تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی یا عشق بیهوده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mike
آخرین ارسال:m@ri
پاسخ ها 58

صفحه‌ها (6): صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

افسردگی یا عشق بیهوده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام میتونین کمکم کنین مدتیه که حالم خوب نیست از زندگی خسته شدم فکر میکنم آدم بی مصرفیم انگار برای همه تکراری و کسل کننده شدم .

    در گذشته بیشتر به یادگیری چیزهای مختلف علاقه داشتم اما این حس کنجکاوی به حس افسردگی تبدیل شده که کم کم داره پیشرفت میکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  2. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز؛
    به همیاری خوش آمدید.
    لطفا ابتدا به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:
    سن و جنس شما؟
    منظورتون از مدتیه یعنی چند وقت حدودا؟
    مشکل یا مسئله خاصی به وجود اومده بود که منجر به این حالت در شما شده؟
    انگیزه یادگیری چیزهای مختلف در گذشته در شما چه بود؟
    ویرایش توسط samin66 : 2014_07_10 در ساعت 18:55 دلیل: غلط املایی
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

  5. ارسال:3#
    سلام من 18 سالمه و پسر

    حدودا 7 ماه میشه که این افسردگی رو دارم شدید نیست و در حد بی حوصلگی و اعتماد به نفس پایین بود ولی الان کم کم یه چیزی بیشتر از بی حوصلگی شده

    بله مشکلم این که نمیدونم این عشقی که تو این دوران درون من بوجود اومده زود گذر ه یا نه چند ماهی میشه به یکی عشق میورزم اما همراه این فکر هیچ اعتماد به نفسی ندارم و خودم رو آدم بی مصرف و وبال گردن دیگران هستم فکر میکنم هیچ اهمیتی برای دیگران ندارم برای دیگران تکراری شدم.

    در گذشته انگیزه ام برای کنجکاوی این بود که میخواستم تا بالاترین سطح از مدرک آموزشی را درس بخوانم .
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  6. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,النا18

  7. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    میتونید یکم بیشتر درباره این عشق صحبت کنید تا ان شالله بتونیم بهتر بهتون کمک کنیم؟
    چه انگیزه خوبی! ولی خب مگه به این هدف رسیدید که الان ازش دست کشیدید؟!
    رشته تحصیلیتون و اینکه در حال حاضر چه فعالیتی می کنید؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

  9. ارسال:5#
    من به یه کسی دل بستم که فکر میکنم نباید این جور باشه یعنی من عاشق یه نفر شدم و این عشق تو این دوران نوجوانی برام گرون تموم شده آخه معدل درسای من همیشه بالای 19 بوده اما در طول این 7 ماه افت خیلی بدی کرده از نوزده به 17 رسیدم درسته هنوز به این هدف نرسیدم ولی برای رسیدن بهش خیلی تلاش کردم اما الان دیگه برام هیچ لذتی نداره که به اون هدفم برسم خیلی به این هدف بی تفاوت شدم رشته من در زمینه فیزیک هست .در گذشته از مطالبی که به فیزیک مرتبط می شد خوشم میومد اما حالا هیچ تمایلی بهش ندارم . من یه برنامه نویس و تایپیست هستم دوست دارم آموزش های دیگه رو هم امتحان کنم اما دیگه حوصله اش رو هم ندارم برام دنیا تکراری شده .
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    samin66 آواتار ها
    با سلام
    باز هم کامل درباره این عشق ننوشتی. یعنی الان دیگه دنبالش نیستی؟! مطمئنا خود شما هم به این نکته واقف هستید که این عشق کاذب بسیار دست و پا گیر است و موقعی سراغتان آمده که نباید می آمد. بنابراین صبور باشید وسعی بر فراموشی این موضوع داشته باشید و در این راستا موارد زیر را رعایت کنید:
    سنی که در آن قرار دارید سن حساسی هست و باید به بعضی مسائل بیشتر توجه شود. اینکه سعی کردید مشورت را انتخاب کنید شروع بسیار خوبی است.خدا رو شکر مشکل شما هنوز آنقدر حاد نشده که نتوانی به خودت کمک کنی. پس اول از همه با توکل به خداوند یک تصمیم قطعی بگیر که میخواهی واقعا از این وضعیت بیرون بیایی و مانند گذشته درخشانت و یا حتی بهتر شوی. در قدم بعدی باید ببینی قبلا به چه کلاسی علاقه داشتی. کلاس غیر درسی. حالا مجددا در چنین کلاسی ثبت نام کن. و اگر ثبت نام برایت در کلاس مقدور نیست (من باب بی علاقگی نه، بلکه ممکن است خانواده مخالف باشند و یا هزینه بالا باشد و...) فعالیت هایی را که در گذشته برایت لذت بخش بود انتخاب کن (مثلا آّب دادن به گلدان ها، کتاب غیر درسی خواندن و...). از فعالیت های ساده و سبک شروع کن. خب ممکن است بگویی این فعالیت ها الان برایت لذت بخش نیستند. اما فعلا تو باید بالاجبار هم که شده این فعالیت های سبک را انجام دهی. سعی کن مجددا برای خودت هدفی انتخاب کنی. یک کاغذ بردار و تواناییهایت و نقاط قوتت را یاددشت کن و هر روز آن ها را مرور کن. تلقین و جملات مثبت هم بسیار اثر بخش است. خودگفتاری داشته باش و روزی یک جمله مثبت را با خودت تمرین کن. مثلا: من امروز بسیار پر انرژی هستم (اگر اینطور هم نیست، شما این حرف را به خودت بزن. چون ضمیر ناخودآگاه شما بی خبر از همه جا حرفتان را گوش میدهد و تاثیر می پذیرد).
    در انجام تمام فعالیت های بالا باید یک برنامه ریزی خوب و مناسب داشته باشی. از شب قبل یک برنامه ریزی خوب برای فردا انجام بده. و سعی کن پایبند به برنامه باشی حتی اگر به انجام آن راغب نیستی. نباید اجازه دهی که روح بی حوصلگی و بی انگیزگی بر تو غلبه کند. باید با تمام توانت مبارزه کنی. چرا که اگر این حالت برای ماههای بعد هم ادامه پیدا کند ، نجات پیدا کردنت به مراتب سخت تر می شود.
    موفق باشید
    ویرایش توسط samin66 : 2014_07_11 در ساعت 00:05 دلیل: املا ضعیف
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392,mike,mina71

  12. ارسال:7#
    ممنون چه جوری براتون توضیح بدم من از 7 ماه پیش به یه کی که واقعا برام عزیز بود دل بستم و عاشقش شدم و هنوز هم همین جوره اما مشکل من از همین جا شروع شد زمانی که دیگر او را ندیدم افسردگی پیرامون من رو هم گرفت از نبدودنش خیلی کلافه ام به طوری که اگه اون نباشه دیگه زندگی معنا و مفهومی برام نداره من دوست دارم این عشق رو نگه دارم یعنی نمیخوام اون کسی رو که دوستش دارم فراموش کنم اما نه تو این سن و سال دوست داشتم دیرتر با هم آشنا میشیدیم اما اشتباه من همین جا بود و بهش دل بستم وقتی بهش فکر میکنم که دیگه نیست یه دنیا غم و غصه یه جا توم جمع میشه . و بابت اون راه حل های دیگه ممنون

    __________________________________________________ ____________
    دوستان میتونید کمک کنید در مورد این مسئله ممنون.
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    دوستان عزیز میتوانید درباره مشکل من هم راه حل های بیشتری بگید؟
    محمد رضا
    پاسخ با نقل و قول

  14. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط samin66

  15. ارسال:9#
    samin66 آواتار ها
    اینجا دو تا مسئله وجود داره: یکی اینکه ممکنه امکان دیدن مجدد این فرد برایتان مقدور باشد و حتی شرایطی پیش آید که خانواده ها هم در جریان قرار گیرند. و حالت دوم این است که ممکنه اصلا برایتان مقدور نباشد که ایشان را ببینید و به نوعی باید راه حلی برای فراموشی بیابید. که در مورد شما احتمالا حالت دوم صدق می کند. درسته؟
    لطفا دقیق تر و کامل تر جواب بدید.
    و اینکه چه جوری آشنا شدید؟
    چه چیزی را در ایشان دیدید که باعث علاقه شما به ایشان شد؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  16. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

  17. ارسال:10#
    samin66 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط mike نمایش پست ها
    دوستان عزیز میتوانید درباره مشکل من هم راه حل های بیشتری بگید؟

    دوست عزیز صبور باش. دوستان هم خواهند آمد و نظرشون را خواهند گفت. توقع نداشته باشید که ظرف چند روز مشکلتون حل شود و اینکه توقع نداشته باشید راه حل های خیلی ویژه و خاص و عجیب را دوستان بدهند که یک روزه مشکلتون حل شه.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  18. افسردگی یا عشق بیهوده  سپاس شده توسط m1392

صفحه‌ها (6): صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •