تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق بیش از اندازم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 63

صفحه‌ها (7): صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

عشق بیش از اندازم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من دختر ۲۲ساله دانشجوهستم ازحدودسه چهارگاه پیش ب یکی از همکلاسیام علاقمندشدم . کم کم رابطمون بیشترشد ایشون ۲۳سالشونه پسر باایمان و پاکیه . رابطمون یک ماهه ک فقط درحدمسیجه حتی یک بارهم خارج از دانشگاه همو ندیدیم . اولین بار من به ایشون ابراز علاقه کردم چون یه دنیا دوستش دارم شاید از خودم بیشتر بلافاصله بعد از اینکه بهش گفتم دوستت دارم اونم گفت دل به دل راه داره منم دوستت دارم . قصدش ازدواجه اما الان سه روزه ک باهم صحبتی نمیکنیم سر یه مسیله کوچیک . من اعصابم از بی توجهیاش به هم ریخت و یکم باناراحتی جوابشو دادم . سه روزه ک مثل مرده ها شدم . دیشب دیگه خودم طاقت نیاوردم و اس دادم . ولی هنوز جواب نداده . گفتم تو به من قول داده بودی بدون شب بخیر نخوابی... خیلی دلم گرفته خیلی . دراینکه دوستم داره شکی ندارم ولی مطمینم نصف دویت داشتن منم نیست . من بدون اون میمیرم ولی واسه اون فقط یه کیس مناسب واسه ازدواجم . شاید دلیلی عاشقش شدم همین بود که با بقیه فرق داشت . من خداروشکر ازهرلحاظ شرایط خوبی دارم . توهمین سه ماه چن تا خواستگارو به خاطرش رد کردم . تو دانشگاه همیشه اقایون خواستن باهام ارتباط بگیرن ولی ایشون از اون اولم مشخص بود چقد پاکه . سه ماه فقط بانگاهامون باهم حرف میزدیم. الان که مینویسم اشکام داره میریزه . سه روزه ک فقط باسوره روم زندم ک خدااخرش بهم میگه صبر کن صبر کن . دلم خیلی گرفته . من بدون اون چیکارکنم تو این دنیا . بهش گفتم توهیچی نمیدونی نمیدونی من بخاطرت چقد سرزنش شدم . اخه خانوادم فک میکنن یکیو دوس دارم ک دیگه خواستگار راه نمیدم . کمکم کنید. کل روزو میخوابم ک دوریش عزابم نده . برام دعاکنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز خوش آمدید
    خوبید

    ابتدا یه کم بیشتر باهم آشنا بشیم
    از خانواده خودتون بگید چند نفر هستین؟

    چندتا بردار و خوارهر؟

    شما بچه چندم هستین؟

    روابط شما با والدین و خواهر و برادرتان چگونه هست؟؟

    ایشان بچه چندم خانواده هستن و روابطشان با اعضا خانواده چگونه هست؟؟

    ایشان چه ویژگیهایی دارند؟؟ که شما بهش علاقمند شدین
    جز به جز این ویژگیها برام بگید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط m1392,parvane,SHAB,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    من یه برادر ۱۷ساله دارم خونوادم فرهنگین . معلم زبانم .پدرمادرموخیلی دوس دارم ولی حرف دلمو هیچوقت بهشون نمیزنم چون پدرم روم خیلی حساسه . ایشون یه خواهر بزرگتراز خودشون دارن . .رابطشونو نمیدونم باهم چطوره . راستش اول همه چهرش برام خیلی جزابه . بعدش پاکیش نظرمو جلب کرد نوع حرف زدنش راه رفتنش نگاهاش عاشق تک تک ایناشدم :-( خیلی باایمانه هیچوقت پاشو از حدخودش فراترنزاشت . همیشه حدودو حفظ کرد . نمازاش قضانمیشه .به من گفت دلم به دلت وصله . میخوام بیشترباهم اشناشیم . پس کو ؟؟؟الان سه روزه ک نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز گفتین ابتدا عاشق راه رفتنش و نگاهش شدم خوب این نوع رفتارش شما را به یاد چه کسی تو زندگیتون میندازه؟؟

    از رفتارشان بیشتر بگید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    ن گفتم اول ظاهرش بعد ایمانش . یادهیچکی. یه مدلی نگاه میکنه قلبم میریزه ...

    پسر ساده ایه یطوریکه انگار احتیاج داره یه نفر ازش مراقبت کنه منظورم ضعف نیستا یکم سربه هواس . ورزشکاره تکواندو کارمیکنه . مغروره بیش از حد . من شاید چون ۵ساله تدریس دارم از بچه ۴ساله تا ادم ۴۰ساله شاگرد داشتم . ی حالت مادرانه ای تووجودم شکل گرفته. وقتی میبینم کامل نیس بیشتر ازش خوشم میاد .
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_28 در ساعت 18:55 دلیل: دو ارسال کوتاه پشت سر هم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    گفتین یه جوری نگاه میکنه که دلم میریزه خوب نگاهش، ظاهرش مثل کیه؟

    خوب گفتید با بچها و بزرگسالان سر و کار داشتین و تدریس میکردین و حس مادرانه درون شما شکل گرفته و ایشان هم بخاطر رفتارهای که گفتین دوست دارین مراقبت کنین و بهش عشق می‌ورزید. یعنی عشق را مراقبت کردن میدونید؟؟؟

    گفتین پدرتان حساس هست در مورد این برام بیشتر بگید؟؟ با مثال اگه میشه بگید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    parvane آواتار ها
    سلام
    نظر شخصی - با توجه به توضیحاتی که گفتید بنظر من شما فقط مجذوب ایشون شدید - مثل بچه ای که از نقاشی کردن خوشش میاد و این در وجودتون جا گرفته و نیاز شده که شما ایشون رو داشته باشید
    و ایشون هم به شما به چشم یه دوست نگاه میکرده یا شاید در مقابل دوست داشتن و حس شما احساس ترهم داشته باشه و الان که در عمل انجام شده قرار گرفته خودش رو عقب کشیده تا شما بتونید ایشون رو از ذهنتون بیرون کنید
    پاسخ با نقل و قول

  10. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,SHAB

  11. ارسال:8#
    اگه ترحم بود ک نمیگفت دوستت دارم اگه ترحم بود بهم زل نمیزد . الان اس داده میگه میخوام باهم اشناشیم واسه ازدواج ولی دل نبندیم . من بهت حس دارم میخوام اشناییمون بیشترشه
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:9#
    parvane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط snow white نمایش پست ها
    اگه ترحم بود ک نمیگفت دوستت دارم اگه ترحم بود بهم زل نمیزد . الان اس داده میگه میخوام باهم اشناشیم واسه ازدواج ولی دل نبندیم . من بهت حس دارم میخوام اشناییمون بیشترشه
    احساس الان شما این اجازه رو به شما نمیده که ایشون رو کاملا بشناسید
    شما نباید دلبسته گفته - دوستت دارم - ایشون بشید

    نقل قول نوشته اصلی توسط snow white نمایش پست ها
    پسر ساده ایه یطوریکه انگار احتیاج داره یه نفر ازش مراقبت کنه منظورم ضعف نیستا یکم سربه هواس . ورزشکاره تکواندو کارمیکنه . مغروره بیش از حد . من شاید چون ۵ساله تدریس دارم از بچه ۴ساله تا ادم ۴۰ساله شاگرد داشتم . ی حالت مادرانه ای تووجودم شکل گرفته. وقتی میبینم کامل نیس بیشتر ازش خوشم میاد .
    بنظر من ایشون پسر کاملا آگاه و باهوشیه و میدونه با شما چطور رفتار کنه که شما رو بیشتر شیفته کنه
    سعی کن احساست رو مهار کنی
    پاسخ با نقل و قول

  13. عشق بیش از اندازم  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,SHAB,کوثر حبیبی

  14. ارسال:10#
    پدرم خیلی روم حساسه نوجوون ک بودم خیلی محدود بودم . الان اینطور نیس . ولی هنوزم نسبت به جایی ک کارمیکنم ادمایی که باهاشون درارتباطم بیش از حد حساسه . ولی همیشه دلم از این جملش میشکنه ک تو بحثامون میگه ضعیفی . شدی عروسک کلاس ک همه میان سمتت . ولی من رفتارام و پوششم نرماله حتی حدومرزارو بیشتر از بقیه حفظ میکنم .من خداروشکر ظاهرخوبی دارم . پدرم وقتی حرفمون میشه بهم میگه فک کردی خیلی قیافه داری ؟؟؟ صدتاازتو خوشگلترهستن .پدرم بااینکه تحصیل کردن اینارو میگن. فک میکنن من عشوه میریزم ک اونا میان سمتم . البته اینم بگم هرکی بوده به قصد ازدواج اومده . چون میدونن اخلاقمو
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •