تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی یا عشق بیهوده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mike
آخرین ارسال:m@ri
پاسخ ها 58

صفحه‌ها (6): صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

افسردگی یا عشق بیهوده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    بله درسته

    اون زمان من هیچ تمایلی برای ارتباط بر قرار کردن با بقیه نداشتم ولی اخلاق اون خاص بود چون زمانی که من کاره اشتباهی میکردم مثله بقیه منو سرزنش نمیکرد همیشه با آرامش با هم حرف میزد و ازم دلگیر یا ناراحت نمیشد همیشه خوشحال و سر زنده بود توی مشکلاتم همدمم بود و اگر من جوری رفتار میکردم که اون متوجه نشه من ناراحتم اون اینو متوجه میشد و دلیل ناراحتیمو میپرسید اما تا الان این نفهمیدم که اونم مثله بقیه به من اهمیت میده یا نه
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  2. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

  3. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    دوست عزیز صبور باش. دوستان هم خواهند آمد و نظرشون را خواهند گفت. توقع نداشته باشید که ظرف چند روز مشکلتون حل شود و اینکه توقع نداشته باشید راه حل های خیلی ویژه و خاص و عجیب را دوستان بدهند که یک روزه مشکلتون حل شه.
    میدونم مشاور عزیز من توقع راه حل های ویژه و خاصی رو نداشتم و چنین حرفی نزدم من از این عادت که کم صبر و حوصله ام بدم میاد اما چیکار کنم
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    samin66 آواتار ها
    خب آفرین. حالا یکم بهتر شد.
    دوست دارم از رابطت با خانواده ات بیشتر بدونم.
    مسلما خودت هم قبول داری که باید فراموشش کنی و تمام تلاشت هم همینه و اینکه بتونی سریعتر به حالت قبل 7 ماه پیش برگردی. اینجا نیاز به همکاری خودت هم داریم. نیاز به همت و تلاشت.
    ایتقدر هم به خودت تلقین نکن که فلانی را دوست داشتم و بدون اون نمیتونم و افسرده ام و.....
    خب همزمان که ما با هم تاپیک رو پیش میبریم شما هم یه لطفی کن و اون راه حل هایی که بهت گفته بودم رو آروم آروم اجرا کن (با اینکه میدونم خیلی برات سخته، اما قراره باهام همکاری کنی). دوست عزیز؛ فکر نکن که برای انجام کاری حتما باید انگیزه داشته باشی. نه تو شروع کن، حتی بی انگیزه و بی علاقه. شروع خیلی مهمه.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392,ترنّم

  6. ارسال:14#
    احساس اونو نسبت به خودم نمیدونم یه بار بهش گفتم دوسش دارم اما جواب درستی بهم نداد یعنی اصلا متوجه نشدم که منظور حرفش چی بود .

    من فرزند اول خانواده ام و پدر و مادرم از امکانات مالی و معنوی (محبت و توجه و احترام و ...) چیزی برام کم نگذاشتن و همیشه حامی من بوده اند زمانی که میخواستم انتخاب رشته بکنم این مسئولیت رو بسته به علاقه خودم گذاشتن انتخاب بکنم پدرم از من انتظار داشت مثل بقیه پدر و مادرا من مهندس یا دکتر و یا ... بشم اما وقتی باهاش صحبت کردم این حق رو بهم داد که خودم رشته ام رو انتخاب کنم پدرم از هر نظر تکیه گاه منه اگر من علاقه به کلاسی داشتم و میخواستم در آن کلاس ثبت نام کنم مادرم کمی بهانه میگرفت ولی پدرم به قوت قلب میده و همیشه اینو میگه که حاضر برای موفقیت و سر بلندی من از هیچ چیز کم نزاره ولی این جور که پیداست من دارم کله زحماتشون رو به هدر میدم ولی اونا بازم حمایتم میکنند از اینکه اینجوری دارم سرافکنده شون میکنم حالم از خودم بهم میخوره امسال از من توقع معدل بالایی رو داشت ولی من خراب کردم من چهار برادر و 2 خواهر دیگر دارم که پدرم نسبت به اونا به من توجه بیشتری داره اما من با این عشق دارم تمام آرزوهای پدرم رو از بین میبرم گاهی اوقات از خودم بدم میاد که چرا سر عقله نمیام و خوبیای پدرم رو نمیبینم وراستی میونه من و خانواده ام خوبه و هیچ مشکلی ندارم اما در مورد مسائلی شخصی کمتر با پدرم در موردش بحث میکنم یا بهتره بگم اصلا در مورد این جور موضوع ها چیزی بهش نمیگم.
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  7. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

  8. ارسال:15#
    samin66 آواتار ها
    خداروشکر این چیزایی که گفتی خیلی خوبه.
    ضمن اینکه مگه چکار کردید که زحمتاشونو داری هدر میدی! یه مسئله دل بستگی به وجود اومده بود 7 ماه پیش که شما رو از کار و زندگی انداخت و این یه مسئله طبیعیه که چنین دلبستگی هایی آدمو غیرفعال کنه. پس بهتره دیگه به هیچ وجه خودتونو سرزنش نکنید. همین که متوجه شدید که باید بجنبید و اقدامی انجام دهید یعنی یه شروع خوب. باید شروع کنید. نترسید. شجاع باشید. وقتی شما معدلتون 19 بود یعنی باز هم میتونید. گاهی تو زندگی آدما یه دوره ای به وجود میاد که آدمو غیرفعال میکنه. مهم اینه که دوباره بلند شود و شروع کند.
    شما گفتید رابطتون با پدرتون خوبه. ولی خب نمیتونید خیلی حرف ها رو به ایشون بگید. چرا؟
    مجددا میگم اون فعالیت هایی که گفتم را در پیش بگیرید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392,mike,mina71

  10. ارسال:16#
    ممنون اون تمارین رو قرار از امشب شروع کنم .

    من زیاد با پدرم حرف های شخصی رو نمیزنم چون از عکس العملش نسبت به حرفام میترسم و همین طور خجالت میکشم این موضوع رو براش بیان کنم من این موضوع رو راحتر با دوست صمیمی و قدیمیم در میون میزارم اونم درک میکنه همیشه راز داره خوبی بوده چندباری خواسته کمکم کنه اما نتونسته .

    مشاور عزیز نمیدونم باور میکنید یا نه اما این دلبستگی بیشتر شبیه به این میمونه غم اون غم منه و ناراحتی اون ناراحتیه منه اگر روزی اون کسل باشه منم اون روز کسلم فراموش کردن این موضوع که من اونو دوست دارم ولی این باعث میشه به هدف های بالام نرسم منو آزار میده .
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  11. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392,mina71,samin66

  12. ارسال:17#
    samin66 آواتار ها
    دوست قدیمی؟

    مگه هنوز ارتباط دارید که میدونی چه موقع ناراحت میشه و.....؟

    احسنت. خیلی خوبه که میخواهید از امشب شروع کنید. امیدوارم با عزمی راسخ شروع کنید و از سختی هاش نترسید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  13. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392,mike,mina71

  14. ارسال:18#
    بله مدتی میشد ندیده بودمش .

    1 ماه پیش باهاش بر خوردم و تا الان باهم حرف میزنیم گه گاهی .

    ممنون اما گاهی اوقات وقتی به این مسائل و این مشاوره فکر میکنم از ادامه اش نا امید میشم .
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:19#
    samin66 آواتار ها
    برادرم، همیشه روند مشاوره و خوب شدن زمان بره.
    گویا بنده اشتباه برداشت کردم. فکر میکردم دیگه ارتباطی با هم ندارید.
    دلیل قطع ارتباط و ارتباط مجددتون چی بوده و هست؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  16. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

  17. ارسال:20#
    یه چیزو میدونید این دوست از برادر بهم نزدیکتره احساس منو درک میکنه و میفهمه .

    برای ایشون باید بگم به خاطر کار پدرشون مجبور شدن برای یه سالی تو یه استان دیگه زندگی کنن .

    چون تنها دوستی که از بچگی دارم ایشونه.
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •