تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ایزدی
آخرین ارسال:golpesar
پاسخ ها 10

تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    ایزدی آواتار ها
    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادت

    از دوستان و مشاورین گرامی تقاضای راهنمایی و کمک دارم.

    هر کسی خصوصیات اخلاقی خاص خودش را دارد. یکی محکم و مدیرانه برخورد می کند، یکی صمیمی و با ملاطفت، یکی کمرو، یکی خشونت آمیز و ...

    با همه این ها در حال حاضر شرایط کاری ام به گونه ایست که باید و مجبورم که رفتاری محکم و مدیرانه داشته باشم؛ اما گاهی محکم و بیشتر اوقات بنا به روحیاتم با ملاحظه و ملاطفت برخورد می کنم. که این تا حدودی خوب است اما باید خیلی محکم تر و جدی تر باشم. نمی دانم شاید چون پیش از این با دانش آموزان و بچه ها باید با ملاطفت و صمیمی برخورد می کردم دیگر عادت کرده ام.

    بارها سعی کردم اما باز احساس می کنم آن جدیت و محکم حرف زدن را ندارم. و به گفته مدیر، دیگر بیش از حد با اساتید و دانشجویان متواضع و با ملاحظه برخورد می کنم. محکم حرف نمی زنم. قاطع نیستم.
    این را هم اقرار کنم که گاهی برخی همکاران هم از رفتار نرم و ملاحظه کردن هایم سوء استفاده می کنند. اما دانشجویان هم حساب می برند و هم از صمیمیتی که با آنها دارم احساس خوبی دارند. اما با توجه به مباحث درسی و انظباطی شان باید خیلی محکم تر با آنها رفتار کنم. حتی تن صدا و حرف زدنم هم نرم و آرام است .

    مقاله های زیادی در این مورد مطالعه کردم اما فکر می کنم نیاز هست با اصول و روش مناسب و تمرین این مسئله را حل کنم. برای همین اینجا را بهترین مکان برای رفع این مسئله دیدم. چون هم دوستان با روحیاتم آشنا تر هستند و هم شاهد هستم که همه به هم کمک می کنند تا مشکلاتشان برطرف شود.

    از نظرات و راهنمایی همه دوستان استفاده می کنم
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_07_09 در ساعت 18:05
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  2. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,m1392,narges☺,niloofarabi,samin66,بانو,تبسّم,سماء

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام خانم ایزدی عزیزومهربون
    همین طورکه ماهم اینجادیدیم شماواقعاخیلی مهربون هستید
    خب این ممکنه به خاطرتغییرشرایط باشه مثلاشماهمون طورکه خودتون فرمودیدکارتون جوری بوده که بایدنرم تررفتارمیکردیداماالان شرایط ایجاب میکنه که محکم تروقاطعانه ترباشید
    به نظرمن البته این نظرشخصی من هستش که رفتارتون خیلی بادانشجوهاخوبه اماخب میتونیدنکاتی روکه خودتون میدونیددرحیطه انضباطشون مهمه بهشون گوشزدکنید
    برای اون رفتاربااساتیدومعلمان هم کم کم سعی کنیدباشرایطتون وموقعیتی که داریدخوبگیریدوشرایط روکه توی مدیریت بایدبه وجودبیاریدروبرای خودتون مرورکنیدتابتونیدعملیش کنید
    امیدوارم کمکی ازم براومده باشه
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط golpesar,m1392,niloofarabi,ایزدی,بانو

  5. ارسال:3#
    ایزدی آواتار ها
    سلام الناز جان ممنونم گلم این نظر لطف شماست.

    مسئله اینجاست که خودم مشکلی نمی بینم. و با همه اساتید با رعایت ادب و احترام کامل حرف می زنم و ملاحظشون رو دارم. با بچه ها هم همینطور. اما امروز مدیرمون گفتند نیاز هست که محکم تر برخورد کنید و خودتون رو دست بالاتر بگیرید نه اینقدر متواضع. گفتند وقتی در مقابل بچه ها می ایستی محکم بایست ... می تونم تصورشو کنم اما در عمل نمی تونم انجام بدم... می گفت باید انرژی به اونها انتقال بدی که ترس و ابهتی براشون داشته باشی
    وقتی هم جدی میشم خیلی جدی میشم بچه ها می ترسن : ) مشکلم اینجاست بعضی شون هم سن و سال خودمند بعضی شون حتی بزرگتر ... برای همین دلم نمیاد باهاشون خیلی جدی باشم. شاید هم نمی تونم

    شاید باید روی اعتماد به نفسم بیشتر کار کنم. روی تن صدام. روی جدی تر بودنم. اما نمی دونم از کجا شروع کنم و چطور این همه شخصیتم رو تغییر بدم
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_07_09 در ساعت 18:46
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط golpesar,m1392,niloofarabi,بانو,تبسّم

  7. ارسال:4#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    سه نوع شیوه رفتاری متداول وجود داره:
    1- منفعلانه
    2- پرخاشگرانه
    3- قاطعانه

    تو یکی از تاپیک ها گذاشته بودم.

    پرخاشگرانه رو دیگه نمیگم. منفعلانه همین رفتاری هست که شما دارید.

    کسی که رفتار منفعلانه داره ؛ به بقیه اجازه میده که به راحتی حقوقش رو نادیده بگیرن.در ظاهر شخصی متواضع و صبور و مهربون و از خود گذشته هست اما در باطن همیشه از رفتار بقیه ناراحت هست و میگه بقیه ازم سوء استفاده می کنن. کسی که رفتار متواضعانه داره همیشه با خودش مشکل داره و از خودشه ناراضی هستش.
    به طور مثال: از این شاخه به اون شاخه می پره ؛ مدام از دیگران عذرخواهی میکنه بدون اینکه مقصر باشه،صدای آروم داره، خیلی زود حرف خودشون رو پس می گیره و ... .

    مشکل شما به عقیده بنده؛ سبک رفتاری منفعلانه تون هست.

    برخورد قاطعانه داشتن هم راهکار های مختلف داره.


    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_09 در ساعت 23:47
    پاسخ با نقل و قول

  8. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط kobra,m1392,PARSABARZEGAR,ایزدی,تبسّم

  9. ارسال:5#
    ایزدی آواتار ها
    سلام ممنونم نیلوفر عزیز ...

    بله قبول دارم که تا حدودی رفتار منفعلانه دارم. قبلا هم خیلی سعی کردم که رفتار قاطعانه رو تمرین کنم. اما از طرفی اینطور نیست که نسبت به رفتار بقیه ناراحت باشم. من معمولا از کسی ناراحت نمیشم مگر اینکه رفتار درستی نداشته باشه کسی هم از رفتارم سوء استفاده نمی کنه اما گفتم فقط برخی همکاران (یک نفر) از نرمی رفتارم سوء استفاده کردند و احترام گذاشتنم رو به حساب این گذاشتند که آمرانه برخورد کنند و گاهی شاید در کارم دخالت کنند، اما خوب باهاشون صحبت کردم و اجازه ندادم به رفتارشون ادامه بدن. البته همیشه سعی می کنم به رفتارشون با حسن ظن نگاه کنم چون ایشون نه تنها نسبت به من بلکه در کارهای مدیریت هم دخالت دارند (رفتار پرخاشگرانه)

    گفتم که من خودم خیلی مسئله ای ندارم؛ اما شرایطم ایجاب می کنه که خیلی ملایم رفتار نکنم. اما از طرفی هم دوست دارم که گاهی در مقابل خیلی ها محکم و قاطع برخورد کنم چون نیاز هست. اما تن صدا رو نمی دونم چطور تغییر بدم وقتی صدام بلند نیست چطور میشه بلندش کنم؟ تمرین؟ چطور؟

    البته شاید میشه گفت رفتارم در برخورد با افراد مختلف فرق داره. مثلا با دانشجویان اصلا رفتار منفعلانه ندارم فقط صمیمی تر هستم. شاید در مقابل خود مدیریت رفتار منفعلانه داشته باشم و یا برخی اساتید سن بالا. و آنچه بیان کردم برداشت مدیر بود.

    خوب در جایگاه مشاور یا معاون فرهنگی مهربان بودن و صمیمی بودن و رفتار نرم خیلی هم خوب است؛ اما برای آموزش، رفتار باید خیلی جدی تر باشد.

    حالا برای اینکه هیچ رفتار منفعلانه ای نداشته باشم چکار کنم؟ البته مقاله زیاد خوندم در این مورد اما خوب دوست دارم تجربی تر یاد بگیرم.

    ممنونم
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_07_10 در ساعت 11:37
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,بانو

  11. ارسال:6#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ایزدی نمایش پست ها
    سلام ممنونم نیلوفر عزیز ...

    البته شاید میشه گفت رفتارم در برخورد با افراد مختلف فرق داره. مثلا با دانشجویان اصلا رفتار منفعلانه ندارم فقط صمیمی تر هستم. شاید در مقابل خود مدیریت رفتار منفعلانه داشته باشم و یا برخی اساتید سن بالا. و آنچه بیان کردم برداشت مدیر بود.
    سلام دوباره
    میگم چون مدیر رو میخاین رضایتش رو جلب کنید و منتظر تاییدشون هستید؛ با ایشون منفعلانه برخورد می کنید. ولی با دانشجوها چون تاییدشون رو نیاز ندارید برای همین قاطعانه برخورد می کنید (از موضع قدرت )

    سبک هایی که گفتم مطلق نیست! ممکنه ترکیب بشه باهم. مثلا پرخاشگرانه با منفعلانه (بدترین سبک رفتاری)؛ یا منفعلانه با قاطعانه . ولی اون چیزی که مسلمه اینه که قاطعانه بهترین سبک رفتاری هست.

    ارسال آخر این تاپیک یه مقداری در مورد سبک ها توضیح داده شده.
    پاسخ با نقل و قول

  12. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط golpesar,m1392,ایزدی

  13. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ابتدا توضیح مختصری درباره سبک های ارتباطی

    سبک های ارتباطی متنوع و گوناگونی وجود داره. من در جدول چهارتا از معروفترین ها رو با ذکر ویژگی های مختصری از اونها می نویسم.

    سبک رفتاری ویژگی ها
    پرخاشگرانه زیرپاگذاشتن حقوق دیگران، طلبکار بودن، برخورد خصمانه و همراه با خشونت، بی ملاحظگی نسبت به حقوق و احساسات دیگران
    منفعلانه رفتار بدون جرات و همراه با اطاعت محض، اجازه به دیگران برای زیرپاگذاشتن آنها، بروز ندادن احساسات خود
    جرات مندانه بیان احساسات، طلب خواسته ها، «نه» گفتن در مقابل چیزهایی که نمی خواهند، بیان دیدگاه ها به صورت باز، اقدام برای حقوق قانونی خود
    دغل کارانه وادار کردن افراد به احساس گناه یا متاسف بودن برای آنها جهتِ به دست آوردن خواسته ها، بازی کردن نقش قربانی برای اینکه دیگران برای اونها کارهایی رو انجام بدهند، نپذیرفتن مسئولیت رویارویی با نیازهای خود


    بیشتر انسانها از بیشتر سبک های ارتباطی استفاده می کنند، اما معمولا یک یا دو سبک رفتاری در اونها غالب هست. اصلا نیازی نیست همیشه سبک ارتباطی یک جور باشه. بسته به موقعیت، برخی سبک ها کارامدتر خواهند بود. به طور مثال، برای یک مدیر مدرسه، سبک منفعلانه مناسب نخواهد بود. اما لازم هم نیست که مدیر یک مدرسه، در همه موقعیت ها(مثلا در منزل) هم سبک رفتاری اش همیشه مدیریتی باشه

    با این حال، باید در تعریف سبک منفعلانه احتیاط کنیم و در بزرگ نمایی سبک جراتمندانه هم اغراق نباید کرد.

    شاید رفتار شما از روی تواضع و فروتنی باشه. سبک متواضعانه زمین تا آسمون با سبک منفعلانه متفاوت هست. من تعریف و توضیحاتی از تواضع رو از «ویکی فقه» نقل می کنم تا تمایز بین رفتار متواضعانه و رفتار منفعلانه روشن تر بشه:

    تواضع آن است که انسان، خود را از کسانی که در جاه و مقام از او پایین ترند، برتر نداند و نیز به معنای شکسته نفسی و افتادگی آمده است که آدمی خود را از دیگران بالاتر نبیند.
    ریشه تواضع «وضع» است به معنای خویش را کوچک نشان دادن، در مقابل «تکبر» که خود را بزرگ دانستن است.
    باید توجه داشت که مفهوم تواضع به معنای کوچکی کردن و به دیگران ارج نهادن است، نه آنکه تواضع خود را خوار کردن و زیر بار ذلّت رفتن باشد، تواضع اقدامی است که انسان داوطلبانه در برابر دیگران به خاطر امتیازاتی که در آنان احساس می‌کند، انجام می دهد، ممکن است فردی خود را برابر دیگران از جهتی یا جهاتی دارای امتیاز ببیند، برای این‌که مبادا به غرور و تکبر مبتلا شود باید به جهات امتیاز خود توجه نکند، بلکه به امتیازهای دیگران، حتی احتمال پاره‌ای امتیازات در آنان توجه کند و به خاطر همان جهات امتیاز، فروتنی کند؛ اما ذلّت امری است که معمولاً از ناحیه دیگران تحمیل می‌گردد، و در ذلّت، فردِ ذلت پذیر تحقیر می شود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود است.

    در قرآن کریم می خوانیم:

    «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشونَ عَلَی الاَرضِ هَوناً وَ اِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً»

    بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که با تواضع روی زمین راه می‌روند و چون نادانان خطابشان کنند سخن نرم و مسالمت جویانه گویند.

    خداوند سبحان به رهبر اسلام چنین سفارش می‌کند:

    «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبعَکَ مِنَ الْمُؤمنینَ»
    در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می‌کند، فروتنی کن.


    همچنین در کنار وظایف متعددی که برای فرزندان نسبت به پدر و مادر ذکر کرده، فرموده است:

    «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذًلَّ مِنَ الرَّحمَهِ»
    در برابرشان، از روی مهربانی، شانه‌ها را فرو انداز (تواضع کن)

    به کلماتی که رنگی شده اند، توجه کنید.

    در رفتار منفعلانه، فرد منفعل معمولا از روی ضعف و ناتوانی، در برابر دیگران کرنش می کنه؛ اما در رفتار متواضعانه، فرد زمانی که در موضع قدرت هست، و از روی مهربانی تواضع نشون میده. اینها با همدیگه بسیار بسیار متفاوت اند.

    من سبک دیگری رو هم میتونم معرفی کنم به نام «رفتار کریمانه»

    قبلا در همین سایت برای رفتار کریمانه مثالی از امام باقر(ع) نقل کرده بودم که باز هم ذکرش می کنم:

    مردى مسيحى از روى كينه‏ اى كه با امام باقر عليه‌السلام داشت، كلمه باقر را به بقر(به معنای گاو) تغيير داد و به آن حضرت گفت: انت بقر. امام عليه‌السلام، بدون آن‌كه از خود ناراحتى نشان داده و اظهار عصبانيت كند، با كمال سادگى فرمود: نه من بقر نيستم، من باقرم.

    مسيحى گفت: تو پسر زنى هستى كه آشپز بود؛ امام فرمود: «شغلش اين بود، عارو ننگى محسوب نمى ‏شود.»

    مسيحى گفت: مادرت سياه وبى شرم وبد زبان بود. امام فرمود: اگر اين نسبت‌ها را كه به مادرم مى ‏دهى راست است خدا او را بيامرزد و از گناهانش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى.

    این گونه سبک های رفتاری، یعنی متواضعانه و کریمانه، در متون روانشناسی به چشم نمی خورند.

    باید تفکیک این سبک های زیبا از هم رو دانست.

    شما ابتدا باید تشخیص بدید که آیا سبک رفتاری شما«منفعلانه» هست و یا «متواضعانه»؟

    اگر منفعلانه باشه، یعنی اینکه شما از روی ضعف و ناتوانی اجازه می دهید که دیگران ازتون سوء استفاده کنند. آیا چنین هست؟

    نکته دیگر اینکه باید دید مدیر مرکز به چه دلیلی چنین درخواستی از شما داشته اند. آیا واقعا تغییر سبک رفتاری شما منجر به بهبود وضعیت خواهد شد؟

    آیا این احتمال وجود نداره که کسی که از شما چنین درخواستی داشته، نسبت به نوع رفتار شما و محبوبیت تون حسادت بکنه یا خیر؟

    آیا واقعا نیاز هست که شما تغییری در سبک خودتون بدید؟

    سوال دیگر اینکه آیا همین تغییر سبک رفتاری به درخواست مدیر مرکز، ناشی از شخصیت شما مبنی بر راضی نگه داشتن همه نیست؟

    با توجه به شناختی که از شما داریم، و اینکه می دانیم شما معمولا تمایل ندارید کسی رو از خود برنجانید، تصور می کنم بخشی از نگرانی شما ناشی از این امر باشه

    به هر صورت، انکار نمی کنیم که قاطعیت در برخی موارد خوب، و در برخی موارد ضروری هست. اما باید جاش رو شناخت.

    آیا در سبک جراتمندانه، مهربانی هم تعریف شده یا خیر؟

    باید دانست که همه نسبت به سبک جراتمندانه، واکنش مطلوب نشان نمی دهند. تصور کنید فردی همیشه با سبک جراتمندانه با شما رفتار کنه. گاهی چنین افرادی خشک هم به نظر میرسند و غیرقابل انعطاف.

    اگر سبکی منجر به سوء استفاده بشه، نیاز به بازنگری داره. اگر خود شما راضی هستید از سبک رفتاری تون، و سبک شما انفعالی نیست(با توجه به توضیحاتی که داده شد)، و کارکنان و دانشجویان و اساتید هم رضایت دارند، انتقاد یک نفر دلیلی بر تغییر منش و سبکی که شما دوست دارید و مناسب هم هست، نیست. اما اگر احساس می کنید تغییر نیاز هست، و انتقاد ایشون به جا هست، و با تغییر کردن هم خودتون احساس خوبی بهتون دست میده و هم روند مرکز بهبودی پیدا میکنه و اینکه دوستانتون رو میتونید با این روش جدید حفظ کنید، اونوقت میشه شروع کرد به تغییر در سبک به شیوع عملی و تمرینی و البته تدریجی. میتونیم در صورتی که فرصت بشه کارگاه آموزشی رفتار جراتمندانه رو باز شروع کنیم. منتها شما تمامی ملاحظات رو در نظر بگیرید.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_07_12 در ساعت 00:11
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,niloofarabi,rahe shab,کوثر حبیبی,ایزدی

  15. ارسال:8#
    ایزدی آواتار ها
    با سلام

    ابتدا از اینکه با دقت نظر و با حوصله و کامل توضیحات را بیان کردید بسیار سپاسگزارم

    حقیقت اینکه با نوشتن مسائل در اینجا و همچنین مشورت بیشتر با اطرافیانم در این مورد، شناخت بیشتری از رفتارهایی که در محل کار دارم و باید داشته باشم پیدا کردم. همانگونه که شما هم اشاره فرمودید ما در موقعیت های مختلف سبک های رفتاری متفاوتی داریم و نیازی نیست همیشه از یک سبک استفاده کرد.

    خوب ظاهرا سبک جراتمندانه یکی از سبک های مناسب است، زیرا به گونه ای برخورد می شود که هم حق و حقوق خود و دیگران رعایت می شود و هم موجب ناراحتی و رنجش خاطر نمی شود. از طرفی هم به نظرم با مهربانی و تواضع هم منافاتی ندارد. به طور مثال یک مادر در عین اینکه در مقابل فرزندش مهربان و دارای رفتار ملاطفتی است از طرفی باید طوری رفتار کند که بتواند در تربیت روی فرزندش تاثیر گذار باشد و قاطعیت و جذبه مدیریتی لازم را نیز داشته باشد. به همین نسبت یک معلم، یا استاد یا مدیر و یا معاون آموزش و ...

    حال در مورد مسئله ای که بنده در محیط کار دارم که شامل دو قسمت است: یکی نوع برخورد با دانشجویان، دیگری با اساتید و مدیریت و کادر و ...
    در مورد دانشجویان خوب باید رفتار جدی داشته باشم که نسبتا دارم (همراه با صمیمیت) اما مدیریت معتقد هستند که نباید زیاد با آنها صمیمی شد، نباید زیاد ارتباط برقرار کرد و ... باید محکم تر با آنها حرف زد اما انعطاف هم داشت (البته از اینکه با احترام و ملایم حرف می زنم، ایشان هم استقبال کرده و روشش را تغییر داده است؛ اما می گویند این نرمی گفتار باید کمی جدی تر شود) . که خوب با توجه به اینکه ایشان تجربه بیشتری دارند، مطمئن هستم برای بهتر شدن شرایط و عملکرد مناسب تر و موفقیت بیشتر این پیشنهاد یا انتقاد ها را دارند و من هم نه برای اینکه نظر و رضایت ایشان را جلب کنم، بلکه برای بهبودی شرایط به دنبال تغییر هستم.

    بله در مواردی با نظر ایشان موافق نیستم و به گونه ای که ناراحت نشوند برایشان توضیح می دهم. برای مثال بنده اصلا موافق رفتار همراه با خود را دست بالا فرض کردن (در حقیقت همان رفتار تکبر آمیز) نیستم. مثلا چند شب پیش برای ورودی های سالتحصیلی جدید و پایه های بالاتر، مراسم افطاری گرفته بودیم. می خواستم برای خوش آمدگویی و آشنا کردن آنها با همدیگر پیش قدم شوم که مدیر گفتند لازم به این کار نیست بگذار آنها پیش شما بیایند تا احترام بیشتری بگذارند. (خوب ما میزبان بودیم به نظرم چه اشکالی داشت)

    چنین مسائلی در مواقع دیگر هم وجود دارد که شاید حق با ایشان باشد. نه اینکه از روی تکبر بلکه برای حفظ ارتباط بهتر می گویند شما هیچگاه سراغ دانشجویان نروید بگذارید آنها خودشان دنبال کارهایشان باشند.

    خوب در این مدت خدا را شکر، ارتباط خوبی با بچه ها بینمان برقرار شده، و صمیمیتم با آنها به گونه ای است که هر کاری می خواهند انجام دهند برای مشورت می آیند، با برخی از آنها حتی ارتباط اینترنتی داریم (البته نه به صورت صمیمی)، وقتی وارد دفتر می شوند پیش پایشان بلند می شوم، به آنها دست می دهم، گاهی سر به سرشان می گذارم، اما برای فعالیت های کلاسی شان کاملا جدی برخورد می کنم. برای همین آنها احساس راحتی می کنند، مشکلات و هر گونه گله و شکایتی داشته باشند مطرح می کنند. در صورتی که اصلا جرات هیچ گونه اعتراضی پیش مدیریت ندارند. همسرم هم می گویند این به دلیل این است که شما شنونده خوبی هستی اما برای کار اجرایی نباید چنین بود. مدیر هم با همین مسئله مخالف است و می گوید یک معاون آموزشی نباید به گونه ای رفتار کند که دانشجویان جرات کنند گله ها و مشکلات را به راحتی با او بیان کنند؛ بلکه آنها می توانند مشکلات را به معاون فرهنگی یا مشاور انتقال دهند. حال نمی دانم آیا واقعا اشتباه می کنم؟

    در مورد مدیر و اساتید و ... مسئله ام این است که در حالت کلی راضی هستم اما گاهی ناخودآگاه خودم هم حس می کنم که ضعیف عمل می کنم. مثلا اینکه گفتم در مقابل مدیر رفتارم منفعلانه است با توجه به توضیحات نیلوفر آبی عزیز بود. که افراد منفعل زیاد عذر خواهی می کنند. من هم در مواردی که نیاز نیست خیلی عذر خواهی و ملاحظه می کنم. مثلا وقتی با ایشان تماس می گیرم چندین بار عذر و پوزش می خواهم و می گویم ببخشید مزاحم وقتتون شدم و ... در صورتی که نیازی به عذرخواهی نیست در ساعات کاری و برای بهبود در روند کارها باید با ایشان مشورت کنم و ایشان هم خود وظیفه می دانند پاسخ دهند، پس نیاز به عذر خواهی نیست. شاید یکی از دلایلی که ایشان می گویند خیلی متواضعانه برخورد نکنم برای همین موضوع است. (البته از روزی که به این مسئله توجه کردم، دیگر این اشتباه را انجام نمی دهم). (ناگفته نماند رابطه ام با مدیر بسیار خوب و صمیمی است).

    این یک عادت بدی است که از دوران کودکی دارم و شاید ریشه در کمرویی ام در دوران کودکی دارد. در سن 5 سالگی بعد از فوت پدربزرگم که وابستگی شدیدی به او داشتم، به شدت کمرو و کم حرف شدم. به خصوص با بزرگترها. و برای این موضوع خیلی سرزنش می شدم. اما واقعا دوست نداشتم با کسی حرف بزنم. سرزنش بزگترها در تبدیل شدن کم حرفی ام به کمرویی دامن زد. این نقطه ضعف باعث شده بود در خیلی مواقع اجازه دهم حقوقم پایمال شود؛ اما حرفی نزنم. برای همین با اینکه تلاش کردم و این حالت و ذهنیتی که فامیل داشتند را نسبت به این مسئله از بین بردم؛ اما ناخودآگاه گاهی اوقات، عادت های بد گذشته را پیدا می کنم. عذرخواهی های مکرر، ضعیف حرف زدن، ملاحظه کردن و ... ، اما در حالت عادی اینگونه نیستم.
    اینکه مدیریت خواستند کمی محکم تر حرف بزنم معتقدند وقتی از استادی برای سالتحصیلی جدید دعوت می کنم به گونه ای مطرح کنم که ایشان نتوانند نه بگویند. می گویند خیلی خوب و با احترام و نرم صحبت می کنید اما کمی محکم تر حرف بزنید. البته ناگفته نماند من عادت بدی دارم وقتی کسی بالای سرم بایستد نمی توانم تمرکز کنم و خطاهایم بیشتر است. وقتی تنها باشم خیلی قوی تر عمل می کنم. هر زمان گوشی تلفن را بر می دارم مدیر بالای سرم می ایستد و می گوید فلان چیز هم بگو، این را هم بگو .... در این مواقع ممکن است خطاهایی داشته باشم.
    اما در پاسخ به سوالات شما:

    شما ابتدا باید تشخیص بدید که آیا سبک رفتاری شما«منفعلانه» هست و یا «متواضعانه»؟

    در مورد سبک رفتاری ام توضیحات را عرض کردم. امیدوارم در تشخیص آن کمکم کنید.

    اگر منفعلانه باشه، یعنی اینکه شما از روی ضعف و ناتوانی اجازه می دهید که دیگران ازتون سوء استفاده کنند. آیا چنین هست؟

    مسئله سوء استفاده کردن فقط در یک مورد بود، و توضیح هم دادم که ایشان عادت دارند که در کار همه دخالت کنند آن هم به دلیل حس مسئولیت بالا و شخصیت والد گونه ای که دارند و مدام به جای پرداختن به کارهای خود، نگران کار دیگران هستند. نه با بنده، بلکه با مدیریت و سایرین هم چنین برخورد می کنند. خوب رفتار نرم و همراه با احترامی که با ایشان داشتم و اینکه خودم خواسته بودم در شروع کار کمکم کنند و همچنین مواقعی که کلاس داشتم به جای بنده کارهای آموزشی را انجام می دادند؛ باعث شده بود خیلی در کارهایم اظهار نظر کنند. اتفاقا این یک مسئله و دغدغه اساسی برایم شده بود و نیاز به مشورت داشتم. ان شاالله بعدا در این مورد از راهنمایی دوستان استفاده می کنم). غیر از این یک مورد هیچ شخصی سوء استفاده ای نداشته و رفتار همه کاملا محترمانه و خوب بوده است.

    نکته دیگر اینکه باید دید مدیر مرکز به چه دلیلی چنین درخواستی از شما داشته اند. آیا واقعا تغییر سبک رفتاری شما منجر به بهبود وضعیت خواهد شد؟

    در این مورد هم با توجه به شناختی که از ایشون دارم و رابطه خوبی که بینمون وجود داره و تجربه بیشترشون می دونم برای بهبود در وضعیت کار و موفقیت بیشتر خودم هست چون پیش از من ایشون معاون آموزش بودند. من هم انتقادشون رو می پذیرم.


    آیا این احتمال وجود نداره که کسی که از شما چنین درخواستی داشته، نسبت به نوع رفتار شما و محبوبیت تون حسادت بکنه یا خیر؟

    فکر نمی کنم. البته این رو هم بگم ایشون از نوع رفتارم استقبال و رفتارشون رو با دانشجویان با احترام بیشتری کردند. یک جورهایی فکر می کنم رفتارهامون تعدیل شده. ایشون روی من تاثیر گذاشته و من روی ایشون. پیش از ورود بنده خیلی فضای خشک و جدی و بی اعتمادی حاکم شده بود. خودشون هم اعتراف می کنند که رفتار همراه با احترام و منعطف هم روش خوبی است. من بیش حد از منعطف و همکارم بیش از حد با دانشجویان با دعوا و جدی رفتار می کردند. این روی مدیر هم تاثیر گذاشته بود.

    آیا واقعا نیاز هست که شما تغییری در سبک خودتون بدید؟
    بله . در مواردی که عرض کردم به نظرم نیاز به تغییر هست. که خدا رو شکر در طول این مدت که توجهم رو به این مسئله بیشتر کردم تغییرات خوبی داشتم. و کم کم دارم نقاط ضعف رو برطرف می کنم.

    سوال دیگر اینکه آیا همین تغییر سبک رفتاری به درخواست مدیر مرکز، ناشی از شخصیت شما مبنی بر راضی نگه داشتن همه نیست؟
    تشخیص شما در مورد این نقطه ضعف بنده که می خواهم همه را راضی نگه دارم صحیح است؛ اما در این مورد نه اینطور نیست. اصلا هدفم رضایت مدیر نیست بلکه هدفم پیشرفت بهتر کار است. به نظرم نقاط ضعف را دیگران بهتر متوجه می شوند و من هم از تجربیات مدیر استفاده می کنم.

    با توجه به شناختی که از شما داریم، و اینکه می دانیم شما معمولا تمایل ندارید کسی رو از خود برنجانید، تصور می کنم بخشی از نگرانی شما ناشی از این امر باشه

    به هر صورت، انکار نمی کنیم که قاطعیت در برخی موارد خوب، و در برخی موارد ضروری هست. اما باید جاش رو شناخت.

    آیا در سبک جراتمندانه، مهربانی هم تعریف شده یا خیر؟



    بله قطعا .... و من معتقدم هم می توان جراتمندانه برخورد کرد و هم مهربان بود.

    باید دانست که همه نسبت به سبک جراتمندانه، واکنش مطلوب نشان نمی دهند. تصور کنید فردی همیشه با سبک جراتمندانه با شما رفتار کنه. گاهی چنین افرادی خشک هم به نظر میرسند و غیرقابل انعطاف.

    اگر سبکی منجر به سوء استفاده بشه، نیاز به بازنگری داره. اگر خود شما راضی هستید از سبک رفتاری تون، و سبک شما انفعالی نیست(با توجه به توضیحاتی که داده شد)، و کارکنان و دانشجویان و اساتید هم رضایت دارند، انتقاد یک نفر دلیلی بر تغییر منش و سبکی که شما دوست دارید و مناسب هم هست، نیست. اما اگر احساس می کنید تغییر نیاز هست، و انتقاد ایشون به جا هست، و با تغییر کردن هم خودتون احساس خوبی بهتون دست میده و هم روند مرکز بهبودی پیدا میکنه و اینکه دوستانتون رو میتونید با این روش جدید حفظ کنید، اونوقت میشه شروع کرد به تغییر در سبک به شیوع عملی و تمرینی و البته تدریجی. میتونیم در صورتی که فرصت بشه کارگاه آموزشی رفتار جراتمندانه رو باز شروع کنیم. منتها شما تمامی ملاحظات رو در نظر بگیرید.

    اینکه عرض کردم از رفتار خودم راضی هستم برای این بود که نیلوفر عزیز اشاره کردند در رفتار منفعلانه شخص از خود ناراضی است ... خواستم مسئله را بهتر بیان کنم. می خواستم بگویم من از رفتارم راضی هستم اما شرایط کاری ام به گونه ای ست که باید جدی تر باشم. و خوب نوع رفتار ما در بیرون از محیط کار با محیط کار فرق می کند.

    و در آخر اینکه شاید من مسئله را خیلی بزرگ کرده ام، اما هدفم واقعا این است که کارم نتیجه بخش تر باشد و ضعف های کاری ام از بین بروند، می خواهم قوی تر باشم. برای حل مسائل هم بهتر هست که حتی اگر کوچک باشند آنها را بررسی کرد. و اشاره هم کنم که این تغییر روند را برای محیط کار می خواهم با دوستانم مسئله ای ندارم.

    بله درست است تغییرات به صورت تدریجی و با تمرین ایجاد می شود. از شما می خواهم در تشخیص اشتباهاتم کمکم کنید و همچنین راهکارها و تمرین هایی که لازم است بیان نمایید.

    در آخر پوزش می خواهم که این همه طولانی شد. در طول هفته فرصت نمیشد، برای همین همه را یکجا نوشتم. و خواستم همه نکات را بیان کنم تا تشخیص خطاها راحت تر باشد.

    پیشاپیش از راهنمایی شما کمال تشکر را دارم.

    در پناه حق سلامت و پیروز باشید
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_07_17 در ساعت 14:15
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  16. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,niloofarabi,محسن عزیزی,بانو

  17. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بابت توضیحات مفصلتون تشکر می کنم

    بنا به توضیحاتی که دادید، به نظر میرسه که آنچه برای شما میتونه در این موقعیت کارساز باشه، موارد زیر هست:

    1. مشخص کردن حیطه وظایف کاری معاون آموزشی و تمایز آن با مشاور: اگر مشخص بشه که شما به عنوان معاون آموزشی، دقیقا چه مسئولیت هایی رو بر عهده دارید، خود به خود بسیاری مشکلات حل خواهد شد. به این صورت که هرگونه درخواستی از جانب دانشجویان که در حیطه کاری شما نیست، با رد جراتمندانه به کسی که مسئولش هست سپرده میشه

    2. تمرین درخواست جراتمندانه: برای درخواست های شما از مدیریت، لازمه که شیوه درخواست جراتمندانه رو فرابگیرید تا کمرویی و عذرخواهی بیجا رو کنار بگذارید. در تاپیک دیگری توضیحاتی درباره اش داده بودم که اینجا نقلش میکنم:


    موقعیت(توصیف مشخص و عینی واقعیت ها):

    1. کاملا عینی و منطقی باشید و واقعیت ها رو بدون تفسیر و تحلیل، فقط توصیف کنید.

    2. زبان تند و فتنه انگیز به کار نبرید.
    احساسات(عبارات «من» بدون سرزنش):

    1. از عبارت «من» استفاده کنید و نه «شما»

    2. صادق و همخوان باشید: احساسات خودتون رو صادقانه بیان کنید، و زبان صورت و زبان بدن تون با همدیگر همخوان باشند. یعنی بیانتون با چهره و احساس درونی تون همخوانی داشته باشه
    درخواست(برای تغییر رفتار):

    1. فقط تغییر رفتار رو در خواست کنید. رفتار عینی و مشخص هست. اینگونه نباشه که بخواهید طرف مقابل، ارزشها و نگرشها و احساسات و ... رو تغییر بده. این تغییرات با مقاومت همراه هستند.

    2. بر رفتار قابل مشاهده تاکید کنید.

    3. همزمان چند درخواست رو مطرح نکنید. در هر موقعیت، بر روی یک یا دو تغییر رفتاری قابل مشاهده متمرکز بشید.



    میتونید درخواست هاتون رو از قبل بنویسید و تمرین کنید برای بیانش(هرچند تصنعی به نظر بیاد).

    3. تمرین رد جراتمندانه: پس از اینکه حیطه وظابف تون مشخص شد، میتونید در برابر درخواست های خارج از حیطه وظایفتون، پاسخ منفی بدید. بدین منظور می تونید خیلی مختصر و به شیوه ای مؤثر پاسخ بدید. مثلا اینطوری پاسخ بدید که:«متاسفم... این کار در حیطه وظایف مشاور هست.»

    لینک زیر رو مطالعه کنید:

    تمرین ردّ جراتمندانه

    4. فراگیری زبان بدن و تمرین کردن آن: در این خصوص می توانید با فراگیری حالات خاص بدنی که نمایانگر قاطعیت بیشتر هستند، و تمرین عملی آنها، قاطعیت بدنی خود رو با قاطعیت کلامی تون هماهنگ کنید. برای تمرین کلامی، صدای خودتون رو در حالات مختلف ضبط کنید. تمرین کنید که قاطعانه تر صحبت کنید و بهش گوش کنید. سعی کنید اون رو به حد مطلوب افزایش بدید. جلوی آینه برای حالات خودتون تمرین کنید. میتونید از شخص دیگری مثل همسر کمک بگیرید برای بازخورد دادن به شما.

    5. کنترل افکار مربوط به گذشته: از آنجایی که در موقعیت خاص قرار گرفتن، باعث میشه برخی افکار خودآیند منفی به سراغتون بیان، بنابراین مدیریت و کنترل افکار هم یکی از مهارت های لازم هست. میتونید از تکنیک توقف فکر استفاده کنید، و هیمنطور در کنارش از خودگویی های مثبت استفاده کنید تا بر ذهنتون نقش ببنده که شما بر کمرویی خودتون غلبه پیدا کردید. تدریجا اثراتش رو بر رفتار می بینید.

    میدونم که خیلی مختصر شد. اینها سرفصل های ایجاد تغییرات هستند. هریک توضیحات مفصلی دارند که در این مجال فرصت نشد بیشتر بازشون کنم. شاید در فرصتی دیگه و شاید در کارگاه آموزشی مطرح کنیم. ان شاء الله اگر این موارد رو در حیطه کاری اگر به کار ببندید، میتونید امیدوار به حل مساله باشید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  18. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط golpesar,niloofarabi,ایزدی,بانو

  19. ارسال:10#
    با سپاس بسیار از استاد عزیزم جناب عزیزی

    نظر شخصی خودمو نسبت به رفتار و شخصیت شما و تجربه همسرم و دید ودم توی دوران مدرسه نسبت به معلمین مینویسم
    1.رفتار شما با دانشجویان بنظر خیلی هم خوبه اینکه با شما راحت هستند و همراه با احترام و بعنوان یک دلسوز یه بزرگتر که به حرفاشون توجه داره بعنوان کسی که بهشون اهمیت میده و براشون ارزش قائله بهشون نگاه میکنید و توجه داردی این نشان از شخصیت خوب و مهربان و همراه با قاطعیتی که دارید هست اگر سوساتفاده کنند و یا برخوردی داشته باشند که همراه با احترام نباشه بله حرف جناب مدیر درسته ولی تا اونجایی که من از نوشته های شما برداشت کردم خیلی هم برخود خوبی دارید (واقعا جای تحسین دارید )

    2.خود من توی دوران دبیرستان سال اول یه معلم داشتیم واقعا با شخصیت بود چون همه کلاس سال سوم راهنمایی تجدیدی بودن و تیو تابستون قبول شده بودن برای همین درسهامون خوب و نبود و تنها معلمی که احترام قائل بود برای دانش اموزان ایشون بود هنوز که 15 سال از اون موقع میگذره هروقت توی خیابون ببینم یا جایی کاری از دستم بربیاد و در توانم باشه دریغ نمیکنمب راش انجام بدم و واقعا ازش ممنونم هروقتم یادش میوفتم میگم خدا پدرمادرشو بیامرزه اینقدر باشعور و باشخصیت بود

    3.همسر خودم توی دانشگاه حق التدریسی بود برخودش شبیه شما بود و شرایط شما را داشت اتفاقا خیلی هم دانشجوهاش براش احترام قائل بودن هم قاطعانه برخورد میکرد هم شوخ بود از هر رفتاری توی جای خودش استفاده میکرد دقیقا همانند شما.اتفاقا از اون دوران هرچند کوتاه بود(چون بچه دار شدیم و نداشتن پارتی و حقوق کمی که میدن) ازش به نیکی یاد میکنه و رهوقت یادش میوفته خوشحال میشه و میخنده بنظر شما و شخصت هایی همانند شما الگوی خوبی هستید برای دانشجو ها اینکه با احترام باهاشون برخورد میکنید و یا با اینکه دانشجوی شما هستند و پست شما معاونت و استاد هستش ولی بخاطر اینکه از شما سنشون بالاتره براشون احترام قائلید این نشان دهنده فهم شعور و سطح فرهنگ بالای شماست و اینکه خانواده با اصالت و بافرهنگی دارید.

    قدر خودتو بیشتر بدون ولی بجاش هم قاطعانه تر برخورد کن
    پاسخ با نقل و قول

  20. تمرین رفتار قاطعانه و مدیرانه  سپاس شده توسط niloofarabi,ایزدی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •