. قابل پذیرش نیست و ابهام در مورد گفته های شما ایجاد میکند و موجب عدم بررسی و حل مشکل و تصمیم گیری مفید و بهتر خود شما میشود.
    به قول خودتان شما بیشتر دنبال توجیه و دلیل آوردن هستید تا گفتن و پذیرش حقایق .

    خانم ک. ف توجه کنید : آقای و .ک گفتند بی اعتمادی من به دلیل موارد هست که در جامعه میبنیم اما مطالب دیگری هم در جواب سوال دیگر من بیان کردند که به دلیل کارهای خانم ک . ف در گذشته هست که میتواند من را دچار شک کند و ایشان را کنترل کنم .

    خوب دوستان عزیز خانم ک. ف و آقای و .ک :
    اقای و .ک بیان کرد که ما مگه دوست داریم دروغ بگیم ؟ اگر دوست ندارید پس چه دلیلی دارد از خانواده ها پنهان میکنید و از انها مخفی میکنید ؟؟/

    دلیل شما این بود که طرز تفکرشون درمورد ازدواج قدیمیه اما دوستان عزیز در تایپیکهای قبل هم همان طور که گفتم ازدواج سه مرحله دارد :
    1) اشنایی 2) نامزدی 3) عقد
    این سه مرحله ازدواج را به همان شکلی که شما میخواهید در آورده است : ازدواج مدرن و مورد سلیقه خانواده و جوان.

    با این مراحل دیگر نه سرخود را شیره میمالید و نه سر خانواده !!!!!.

    دوست عزیز آقای و . ک در مورد مشکل شما همان طور که شما خودتان بیان نمودین شما مشکل رفتاری و روانی دارید (به قول خودتان ) . خوب خانم ک. ف بهتر نیست تا زمانی که ایشان این مشکلات را رفع میکردند صبر میکردین و بعد با هم در ارتباط میشدید.
    اقای و .ک شما هم بهتر نبود تا زمانی که مشکل خود را رفع نکرده اید به ازدواج و ارتباط اقدام نمیکردین ؟

    خانم ک. ف توجه کنید که آقای و .ک سه مورد که من بیان کردم بازهم با پاسخ خود برآن تاکید کردند و به طریقی دیگر حرف من را تایید کرد.
    1) مراقبت از شما در ارتباطشان در جامعه و دانشگاه = کنترل
    2) اگر مورد مشکوکی ببینند شما را از زندگی به بیرون پرت میکنند. (نوع گفتن ایشان در مشاوره حضوری قابل توجه خانم ک . ف خواهد بود)
    3) شما مدیر چت بودین و زودتر از ایشان وارد میشدید و ایشان در مدت حضورش در چت روم با دیگران یک سلام و یک خداحافظی میکردند بنظرتان این کنترل نیست ؟؟؟
    (نمونه بارز کنترل )


    (((( دوست عزیز آقای و .ک ما هر چه بکاریم درو میکنیم . شما میتوانید گندم بکارید اما گیلاس برداشت کنید ؟؟؟؟؟؟
    دوست عزیز آقای و .ک موفقیت نتیجه تلاش هست . تلاش = موفقیت )))



    یکی از مهمترین خصوصیت و ویژگی که باید هر دختر و پسر در ازدواج داشته باشد صداقت و عدم پنهان کاری میباشد چرا که موجب شناخت بهتر و صحیحتر طرفین میشود . دوست عزیز خانم ک. ف آیا با این شرایط باز هم دلیلی برای پنهان کردن مواردی وجود دارد که آقای و .ک پنهان کنند ؟؟ و آقای و . ک آیا وجود دارد؟؟

    خانم ک .ف توجه کنند :
    دوست عزیز آقای و .ک من یه دوست داشتم همیشه رفتارهای خودش به من میگفت و جالب این بود که یکسری رفتارهای خاص داشت اما خودش میدونست که با بقیه فرق داره چرا که اون رفتارها را نه در دیگر اعضا خانواده و نه دیگر دوستانش میدید.ولی بازهم برای من که دوستش بودم این رفتارهاش میگفت . حالا شما آقای و .ک میخواهید ازدواج کنید یکسری رفتارهای خاص هم دارید که خودتون میدونید اما نمیدونید مگه این رفتارهای شما در دیگران بود ؟؟؟ که بیان نکردین .


    خانم ک. ف آقای و .ک میگویند من به این دلیل به سوالات بجای شما جواب دادم که خانم ک. ف نمیتونستن جواب بدهند و در مورد خودم بوده . خوب خانم ک. ف مگر شما از ایشان به شناخت نرسیدی ؟؟؟


    ((((عدم شناخت در ازدواج های مجازی :
    چندتا دلیل اساسی داره که میشه بیان بشه :
    1) ارتباط مجازی و تلفنی
    2) عدم ارتباط حضوری
    3) چراغ سبز نشان دادن بهم ( من اینجور ، من اونجور یعنی از خودم تعریفای خوب میکنم )
    4) بیشتر دنبال این بودن که از درگیری و ... خوداری کنید و سعی در صمیمی بودن
    5)زمانی که همدیگر ملاقات میکنند فقط دوست دارند باهم خوب باشند و از مواردی که نارحت کننده هست و علامت خطر نشان میده چشم پوشی میکردنند
    و ... )))))

    خانم ک. ف توجه کنید :
    دلیل آقای و .ک از اینکه شما خانم ک . ف را همسرم یا خانمم خطاب نمیکرده این بود که این محیط رسمی بوده خوب آقای و .ک شما اگر برید مهمونی یا یه مجلس رسمی دیگه میشه بگید چون اونجا محیط رسمی پس ایشون خانم من نیستند و من باید خانم ک . ف صدا کنم ؟؟؟
    دوست عزیز وقتی من ازدواج کنم و & احساس نزدیکی و ارتباط صمیمانه و ##متعهدانه## (تاکید میکنم متعهد و پایبند) & داشته باشم دیگه دلیلی نداره که خانمم را با اسم نامش صدا کنم داره ؟؟!!!.

    روز دوستان عزیز خوش
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,SHAB,سجاد صالحی

  5. ارسال:83#
    بله شمادرست ميگيد وفكركنم بيشترحرفاتون به آقاي و.ك بودپس خودشون جواب بدن بهتره آقاي برزگر..ازتون واقعاسپاسگذاريم اتفاقااين سوالاتون دارن باعث ميشن من شناختم نسبت به ايشون كاملتربشه..

    اماراجب مشكلات خودم بايدتاپيك جديدبسازم يادرهمين تاپيك بيان كنم چون قبل اينكه بخوام آقاي و.ك رودرمان كنم بهتره اول خودم درمان شم..بازهم ازتون ممنونم آقاي برزگر..
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_08_03 در ساعت 20:59 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

  6. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  7. ارسال:84#
    باز هم سلام و درود

    و باز هم معذرت بابط بعضي پاسخ هام كه موجب ميشه شما اقاي برزگر درمورد ما به اشتباه بيفتيد تا حالا بيشتر پاسخ هايي كه دادم فقط يك بعد رو در نظر گرفتم اونم اين كه بتونم به اون سوال شما
    پاسخ بدم اما از اين بع بعد سعي ميكنم همه ي ابعاد رو در نظر بگيرم كه اشتباه پيش نياد

    من سعيم بر اين بوده كه حقايق رو بگم اما تلاش من براي تك بعدي جواب دادن باعث بعضي اشتباهات شده و شايدم به خاطر همين باشه شما بگيد ميخوام فقط دليل و توجيه بيارم

    اقاي برزگر اگه ما مطمئن بشيم خانواده هامون از اين ارتباط چندسالمون پشت سرمون حرف در نميارن خيلي هم دوس داريم حقيقتو بگيم و اصلا واسه من افتخاره كه خونواده ها بدونن چندسال موندم تلاش كردم
    كه به اين خانم برسم يه وقتايي كه يه كاري بايد انجام بگيره هر كسي بر اساس سليقه ي خودش قسمتي از كارو مهمتر ميدونه شايد واسه شما اين مهم باشه كه اشنايي از طريق كاملا درستي صورت بگيره
    شايد واسه ي شخص ديگه دوران نامزدي مهم باشه الان واسه ما فقط ازدواج مهمه حالا ميخواد با حرف راست باشه ميخواد دروغ باشه هر راهي كه هست مهم نيست چيزي كه واسه ما مهمه مرحله ي اخره كه شما گفتيد حالا مراحل قبلي هر طور ميخوان باشن

    خب اقاي برزگر من كه گفتم خدمتتون من از اول كه نميدونستم اين مشكلاتو دارم پس چطوري خانم ك.ف بدونن كه بخوان ازم دور باشن؟
    تو اون چت روم ايشون با خانما خيلي راحت بودن منظورم اقايون بود كه حرف نميزدن و هدفم اين بود فقط نمونه اي از احساس مالكيت رو بگم نه كنترل !

    اره قبول دارم هر چي بكاريم همونه !


    دليلي نداره اما كسي كه چيزي پنهون نكرده !!

    اين رفتارهايي كه گفتم خدمتتون بيشتر نوع تفكر بود كه روي عمل تاثير ميگذاشت توي عمل چيز خاصي نميديدم فكر ميكردم مثل بقيه هستم توي تفكر هم واسم خيلي خاص بود خيلي عجيب بود
    اما مشكل اين بود كه هيچكي نميتونه ذهن ديگران رو بخونه تا متوجه بشه فرق داره يا اين كه بقيه هم مثل اون هستن


    سوال هايي كه شما پرسيدي به اتفاقات اخير ربط داره و يا حتي چندروز پيش درصورتي كه ما از چند ماه قبل درگير مسائل ديگه اي بجز شناخت بوديم و بيشتر سوالات هم درمورد من بود ايشون هم نميتونستن جواب بدن

    خيلي وقت ها واقعا نميدونم واسه بيان حرفم فكرم و يا كارم از چه كلماتي استفاده كنم اصلا چطور حرفمو بزنم و الان متاسفانه باز حرف هاي من موجب اشتباه شده ...همونطور كه خودتون گفتيد محيط مجازي با واقعي
    خيلي تفاوت ها داره اصلا دنياي نوشتار با گفتار هم خيلي تفاوت ها داره وگرنه به عنوان مثال جلوي خواهرم تا حالا حتي يك بار هم اين خانم رو با اسمشون صدا نزدم هميشه از كلماتي چون همسرم خانمم زنم و...استفاده كردم حتي واسه خونواده ايشون وقتايي كه با خواهرم حرف ميزنم كه حداقل دوسه بار در روز از اين خانم حرف ميزنم نميگم مادر فلاني ميگم مادر زنم ميگم برادر زنم خواهر زنم مطمئنم حتي يك بار هم
    جلوي خواهرم ايشون رو به اسم ي فاميل صدا نزدم

    ......

    شب خوش
    پاسخ با نقل و قول

  8. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  9. ارسال:85#
    آقاي برزگرمنتظرراهنمايي هاي باارزشتان هستيم..ومعذرت كه باعث زحمتتون ميشيم جناب برزگر بابط تمام راهنمايياتون ازتون سپاسگذاريم كمك زيادي تابه حال بهمون كردن ورابطمون بهترشده جناب برزگر..بازهم راهنماييمون كنيد اگرميشه مشاوره بديدهمچنان..باتشكرفراوان..
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:86#
    سلام کاربر عزیز شما ک گفته بودید یه سال و هفت ماهه ازدواج کرده اید ...,و تموم مشکلاتتون رو بین خودتون حل میکنید و چقدر جالبه رابطه ی شما با دوست پسری ک شوهر تلقی میکنید و تو نوشته هاتون چنان وانمود میکنید ک کلی تجربه از زندگی زناشوی دارید ...بهتره بجای نصیحت کردن برید در بار ه ی سرنوشت خودتون تصمیم عاقلانه ای بگیرید عزیزم.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:87#
    سلام كاربرعزيزم.فائقه خانوم..اگه جوابتونويكم صريحورك ميدم اميدوارم.ناراحت نشيد چون درمتن خودتون هم ي جوري احساس ميكنم كنايه زديدبهم..خب بابط تمام گفته هام علت دارم فائقه خانوم..اول ازهمه بابط مشكلاتمون كه گفتيدمن كه گفتم مشكلاتمونوبين خودمون حل ميكنيم خب درست گفتم چون مشكلاتي نظيرمشكلات خانوادگي يامشكلاتي نظيرمشكلات شماروبين خودمون حل ميكنيم اماباط مشكل روحي يافردي آياميشه خودمون درمان كنيم؟به نظرتون نيازبه مشاوره نيست؟من كه پزشك يامشاورنيستم كه متوجه بشم مشكل بيماري همسرم علتش چيه وچطوري حل ميشه ..وامابابط ازدواج كه گفتم ازدواج كردم خب درست گفتم مادوست پسردوست دخترنيستيموازرابطه دوست دختردوست پسري متنفرم بااجازتون..ماميشه گفت اوايل به مدت هفت ماه باهم دررابطه بوديم براي آشنايي بيشتر وبعدش هم صيغه موقت شديم وصيغه موقت خودش نوعي ازدواجه واينهابودعلت گفته هايم اميدوارم قانع شده باشيدوديگرگفته هايم رادروغ فرض نكنيد..مگه اينكه طرزتفكرشمافرق كنه صيغه موقتوازدواج ندونيد..امامن وآقاي و.ك كه الان همسرم هستندصيغه موقتونوعي ازدواج ميدونيم والان نقش زنوشوهري داريم وبراي اطمينان ازمرجع تقليدمون هم سوال پرسيديم وايشون هم تاييدكردند..

    وراستي بابط زندگي زناشويي هم كه گفتيد بايدبگم اول ازهمه كه ي مدتيه همسردارم وارداين زندگي شدم..دوم ازهمه باتوجه به گذشته اي كه داشتم هم فردپخته اي شدم اطلاعات زيادي دارم سوم اينكه داستان هاي زيادي مطالعه ميكردم راجع به عشق وعاشقي ودرروزنامه خراسان بخش حوادثوميخوندم وهم چنين بيشترفيلم هايي كه نگاه ميكنم ياميكردم راجع به زندگي زناشويي بودن وهستن..چهارم درسايت هامشاوره هاي مختلفوميخوندم توسايت مشاوره هاي زيادي ميرفتم حرفاي مردموبه طوركامل مطالعه ميكردم وگاهي اوقات درتلويزيون وقتي مشاوري رومياوردندتادررابطه بازندگي زناشويي صحبت كنه تماشاميكردم مقداري كتاب هم درراجع به اين موضوع خوندم..پنجم اتفاقات زيادي براي دوستام رخ ميداداون هاباعث درس من ميشدند وموردآخرتوفاميلمون هم مقداري ازاين موضوعات تابه حال رخ داده..به همين خاطرراجب زندگي زناشويي اطلاعاتم كامل هستند..اگرگاهي اوقات درانجام وظايفم توزندگي زناشويي دچارمشكل ميشم بابط ي سري مشكل فردي كه داراميباشم..اميدوارم توجيه شده باشيدكاربرعزيز..فكرنكنم مشاوره هامونوبه طوركامل مطالعه كرده باشيد..

    دوستان مشاورخواهش ميكنم بازهم كمكمون كنيدآقاي برزگرمنتظرپاسختون هستيم..وسپاسگذاريم ازهمگي شماها..
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_08_10 در ساعت 23:58 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:88#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوستان عزیز خانم ک . ف و آقای و . ک

    امیدوارم روزهایتان خوب و شاد باشید.

    دوست عزیز آقای و .ک زندگی تک بعدی نیست و زندگی و ازدواج تمام ابعاد را در بر میگیرد و ما در ازدواج به تمام جوانب فکر میکنیم و میاندیشیم و به شناخت میرسیم. اینکه من فقط به خاطر مثلا زیبایی یک دختر یا پسر اون را انتخاب کنم دلیل محکمی برای ازدواج با ایشان نمیباشد .

    دوست عزیز آقای و .ک من نمیدانم شما با کدام ازدواج موافقید : مدرن یا سنتی ؟

    شما گفتید که خانواده های ما ازدواج قدیمی قبول دارند و من ازدواج مدرن و این مدلی که خود شما الان انتخاب کرده اید خوب دوست عزیز ، من هم گفتم که ازدواج مدرن مساوی هست با سه مرحله آشنایی ، نامزدی ، عقد. که این مراحل اگر زیر نظر خانواده باشد هم مدرن هست برای شما جوان عزیز و هم سنتی هست برای والدین شما .

    خوب دوست عزیز چرا ما آخر ماجرا به فکر میافتیم و میگوییم کاش آن و این میکردیم؟؟
    شما میتوانید این موضوع را باخانواده های خود درمیان بگذارید و خانواده های خود را از آن آگاه کنید . در صحبت های شما یک نگرانی دیده میشود که این باعث عدم گفتن این موضوع به خانوادتان میشود.

    در مورد مشکل شما هم باید بگوییم من هم گفتم که شما اسم این مشکل خود را نمیدانستید اما میدانستید که این رفتارها را دارید . درسته ؟؟؟
    خوب حال جای سوال دارد که چرا این رفتارها را به خانم ک . ف نگفتید ؟؟؟ مگر ازدواج شناخت نیست ؟ شناخت همه ابعاد فرد .

    دوست من نمونه مالکیت شما در چت روم که شما مدیر آن بودید همان کنترل دیگران هست نه احساس مالکیت به معنای احساس تعلق داشتن.
    ((((ایشان حق صحبت با خانم و دخترها را داشتند اما با آقایو ن نه ، خوب دوست عزیز این همان کنترل هست و دلیل آن هم شک به ایشان بخاطر گذشته ایشان .
    دوست من این شک و کنترل در زندگی ادامه خواهد داشت.)))

    دوست عزیز آقا و .ک انسانها همیشه ابتدا فکر میکنند و بعد عمل . یعنی این فکر ما هست که برنوع عمل و احساس ما تاثیر میگذارد . مثالی بزنم برای شما اینکه : من زمانی که خانمم زمانی که با تلفن با یک آقا صحبت میکند فکر کنم که ایشان دوست خانم من هستند خوب این فکر من باعث میشود که من گوشی ایشان را بررسی کنم .
    ( ( بررسی گوشی = رفتار))

    دوست عزیز ابتدایی ترین و مهترین و اساسی ترین امر در ازدواج شناخت یکدیگر و خانواده یکدیگر هست . شناخت رفتارها ، نگرشها و تعاملات و نحوه حل کردن مشکلات و ... .
    من ابتدا باید به شناخت فرد مقابلم برسم و بعد تصمیم بگیرم .

    دوست عزیز من زمانی که یک نفر را انتخاب برای ازدواج کنم و با ایشان عهد و پیمان ببندم و تعهد به ایشان داشته باشم و به ایشان احساس تعلق داشته باشم و همسر خود بدانم. پس در همه حال ایشان را همسرم صدا خواهم زد . چه محیط مجازی باشد چه در گفتار و نوشتار باشد.


    تصمیم برای ازدواج یکی از مهمترین تصمیم ما در زندگی میباشد و بهتر بگویم اساسی ترین تصمیم.
    خوب امیدوارم شما دو دوست عزیز خانم ک. ف و آقای و .ک بتوانید با توجه به شناختی که از همدیگر در این مدت بدست آروده اید بتوانید بهترین تصمیم خود را بگیرید.

    این نکته را لازم میدانم در پایان مجددا تکرار کنم :
    شما خانم ک . ف و آقای و .ک پس از تصمیم و انتخاب خود در همه شرایط زندگی باید مسوولیت انتخاب خود را بپذیرد.

    در پایان برای شما هر دونفر آرزوی روزهای خوب و شاد دارم.

    در سایه سار امن و ایمان
    پایدار باشید و جاودان.

    حق نگهدارتان.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  13. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط SHAB

  14. ارسال:89#
    باسلام خدمت مشاوران وجناب آقاي برزگر..امروزاومدم بهتون بگم كه همسرم حالشون بهترشده وبه گفته خودشون مدتي است كه ديگرصدايي نميشنون بابط راهنمايي هاتون ممنون..امروزاين ارسال آخرمهاومدم ازهمتون ازطرف خودم وهمسرم تشكركنم بابط مشاوراتتون ومتشكرم آقاي برزگركه پيگيرمشاورمون بوديد بدي خوبي ديديدازماحلالمون كنيدچون ازامروزديگه نمياييم توسايت وامروزبارآخره..بازهم سپاسگذاريم ازهمتون واگه بدكردم بهتون منوببخشيديابعضي جاهارك جوابتونودادم بازم معذرت اماهمانطوركه گفتم جدايي راهكارمانبودونيست وهمسرم بستگي به خودش داشت كه خوب بشه يانه شماباعث شديداون تلاش كنه خوب بشه..ممنونم ازهمگيتون به خصوص ازشماجناب برزگروجناب صالحي..زندگي به كام همگيتون بدروددوستان..
    تنهابرخي ازمردم باران راحس ميكنند وبقيه فقط خيس ميشوند!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  15. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط PARSABARZEGAR

صفحه‌ها (9): صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 789

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •