تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mozhgan*
آخرین ارسال:z.n
پاسخ ها 7

مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همگی
    من یه برادر 8 ساله به نام امیر دارم.
    اول یه کم از اخلاقیاتش بگم:خیلی لوسه..لجبازه و یه دنده ست!مغروره..راز داری اصلا بلد نیست!به حرف هیچکس گوش نمیده مگر به زور دعوا وتهدید.
    به هیچ کاری بجز تلویزیون تماشا کردن و پلی استیشن بازی کردن علاقه نشون نمیده!به شدت پرخوره!هر چقدر هم تلاش میکنیم نمیتونیم جلوی زیاد خوردنشو بگیریم!بخاطر هر چیزی الکی گریه میکنه و جیغ و داد میکنه تا حرفشو به کرسی بشونه!
    این ویژگی ها از وقتی که من یادم میاد در امیر بود ولی از وقتی که برادر کوچیکم به دنیا اومده اوضاش خیلی بدتر شده!
    حس میکنم داره افسرده میشه!مخصوصا که رفتار ما اصلا باهاش خوب نیست
    از بس اذیت میکنه و آرامش همه رو به هم میزنه هیچ کس نمیتونه باهاش خوب رفتار کنه و به خاطر همین خیلی خیلی ناراحته!
    از ویژگی های دیگه ش اینکه خیلی خیلی ترسوئه!توی روز روشن نمیتونه تنهایی توی اتاقش با در باز «که مستقیما رو به حال باز میشه!»بمونه!چه برسه به اینکه بخواد توی خونه تنها بمونه یا...
    شبا که اصلا از کنارمون تکون میخوره!
    همش استرس داره که نکنه شیر گاز باز بمونه خفه بشیم،یا نکنه خونه آتیش بگیره یا گاهی از مردن میپرسه که میدونم خیلی ازش میترسه!
    خیلی دلم میخواد که بهش کمک کنم ولی یه جورایی حس میکنم از من خوشش نمیاد.همیشه من بخاطر این رفتاراش و اخلاقش بهش گیر میدم واسه همین من شدم آدم بده ی قصه..
    منو هم از همه بیشتر اذیت میکنه..اصلا از اذیت کردن من لذت میبره!
    یه قضیه ی دیگه هم هست:امیر برادر ناتنیه منه.ناپدریم اوایل تولد داداش کوچیکم خیلی به امیر توجه میکرد تا مبادا ناراحت بشه ولی چند وقتیه که اصلا بهش توجه نمیکنه و امیر هم روی ناپدریم از همه بیشتر حساسه!
    مادرو پدرم که کلا بیخیال تربیت امیر شدن و میگن این بچه تربیت بشو نیست!
    ولی من نمیتونم این وضعو تحمل کنم چون میدونم هرچقدر بزرگتر بشه این مسائل سختتر میشه و خودش بیشتر اذیت میشه!
    به نظرتون باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    اگر کسی صحبتی خطاب به پدرو مادرم داره هم میتونه بگه..بهشون میگم بخونن!
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م  سپاس شده توسط anahid,golpesar,niloofarabi,مهرسا62,کوثر حبیبی

  3. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    خیلی لوسه..لجبازه و یه دنده ست!مغروره..راز داری اصلا بلد نیست!به حرف هیچکس گوش نمیده مگر به زور دعوا وتهدید.
    لوس ینی چی؟ لجباز و ه دنده ینی چی؟
    دعوا و تهدید در واقع این رفتارهایی رو که گفتین ؛ تشدید میکنه. برخورد با بچه هشت ساله نیاز به صبوری و حوصله اطرافیان دارهو با تنبیه و دعوا و زورگویی مشکل حل نمیشه.

    به هیچ کاری بجز تلویزیون تماشا کردن و پلی استیشن بازی کردن علاقه نشون نمیده!
    خب ای این علاقه اش میشه در جهت مثبت استفاده کرد. مثلا هر وقت رفتارهای بدی مثل لجبازی رو از خودش نشون نداد، تلویزیون ببینه یا بازی پلی استین بکنه. ولی اگه به لجبازی اش ادامه داد؛ از تلویزیون دیدن محروم بشه.

    به شدت پرخوره!هر چقدر هم تلاش میکنیم نمیتونیم جلوی زیاد خوردنشو بگیریم!بخاطر هر چیزی الکی گریه میکنه و جیغ و داد میکنه تا حرفشو به کرسی بشونه!
    این رفتارهایی که اشاره کردین همش برای این از امیر سر می زنه که نیاز به توجه داره. با این کارها میخاد توجه شما ها رو و اطرافیانش رو جلب کنه. پرخوری می تونه نشانه اضطراب یا افسردگی باشه. جیغ و داد هم که برای جلب توجه و جلب محبت اطرفیانش هست. وقتی شما به گریه اش توجه کنید، ناخودآگاه گریه اش رو تقویت میکنید! با مهربونی با محبت و با حوصله میشه این رفتار ها رو از بین برد و به جاش رفتارهای خوب رو جایگزین کرد.
    امیر به توجه و محبت خانواده احتیاج داره نه به زور و دعوا و ...! باید بیشتر به لحاظ عاطفی حمایت بشه. باید متوجه بشه که دوستش دارید. خطاب به پدر و مادرتون میگم ...درست نیست که بچه رو به حال خودش گذاشت! باید صبر و تحمل داشت و حوصله کرد. امیر نیاز به محبت والدین داره. محبت رو ازش دریغ نکنید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م  سپاس شده توسط anahid,golpesar,mozhgan*,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    برادر کوچکترتون چند سالشه و چند وقته که به دنیا اومده؟

    توی مدرسه مشکلات اینچنینی داره و دقیقا معلم مدرسه از کدوم اخلاقاش شکایت میکنه؟

    با دوستای مدرسه چجور رابطه میگیره؟

    توی بازی از مدل بازی های حرکتی چقدر استقبال میکنه؟

    تمرکزش توی تماشای تلویزیون و پلی استیشن تا جایی هست که تا آخر ماجرا پیش بره یا نیمه رها میکنه و سراغ یه فیلم یا بازی دیگه میره؟

    در مورد ناتنی بودنتون من دقیق متوجه نشدم اگر میشه بیشتر رابطه ها رو توضیح بدین

    سن پدر مادرتون چقدره؟

    آیا قبلا اتفاقی یا حادثه ای که برای کسی اتفاق نا گواری بیوفته ، وجود داشته که امیر شاهد اون بوده باشه؟
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م  سپاس شده توسط anahid,golpesar,niloofarabi

  7. ارسال:4#
    سلام
    برادرم 8 ماهشه!من خیلی خیلی خیلی از لحاظ عاطفی به این داداش جدید وابسته ام و خیلی هم بهش توجه میکنم تا جایی که منو بیشتر از مامانش میشناسه که این باعث ناراحتی امیر میشه!
    توی مدرسه شیطون نیست و بالعکس آرومه..ولی همش سعی میکنه درساشو بپیچونه و تکلیفاشو انجام نده..وقتی هم معلمش بخاطر انجام ندادن تکلیفاش میفرستتش دفتر ،نمیره و پشت در قایم میشه و این مسئله معلمشو خیلی عصبانی میکنه!
    هیچ دوست خاصی توی مدرسه نداره..با بچچه ها حرف میزنه و بازی میکنه ولی خیلی رابطه ی عمیقی با هیچکدوم نداره..
    قبلا بازی و تلویزیونو دنبال میکرد و تا وقتی خسته نمیشد ادامه میداد ولی جدیدا یه کم بازی میکنه یا تلویزیون میبینه و خسته میشه..اکثرا هم با ما فیلمهایی رو میبینه که مناسب سنش نیست!خیلی هم سوال میپرسه..هر 2 دقیقه یک بار یه سوال میپرسه..هیچکسم بهش جواب نمیده ..از بس که حرف میزنه!

    دوچرخه سواری و اسکیتو خیلی دوست داره و همش با بچه های محلمون قایم باشک و اینا بازی میکنه!
    من پدرم وقتی تازه بدنیااومده بودم فوت کرده و از 9 سالگی م با ناپدریم زندگی میکنیم..البته امیر این موضوع رو نمیدونه!یه برادر تنی بزرگتر از خودم هم دارم که روابطش با ناپدریم خوب نیست!امیر فک میکنه وقتی بزرگ بشه ناپدریم مثل برادر بزرگم با اونم بداخلاق میشه!
    مادرم 40..پدرم 45
    فکر نمیکنم اتفاقی یا حادثه ی خاصی وجود داشته باشه!من چیزی یادم نمیاد..البته خیلی الکی میترسه..مثلا توی سریال مسافران یه شخصیتی بود به اسم زرگ که گریم سنگینی داشت و شاخ و...
    از وقتی که این شخصیت رو دیده ترسو بودنش چند برابر شده !با این حال انیمیشن های خشن مثل بن تن و .. میبینه ولی اصلا نمیترسونتش!
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی

  9. ارسال:5#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    اختلاف سنی شما با امیر چند ساله ؟ شما میتونی دوست خوبی برای برادرت باشی و خلأ عاطفیش رو پر کنی

    همونطور که دوست خوبمون نیلوفر اشاره کردند بهترین محیط برای یک کودک مخصوصا پسر محیطی است که با بازی همراه باشه

    و محیطی که بتونه خودش رو ثابت کنه مخصوصا توی این سنی که الان امیر داره

    شما توی بدترین شرایط اون رو طرد میکنید و اون رفتار شما رو اینجوری تفسیر میکنه که شما دیگه دوسش ندارید

    و دائم خودش رو با برادر تازه متولد شده اش مقایسه میکنه و رفتار های شما رو با اون و خودش مقایسه میکنه

    بهترین راه کار این هست که به کارهای خوبش توجه مثبت نشون بدین و تشویقش کنید و با زبانی نرم و با محبت بگید که به جای کار های اشتباهش چه کارهایی رو میتونه انجام بده

    فقط بهش نگید که امیر شلوغ نکن امیر اذیت نکن و ... فقط از فعل منفی استفاده نکنید بلکه بهش راه کار بدین تا بدونه که چکار باید بکنه

    وقتی فقط از فعل منفی استفاده میکنید بچه مقداری گنگ میشه و در مواقعی واقعا نمیدونه که باید چکار کنه و گاها دوباره کار اشتباهش رو تکرار میکنه چون قبلا بهش راه کار مناسب رو ندادن
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_07_12 در ساعت 22:57
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م  سپاس شده توسط golpesar,niloofarabi

  11. ارسال:6#
    ممنون از راهنمایی همگی
    من 10 سال باهاش اختلاف سنی دارم..یعنی 18 سالمه..همونطوری که قبلا گفتم،من اصلا رابطه ی خوبی باهاش ندارم و خودم هم از خونه و زندگی کردن با خانواده فراری ام که بیشترش به امیر مربوط میشه!
    بخاطر این دعوواها و مشکلات هر ساعته ی من و امیر حتی تصمیم گرفتم که برای انتخاب رشته به هیچوجه شهر خودمونو انتخاب نکنم تا از خانواده جدا بشم!
    بیشتر از همه من باهاش دعوا میکنم چون خیلی نگرانشم و مرتب بهش گیر میدم ناپدریم هم به این موضوع حساس شده و جو خیلی بدی بوجود اومده!
    ضمنا،امیر اصلا به حرف کسی گوش نمیده که بشه تربیتش کرد
    مثلا میشینیم منطقی باهاش حرف میزنیم و از مضرات پرخوری و چاقی یه ساعت باهاش صحبت میکنیم،آخرش برمیگرده میگه من دوست دارم چاق و تنبل و مریض بشم..دوست دارم..به شما چه؟؟؟؟؟؟
    در این مواقع من باید چیکارش کنم؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط mozhgan-- نمایش پست ها
    ممنون از راهنمایی همگی
    من 10 سال باهاش اختلاف سنی دارم..یعنی 18 سالمه..همونطوری که قبلا گفتم،من اصلا رابطه ی خوبی باهاش ندارم و خودم هم از خونه و زندگی کردن با خانواده فراری ام که بیشترش به امیر مربوط میشه!
    بخاطر این دعوواها و مشکلات هر ساعته ی من و امیر حتی تصمیم گرفتم که برای انتخاب رشته به هیچوجه شهر خودمونو انتخاب نکنم تا از خانواده جدا بشم!
    بیشتر از همه من باهاش دعوا میکنم چون خیلی نگرانشم و مرتب بهش گیر میدم ناپدریم هم به این موضوع حساس شده و جو خیلی بدی بوجود اومده!
    ضمنا،امیر اصلا به حرف کسی گوش نمیده که بشه تربیتش کرد
    مثلا میشینیم منطقی باهاش حرف میزنیم و از مضرات پرخوری و چاقی یه ساعت باهاش صحبت میکنیم،آخرش برمیگرده میگه من دوست دارم چاق و تنبل و مریض بشم..دوست دارم..به شما چه؟؟؟؟؟؟
    در این مواقع من باید چیکارش کنم؟؟؟؟

    احسنت به شما که نگران برادرتی و میخوای کمکش کنی
    بچه میشناختم مامانش که نبود خودش عمدا با خواهر کوچیکش دعوا راه مینداخت خواهرکوچک هم اون رو گاز میگرفت! اینم اصلا عمدا دستشو میذاشت بچه گاز بگیره(با اینکه دردش می اومد) که بعدا مامانش به خاطر این کار خواهر کوچک رو دعوا کنه و این دلش خنک بشه!!
    اسیب زدن به خود یکی از راهکارهای بچه ها برای تخلیه کردن اشفتگی روحیشونه . مثلا میخواد حرصش رو خالی کنه، میبینه شما روی پرخوریش حساسی و دوست نداری، اون کاری که دوست نداری رو انجام میده که حرص شما رو دربیاره. حتی اگه باعث اسیب به خودش بشه. یا اینکه بهش توجه مثبت نشون نمیدین، مجبور میشه برای دریافت توجه این کارها رو بکنه...
    وقتی میخوایم یه مساله رو از بین ببریم، باید "علت" رخ دادنش رو از بین ببریم. علت پرخوری اون بچه هم نااگاهی از احتمال چاق شدن نیست که شما براش توضیح میدی بعد انتظار داری اثری داشته باشه. اون داره رنج های روحی خودش رو تخلیه میکنه با این کار. و توضیحات منطق ی شما در مورد چاقی از رنج های بچه که باعث این رفتارهاش میشه کم نمیکنه.
    شما بهش گیر میدی، باهاش دعوا میکنی، و مینویسی چون نگرانشم. عزیز دلم اگه نگرانشی رفتارهایی که میدونی کار رو خرابتر میکنه انجام نده.
    واضحه: این بچه به محبت نیاز داره.
    وقتی دارین تلویزیون میبینین، اگه نشسته باشی کنارش، دستشو تو دستت بگیری، هر چند لحظه کمی دستشو فشار بدی یا کمی نوازش کنی که بدونه حواست بش هست، به مرور متوجه میشه نیازی نیست برای جلب توجه کردن از راهکار اعصاب خوردکنی مثل سوال مداوم استفاده کنه.(مگه اینکه اختلال تمرکز یا .. داشته باشه و علت سوالهاش واقعا برای فهمیدن باشه)//میدونم با این وضع رابطه ای که شما دارین یدفه نوازشش کنی بدتر ممکنه عجیب باشه یا شک کنه.
    از راه های ساده تر شروع کن.
    بذار بدونه دوستش داری.
    اول کارهایی که میدونی نتیجه نمیدن رو ترک کن: گیر دادن، دعوا کردن
    کارهایی که خودتون هم میدونین برادرتون رو آزار روحی میده رو ترک کن: شما نوشتی"برادرم 8 ماهشه!من خیلی خیلی خیلی از لحاظ عاطفی به این داداش جدید وابسته ام و خیلی هم بهش توجه میکنم تا جایی که منو بیشتر از مامانش میشناسه که این باعث ناراحتی امیر میشه!" شما واقعا چرا عمدا این بچه رو آزار روحی میدی؟ شما که میدونی فرق گذاشتن توی محبت و توجه بین بچه ها اونها رو ازار میده و نباید این کار رو کرد و خودت هم نوشتی. پس چرا؟ اون وقت ازبچه 8 ساله توقع داریم معقول باشه؟ من خیلی وقتا از خودم میپرسم که ایا من خودم به اندازه کافی معقولم و رفتارهام درست هستن که از بچه توقع دارم درست رفتار کنه؟تا حالا فکر کردی چند درصد از مشکلات روحی و رفتاری برادرت تقصیر شما بوده؟
    بعد:
    باهاش محترمانه حرف بزن، از مدرسه ازش بپرس، به تکالیف مدرسه اش توجه کن
    مثلا یه نقاشیش رو قاب بگیر بزن دیوار اتاق خودت، یا عکسش رو توی کیف پولت بذار و یه طوری رفتار کن که ببیندش یا جلوی بقیه از خوبیاش تعریف کن. تعریف واقعی نه الکی بگی که خودش بفهمه. یه خوبی که واقعا داره. مثلا از مهارتش تو اسکیت که خودش هم دوست داره
    بذار بدونه دوستش داری. اون به محبت احتیاج داره. نه تبعیض و دعوا و نصیحت و ...
    شما خواهر خوبی هستی که با اینکه ازش کلافه ای باز دوست داری کمکش کنی.
    هیچ وقت بهش نگو که و نذار بدونه که دوست داری ترک کنیش. (در رابطه با حرفی که در مورد انتخاب رشته زدی) میدونی ترک شدگی چه اثرات روحی عمیقی روی بچه میذاره؟ اینقدر عمیق که ممکنه تا بعد از ازداج هم باهاش بمونه و تمام زندگی ش رو هراس ترک شدن به هم بریزه
    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکلات رفتاری برادر 8 ساله م  سپاس شده توسط golpesar,niloofarabi

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •