تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق بیش از اندازم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 63

صفحه‌ها (7): صفحه 3 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

عشق بیش از اندازم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    درود بر دوستان عزیز

    نقل قول از استاد سنگتراشان عزیز

    ما قصدا و عمدا چنین روابط عاشقانه ای رو تخریب می کنیم!!!!


    سئوال بعضی دختران و پسران جوان از همدردی :
    آ
    یا ندونسته روابط عاشقانه رو تخریب نمیکنین ؟؟؟




    با سلام و احترام
    ما کاملا دونسته و قصدا و عمدا روابط عاشقانه رو تخریب می کنیم

    البته روابط عاشقانه ای که متداول هست و خصوصیات ذیل را دارد:

    1- احساسات برانگیخته دختر و پسر نسبت به هم به صورت مخفی کاری

    2 - احساسات برانگیخته دختر و پسر بدون پشتوانه خانوادگی و تعهد افراد به آن

    3- احساسات برانگیخته در غیاب شناخت سایر فرایندها و معیارهای لازم برای ازدواج

    4 - احساسات برانگیخته بدون هدف گذاری رابطه که ادامه پیدا می کند شاید یه چیزی یه روز ازش در بیاید!

    5 - احساسات برانگیخته که مدت محدود، مشخص و تعیین شده ای ندارد. و جای شناخت را می گیرد.

    6 - احساسات برانگیخته که خانواده های دو طرف مخالف هستند. و در نهایت به درگیری و مشکلات با خانواده ها می انجامد.

    7 - احساساتی برانگیخته که مانع روند طبیعی پیشرفت تحصیلی، شغل، ارتباطات، تفریحات شده و صرفا فرد را به سوی خود می کشاند و به صورت تومور وار این چنین روابط عاشقانه یک فرد را فلج و بی خاصیت می سازد.

    8 - احساسات برانگیخته ای که به صورت موجی بین دختر و پسر بالا و پایین می شود و مانند یک بیمار دوقطبی، در فواصلی خلق بالا می رود و شاد می شود، و در لحظاتی هم خلق پایین می آید و توان فرد را می گیرد.

    9 - احساسات برانگیخته ای که همه معیارهای ازدواج را ذبح می کند. و تنهایی جای همه را می گیرد. بسان کسی که چشمان قشنگی دارد. اما دیگر بینی ، لب، صورت، پیشانی و گوش یا ندارید یا ریز هستند. در حالیکه باید هر چیزی وزن خودش را داشته باشد.

    10 - احساسات برانگیخته ای که وقتی راهش سد می شود. به افسردگی، فشارهای آسیب زای روانی، خودکشی، درگیری، اخراج از کار، ترک تحصیل ، به انزوا رفتن و .... را به فرد تحمیل می کند.

    11 - احساسات برانگیخته ای که اگر با اصرار و فشار که فرد دارد خانواده ها کوتاه بیایند و ازدواح کنند، بعد از ازدواج منشاء بدبینی، پشیمانی، و درگیری هایی می شود که به خاطر عدم شناخت کافی پیش آمده است.

    12 - احساسات برانگیخته ای که موجب می شود به خاطر طول کشیدن دوستی ها پیش بیاید و این توهم را ایجاد کند که دختر و پسر همدیگر را کاملا می شناسند. در حالیکه چنین احساساتی اساسا شناخت را به زیر صفر می رساند.

    13 - احساسات برانگیخته ای که کنترلش کم کم از دست طرفین می رود و از صحبت های عاطفی، به شوخی های عاطفی، لمس و گفتگوهای جنسی و کم کم به رفتار جنسی کشیده می شود.

    14 - احساسات برانگیخته ای که آن چنان سرعت می گیرد که اگر یکی از طرفین متوجه آسیب آن شد، قدرت ترک و قطع و فراموشی را از دست می دهد. و درمانده می شود.

    15 - احساسات برانگیخته ای که ساعت ها با چت، پیامک، ایمیل، فسبوک، تلفن، گشت و گذار، وقت دختران و پسران را می کشد. و در عوض به آنها توهم یک زندگی به جای یک زندگی می دهد.

    16 - احساسات برانگیخته ای که لذتهای آنی را برای مدتی به طرفین می دهد، لیکن در زندگی دراز مدت آنها نقش رنج دهنده ای را بازی می کند.

    17 - احساسات برانگیخته ای که اسم عشق یدک می کشد. اما قبله آن حس لذت درونی فرد هست. و هر وقت این احساس کم می شود. فرد مفعول عوض می شود. یا کس دیگری کنار آن می نشیند.

    18 - احساسات برانگیخته ای صفات دروغ و مخفی کاری را در پسر و دختر عادی و ارزشمند جلوه می دهد. و برای رسیدن به این هیجان حتی مادر وپدر و خانواده را به راحتی می فریبند.

    19 - احساسات برانگیخته ای که با قدرت خود حتی یک خانم تحصیل کرده، استاد دانشگاه، با موقعیت اجتماعی را هم به خطا می اندازد و او را ناتوان در هدایت مسیر زندگی و ازدواجش می کند.

    20 - احساسات برانگیخته ای که توقعات و انتظارات انتزاعی دختر و پسر را (اگر به ازدواج ختم شود)، به زندگی مشترک می برد و چون آنجا قابل انجام نیست. با یاس و سرخوردگی آنها را روبرو می کند.

    21 - احساسات برانگیختگی که دختر و پسر در قفل می کند و آنها را مقاوم نسبت به مشاوره و تجربه دیگران می کند. و آنها در برابر هر چیزی گارد گرفته ومقابله می کنند.

    22 - و اگر فرصت باقی بود به ازای هر کدام از این احساسات برانگیخته ای که بین دختر و پسری جریان داشت می شد مشکلش در بندی آورد....



    به نظرم من کسانی که در بند چنین احساسات برانگیخته ای قرار می گیرند و ازدواج هم می کنند و زندگی مناسبی هم دارند مانند کسانی هستند که با چشم بسته از عرض یک اتوبان و آزاد راه عبور کرده و سلامت به آن طرف رسیده اند. البته امکان ضعیفش هست. لیکن هر کس چنین ریسکی می کند باید عواقبش را بپذیرد. (چشم بسته در اینجا همان احساسات برانگیخته یا روابط عاشقانه ای هست که ما تخریبش می کنیم عمداً)
    شما 23 سالته بانو من یه مرد متاهل 30 ساله هستم این سمری که داری شما طی میکنید را قبل شما من رفتم نتیجش شد 2 سال از عمرم بیهوده هدر رفت.خدایی خسته شدم از بس گفتم دویتا مجردم نه یکی نه دوتا بلکه اکثرشون افرادی هستند که کارشون همینه دخترو گول میزنن و رابطه رو میکشونن به خونه خالی حالا به روش های مختلف یکی مظلوم نمایی میکنه مادرم مرده خواهرم مرده داداشم مرده.یکی حس مادرانه دختر رو تحریک میکنه و خودشو ضعیف نشون میده.یکی دخترو وابسته خودش میکنه بعد که خبو وابسته شد فاصل میگیره و دختر مجبوره بخاطر نگه داشتنش تن به خانه خالی و رابطه جنسی بده.یکی به بهانه اینکه من و تو برای هم شدیم و زن و شوهریم میبرتش خونه خالی و................................................ ....

    ایشون اگه بهترین پسر هم باشن بازم این رابطه از مسیر درستی هدایت نمیشه احساسی تصمیم نگیرید بانو به هیچ عنوان.

    نوشته ای دیگر از جناب سنگتراشان عزیز و دوست داشتنی

    ارتباط دختر و پسر در قالبهاي دوستي و با استرس و مخفي کاري را توصيه نمي کنيم.
    چنين رابطه هايي هيچ تضميني در پي ندارد و تعهدي بر آن بار نيست. و آينده آنها هم مبهم و ناروشن است.
    و اضطرابها و انرژي گيري اين رابطه ها زياد و نتايجش اندک است.
    اگر به ازدواج ختم نشود (غالبا) افسردگي به همراه دارد و اگر ختم شود( معمولا) با درگيري ، بدبيني و ....
    ، همراه هست. ( البته نه صد در صد).

    نوشته هام برای این نیست بخونی و بگی برو بابا رابطه ما فرق داره بزنی به بیخیالی برات نوشتم که خوب بخوانی و بهش فکر کنی راهی که داری میری رو قبل شما خیلی ها رفتن و نتیجشم دیدن.
    کاری نکن زندگیت تجربه بشه برای دیگران.بجاش از تجربه دیگران ساتفاده کن.

    تمایل داره به رابطه خوب بیاد خواستگار یکنه و زیر نظر خانواده ها آشنا بشید همه هم توی تالار همیاری موافق هستن ولی از راه درست و تصمیم گیری عقلانی نه احساسی
    پاسخ با نقل و قول

  2. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi,parvane,کوثر حبیبی,ترنّم

  3. ارسال:22#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدین
    همینجورکه همه دوستان عزیزم گفتن بهترین راه برای اینکه خیال خودتون راحت بشه اینه که بهشون بگیداقدام رسمی کنن شماخودتون گفتیدهرکس قدم گذاشته واستون برای ازدواج بوده پس حتمابه ایشونم میتونید بگید که شماخودت بااخلاق من آشنایی بهتره اگه قراره آشنایی صورت بگیره زیرنظرخانواده هاباشه نذاریدکه احساسات بهتون غلبه کنه یه تصمیم عاقلانه به چندین تصمیم احساسی که کنترل نشدست ارجعیت داره
    پس باعقلتون تصمیم بگیریداگرایشون هدفشون ازدواج باشه خودشون ازحرف شمااستقبال میکنن
    این روبراساس تجربه میگم که یه رابطه بدون اطلاع خانواده هامیتونه کلی دغدغه ذهنی به وجودبیاره خب مسلماآدم ترجیح میده زندگی باآرامش روادامه بده تایه زندگی پرازدغدغه
    توصیه میکنم این لینک هاروکه آقای دکترعزیزی فرمودن باتوجه وتمرکزمطالعه کنید:
    اگر شرایط ازدواج را ندارید، بخوانید...
    سطوح روابط دختر و پسر
    اگر چنین هستید، صبر کنید، ازدواج نکنید!
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi,parvane,کوثر حبیبی,ترنّم

  5. ارسال:23#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوست عزیز خوبید

    دوست داشتن هنری است که این هنر را باید هر کسی یاد بگیرد

    خوب دوست عزیز با توجه به صحبتهای شما من این احساس دارم که شما عشق را مراقبت کردن میدانید البته این نکته را در نظر داشته باشید که 25 نوع عشق داریم و هر کسی میتواند انواعی از عشق داشته باشد و در زمانهای مختلف قابل تغییر میباشد

    شما گفتید که شیفته نوع رفتارهای ایشان از جمله نگاه و راه رقتن و نوع غذا خوردن ایشان شده اید و ... اما بنظرتان اگر ایشان این نوع رفتارها را نداشت شما باز هم ایشان را دوست میداشتید ؟
    اگر این نوع رفتار ایشان تغییر کند آیا شما باز هم ایشان را دوست خواهید داشت ؟

    نکته که قابل تامل بیشتر هست و من میخواستم توجه شما را به این نکات جلب کنم و خوشبختانه خود شما به این نکات توجه دارید و خوب آنرا فهمیده اید از جمله کار و سریازی و...
    خوب آیا ایشان با این شرایط میتوانند ازدواج کنند ؟؟/
    ایا خانواده ایشان با این شرایط ایشان موافق ازدواج ایشان هستند؟

    دوست عزیز در ازدواج یکی از ملاکهای که ما باید در نظر داشته باشیم این است که از نظر سنی بهم بخوریم هر چند خیلی از افراد فقط سن تقویمی را مد نظر قرار میدهند اما منظور از سن :
    سن شناختی : از نظر عقلی به این توانایی رسیده ایم که دیگری را بپذیریم
    سن اجتماعی : آیا این فرد نسبت به همسن و سالهای خود در چه شرایطی قرار دارند ، آیا از نظرموقعیت اجتماعی ( سریازی و شغل ) آماده میباشد
    سن فیزیولوژی : آیا از نظر زیبایی و ... بهم میخورید

    دوست عزیز آیا یک فرد بالغ نیاز به مراقبت دارد ؟؟؟
    آیا همیشه میگذارد دیگری ازش مراقبت کند ؟؟

    دوست عزیز دوره آشنایی باید همراه با نظارت خانواده و به دور از احساسات باشد چرا که در صورت به توافق نرسیدن برای ازدواج ، کسی ضرر نکند.

    آشنایی با پیامک و زنگ زدند به دست نمیاید و این نوع شناخت کاملا سطخی میباشد و خیلی از رفتارها شناسایی نمیشوند.

    ---- یادتان باشد : هر تصمیمی گرفتید باید مسوولیت انتخاب آنرا بپذیرید .
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  6. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi,parvane,کوثر حبیبی

  7. ارسال:24#
    مرسی از راهنماییهاتونولی من به هیچ وجه روم نمیشه بحث ازدواجوپیش بکشم همیشه ام خودش شروع کرده نه من .اگه من بگم میترسم زده بشه . اصن نمیتونم برم سمتش تاخودش نیاد. از خودم بدم میاد گاهی ک چقد غرورمو واسش شکوندم.اون انقد باایمان هست ک مطمینم قصد دوستی نداره . ولی خب چی بهش بگم ؟فعلا داریم اشنامیشیم . میخوام دلبستش کنم تامیتونم بعد حرفشو پیش بکشمبله منم بخاطر همین موضوع نمیخوام زیاد برم سمتش . الانم تاخودش حالمو نپرسه حرفی نمیزنم . چون دوس داستن ب اجبارامکان نداره. ولی بینهایت میترسم ازاینکه ازدستش بدم
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_28 در ساعت 19:00 دلیل: ارسال کوتاه پشت سر هم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:25#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    ما در زندگی زمانی میتوانیم به موفقیت برسیم که واقع بینانه به مسائل نگاه کنیم و از روبرو شدن با واقعیتها اجتناب نکنیم

    خوب شما ازین می‌ترسید که با مطرح کردن این موضوع ایشان شما را رها کند؟؟؟ من از حرف شما این برداشت کردم
    دوست عزیز یادتان باشد مسولیت انتخاب خود را بپذیرید.
    یکی از تصمیمات مهم زندگی ما : انتخاب همسر هست. واقع بینانه و با چشمان باز تصمیم بگیریم.

    موفق باشید و شاد.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  9. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,parvane

  10. ارسال:26#
    elnaz.t آواتار ها
    این اشتباه هستش دل بستگی که بخوای شمادرون اون اقابه وجودبیاری اگه دلبستت نباشه که درست نیست
    ببینیدهمه دوستان دارن راهکارهاوحتی تجارب فردیشون روبهتون میگن پس واقع بین باشیدببینیدچه اتفاق های توی همین تالاردربارش صحبت شده
    تصمیمتون روعاقلانه بگیریدتوی بحث ازدواج هم احساسات بایدباشه هم منطق یکیش کارسازنیست ولی منطق حکم میکنه که شماواسه مطمئن شدن خودت واون آقابگیدبایدروابط ماچارچوب داشته باشه وچارچوبش هم مطلع بودن خانواده هاس
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  11. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392

  12. ارسال:27#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز
    خوبید

    ما میتوانیم یه اسب را وارد یه رودخانه کنیم اما نمیتوانیم اونو وادار به آب خوردن کنیم. عشق و دوست داشتن را در کسی نمیتوان بوجود آورد.

    شما باید تصمیم بگیرید چکار کنید که بهترین نتیجه را برای شما همراه داشته باشد. شرایط را واقع بینانه مرور کنید و به مطالب گفته شده فکر کنید.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  13. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  14. ارسال:28#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    برای چی می‌ترسید از دستش بدین؟؟؟؟؟

    اگه از دستش بدین چی میشه؟؟؟

    پس بخاطر از دست دادنش هست که با خانواده در میان نمیگذارید و از ایشان خواستگاری با خانواده را نمیخواهید؟؟؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  15. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  16. ارسال:29#
    چون من خیلی دوستش دارم خیلی
    اگه از دستش بدم زندگیم بهم میریزه
    همیشه چشم همه پسرای دانشگاه دنبال من بوده چشم دخترا دنبال ایشون .
    بودنش بهم غرور میده .
    پاسخ با نقل و قول

  17. ارسال:30#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز خوبید

    ایا ایشان هم نسبت به شما همچین حسی دارد ؟

    آیا با شرایط فعلی ایشان ، ایشان میتوانند اقدام به ازدواج کنند ؟

    آیا برای یک فرد با سن ایشان و داشتن چنین شرایطی ازدواج آسان میباشد و خانواده ایشان موافقت میکنند ؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  18. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi

صفحه‌ها (7): صفحه 3 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •