تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق بیش از اندازم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 63

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

عشق بیش از اندازم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام خانمی من کاملا با نظر پروانه جون موافقم . ضمن اینکه فکر می کنم شما عاشق ظاهر ایشون شدید چرا که اگه منطقی به این موضوع فکر کنید متوجه میشید که واقعا شناخت زیادی از ایشون ندارید . فکر نمی کنید اگه ایشون پاش رو از گلیمش درازتر نکرده شاید اصلا به این دلیله که به شما علاقه ای نداره ؟؟؟ هیچوقت ظاهر آدم ها گویای باطنشون نیست . من بهتونو پیشنهاد می کنم به ایشون بفرمایید که در حضورو با اطلاع والدین آشنایی صورت بگیره .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  2. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط fateme7393,m1392,parvane,SHAB

  3. ارسال:12#
    بنظر من ادما اول باید از ظاهر هم خوششون بیاد .من منکرش نمیشم ک خیلی چهرشو دوس دارم . اول تیپو چهرشو دیدم . بعد یکم از اخلاقاش دونستم . ایمان واسه من خیلی مهمه . چشم پاکه .این برام ارزشمنده ازرو احساسم نمیگم اینو. من شده دو روز نرفتم سمتش ولی خودش اس داده پس این نشون میده ی حسی هست ک منو یادش انداخته دیگه . بگم باخانواده بیاید؟؟؟؟بعد میگه دختره هوله . بنظرتون یکم اشنابشیم بهترنیس ؟بعدم از سوالاش مشخصه ک میخواد بیشتر بشناستم اینکه ملاکام چیه کجا میرم کی میرم کی میام . اینکه گفتم حدومرزشو میدونه منظورم تو مسایل جنسی بود .خودتونم میدونید ک الان اکثر اقایون ی روز از اشنایی نگزشته پیشنهادای نامربوط میدن . من تصمیم گرفتم احساسمو ی مقداربزارم کنار بیشتر بامنطقم بشناسمش . امروز بهش گفتم اگه نمیخوای میتونی بری مجبور نیستی اونم گفت اجبارنیس من خودم خواستم ک باهات اشناشم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    بله عزیزم منم منکر این نشدم که چهره اصلا مهم نیست . نمیگم بگین بیاد خواستگاری فقط بهشون بگید آیا از خانوادشون کسی اطلاع داره ؟ یا اینکه بگین خانواده ها در جریان این آشنایی باشن ببینید چی میگن .

    نمی دو نم عزیزم من خیلی مشاوره بلد نیستم . فقط اشتباه نکن . سعی کن بیش از این به ایشون وابسته نشی . موفق باشی گلم
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_28 در ساعت 18:58 دلیل: دو ارسال کوتاه پشت سر هم.


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  5. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392

  6. ارسال:14#
    اره اینو درنظردارم ک بگم . اما میخوام یکم بگزره از اشناییمون بعد . چون مازیاد همونمیشناسیم.

    مرسی از راهنماییت گلم .
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_28 در ساعت 18:57 دلیل: دو ارسال کوتاه پشت سر هم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز
    خوبید؟

    خب جواب سوال من ندادین که عشق برای شما به این معنا هست که از کسی باید مراقبت کرد؟؟؟

    شما گفتید که من ایشان را از خودم دوست دارم. خوب ما میگیم همسر کسی باید باشه و کسی را انتخاب کنید که به اندازه خودتون دوستش داشته باشید نه بیشتر و نه کمتر
    و ویژگیهای دیگه هم. که باید براش در نظر بگیریم آینه که بهترین دوست ما باشه و ما نهاین از ایشان مراقبت کنیم

    دوست عزیز ما در ازدواج سه مرحله داریم
    یک: آشنایی
    دو : نامزدی
    سوم: عقد

    خوب شما الان در مرحله آشنایی هستین اما این آشنایی شما هنوز با خواستگاری همراه نشده.
    بهتر این است که این آشنایی با خانواده همراه شود و زیر نظر خانواده انجام گیرد.

    نکته مهم که شما باید درنظر داشته باشید این هست که شما. وابسته نشوید( پیوند با یک نفر همراه با احساسات و بدون شناخت)

    شما این نکته را در نظر داشته باشید که تنها ایشان را در محیط دانشگاه دیده اید و نه جای دیگر، بهتر است این شناخت شما زیر نظر خانواده ها انجام گیرد تا اینکه اگر در انتهایی آشنایی مورد پسند یکدیگر واقع نشدید بتوانید راحت از هم جدا شوید ونه اینکه یکنفر با دلبستگی ایجاد شده همراه باشد و یک نفر به راحتی جدا سود.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  8. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,fateme7393,m1392,niloofarabi,parvane,کوثر حبیبی,ترنّم

  9. ارسال:16#
    سلام تشکر دوس داشتن مفهوم گسترده ایه تعهد ابراز عشق همدردی و خیلی چیزارو شامل میشه و یبخشی از عشق واسه من مراقبته . خندتون نگیره هاولی مثلا وقتی سرکلاس گرسنش بودو من ساندویچی ک خودم درست کرده بودمو دادم بهش مث بچه های کوچیک داشت ساندویچو گاز میزد بعد یجوری نگام کرد گفت خداخیرت بده دوس داشتنم بهش صدبرابر شد. من خودم ادمیم ک دلم میخواد مدام به همسرم سرویس بدم ذاتم اینجوریه . مراقبتی ک میگم حالت زنونس نه ک بخوام کنترل زندگیو ازش بگیرم . خودم حس میکنم بهش ک بی توجه میشم میاد سمتم . حرفای احساسیم ک بزنم ازم زده میشه. اون قصدش ازدواجه . ولی همش میترسم ازش بپرسم ک تو شرایطشو داری؟؟؟خب ی پسر۲۳ساله ک ی سالو نیم از درسش مونده سربازیم نرفته احتمال زیاد . کارم ک نداره چطوری میتونه ازدواج کنه؟اگه حرف اشنایی خانواده هارو بزنم خورد میشم . همین الانش میدونه کشته مردشم . اشتباهم احساسی بودنمه . ک البته خیلی دارم جلو خودمو میگیرم. تا مسیج نده مسیج نمیدم تو حرفام ولی دوس داشتن موج میزنه هرچی جلوخودمو میگیرم بازم نمیتونم . باز میگم زیاده از حد رفتی باز
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    سلام
    یک ماه از رابطه ی شما میگذره و شما هنوز با هم آشنا نشدید؟
    خب اینکه مشاورای دینی و غیر دینی رابطه ی قبل ازدواجو تکذیب میکنن علتش همینه دیگه ...اینکه احساساتو وابسته شدن مانع این میشه که شما نسبت به مسائل عاقلانه برخورد کنید و در نتیجه همو بشناسید.
    منم با نظر آناهید عزیز موافقم شما شیفته پاکی و ظاهر ایشون شدی... با مشخصاتی که شما از ایشون دادی بنده حدس میزنم شما اولین دختری هستی که ایشون باهاش ارتباط میگیره ...وشاید نسبت به تقیدات مذهبی ای که داره هر از چند گاهی احساس گناه میکنه و دنبال بهونه میگرده که ارتباطشو باهاتون قطع کنه...من مطمئنم ایشون زمانی که راجع به معیارای همسر آیندش فکر میکنه یا قبل از آشنایی با شما فکر میکرده همون طور که خودش نمازو روزش به جاست و تقیدات مذهبیشم خوبه دنبال دختری بوده از جنس خودش ولی متاسفانه وقتی یه دختر توی چشماش نگاه میکنه و میگه دوست دارم اونم خیلی زود همه چیزو فراموش میکنه و شیفته اون نگاهی میشه که اولین بار بهش گفته دوست دارم اما وقتی رفتار شما رو پیش خودش مرور میکنه البته اگه پسر عاقلی باشه که یه دختر چرا باید بیادو به هر دلیلی حالا ما اسمشو میزاریم دوست داشتن بیادو به یه پسر جوون پیشنهاد دوستی یا ازدواج بده؟این میتونه ایشونو به این نتیجه برسونه که عقلش میگه این دختر مناسب تو نیست.
    این رفتار شما رو نه دین میتونه توجیه کنه نه یه آدمی که دینو قبول داره ...
    میدونید چه اتفاقی میفته که بعضی پدرا و مادرا جلوی تحصیل بچه هاشونو بعداز دبیرستان میگیرنو نمیزارن برن دانشگاه چون بچه هاشون مثل این آقا پسر ساده اند و میترسند بره دانشگاه و خراب بشه میدونید بله وقتی یه پسر ساده یا بلعکس یه دختر ساده ی مومن با جنس مخالفش دوست میشه گناه مرتکب شده این گناه میشه زمینه گناهای دیگش وقتی اولین گناهو مرتکب شد گناه بعدی یعنی نماز نخوندنم بهش اضافه میشه و همینطوری ادامه پیدا میکنه تا نکبت کل زندگی اونطرفو فرا میگیره اون آدم میشه خراب...
    نزارید قبح گناه بین جوونای ما ریخته بشه ادامه دادن یه رابطه ی غلط اینکارو میکنه من با توجه به گفته های خودتون فکر میکنم که شما از لحاظ فرهنگی خیلی باهم فاصله داری اما اگه فکر میکنید که بدرد هم میخورید بشبنید عاقلانه با اطلاع خانوده ها چند ساعت نه چند روز رسمی نه عاشقانه در مورد معیاراتون باهم صحبت کنید و این رابطرو قطع یا رسمیش کنید.
    موفق باشید
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  11. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,niloofarabi,ترنّم

  12. ارسال:18#
    فاطمه جان من بهش پیشنهاد ندادم فقط گفتم دوستت دارم اونم همون لحظه اینو ب زبون اورد
    بعدشم بعد چن روز خودش تماس گرفت ک میخوام باهاتون اشنابشم
    پاسخ با نقل و قول

  13. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط fateme7393

  14. ارسال:19#
    وقتی میگین بعداز چند روز تماس گرفته این تردید طرف مقابلتونو نشون میده که تا حدی گفته های منو تایید میکنه به هر حال نزارید این رابطه ادامه پیدا کنه مگه نمیگید دوسش دارید ؟پس میتونید با سختیایی که خودتون گفتید یعنی عدم داشتن شغل یا سربازی نرفتنش کنار بیایید با رسمی شدن این رابطه هم آرامش خاطر بیشتری پیدا میکنید و رابطتتون سالم و به دور از گناه ادامه پیدا میکنه و هم اینکه اطمینان پیدا میکنید مال همید و نگران قطع شدن این رابطه بعداز هر بار پیش آمدن یه موضوع کوچک نیستید.
    موفق و خوشبخت باشید
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:20#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    چند نکته حساس رو از لابه لای صحبت های شما میکشم بیرون:
    - برقراری رابطه بدون اطلاع خانواده ها
    - درگیر کردن شدید احساسات
    - شناخت براساس ظواهر
    - متوجه شدن پسر از احساس شدید شما
    - نداشتن کنترل بر روی احساسات
    - حس مراقبت (مادری کردن)
    دوست عزیز با نگاهی حتی گذرا به این مواردی که ذکر شد میشه فهمید این رابطه رابطه ای نیست که از نظر منطقی به شما توصیه بشه
    شما حدود یک ماهه که با این آقا رابطه دارید، چه شناختی جز اونچیزی که به ظاهر میبینید از ایشون کسب کردید؟
    اخلاق، رفتارو ایمان ایشون رو چطور محک زدید در این مدت کم؟
    دوست عزیزم جایی از صحبتهات گفتی اشتباهت احساسی بودنته! اما من میگم احساسی بودن اشتباه نیست بلکه نداشتن کنترل بر روی احساسات اشتباهه و اینکه این احساسات کجا و چه زمانی و برای چه کسی باید نشون داده بشه!
    متاسفانه در رابطه شما اون آقا متوجه علاقه زیاد شما به خودش شده و این میتونه احتمال آسیب های بعدی رو زیاد کنه!
    و البته شاید همانطور که شما میگید این آقا واقعا پسر سالم و خوبی باشه و نیتشم خیر باشه که خب این عالیه! پس اگر اینطوره ایشون با این خصوصیات بسیار خوشحال و راضی خواهند شد وقتی شما بهشون بگید ادامه ی رابطه زیر نظر خانواده ها باشه! چرا که متوجه اصالت و نجابت شما میشه(منظور این نیست که الان اصیل و نجیب نیستید)، غیر ازینه دوست عزیز؟
    نداشتن شرایط برای ازدواج مانع از آشنایی شما زیر نظر خانواده نمیشه! اگر هم واقعا جور شدن شرایط زمان بر هست و این خطری برای درگیر شدن بیشتر احساسات شما میشه بهتره که رابطه تا زمان مهیا شدن شرایط قطع بشه!
    و نکته آخر هم اینکه گفتید یه حالت مادرانه درونم شکل گرفته! ما مقاله هایی داریم در مورد تخریب رابطه زن و شوهر براساس همین مورد! توصیه می شود برای همسرتان فقط همسر باشید نه مادر!
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  16. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,golpesar,m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,ترنّم

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •