تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نا امید بودن به خودم و آیندم. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:rava
آخرین ارسال:قلم سرخ
پاسخ ها 7

نا امید بودن به خودم و آیندم.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من محمد هستم متولد 65 و بيكار و دانشجو و مشكل خيلي بزرگي كه دارم اينه كه تقريبا مخم از كار افتاده ديگه الان اگه بيان 100 ميليارد هم بهم بدن نميتونه منو خوشحال كنه تا جايي كه يادمه هيچ وقت دوست صميمي نداشتم / به كسي خيلي اعتماد ندارم حتي به نزديكترين افراد / خيلي شكاكم / اغلب اوقات غمگينم/ فوق العاده ساده ام و در عين حال دلرحم/ ترسو هستم و بيشتر ميخوام تو خونه باشم تا اينكه برم بيرون قبلا 1000 جور ايده به ذهنم ميرسيد و اينقدر فعال بودم كه گاهي جنازم ميرسيد خونه با اينكه تنها بودم ولي الان نه مخم اينگار گنديده نه ايده اي براي كار دارم نه به آينده اميدوارم و اگه آدم معتقدي نبودم تا الان خودكشي كرده بودم اين رو هم بگم كه پدرم رو مقصر اصلي اين عقب افتادگي ميدونم چون باعث شد خيلي فرصت ها رو تو زندگيم از دست بدم و همين الان وجودش در خونه واقعا باعث افسردگي من ميشه تا جايي كه يك دوره اي كه واقعا نتونستم تحملش كنم رفتم تو يك مسافرخونه تو شهر خودمون / و وقتي نيست بهتر از وقتي كه هست هستم با اينكه كلامي باهاش حرف نميزنم و حتي نگاش هم نميكنم ولي وجودش برام آزار دهندست
    از مشكلات ديگم اينه كه چند وقته واقعا بي عرضه شدم البته ميدونم به خاطر اينه كه فكرم خيلي مشغول بدبختيامه
    الان واقعا به يك همدم و همراه نياز دارم ولي شرايط مالي ازدواج رو ندارم و همچنين هيچ دوستي هم ندارم
    يك بارهم پيش روانشناس رفتم ولي از اونجايي كه نميخوام اسرار زندگيم رو به غريبه بگم ديگه نرفتم و دلم هم نميخواد برم
    لطفا من رو راهنمايي كنيد.
    ویرایش توسط تبسّم : 2014_07_10 در ساعت 00:29 دلیل: ویرایش عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. نا امید بودن به خودم و آیندم.  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,rahe shab,samin66,کوثر حبیبی

  3. ارسال:2#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر طاعاتتون قبول

    چند تا سوال

    رشته ی تحصیلیتون چی هست؟

    درآمدی دارین؟؟؟ شغل و علاقتون چی هست؟

    میشه چند تا مسئله رو راجب پدرتون عنوان کنید؟؟؟ اگر تمایل دارید بیشتر راجب اتفاق هایی که افتاده و شما رو تا این حد متنفر کرده صحبت کنید..

    رابطه ای رو با جنس مخالف تجربه کردین؟؟؟نتیجه؟؟؟

    معمولا انسانهایی که مثل شما هستن ، دلخور بودن یا ناراحت بودنشون از کسی به شدت خودشون رو آزار میده و تداوم این آزار ها این شرایطی رو که شما ازش شکایت دارید رو ایجاد میکنه.
    تنهایی ، فشار اقتصادی ، درحال تحصیل بودن در سن 27سالگی و همچنین نداشتن دوست و همدم و استمرار این قضیه به شدتش اضافه میکنه.

    من احساس میکنم شما شدیدا به یک رفرش و تغییرات در زندگی نیازمند هستید که شکل روتین و عادی رو برای شما تغییر بده. که انجام این تغییر بدون خواست خود شما ابدا امکان پذیر نخواهد بود ؛ پس به ما و دوستانتون در انجمن اعتماد کنید تا کمکتون کنیم.

    منتظر پاسخ شما هستیم.
    ویرایش توسط rahe shab : 2014_07_10 در ساعت 14:13
    پاسخ با نقل و قول

  4. نا امید بودن به خودم و آیندم.  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi,rava,samin66,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    من متاسفانه به دليل دخالت هاي اطرافيان اينكه فوق العاده تاثير پذير بودم نسبت به حرف اين و اون چند با رشته ام رو تغيير دادم كارداني كامپيوتر خوندم بعد كارداني مكانيك و الان ليسانس مديريت ميخونم/درآمد تقريبا ميشه گفت ندارم/چندجا رفتم دنبال شغل ولي گير نياوردم/الان شغل مورد علاقه من شغليه كه فقط بتونم بخرم و بفروشم و قبلا يك مدتي كار زيراكس و... داشتم ولي چون سودي نداشت و من هم صبرم خيلي كمه رهاش كردم/در مورد پدرم ، يك بازنشسته اس كه متاسفانه به دليل سادگي و بي تدبيري باعث شد خيلي از منابع ماليمون رو از دست بديم و به دليل دخالت هاي بي جا باعث شد مسير تحصيلي من به سمت ديگه اي بره من در دوره راهنمايي در مدرسه اي ثبت نام كرد كه به نظرش خوب بود اما يك مدير وحشي داشت و يادمه تو اون سه سال كه من راهنمايي بودم چندين بار از اين مديره كتك خيلي ناجوري خوردم ولي پدرم حتي يك بار هم حاضر نشد بياد مدرسه اين سه سال ترس و دلهره كافي بود كه من بقيه سالها رو هم در همين احوال سر كنم به طوري كه وسواس شديد گرفتم كه هنوز هم كه هنوزه علائمش در من وجود داره و پدرم هم مرتب سركوفت اين و اون رو ميزد با اينكه خودش در زندگي به جز گند زدن به زندگي و به آتيش كشيدن پول بي زبون كاري بلد نبود و تو فاميل به عنوان يك فرد بي عرضه شناخته ميشه (به نظر خودش به عنوان فرد ساده و سر و سنگين شناخته ميشه) و بدتر از همه ترسي هست كه از اون دوران با من مونده و همين طور رشد كرده و پيشرفته تر شده از هر تغييري ميترسم نتونستم هيچ وقت دوستي داشته باشم و الان هم كه به خودم اومدم ميبينم كه اي واي 29 سال از سنم گذشته نه سابقه كاري دارم نه خونه اي نه پولي و حتي رانندگي هم نميتونم بكنم / خيلي دلم ميخواد اين اوضاع رو تغيير بدم دلم ميخواد كلا جمع كنم برم شهر ديگه كه ديگه حتي تو هوايي كه پدرم نفس ميكشه هم نباشم ولي خوب متاسفانه از نظر مالي برام امكان پذير نيست كه جايي ديگه رو بگيرم/ در مورد جنس مخالف هم بايد بگم من به دليل تاثير پذيري در كودكي از داييم كه فوت كرده فرد تقريبا متديني هستم و تا الان به نامحرم دست هم نزدم/ چند با هوس ازدواج به سرم زده ولي چون عاقبتش رو در مورد خودم ميدونم اين كار رو نكردم
    پاسخ با نقل و قول

  6. نا امید بودن به خودم و آیندم.  سپاس شده توسط anahid

  7. ارسال:4#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط rava نمایش پست ها
    الان هم كه به خودم اومدم ميبينم كه اي واي 29 سال از سنم گذشته نه سابقه كاري دارم نه خونه اي نه پولي و حتي رانندگي هم نميتونم بكنم / خيلي دلم ميخواد اين اوضاع رو تغيير بدم

    سلام به همیاری خوش اومدین

    آقای rava درسته که 29 سال دارین و 29 سال عمر کمی محسوب نمیشه ولی شما هنوز جوون هستین و سالم و الحمد الله اعتقاداتتون هم که خوبه پس با توکل به خدا و تلاش دست از نا امیدی بردارین و هر چه در توان دارین انجام بدین که هم خودتون از خودتون راضی باشین و هم خالق هستی ازتون راضی باشه

    این شرایط برای شما وجود داره و با آیه یأس خوندن شرایط عوض نمیشه

    باید با این شرایط سازگاریتون رو فراهم کنید و با تلاش ، یه قسمت هایی رو تغییر بدین و یه قسمت هاییش رو هم بپذیرین

    و سازگاری جز با حرکت و تلاش و در کنارش توکل بر خدا میسر نیست

    بعضی وقتا ما آدما میگیم که به خدا توکل کردیم و لی درواقع این توکل زبانی هست و اعتقاد قلبی بهش نداریم

    ولی فکر میکنم باز خوانی چند آیه و روایت در یادآوری اصل توکل تأثیر گذار باشه

    توکل:


    منظور از توكل سپردن كارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست، زيرا «توكل‏» از ماده «وكالت‏» به معنى انتخاب وكيل نمودن و اعتماد بر

    ديگرى كردن است، بديهى است هر قدر وكيل توانايى بيشتر و آگاهى فزون‏تر داشته باشد شخص موكل احساس آرامش بيشترى

    مى‏ كند، و از آنجا كه علم خدا بى پايان و تواناييش نامحدود است هنگامى كه انسان توكل بر او مى ‏كند آرامش فوق‏العاده احساس

    مى ‏كند، در برابر مشكلات و حوادث مقاوم مى‏ شود، و از دشمنان نيرومند و خطرناك نمى ‏هراسد، در سختيها خود را در بن بست نمى ‏بيند و پيوسته راه خود را به سوى هدف ادامه مى ‏دهد.

    انسانى كه بر خدا توكل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمى ‏كند بلكه به اتكاى لطف خدا و علم و قدرت بى پايان او خود را پيروز و فاتحمى ‏بيند و حتى شكست‏هاى مقطعى او را مايوس نمى‏ سازد.

    هرگاه توكل به مفهوم صحيح كلمه در جان انسان پياده شود به يقين اميدآفرين، نيروبخش و باعث تقويت اراده و تحكيم مقاومت و پايمردى
    است
    .

    آیات:

    1. و قال موسى يا قوم ان كنتم آمنتم بالله فعليه توكلوا ان كنتم مسلمين × فقالوا على الله توكلنا ربنا لاتجعلنا فتنة للقوم

    الظالمين (سوره‏يونس،آيات‏84و85)

    2. و ما لنا الانتوكل على الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن على ما آذيتمونا و على الله فليتوكل المتوكلون (سوره‏ابراهيم، آيه‏12)

    3. ...و من يتوكل على الله فهو حسبه... (سوره‏طلاق،آيه‏3)

    1. موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده ‏ايد، بر او توكل كنيد اگر تسليم فرمان او هستيد»!

    - گفتند: «تنها بر خدا توكل داريم، پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمگر قرار مده!

    2.و چرا بر خدا توكل نكنيم، با اينكه ما را به راه‏هاى(سعادت) رهبرى كرده است، و ما به طور مسلم در برابر آزارهاى شما

    صبر خواهيم كرد(و دست از رسالت‏ خويش برنمى ‏داريم) و توكل كنندگان بايد فقط بر خدا توكل كنند»!

    3.
    و هر كس بر خدا توكل كند كفايت امرش را مى ‏كند... .

    احادیث:

    1- در حديثى از رسول خدا(ص) مى‏ خوانيم:

    «من سره ان يكون اقوى الناس فليتوكل على الله;

    كسى كه دوست دارد قوى ‏ترين مردم باشد بر خدا توكل كند»!(1)

    2- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(ع) آمده است:

    «فى التوكل حقيقة الايقان;

    حقيقت‏ يقين در توكل است‏»!(2)

    3- در حديث پرمعناى ديگرى در داستان ابراهيم(ع) در تفسير على بن ابراهيم مى ‏خوانيم:

    هنگامى كه ابراهيم(ع) را در منجنيق گذاشتند .

    عمويش آزر آمد و يك سيلى محكم به صورت او زد و گفت: از مذهب توحيديت ‏بازگرد!(ابراهيم اعتنايى به او نكرد)

    در اين هنگام خداوند فرشتگان را به آسمان دنيا فرستاد تا نظاره‏ گر اين صحنه باشند،

    همه موجودات از خدا تقاضاى نجات ابراهيم(ع) را كردند،

    از جمله زمين گفت:

    «پروردگارا! بر پشت من بنده موحدى جز او نيست و هم اكنون در كام آتش فرومى ‏رود، خطاب آمد اگر او مرا بخواند مشكلش را حل

    مى‏ كنم، جبرئيل در منجنيق به سراغ او آمد و گفت: اى ابراهيم! به من حاجتى دارى تا انجام دهم؟

    ابراهيم گفت: «به تو نه! اما به پروردگار عالم آرى!»

    در اينجا بود كه جبرئيل انگشترى به او داد كه اين جمله‏ ها(كه در واقع دستور نجات بود) بر روى آن نوشته شده بود:

    لا اله الا الله محمد رسول الله، الجات ظهرى الى الله، اسندت امرى الى الله، و فوضت امرى الى الله!

    (اين جمله‏ ها كه مفهوم واقعيش همان توكل همه جانبه بر خدا بود، كار خود را كرد،

    و هنگامى كه ابراهيم(ع) به ميان آتش پرتاب شد به تعبير روايت:

    «اوحى الله الى النار كونى بردا، فاضطربت اسنان ابراهيم من البرد حتى قال: و سلاما على ابراهيم;

    در اين هنگام خداوند به آتش وحى فرستاد كه سرد شو! آتش آن چنان سرد شد كه دندانهاى ابراهيم به هم مى ‏خورد،

    سپس خطاب آمد و سلاما على ابراهيم سرد و سالم باش براى ابراهيم

    (در اين هنگام آتش به محيطى آرام‏ بخش مبدل گشت) و جبرئيل در كنار ابراهيم قرار گرفت و با او به گفتگو نشست‏».

    نمرود از فراز جايگاه خود چنين گفت:


    «من اتخذ الها فليتخذ مثل اله ابراهيم;

    اگر كسى مى ‏خواهد معبودى براى خود برگزيند همانند معبود ابراهيم(ع) را انتخاب كند»! (3)

    آرى توكل بر خداست كه آتش‏ها را به گلستان مبدل مى ‏كند، توكلى همچون توكل ابراهيم كه حتى از دست زدن به دامان جبرئيل

    احساس دورى از خدا مى ‏كند و معتقد است‏ بايد آب را از سرچشمه گرفت تا صاف‏تر و زلال‏تر باشد!

    4- امام صادق(ع) در تعبير ديگرى مى‏ فرمايد:

    «ان الغنى و العز يجولان فاذا ظفرا بموضع التوكل اوطناه;

    توانگرى و عزت پيوسته در حركتند هنگامى كه به محل توكل برسند آنجا را وطن خود انتخاب مى ‏كنند». (4)

    يعنى قلبى كه كانون توكل بر خداست هم احساس بى نيازى از ماسوى الله مى ‏كند و هم احساس عزت و قدرت،

    چرا كه تكيه بر قدرتى كرده كه بالاتر از همه چيز است، تكيه ‏گاهى بى نياز از همه كس و همه چيز و قدرتى شكست ناپذير.

    5- در حديث ديگرى همين معنى با تعبير لطيف ديگر از امام باقر(ع) نقل شده است، فرمود:

    «من توكل على الله لايغلب و من اعتصم بالله لايهزم;

    هر كسى كه توكل بر خدا كند مغلوب نمى ‏شود و كسى كه به دامن لطف خداوند چنگ بزند شكست نمى ‏خورد». (5)

    6- در حديث ديگرى از امام على بن ابى طالب آمده است كه فرمود:

    «من توكل على الله ذلت له الصعاب و تسهلت عليه الاسباب;

    كسى كه بر خدا توكل كند مشكلات در برابر او خاضع، و اسباب براى او سهل و آسان مى ‏گردد». (6)

    چگونه چنين چيزى نباشد در حالى كه «مسبب الاسباب‏» ذات پاك خداست و همه چيز سر بر فرمان او دارد.

    7-در حديث ديگرى از همان حضرت به اين نكته اشاره شده است كه توكل نه تنها در عوامل برونى اثر مى ‏گذارد كه در درون انساننيز مؤثر است و او را از چنگال وسوسه‏ ها و شبهات نجات مى ‏دهد، فرمود:

    «من توكل على الله اضائت له الشبهات;

    كسى كه توكل بر خدا كند شبهات براى او روشن مى ‏شود». (7)

    8-باز از همان بزرگوار خطاب به همه مردم چنين نقل شده:

    «يا ايها الناس توكلوا على الله و اتقوا به فانه يكفى ممن سواه;

    اى مردم توكل بر خدا كنيد و به او اعتماد داشته باشيد چرا كه انسان را از غير خود بى نياز مى ‏كند». (8)


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ

    منابع:

    1- كنزالعمال، حديث‏5686، جلد3، صفحه 101.

    2- غررالحكم.

    3- تفسير على بن ابراهيم، جلد 2، صفحه‏73 و 72(با تلخيص).

    4- اصول كافى، جلد 2، صفحه 65.

    5- ميزان الحكمة، جلد 4، حديث‏22547.

    6 غررالحكم، شماره 9028.

    7- همان مدرك، شماره 8985.

    8- بحارالانوار، جلد 55، صفحه 265.


    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_07_11 در ساعت 22:16
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  8. نا امید بودن به خودم و آیندم.  سپاس شده توسط anahid,m1392,rava

  9. ارسال:5#
    تقریبا همه ادمها دوست دارن تا انطور که دوست دارن هویت خودشونو شکل بدن ..یعنی اساس تشکیل هویت این است که فرد تلاشها و فعالیتهایی میکند که علاقمند به تعقیب اون هست
    معمولا شکل گیری هویت از آغاز کودکی و درون خانواده شکل میگیره و خانواده تاثیر بسزایی روی هویت فرد داره..
    که خلاصه بگم در اینده به دو هویت ختم میشه یا طرف دچار هویت شکست میشه و یا موفقیت
    کسایی که دارای هویت شکست هستن معمولا کسایی هستن که به خود ایمانی ندارن و خود را باور نکردن ..میخواهند تصمیمی بگیرند اما چون معیارهای مورد قبول خود را روشن نكرده‌اند برای اتخاذ كوچك‌ترین تصمیمی ناتوان‌اند و اضطراب سراپای وجودشان را فرا‌‌می‌گیرد. اونا در وادی تردید زندگی می‌كنند و به ناامیدی و افسردگی دچار می‌شوند.
    کسایی که به دلیل نداشتن اعتماد بنفس و خود باوری شخصیت منفعل و تغییر پذیری دارن و همیشه همانطور میشن که دیگران میخوان ..در واقع چون از انتقاد و تحقیر میترسن رنگ عوض میکنند و زوذ خودشونو تغییرمیدن و همانطور میشن که دیگران میخواهند ..
    معمولا هم علت اصلی شکل گیری چنین هویتی والدین هستن ..والدینی که بر اساس عقاید و افکار خودشونو فرزندشونو بزرک میکنن و فرزندشونو در تصمیم گیریها شریک نمیکنند
    به فرزندشون زیاد اعتماد ندارن و همه تصمیم های مربوط به اون رو خودشون میگیرن ..این رویه به مرور زمان باعث میشه که فرد به خودشو و به تواناییهاش شک کنه ..
    دوست عزیز مطالبی که نوشتم رو تایید میکنی ؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. نا امید بودن به خودم و آیندم.  سپاس شده توسط m1392,rava

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط قلم سرخ نمایش پست ها
    تقریبا همه ادمها دوست دارن تا انطور که دوست دارن هویت خودشونو شکل بدن ..یعنی اساس تشکیل هویت این است که فرد تلاشها و فعالیتهایی میکند که علاقمند به تعقیب اون هست
    معمولا شکل گیری هویت از آغاز کودکی و درون خانواده شکل میگیره و خانواده تاثیر بسزایی روی هویت فرد داره..
    که خلاصه بگم در اینده به دو هویت ختم میشه یا طرف دچار هویت شکست میشه و یا موفقیت
    کسایی که دارای هویت شکست هستن معمولا کسایی هستن که به خود ایمانی ندارن و خود را باور نکردن ..میخواهند تصمیمی بگیرند اما چون معیارهای مورد قبول خود را روشن نكرده‌اند برای اتخاذ كوچك‌ترین تصمیمی ناتوان‌اند و اضطراب سراپای وجودشان را فرا‌‌می‌گیرد. اونا در وادی تردید زندگی می‌كنند و به ناامیدی و افسردگی دچار می‌شوند.
    کسایی که به دلیل نداشتن اعتماد بنفس و خود باوری شخصیت منفعل و تغییر پذیری دارن و همیشه همانطور میشن که دیگران میخوان ..در واقع چون از انتقاد و تحقیر میترسن رنگ عوض میکنند و زوذ خودشونو تغییرمیدن و همانطور میشن که دیگران میخواهند ..
    معمولا هم علت اصلی شکل گیری چنین هویتی والدین هستن ..والدینی که بر اساس عقاید و افکار خودشونو فرزندشونو بزرک میکنن و فرزندشونو در تصمیم گیریها شریک نمیکنند
    به فرزندشون زیاد اعتماد ندارن و همه تصمیم های مربوط به اون رو خودشون میگیرن ..این رویه به مرور زمان باعث میشه که فرد به خودشو و به تواناییهاش شک کنه ..
    دوست عزیز مطالبی که نوشتم رو تایید میکنی ؟
    دقيقا همينطوره ولي خوب ميشه چكار كرد الان؟ گذشته رو كه نميشه تغيير داد/ اعتماد به نفس من الان يك درصد هم نيست اينقدر تاثير بدي گذاشته روم و آزارم ميده كه الان بي اختيار پلكم ميپره
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    سلام دوست عزیز

    با این حساب میشه گفت که شما دچار هویت شکست شدین ..هویتی که در درون خانواده شکل گرفته و باعث شده شما از خودتون و این هویت راضی نباشین
    معمولا کسایی که دچار هویت شکست میشن باید تحت درمان (واقعیت درمانی) قرار بگیرند ..
    در مرحله اول این روش به شما یاد میده صحبت کردن از چیزیکه نمی تونه زندگیتو تغییر بده بی معنیه...
    و تنها فردی که می تونه اوضاع رو تغییر بده خودتان هستید... شاید به نظر منصفانه نباشه ولی شکایت کردن و سرزنش کردن دیگران و رفتن به جاهای دور شاید در کوتاه مدت بهت احساس خوبی بده ولی رفتار بی حاصلیه
    در مرحله بعدی درمانگر با طرح و برنامه ریزی مشخص و دقیق بهت کمک میکنه تا نیازهایی رو که رفع نکردی رفع کنی ..
    که خلاصه بگم در کل واقعیت درمانی به رفتاری که کارآمد بیشتری داره تمرکز میکنه و به طرز تفکر و اعمال فرد توجه میکنه نه به احساساتش ..بهتون کمک میکنه که چطور رفتار کنی تا از رفتار فعلیت موثرتر باشه و روابط خشنود کننده و خوشحال کننده بیشتری بسازی ..
    دوست عزیز مطالبی رو که گفتم فقط در حد راهنمایی و نظر شخصیم بود ..به نظر من شما نیاز به واقعیت درمانی دارین
    به نظر من حتما پیش یه روانشناس خوب برو و حضوری مشکلاتت رو باهاش در میان بذار ..
    با آرزوی موفقیت
    یا علی
    پاسخ با نقل و قول

  13. نا امید بودن به خودم و آیندم.  سپاس شده توسط m1392,rava

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •