تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق بیش از اندازم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 63

صفحه‌ها (7): صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

عشق بیش از اندازم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزم
    این خیلی خوبه که کاراولیه روانجام دادی به خودت ایمان داشته باش که میتونی حتی بادیدنشون آب تودلت تکون نخوره خودت روضعیف فرض نکنح
    الان من این رهکاری روکه مشاورعزیزنفس جون گذاشتن روواست کپی میکنم:

    پشت پا به او که قالتان گذاشت برای شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید یا قبلا اتفاق افتاده یا ممکن است در آینده بیفتد که در یک ارتباط عاشقانه به بن بست بر خورد کنید. و همیشه قدم بعدی یک توقف، آغاز جدید است. این افراد برای یک شروع جدید، احتیاج به فراموشی اتفاقهای قدیم و قبلی دارند. شکل گیری یک رابطه جدید عاطفی در حالی که هنوز از اثرات رابطه قبلی رنج میبرید، اشتباه محض است. جالب است که بدانید در یک تحقیقات جدید علمی ثابت شده است که وقتی دچار شکست یا سرخوردگی عاطفی می شوید، قسمتی از مغز فعال میشود که در مقابل هیچ گونه محرک دیگر واکنش نشان نمیدهد. و این میتواند به این ربط داشته باشد که گاهی درد ناشی از نپذیرفته شدن ممکن است بهبود نیابد! پس با این درد «نا درمان» چه میشود کرد؟ میشود آن را تبدیل کرد به یک فیلم ماندنی و هر از گاهی به عقب فلش بکش کرد. میشود آنالیزش کرد و اشتباهات را پیدا کرد. میشود آن را تبدیل به یک داستان تلخ رمانتیک کرد و برای کسانی که دچار موقعیت مشترک میشوند بازگویش کرد. اما آنچه که نباید با آن کرد: این که همیشه سر دلتان بماند و از گوشه کنار مغزتان پاک نشود. این که مدام مرورش کنید و تقصیرها ر ا با متانت کامل برعهده بگیرید. و این که اثر معجزهآسای «زمان» را فراموش کنید. درد سرخوردگی تنها دردی است که با گذشت زمان بدتر نمیشود! روزهای اول؛ مقابله با عادت به اولین روز «خود ساختگی» خوش آمدید. میدانیم که درد زیادی روی دل شما سنگینی میکند

    روز اول: میدانیم که انگار به شما شوک بزرگی وارد شده است و حسی کودکی را دارید که خانه رویایی با دست ساختهاش یکهو نابود و فنا شده است. طبیعی است که حس «خود گم گشتگی» پیدا کرده باشید و به عبارتی دیگر اعتماد به نفس خود را از دست دادهاید. نگران نباشید، این حس همیشگی نیست. با کمی صبر و کمی هم تفکر دوباره خودتان خواهید شد. فقط کافی است که به آن کمی زمان بدهید.
    روز دوم: در این مواقع است که ارزش داشتن یک دوست خوب مشخص میشود. حداقل داشتن دو نفر دوست همدل که پذیرای شنیدن حرفهای شما باشند لازم و ضروری است. هر گاه دستان شما به طرف تلفن رفت که به همسر سابق زنگ بزنید، با دست دیگر محکم جلوی آن را بگیرید. در عوض به دوستان خود زنگ زده و ترتیب یک قرار دوستانه را بدهید. هیچ چیز مفیدتر از دو گوش شنوا برای شما در این شرایط بهتر نیست.
    روز سوم: روز سوم روز سرنوشت سازی است. از این جهت که شما قرار است تمام اثرات این دوست یا همسر سابق را از زندگی خود پاک کنید. پاک کردن شامل پاک کردن شماره تلفنش، پاک کردن آدرس منزلش، پاک کردن شماره تماس تمام دوستان دور و نزدیکش، و در آخر پاک کردن هر گونه نشانهای از او در منزل و حتی اگر مجبور به عوض کردن دکوراسیون منزل شوید، این کار را بکنید. تماس شما و هر گونه موردی که باعث یادآوری او به شما شود باید از صفحه زندگیتان پاک شود. در نتیجه این است دست آورد روز سوم «روح زدایی» شما: تلفن ممنوع! ناگهانی سر کار یا دم در منزلش رفتن ممنوع! به دوستانش تلفن زدن به منظور خبر گرفتن از او ممنوع! اگر به هر دلیلی مجبور شدید که با او تماس بگیرید، تماس باید کوتاه، مختصر، و سر راست باشد. میدانید خوبی ماجرا در چیست؟ این کار نه تنها به شما در «پاکسازی» کمک میکند،باعث میشود کمی او به خاطر عدم توجه شما «دیوانه» شود!
    روز چهارم: امروز روز دفترچه خاطرات است. صفحه اول، دفتر امروز قراراست پر شود. در نهایت آرامش، لیست تمام عواملی که از نظر شما باعث بهم خوردن رابطه شما شده را تهیه کنید. در نهایت آرامش و صد البته صداقت این لیست را تکمیل کنید. این لیست فقط و فقط برای شما قرار است نوشته شود. و به هیچ کس دیگر هم نشان نخواهد داده شد. پس از کوچکترین تا بزرگترین عامل جدایی را بر روی کاغذ بیاورید. دوباره یاد آوری میکنیم این لیست برای شما و از طرف شما نوشته میشود. پس از آن که کامل شد، یک بار دیگر آن را مرور کنید. یادتان باشد، همه اینها در نهایت آرامش قرار است انجام شود.
    روز پنجم: امروز روز وقت صرف کردن با خانواده است. سعی کنید که از تک تک دقایق «با خانواده» بودن استفاده کنید. آنها بهترین تکیه گاهی هستند که هر زنی دارد
    . • روز ششم: یک تقویت روحیه برای خود بسازید. مثلا یک «پلی لیست» از ترانه هایی تهیه کنید که با شنیدن آنها حس خوبی به شما دست دهد. سعی کنید روزی چند بار به آن گوش کنید.
    روز هفتم: امروز اولین باری است که باید تلقین «تمام شدن رابطه» به خود را شروع کنید. اگر نمیتوانید ما به شما این را تلقین میکنیم: «رابطه شما تمام شده است». چه برای عذر خواهی برگشته چه بر نگشته، لیاقت داشتن شما را به عنوان همسر و همدم در کنار خود نداشته است. یک هفته گذشت و نمردید! بله واقعا راحت نیست، اما باید تمرین کرد و تن به سختی داد... پیروزی نزدیک است
    روز هشتم: امروز روز آخر پاک کردن تمام اثرات او از زندگی شماست. اگر احیانا عکسی، نامه ای، هدیه ای، یا هر چیزی دیگری از قلم افتاده بوده است، اکنون قرار است به طور کلی حذف شوند. اگر جرات پاک کردن تمام عکس هایش را ندارید، آنها را در یک فولدر جداگانه با نام «هرگز آن را نبین» قرار دهید. باور کنیدء هر گونه کاری که منجر به یاد آوری دوباره او برای شما شود، به منزله یک سم مهلک برای شما خواهد بود. پس از الان جواب این سوالات را میدانید: آیا دوست دارید که از او خبر داشته باشید؟ «خیر»! آیا دوست دارید که او از شما خبر داشته باشد؟ «صد البته خیر!»
    روز نهم: پس از پاک کردن کامل او از زندگی خود، حالا نوبت این است که بدانید چگونه با او رفتار کنید. اگر مجبور شدید، یادتان باشد که شما دوست ندارید که با او در تماس باشید و تماس شما فقط در صورت اجبار خواهد بود، مکالمه هایتان کوتاه، مختصر، و سر راست خواهد بود. یادتان باشد که این که وقتی او را دیدید پشت دوستانتان پنهان شوید و یا آن که وانمود کنید که او را ندیده اید ، این طرز تصور را به او میدهد که هنوز به او فکر میکنید. پس از الان خود را آماده کنید که اگر با او برخورد کردید، شوکه نشوید. اگر شده حتی میتوانید جلوی آینه هم تمرین کنید!
    روز دهم: امروز روز شماست. هر چه که فکر میکنید و یا میگویید باید از شما باشد. اگر دارید راجع به دلایل شکست عاطفی فکر میکنید، راجع به این که او چه کرد، فکر نکنید.
    روز یازدهم: لیستی از اهداف جدید خود را به صورت مکتوب بنویسید. به خاطر داشته باشید که این مدت بهترین فرصت برای این است که خودتان را در یابید.
    روز دوازدهم: اما الان نوبت تغيیر دکوراسیون است. اول نوبت منزل است. لازم نیست حتما تمام مبلمان را عوض کنید. این تغییر میتواند به کوچکی عوض کردن یک تابلو یا تغیير عکس قابهای بالای تلویزیون باشد.
    روز سیزدهم: امروز همان روز مرگ یک بار، شیون یک بار است. امروز اجازه دارید که سراغ آن فولدر عکسها یا اس ام اسهایی بروید که پنهان کرده بودید. اجازه دارید که ترانه مشترکتان را گوش دهید و زار زار گریه کنید. میتوانید در تمام روز فقط «شکلات تراپی» داشته باشید و تا آن جا که میتوانید پشت سر او حرف بزنید. از دوستانتان بخواهید به حرفهای شما فقط گوش بدهند. با صدای بلند این را تکرار کنید «من زمان احتیاج دارم که در غم از دست دادن علاقه ام ناراحتی کنم. من میتوانم برای آخرین بار گریه کنم». و بعد از آن دیگر پلی برای بازگشت به گذشته وجود نخواهد داشت. اعتماد به نفس باز می گردد تبریک می گوییم، باید به خودتان پاداش بدهید...
    روز چهاردهم: باورتان میشود که 14 روز گذشته است؟ 14 روز از زمانی که شما «تصمیم کبری» خودتان را گرفتید گذشته است و حتی اگر هم به ما نگویید ما مطمئن هستیم که نسبت به 14 روز گذشته تغییرات روحی زیادی در شما رخ داده است. کافی است که از دوستان خود بپرسید.به پاس این وفاداری به تصمیم تان، باید به خودتان پاداش بدهید. بهترین زمان برای خرید لباس مورد علاقه، کفش مهمانی، و یا حتی یک بسته شکلات همین الان است.
    • روز پانزدهم: خب یادتان است که به شما گفتیم خودتان را برای رویارویی با او آماده کنید؟ یادتان باشد که برای شما مهم نیست و نباید باشد که حال او چه طور است. یک مکالمه کوتاه، مختصر و سرراست. به طور مثال: «وقتی او را دیدید، به چشمانش نگاه میکنید، سلام میکنید، مودبانه یک لبخند میزنید، بعد سرتان را پایین میاندازید و سعی میکنید هر چه زود تر آن جا را ترک کنید» حالا بلند شوید و جلوی آینه بروید، و همینها را تمرین کنید.
    • روز شانزدهم: خب، دیگر در خانه ماندن بس است. برای یک پیاده روی حاضر شوید. سعی کنید به جایی بروید که تا حالا نرفتید. مثلا یک پارک یا خیابان جدید را برای پیاده روی انتخاب کنید. از بودن در هوای آزاد لذت ببرید. شما همان آدمی هستید که قبل از ملاقات با همسر قبلی تان بودید. همانی که اعتماد به نفسش به هیچ مردی اجازه نمیداد که به او ضربهای وارد کند. زیبایی و پاکی در درون شما نهادینه شده است. اگر شریک سابق شما آن را ندیده گرفته است، به خاطر کمبود شما نبوده است. به «خود»تان یاد بدهید که از تک تک لحظاتی که در پیش رو دارید نهایت استفاده را بکنید.
    روز هفدهم: خب، اما امروز باید کمی صحبت جدی با هم داشته باشیم. شما برای از بین بردن ناراحتی پس از جدایی چه نوع تراپی را انتخاب کرده اید: سایکو تراپی مثل رفتن به یک روانشناس یا مدیتیشن، شیرینی تراپی مانند پناه بردن به شکلات و شیرینی و نقل و نبات، خواب تراپی، سیگار تراپی، و...! حالا از شما میخواهیم که بنشینید و بهطور جدی به این فکر کنید که چگونه میخواهید روح خود را درمان کنید. آیا این روشهای درمانی که تا حالا انجام دادهاید، برای شما کارساز بوده است؟ یادتان باشد که تغییرات درونی بدون پاکسازی بیرونی زیاد کار ساز نخواهد بود.
    روز هجدهم: به سراغ دفترچه خاطرات خود بروید. و نگاهی به لیست دلایلی که باعث جدایی شما شده است بیندازید. اکنون با گذشت 18 روز ، نظری منصفانهتر به ماجرا خواهید داشت. اگر لازم هست تغییراتی در لیست خود بدهید.
    • روز نوزدهم
    : امروز؛ روز کشف استعداد است. به موسیقی علاقه دارید؟ همیشه میخواستید یک زبان دیگر یاد بگیرید؟ عاشق شیرینی پزی هستید؟ لحظهای درنگ نکنید. پشتکار داشته باشید و مطمئن باشید که بهترین نتیجه را خواهید دید.
    روز بیستم: زمان، زمان چیدن یک برنامه جدید برای زندگی است. لیستی که از اهداف زندگی تهیه کرده بودید را اکنون احتیاج دارید. با دقت آن را مرور کرده و از همین دقیقه برا ی رسیدن به اهداف جدید برنامهریزی کنید. یادتان باشد که این کاری است که برای آن باید حسابی فکر و زمان صرف کنید و چه زمانی بهتر از الان که فکر شما آماده پذیرش هر گونه تغییری است.
    روز بیست و یکم: سه هفته گذشت، هوراااااا! چه حسی دارید؟ آن را در دفترچه خاطراتتان بنویسید. شما کاری را شروع و به نیمه رساندید که از عهده هر کسی بر نمیآید. این یعنی یک شمای نو! ما هم در تبریک گفتن به شما شریک میشویم! «مبارکه!» • روز بیست و دوم: یک صحبت در گوشی: ممکن است هنوز هم گهگاهی به او فکرکنید. به جای افسوس خوردن این که چرا رابطه شما بهم خورده است و تمام تقصیرها را سر خود بگذارید، یک کار دیگر بکنید و آن این است که با آن که ممکن است تمام تقصیرها از او نباشد، اما برای این قسمت «روح زدایی»، سعی کنید که او را مقصر بدانید تا بتوانید زودتر فراموشش کنید. تا زمانی که شما خود را برای وقایع اتفاق افتاده سرزنش میکنید، نمی توانید به طور کامل او را از ذهن خود بیرون بیندازید. از ما بشنوید: کمی بی منطقی در این جا واجب است! هر کاری میتوانید بکنید که عصبانیت شما از او به حد زیادی برسید. آن جاست که شما به راحتی حتی حاضر نخواهید بود که اسمش را بیاورید چه برسد به اینکه به او فکر کنید.
    روز بیست و سوم: درد فراق دیگر نباید برای شما مسئله باشد. یادتان باشد که برای خوشحالی شما وجود شخص دومی نیاز نیست. شما مسئولیت کامل برای ناراحتی، خوشحالی و خوشبختی خود دارید. سعی کنید این طرز تفکر را در خود پرورش دهید چرا که در تمام مراحل زندگی برای شما مفید خواهد بود. خیلی زود به آخرش رسیدیم شما از شر یادآوری خلاص شده اید...
    روز بیست و چهارم: عطر خود را عوض کنید. به ویژه اگر عطر قبلی شما یک هدیه از طرف همسر سابق بوده باشد! عطر جدید، بوی جدید، زندگی جدید!
    دوست
    عزیزم هیچوقت خودتودست کم نگیردلیل نمیشه اینکه توی فیس بوکش نوشته دلیل برواقعیت صحبتش باشه میتونه باشه میتونه نباشه لطفاروی حرف هاوتاپیکت ازاول وهمینجورمعیارای ازدواجت یباردیگه فقط یه باربامنطق فکرکن
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  2. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط niloofarabi

  3. ارسال:62#
    حوض نقاشی آواتار ها
    دقیقا عزیزم یکی از مزایای آشنایی زیر نظر خانواده ها، همین وابستگی اشتباه بود.

    دوطرف وقتی تو دوران شناخت هستن باید بدونن فقط فقط باید روی معیارها اخلاقیات و.... همدیگه شناخت پیدا کنن.بدور از احساسات،بدور از وابستگی و دلبستگی! بقولی هم کفو بودن همدیگه رو از هر لحاظ باید پیدا کنن.
    دونفر وقتی که قایمکی باهم شناخت پیدا میکنن و از راه دوستی وارد میشن. حالا این دوستی از هر نوعش باشه، حتی دوستی ای باشه که تا حالا اسم کوچیک همو صدا نزدن. و تا حالا بیرون نرفتن با هم و....کلا خیلی مسایل و رعایت کردنو...

    فرقی نداره، خصوصا اگه مذهبی و معتقد باشن، و اولین بارشون بوده باشه، متاسفاته فکر میکنن روششون هم درسته، درصورتی که اشتباه پشت اشتباست.

    چرا ؟

    چون ناشی هستین، چون یواش یواش اشتباها فکر میکنین روی همدیگه شناخت پیدا کردین. همدیگرو فقط تو دانشگاه میبیننی، نه تو سایر محیط ها، گاهی بهم پیام میدین حالا یا با موبایل یا ایمیل یا تو این شبکه های اجتماعی، هیچ فرقی نداره.

    اینها که راهاای شناخت همدیگه نیست.وقتی شما با خانواده ها در میون میذارین، یسری محدودیت ها ندارین، خانواده اجازه میدن چند ساعت و چندین جلسه باهم صحبت کنین، شما و ایشون هردو میدونین هدفتون چیه، و ممکنه شما در این چند ساعت اینقدر شناخت پیدا کنین که تو هزار تا پیامکی در دوران دوستی بهم میدین، پبدا نکرده باشین.
    چون خیلی فرق داره، شما کامل میدونین الان هدف ازدواجه خیلی از سوالاتتو آزادانه میتونی بپرسی، بعدم ایشونو در غالب غیر همکلاسی میبینی.تازه خانواده اجازه میدن باهاشون گاهی بیرون برین و شناخت پیدا کنین و شما ایشونو میتونین در محیط بیرون هم ببینین چه واکنش ها و رفتارهایی دارن، تازه شما میتونین با خانواده و اعضای خانوادشون آشنایی پیدا کنین، نگرانی اینم ندارین که ممکنه در آینده شما رو نپسندن چون اومدن خواستگاریتون و این یعنی موافق ازدواج پسرشون هستن.

    اما از طریق دوستی شماها بیشتر بهم وابسته میشین. لذت هم صحبتی با جنس مخالف و میچشین . خوشتتون میاد همینطور فراتر میرین . بعد عادت میکنین یا وابسته میشین بعد اینو با دوست داشتن اشتباه میگیرین.
    بعد فکر میکنین خب الان عاشق همدیگه شدین و عیب های همو نمیبنین و فقط فقط خوبیها دیده میشه.

    گاهی از هم انتظاراتی ندارین و دعوا میکنین قهر میکنین.

    اینها همه اتفاقاتیست که تو دوران دوستی میوفته نه شناخت به جهت ازدواج.

    الانم با این طرز نوشتنت مطمعنم شما دونفر دوباره شروع میکنین، حالا الان نه از مهر. از مهر همدیگرو میبینن و یک مدت هم بوده باهم حرف نزدین خب طبیعیه دلتنگ میشین و طاقت نمیارین.
    دوباره شروع میکنین.

    ولی غافل از اینین که ممکنه بدرد همدیگه اصلا نخورین. ممکنه فردا بیشتر شناخت پیدا کنین نخواین همدیگرو. اونوقت بخاطر این حس اشتباه میخواین اشتباها با هم ازدواج کینن در نهایت هم ممکنه کارتون به جدایی برسه.

    ببین ممکن هم هست بدرد هم بخورین اما راهتون اشتباهه.
    نذار به جایی برسه که پشیمون بشی. قصه تو دقیقا شبیه قصه ایست که من خودم شخصا شاهدش بودم.

    الان تو پست بعدیت دچار تضاد شدی، جمله دلتنگی ایشون تو فیس بوک و برای خودت تعبیرش کردی و بنام خودت زدیش. در صورتی که ممکنه اصلا منظورشون شما نباشین.

    این خاصیت دخترهاست فکر و خیال زباد میکنن.ممکنه فردا ازش بپرسی بگه همینطوری نوشتم.
    یا حتی ممکنه بزای شما باشه. اما امکان هم داره حاصل یسری هییجانات زودگذر باشه.

    بببین یک پسر مذهبی با دختری هم ارتباط نداره، یک مدت هم با شما بوده، خب طبیعیه که دچار یسری احساسات و هیجاناتی بشه که دوامی هم نداره.

    ممکن هم هست واقعا دوستتون داشته باشن. اما شما یجایی نوشتین شرایط ازدواج ندارن، خب عزیزم ایشون زمانی که شرایط ازدواج و پیدا کنن شاید دیگه شمارو نخواین اونوقت میخواین چکار کنین.
    اینجور که من متوجه شدم ایشون قول قطعی ازدواج و از جانب خودشون هنوز ندادن. پس آخر عاقبت رابطه اتون مشخص نیست.

    تازشم اگه فردا رفتن به مادرشون گفتن خانواده مخالفت کردن میخوای چکار کنی؟؟

    اینارو میگم که الان که دلسردیا رو مببینی یهو نگی خب تموم شد من دگه باهاشون ارتباطی ندارم.فردا این آقا اگه دوباره دلتنگ شد و خواسن دوباره رابطه تون شروع بشه.اونجا یاد حرفام بیوفت مقاومت کن و جوابشونو نده.فقط بگو تشریف بیارین خواستگاری رسمی .همین

    نکن اینکارو با زندگیت باور کن همه فکر میکردن یجورایی مورد هاشون فرق داشته.
    همه فکر میکردن اشتباه نمیکنن
    همه فکر میکردن مورد اونها مثه بقیه نمیشه
    اما اینا همه فکر اشتباه همه ی اونهاییست که این راه اشتباه و رفتن و به بم بست رسیدن.

    امیدوارم شما این راه و تا آخرش نری.

    شاید ایشون واقعت دوستتون داشته باشن. اما شما میگین شخصیت سردی دارن که مورد قبول شما نیست. فکر نمیکننین اینی که میگین یک تفاوت بسیار بزرگه.؟! و نیازه بیشتر روش فکر کنین.؟
    در تنهایی خویش ..

    قایقی ساختم از جنس تمام آرزو هایم !

    رنگ آمیزیش کردم با رنگهای گلها ،

    لبریز از شکلات و شیرینی

    از پولک و ستاره

    از قصه های شیرین کودکی

    از خنده و شادی ....

    از ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط niloofarabi

  5. ارسال:63#
    حق باشماست .
    اون دیگه نمیاد سمتم میدونم اگرم اومد میگم ک اگر واقعا مایلید خانواده ها رو در جریان بزارید.
    دقیقا . راست میگی عزیزم . من مرد احساسی میخوام نیاز ب توجه زیادی دارم زاتا اینطوریم دختر لوسیم یکم تک دخترم اسفندیم روحیاتم حساستر از دخترای دیگس وقتی مقایسه میکنم . ولی اون فوق العاده سردو بی وحسه .
    فکرنمیکنم به درد هم بخوریم .
    پاسخ با نقل و قول

  6. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,حوض نقاشی

صفحه‌ها (7): صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •