تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق بیش از اندازم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 63

صفحه‌ها (7): صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 4567 آخرینآخرین

عشق بیش از اندازم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    ببینیدمسئله ازدوج چیزساده ای نیست که فقط به ظواهرقضیه نگاه کرد
    حرف یک عمرزندگی هست این شماهستیدکه واسه خودتون رقم میزنیدکه کدوم اتفاق بیفته
    توی این مسئله من بهتون بازهم توصیه میکنم واقع گرایانه وبادیدبازنگاه کنید
    فقط ظواهرقضایارونبینیدببینیدچ ی به نفعتون هست؟
    چی میتونه باعث خوشبختیتون بشه؟
    سعی کنیدقدرت تصمیم گیریتون روبالاببریدوبازاویه دیگه به موضوع نگاه کنید
    الان وقت مقایسه نیست چون فردقبلی اومده ازشماخواستگاری کرده وروابط زیرنظرخانواده بوده واین فردکه نه خواستگاری کرده ونه شمامیدونیدچه جوابی دربرابراین خواستتون دارن وحتی شمااینونخواستیدهنوزازشون
    هروقت ایشون هم خواستگاری کردن وحالاروابط آشنایی زیرنظرخانواده ها انجام گرفت اونوقت بایه موقعیت فکری مناسب یعنی فککری آزادبه هردوخواستگارنگاه کنیدوشرایط روبسنجید
    اگرسوالی موندبنده درخدمتم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  2. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392

  3. ارسال:52#
    elnaz.t آواتار ها
    ببین عزیزم
    فکرمیکنم من وبقیه دوستان دراین7صفحه این حرف روبه شماگفته باشیم ومدام تکرارشده باشه وحتی ممکنه شماازشنیدنش هم خسته شده باشیدامااگرکه مامصرهستیم که شمااین جملات روبیان کنیدوحتی نحوه گفتن این حرف بهشون روبهتون میگیم دلیل داریم امابازهم درانتهاتصمیم برعهده شماست
    اگرشماخواستاراین هستیدکه ازاین حالت بلاتکلیفی وندونستن واقعااین که آیاایشون این کارروانجام میدن یانه میخوایددربیایدبهتره یه باردیگه تاپیک روبخونیدازاول تاآخروگفته های بنده وهمیاران محترم رومرورکنیدوراهی رو که فکرمیکنید درسته انتخاب کنید
    ماازعواقب این رابطه به این نحووهمین جورازمزایای رابطه به نحوی که زیرنظرخانواده باشه خدمتتون عرض کردیم
    امیدوارم که بهترین تصمیم روبگیریدمنم واستون دعامیکنم
    اگرسوالی مونده باشه درخدمتم
    موفق باشیدوسربلند
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392

  5. ارسال:53#
    نمیدونم واسه این موضوع بایدتاپیک جدیدی بازمیکردم یاخیر ...
    اصلا نمیدونم چیکارکنم سردرگمم
    ازاین طرف خواستگاری دارم ک شرایط مناسبی داره . به تازگی باهاشون اشناشدم .
    ازاین طرف دوس داشتن اون نمیزاره تصمیم بگیرم .
    خیلی بیخیاله خیلی بی توجه براش زیاد مهم نیستم . خیلی منطقی ریز به ریز اخلاقامو بررسی میکنه منمرخیلی عاشقانه از همه ی ایراداش میگزرم .
    من از هرلحاظ شرایط ایده الی دارم خداروشکر شاید چون حس میکنه ازش سرترم میترسه از رابطمون. نمیدونم ...
    نمیتونم ب خواستگارم فکرکنم حالم اصلا خوبنیست
    میترسم به زندگیم لطمه بزنم
    البته این بیتوجهیاش منوهم یه مقدارسرد کرده مگه من چقدظرفیت دارم اخه ؟؟؟
    پریشب به من گفت اگه میگفتم دوستت دارم بخاطراین بودکه تومجبورم میکردی
    ولی من هیچوقت تو فشار دوس داشتن نزاشتمش هیچوقت نگفتم بگو عاشقمی
    این حرفش خیلی برام سنگین بود سردم کرد خیلی سرد
    بهم گفت اگه احساسی برخوردکنیم وابسته میشیم و تصمیم اشتباه میگیریم. امایه سوال :من الان ک دارم باایشون اشنامیشم باید متوجه شم چقدر احساسیه چقد توجه داره چقد واسه دلتنگیام وقت میزاره
    ادمی ک الان انقد بی توجهه بعد ازدواجم همینه. اینطور نیست؟؟؟
    اون خواستگارم مدیر جاییه ک کارمیکنم . خیلی حواسش بهم هست . گاهی میگم کاش توجهو احساسی ک این بهم داره رو همکلاسیم داشت
    ولی حیف ...
    کمکم کنیدلطفا .حالم مث اونیه ک تو برزخ مونده
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:54#
    حوض نقاشی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط snow white نمایش پست ها
    بنظر من ادما اول باید از ظاهر هم خوششون بیاد .من منکرش نمیشم ک خیلی چهرشو دوس دارم . اول تیپو چهرشو دیدم . بعد یکم از اخلاقاش دونستم . ایمان واسه من خیلی مهمه . چشم پاکه .این برام ارزشمنده ازرو احساسم نمیگم اینو. من شده دو روز نرفتم سمتش ولی خودش اس داده پس این نشون میده ی حسی هست ک منو یادش انداخته دیگه . بگم باخانواده بیاید؟؟؟؟بعد میگه دختره هوله . بنظرتون یکم اشنابشیم بهترنیس ؟بعدم از سوالاش مشخصه ک میخواد بیشتر بشناستم اینکه ملاکام چیه کجا میرم کی میرم کی میام . اینکه گفتم حدومرزشو میدونه منظورم تو مسایل جنسی بود .خودتونم میدونید ک الان اکثر اقایون ی روز از اشنایی نگزشته پیشنهادای نامربوط میدن . من تصمیم گرفتم احساسمو ی مقداربزارم کنار بیشتر بامنطقم بشناسمش . امروز بهش گفتم اگه نمیخوای میتونی بری مجبور نیستی اونم گفت اجبارنیس من خودم خواستم ک باهات اشناشم
    نه عزیزم کی گفته میگن عجب دختر هلی؟؟؟؟؟؟!!!!!
    شما با این حرفت نشون میدی که نظر خانواده ها خیلی برات مهمه، بدون اجازه اونها دوست نداری با پسری حتی بقصد ازدواج آشنا بشی.
    دوست داری آشناییتون کامل در بستر خانواده ها صورت بگیره.

    اول ایشون بخانوادشون بگن، ( یعنی نشون بدن تو تصمیمشون جدین )
    دوم خانوادشون به خانواده شما بگن ( یعنی نشون دادن خانواده ایشون موافق ازدواج فرزندشون هستن)
    سوم خانواده شما به شما بگن ( خانواده موافق ازدواج شماست)
    چهارم خانواده ها باهم دیدار داشته باشن ( همزمان با آشنایی شما خانواده ها هم با هم آشنا میشن )

    اگه شما ها موافق بودین خانواده ها هم موافق بودن در نهایت به ازدواج میرسین .
    پروسه خواستگاری کلی مرحله داره، مگه هم اومدن خواستگاری یعنی شما جواب مثبت دادی که میگی میگن دختر هله.
    داری میگی بیاین خواستگاری، یعنی بمن ثابت کنین تصمیمتون الکی نیست، یعنی ثابت کنین خانواده اتون موافقن، نه اینکه یعنی قرار عقد و بله برون بذارین؟؟؟

    شما با این حرفت سنگینی و وقار و نجابت و نشون دادی.
    وقتی یک پسری میاد ابراز علاقه میکنه، شما میگین اگه حرفی هست با خانواده درمیون بذارین یعنی شما داری میگی من براحتی گول نمیخورم .
    یعنی جناب، حواستو جمع کن، من گزینه راحتی نیستم، ارزش دارم، شخصیت دارم.
    برای هم صحبتی با من باید از یسری مراحل ها بگذری تا به خود من برسی.


    عریزم اینجور آشنایی ها هرچند پسر خوب هم باشه، معمولا آخر عاقبت درستی نداره چون دختر و پسر از در احساس و وابستگی وارد میشن و اصلا بشناخت درستی نمیرسن.
    خودتو نگا چقدر وابسته شدی.
    داری میگی با سوره و قران زنده ای و ....

    آخه عزیزم هنوز نه به باره نه به داره. اصلا این آقا جدی هست؛ نیست.
    این آقا اگه بیشتر آشنا شد، بعد گفت بدرد هم نمیخورین، خب تو که هنوز اول راهی اینقدر وابسته شدی وای بحال اونروز که این آقا رو فردا ببینی کنار یک دختر دیگه.

    ببین من نمیگم پسر بدیه، چون اصلا نه ایشونو میشناسم نه شمارو، چیزهایی هم که تعریف کردی همش معقول و خوبه.
    اما دختر خوب هر دو آدم خوبی لزوما نمیتونن با هم خوشبخت بشن. آدما باید هم کفو هم باشن.

    دختر خوب اگه فردا شما دوتا آشنا شدین، همدیگرو انتخابم کردین، بعد این آقا تازه بعد کلی که شما دوتا وابسته شدین رفت بخانوادش گفت و خانوادش مخالفت کردن میخوای چکار کنی؟؟؟ ( این اتفاق و به عینه دیدم دختر پسر خوب و پااااااک، اصلا اهل دوستی نبودن، مذهبی! ! همدیگرو تو دانشگاه میبینن انتخاب میکنن، هم کفو هم بودن، علاقه مند میشن، تصمیمم میگیرن بعد اتمام درسشون به خانواده‌ها بگن، آقا پسر به خانواده میگه، خانواده شدیدا مخالف ازدواج پسر میشن. در نهایت این دوتا هم که اهل دوستی نبودن، از هم جدا میشن . اگه بدونی بسر دوتاشون چی اومد، در صورتی که اگه پسره از اول بخانواده میگفت اینا با هم دیگه نمیبودن و وابسته هم نمیشدن، الان هم راحتتر میتونستن با کیس های مد نظرشون ازدواج کنن.)

    ببین راهی که تو میری و خیلی از دختر پسر ها قبلا رفتن، مطمعن باش اولین نفر نیستی، آخری هم نیستی.

    به حرف با تجربه ها گوش کن، ضرر نمیکنی.
    آدم ها دو دسته اند:

    دسته اول، آدم هایی که دوست دارن خودشون تجربه کنن و حرف هیچکس هم گوش نمیدن، به نجواها و هشدارها هیچ اهمیتی نمیدن.

    دسته دوم، کسانی که از دسته اول همیشه یک قدم جلوترن، چون از تجربه ی آدم های دیگه استفاده میکنن. همیشه هم موفق ترن، هیچوقتم حسرت نمیخورن، به اندازه دسته اول پشیمون عمر تلف شده اشون نمیشن.



    حالا خود دانی دوست داری جز کدوم دسته باشی؟
    راه عقل یا احساس ؟
    امیدوارم هیچوقت تو زندگیت پشیمون نشی.

    ولی از من بتو نصیحت دختر باید ناز کنه، نه اینکه به پسر بگه "دوستت دارم" اونم قبلیکه جمله "دوستت دارم" و بشنومه
    دختر نباید چپ و راست پیگیر پسر باشه. چپ و راست دنبالش باشه.
    بذار اون بیاد دنبالت
    اون بخوادت
    اون طلب کنه
    اینجوری ممکنه خودشو گم کنه، احساس تهی پیدا کنه. فکر کنه اون حس مردونگی که باید تو رابطه با تو پیدا نمیکنه.
    مرد طلب میکنه و زن ناز میکنه.مرد منبع نیازه نه زن.
    این آقا پسر هرچیم مرد خوبی باشه اگه خودشو گم کنه، دیگه بدردت نمیخوره!!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi

  8. ارسال:55#
    حوض نقاشی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط snow white نمایش پست ها
    مرسی گلم
    اونو ک کلا حزف کردم اصلا بهش فکر نمیکنم
    ولی همش میترسم حرف اشنایی زیرنظرخانواده هارو بیارم و کوچیک بشم
    میخوام خودش اینوبگه ن من
    اینجوری ارزشم میاد پایین
    من الان دیدم این تاپیک به هفت صفحه رسیده، اول فکر کردم تازه پست گذاشته شده.اما الان میبینم نخیر هفت صفحه گذشته و شما هنور حرف کوچیک شدن میزنی.
    باور کن این اصلا کوچیک شدن نیست که هیچ تا نشون دادی چقدر دختر خوب و با وقاری هستی.

    من خودم کسی بیاد جلو ابراز علاقه کنه، اول دیدم خیلی نسبت بهش بد میشه.حس میکنم خیلی کوچیکم کرده، خیلی بی ارزشم کرده ، چطور جرات میکنه خودش شخصا بدون بزرگترش بیاد خواستگاری کنه.

    مگه من خانواده و بزرگتر ندارم. باید به اونها احترام میذاشت.

    بذار با یک مثال برات بگم شاید بهتر متوجه بشی.

    """ فرض کن دو نفر وارد باغی میشن ، اولی همینطوری سرشو میندازه پایین بدون اجازه وارد باغ میشه و همه گلها رو برانداز میکنه کلی تو باغ چرخ میزنه و بعد از اینکه خوب نگاشون کرد همه رو بو کرد در نهایت اونی که بنظرش زیباتر ومناسبتر هست و انتخاب میکنه تازه میره به صاحب باغ خودشو نشون میده و میگه آقا من بدون اجازه همه اینارو بررسی کردم از این یکی خوشم اومد اجازه هست بچینمش!!!

    دومی قبل اینکه وارد باغ بشه ، اول در میزنه ، صبر میکنه صاحب باغ از راه برسه ، اجازه میگیره که تو باغش یک چرخی بزنه ، صاحب باغ بعد از بررسی اون آدم ببینه اصلا این آدم مناسب هست که راهش بده تو باغش، بعدا این اجازه رو میده و درنهایت از یک گل خوشش میاد و اجازه میگیره برای چیدن اون گل!

    شما گل باغ ، عزیزم کدوم از این مردا و مناسب خودت میدونی ، بنظرت کدومشون ارزش گل باغ ، باغبون زحمت کش و داره؟؟؟""""


    بهتر نیست اول از صاحب باغ اجازه گرفته بشه ، بالاخره اون باغبون کلی زحمت اون گلو کشیده.
    کلی شب بیداری و خستگی داشته تا این گل به ثمر برسه. حقشه که ازش اجازه بگیریم.
    ما دخترها هم همینطوریم، پدر و مادرمون کلی خون و دل خوردن تا مارو به اینجا رسوندن، حق دارن اول از همه از اونها کسب اجازه داشته باشیم.

    آشنایی بدون نظر اونها یعنی بی احترامی به بزرگترمون.

    حالا یک پسر وقتی اینکارو میکنه، من بسته بسنش و بار اولیش میذارم رو حساب بچه گیشو ناشی گریش.
    اما وقتی بهش تذکر میدم، اگه گوش نکردن یعنی تو تصمیمشون راسخ نبودن و من انگار هیچوقت همچین پیشنهادی نشنیدم.و تمام.

    من بهشون اینطوری تذکر میدم:

    ""آقای محترم این مسله ای که شما مطرح میکنین مسله بسیار مهمیه، و من به تنهایی تصمیم گیرنده نیستم، شما تشریف ببرین به خانوادتون بگین اگه موافق بودن خانوادتون با خانواده من درمیون بذارن.
    بهشون میگم که بنظر من آشنایی بدون اطلاع خانواده یعنی بی احترامی به بزرگتر ها. و من در این بی احترامی شریک شما نمیشوم.

    من میخوام احترام بزرگترمو نگه دارم و از اونها اول اجازه بگیرم."""

    من نیمفهمم این کجاش کوچیک شدنه؟؟؟
    وقتی احترام بزرگترتو نگه داشتی

    وقتی علنا اعلام کردی چقدر ارزش پدر و مادرتو میدونی کجاش کوچیک شدنه.
    کوچیک شدن اونجاست که تو علنا بدون در نظر گرفتن نظر خانوادت با این آقا هم صحبت بشی.

    بمن بگو کجای روش من اشتباهه تا منم از این به بعد قانع بشم به روش شما عمل کنم! !! چون تا حالاش که والا من فکر میکردم روشم خیلی هم درست و معقوله.
    پاسخ با نقل و قول

  9. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط niloofarabi

  10. ارسال:56#
    حوض نقاشی آواتار ها
    بهم گفت اگه احساسی برخوردکنیم وابسته میشیم و تصمیم اشتباه میگیریم. امایه سوال :من الان ک دارم باایشون اشنامیشم باید متوجه شم چقدر احساسیه چقد توجه داره چقد واسه دلتنگیام وقت میزاره
    ادمی ک الان انقد بی توجهه بعد ازدواجم همینه. اینطور نیست؟؟؟
    اون خواستگارم مدیر جاییه ک کارمیکنم . خیلی حواسش بهم هست . گاهی میگم کاش توجهو احساسی ک این بهم داره رو همکلاسیم داشت
    ولی حیف ...
    کمکم کنیدلطفا .حالم مث اونیه ک تو برزخ مونده
    برای این مشکل جدیدی که عنوان کردین، بنظرم بهشون بگین.
    شما اگه قصدتون ازدواجه واقعا از راه درست وارد بشین.
    ورگرنه من خواستگار دارم و میخوام یک تصمیم درست و منطقی بگیرم.

    الان بهترین فرصته خصوصا که سرد هم شدی. عزیزم نذار بجایی برسی که یهو خواستگارتم از دست بدی از یک طرفم ایشون خیلی راحت رهاتون کنن.

    ""بگین به اندازه کافی آشنا شدین، از این به بعدشو باید اقدام رسمی انجام بدین. اگه تمایل ندارین و واقعا هم علاقه ای ندارین و بنظرتون من مجبورتون کردم که بهم بگین بهتون علاقه مندم، پس ببخشید شما اشتباه متوجه شدین من اصلا قصدم این نبوده که شما مجبور بشین من فکر میکردم شما واقعا علاقه مندین و قصد ازدواج دارین نه قصد دیگه ای.پس بهتره این رابطه ی سراسر اشتباه و قطع کنیم.""

    خیلی قاطع و محکم و با اعتماد بنفس حرف بزن.

    میخوای فردا بگن تو اول گفتی دوستم داری.
    تو مجبورم کردی بگم دوستت دارم
    من از سر دلسوزی باهات بودم.
    و.....

    اگه نمیخوای این حرفای تحقیر آمیز و بشنوی زودتر خودتو نجات بده. بهشون بگو اگه واقعا هدف ازدواج دارن از راه درستش وارد بشن همین.

    در ضمن نه عزیزم آشنایی قبل از ازدواج خیلی مسایل فراتر از احساس و باید فهمید، اینکه هم کفو هم هستین یا نه ، از معیاراتون ، اخلاقیاتتون و خواسته هاتون باید صحبت کنین.
    فقط هم با چهار تا پیامک نمیشه به شناخت کاملی رسید.

    اتفاقا باید تا یسری از مراحل احساساتی نباشی ، دلم تنگ شده و دوستت دارم و اینا میشه ماله بعد از جواب مثبت کامل و عقد !
    اتفاقا باید تو این دوره بدور از احساس تصمیم گرفت. برای همین میگن دوستی قبل از ازدواج اصلا خوب نیست، چون آدمها وابسته میشن و باعث میشه چشماشونو بروی واقعیت ببندن.

    درمورد خواستگارتون ؛ آیا ایشون از شما شخصا خواستگاری کردن ، یا از طریق خانواده اقدام کردن؟
    اینکه فکر میکنی ایشون توجهشون بیشتر از همکلاسیتونه ممکنه به این دلیل باشه که شما به ایشون کم توجهین ، و براتون مهم نیستن ، اما ریز ریز رفتارهای همکلاسیتون براتون اهمیت داره!
    از کوچیکترین حرفشون ناراحت میشین
    از کوچیکترین توجهشون ذوق زده میشین
    برای همین طبیعیه که توجهات کسی که بهش بی اهمیتین و بیشتر ببینین.
    از یک طرفم همکلاسیتون میدونن که شما دوستشون دارین ، برای همین لازم نیست به اندازه خواستگارتون تلاشی داشته باشن.
    پاسخ با نقل و قول

  11. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط fateme7393,niloofarabi

  12. ارسال:57#
    نقل قول نوشته اصلی توسط snow white نمایش پست ها
    نمیدونم واسه این موضوع بایدتاپیک جدیدی بازمیکردم یاخیر ...
    اصلا نمیدونم چیکارکنم سردرگمم
    ازاین طرف خواستگاری دارم ک شرایط مناسبی داره . به تازگی باهاشون اشناشدم .
    ازاین طرف دوس داشتن اون نمیزاره تصمیم بگیرم .
    خیلی بیخیاله خیلی بی توجه براش زیاد مهم نیستم . خیلی منطقی ریز به ریز اخلاقامو بررسی میکنه منمرخیلی عاشقانه از همه ی ایراداش میگزرم .
    من از هرلحاظ شرایط ایده الی دارم خداروشکر شاید چون حس میکنه ازش سرترم میترسه از رابطمون. نمیدونم ...
    نمیتونم ب خواستگارم فکرکنم حالم اصلا خوبنیست
    میترسم به زندگیم لطمه بزنم
    البته این بیتوجهیاش منوهم یه مقدارسرد کرده مگه من چقدظرفیت دارم اخه ؟؟؟
    پریشب به من گفت اگه میگفتم دوستت دارم بخاطراین بودکه تومجبورم میکردی
    ولی من هیچوقت تو فشار دوس داشتن نزاشتمش هیچوقت نگفتم بگو عاشقمی
    این حرفش خیلی برام سنگین بود سردم کرد خیلی سرد
    بهم گفت اگه احساسی برخوردکنیم وابسته میشیم و تصمیم اشتباه میگیریم. امایه سوال :من الان ک دارم باایشون اشنامیشم باید متوجه شم چقدر احساسیه چقد توجه داره چقد واسه دلتنگیام وقت میزاره
    ادمی ک الان انقد بی توجهه بعد ازدواجم همینه. اینطور نیست؟؟؟
    اون خواستگارم مدیر جاییه ک کارمیکنم . خیلی حواسش بهم هست . گاهی میگم کاش توجهو احساسی ک این بهم داره رو همکلاسیم داشت
    ولی حیف ...
    کمکم کنیدلطفا .حالم مث اونیه ک تو برزخ مونده
    عزیزم چرا اینقدر سخت می گیری؟ نمی دونم قضیه چیه؟! یکی بر می گرده میگه "
    وقتی اولین گناهو مرتکب شد گناه بعدی یعنی نماز نخوندنم بهش اضافه میشه و همینطوری ادامه پیدا میکنه تا نکبت کل زندگی اونطرفو فرا میگیره اون آدم میشه خراب..."یکی میگه تا سلام کرد یقشو بگیر بیارش خواستگاری...یکی میگه گول نخور یکی میگه گول بخور!!! ببین از حرفات معلومه احساسی هستی و عاشقش شدی البته اینکه این مدل عشقا زود میفته از سر اگه پی شو نگیری. این که گفتی یارو برگشته گفته من دوستت نداشتم و تو مجبورم کردی نشون میده درگیری داره با خودش حالا یا مذهب درگیرش کرده یااینکه دید دوسش داری داره سو استفاده می کنه کلاس می ذاره و این حرفا.به نظر من فکر گناه و این چیزایی که ملت میگنو نکنوعقلتو به کار بنداز...خدا مهربونه و کمکت می کنه. یه چند روز مسج نده ببین چی میگه.اگه دیدی اذیت میشی یا اون چیزی گفت و پا پیش گذاشت یه برنامه بذار باهم برید کافی شاپی پارکی جایی.ببین برخوردش باهات چجوریه.وقتی با همید چه حسی داری و داره.آخه با مسج تا حالا کسی عروسی کرده؟؟برید باهم اینور اونور ببینید میخورید به هم یا نه...به هر کی مسج میدی که نباید بیاد خواستگاری!!با هم برخورد کنید...بیشتر آشنا شید...اینجوری ذهنت بازتر میشه و بیشتر قدرت و شناخت پیدا می کنی.
    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:58#
    حوض نقاشی عزیز مرسی از اینکه وقت گزاشتی برام و نظرت رو نوشتی . واقعا به حرفات نیازداشتم . اون اقا تازه سه هفتس ک منودیده و یکی از همکارای خانومو واسطه کردو حرفشو زد ولی من جوابی ندادم گفتم قصد ندارم فعلا. اگه قضیش خواست جدی بشه تاپیک میزارم شرایطشو توضیح میدم و ازتون راهنمایی میگیرم . مرسی از لطفت .
    دارم سعی میکنم فراموشش کنم الان سه روز میگزره و تنهامسیجی ک داده تبریک عیدفطربوده . دیگه مهم نیس برام . بایدعادت کنم .
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:59#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    من قصدسرزنشتوندارم عزیزم ولی این که ماهمه اصرارداشتیم که شمااون حرف روبه ایشون بزنی که زیرنظرخانواده هابودپیش بینی همچین روزی شده بوداماخب به هرحال انجام نشدو...
    شمادروهله اول سعی کنیداین آقاروفراموش کنیدچون هم به نفع خودتونه وهم به نفع زندگیتون
    ازدواج یه مقوله ای هستش که نمیشه تنهاعشق رودرنظرگرفت بایدهمه جوانب روسنجیدببینی خوشبختیت چطورکامل میشه؟هدفت ازازدواج چیه؟همسرایده آلت چه ویژگی هایی داره واین ویژگی هاتوی کدوم خواستگارت نمایان هست؟
    گلم اول ازهمه بهتره که خودت معیارات رومشخص کنی وببینی فردموردنظرت چه ویژگی هایی بایدداشته باشه
    تاچه حدویژگی هاش باعقل جوردرمیاد
    معیارای مهم ترت چی هستن و...
    اگربخوای برای فراموش کردنش راهکاری هست که بهت میگم
    اگردوست داری درموردخواستگارت بگووشرایط فعلیت
    موفق باشی عزیزدلم


    پ.ن:این تاپیک بامشورت بامشورتی که باناظمین عزیزشدمیتونه ادامه پیداکنه
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:60#
    اولین کاری ک واسه فراموشی انجام دادم پاک کردن همه مسیجا وعکسا و هر چیزی ک منو ب یادش میندازه بود.
    ولی هنوزم میترسم از مهرماه ک دوباره ببینمش و زخمم تازه شه .
    اصلا معلوم نیس اززندگی چی میخواد
    اومده تو فیسبوکش نوشته :کاش میدونستی چقد دلم برات تنگه و این حرفا...
    اونی ک دلش تنگه اینجوری رفتارمیکنه مگه؟؟؟فراموش کردن سخته ...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 4567 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •