تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




هميشه غمگينم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ft009
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

هميشه غمگينم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام .. من يه مشكل خيلي بزرگ دارم ... من هيچوقت خوشحال نميشم اگه حتي توي يه جمع بخندم هم از ته دل نيست ....
    هميشه يه غمي درونم اذيتم ميكنه هميشه اهنگهاي غمگين گوش ميدم هميشه متن هاي غمگين مي خونم حتي اگه بخوام متني رو بنويسم غمگين مي نويسم اصلا دست و دلم به كارايي كه ادمو شاد كنه نميره حس مي كنم هرروزم تكراريه هرشب بي دليل بغضم مي تركه ديگه خودمم از خودم خسته شدم تو جمع راحتم با همه ميگم مي خندم ولي نه از ته دل هميشه احساس مي كنم غمي تو دلم سنگيني مي كنه گاهي شبا انقد بهم فشار مياره كه فشار خونم تاحدي ميره بالا كه حس مي كنم دارم خفه ميشم شبا نمي تونم خوب بخوابم بي دليل بيدار ميشم و به يه نقطه خيره ميشم بعد ذهنم اشفته ميشه سوالاتي تو ذهنم مياد كه كلا داغونم مي كنه ولي روز ذهنم هميشه ازاده نه تو درس مشكلي دارم نه تو رابطه نه با خانوادم ولي هميشه غمگينم هميشه ... اصلا تحمل يه چيز شادو ندارم مثلا وقتي يه اهنگ شاد مي شنوم اعصابم بهم ميريزه انگار دارن با پتك ميزنن تو سرم مثلا تو عروسيا بيشتر اوقات از سردرد يه قرص مي خورم و مي خوابم يا ميرم بيرون واي ميستم احساس مي كنم اين مشكلم خيلي داره بزرگ ميشه و به رابطه خانوادگيم كم كم لطمه ميزنه سركار هميشه بعداز نهار بايد يه اهنگ غمگين گوش بدم وگرنه روزم خراب ميشه داغون ميشم وقتي ميام خونه بايد يه اهنگ گوش بدم صبح كه از خواب بيدار ميشم اول يه اهنگ غمگين گوش ميدم تا اروم بشم ... اگه گوش ندم اصلا اون روز سگ ميشم مثل يه عقده اي به همه ميپرم بي هدف تو كوچه و خيابونا پرسه ميزنم انگار هدفي ندارم انگار زندگي ارزشي نداره ميزنه به سرم ... ديگه خسته شدم خسته ..... منم ميخوام مثل بقيه باشم عادي مثل همه هرچي دلم ميخواد گوش بدم برم با دوستام خوش بگذرونم ولي نمي تونم هرجا كه شادي باشه ازش فراريم ... از جمعايي كه همه شادن بيزارم .. از ادمايي كه زياد ميخندن متنفرم ... حتي عيدا از خونه بيرون نميرم ... وقتي كسي مياد خونمون اگه يكم بگه بخدنه يكم باهاش حرف ميزنم ميگم ميخندم ولي وقتي كه ميره حتما بايد يه چيز غمگين بخونم يا يه اهنگ غمگين گوش بدم خسته شدم زندگيم خيلي مسخره شده ... بعضي وقتا با خودم ميگم زندگي كه همش غمه واقعا ارزش داره ......
    لطفا راهنماييم كنيد ....
    زندگيم خيلي داره سخت ميگذره اصلا شده جهنم ....
    پاسخ با نقل و قول

  2. هميشه غمگينم  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز؛
    به همیاری خوش آمدید.
    لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید:
    شما چند سالتونه؟
    مونث یا مذکر؟
    چه مدته این حالات ایجاد شده؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. هميشه غمگينم  سپاس شده توسط anahid,ft009,m1392

  5. ارسال:3#
    19 سالمه ... مذكر .. خيلي وقته از وقتي كه يادم مياد از 9 يا 10 سالگي ....
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    parvane آواتار ها
    در زندگیتون - گذشته - اتفاقی افتاده که همیشه براتون یادآوری بشه یا خاطره ای از کسی شنیدید یا داشتید که نکات منفیش در ذهنتون مونده باشه و اونها رو با اتفاقات روزمره مقایسه کنید؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. هميشه غمگينم  سپاس شده توسط anahid,ft009,m1392

  8. ارسال:5#
    زندگيم كه هميشه پر از اتفاقات بد بوده ولي هيچ وقت درگيرم نكردن هميشه سعي كردم زود حلشون كنم بيشتر به چشم مشكل بهشون نگاه كردم ... خيلي وقت پيش 15 سالگي به يكي علاقه داشتم يكم كه زمان گذشت علاقم كم رنگتر شد هرروزم كه ميگذره كم رنگتر از ديروز ميشه ... تو زندگيم هميشه مشكلاتم گردن خودم بوده چون سرپرست خونواده ام ولي دليل بر اين نيست كه زندگيم سخت ميگذره و واسه اين ناراخت باشم .. ولي نميدونم چرا هيچوقت نمي تونم خوشحال باشم حتي با دليل و برهان هم نمي تونم از ته دل بخندم ارزوش تو دلم مونده مثل يه عقده شده ....
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    parvane آواتار ها
    گفتید شما سرپرست خانواده هستید؟
    اگر امکانش هست یکم از محیط و جو خانواده اتون بگید؟
    آیا محصل هستید یا شاغل یاهر2؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. هميشه غمگينم  سپاس شده توسط ft009,m1392

  11. ارسال:7#
    از گفتن اينكه سرپرست خونوادم احساس گناه بهم دست ميده ... اخه هيچوقت نتونستم نيازهاي خونوادمو بطور كامل تامين كنم يا تو بعضي از مشكلات كلا بلا استفاده ام ... خونواده ام جوش هميشه ارومه .... هردو هم تحصيل هم كار .....
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    parvane آواتار ها
    چرا احساس گناه میکنید؟
    چند مدتته که سرپرستی خانواده بعهده شماست؟
    پاسخ با نقل و قول

  13. هميشه غمگينم  سپاس شده توسط ft009

  14. ارسال:9#
    گفتم ديگه چون هيچوقت نتونستم نيازهاي خونوادمو به طور كامل برطرف كنم ... حتي تو بعضي از مشكلات بلا استفاده بودم ... منظورم از سرپرست اداره كامل خونواده نيست كمك دست مادرم بودم .... از 9 يا 10 سالگي تو مشكلات خونواده شريك بودم ....
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    انگار مشكل من راه حلي نداره اصلا اشتباه كردم اومدم اينجا مشكلمو گفتم .....
    ببخشيد كه وقتتونو گرفتم .... شرمنده همتون ...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •