تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با خودم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:paymanc
آخرین ارسال:paymanc
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مشکل با خودم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    Rosa آواتار ها
    سلام آقای paymanc، انشالله که خوب باشین.. متشکرم

    تنها راه دور ریختن افکار زائدتون اینه کهبا زمان پیش برین و برای خودتون آرزویی رو بعنوان هدف قرار بدین که بتونین مثلا بعد از پنج سال بهش برسین..

    مثلا من میتونم با پشتکار تا پنج سال دیگه تو نقاشی کشیدن یا خطاطی دستمو روان کنم و تابلوهای خوبی رو عرضه کنم، شایدم بتونم خیلی بیشتر پیشرفت کنم و در مسابقات هم شرکت کنم.

    اما من تا پنج سال دیگه مطمئن نیستم بتونم یه ماشین بخرم چون قیمت ماشین خیلی متغییره و میزان درآمد منم مشخصه و ممکنه پولی که جمع میکنم برای یک جای دیگه که ضروریه خرج بشه و وقتی که سر پنج سال رسیدم پولم به خرید ماشین نرسه.

    آرزوها با هم فرق میکنن و این منطق ماست که بهمون نشون میده چطور رسیدن یا نرسیدن رو قبول کنیم .

    پشت بارش و رعد و برق ابرهای سیاه، رنگین کمان پیدا میشه... پس از هر سختی انسان به آسانی میرسه.. اگر بدنبال موفقیت هستیم باید بدونیم موفقیت یک نردبان هست و باید دونه دونه از پله هاش بالا بریم تا به انتهای پله برسیم . برای رفتن به پله آخر باید از پله اول بگذریم.

    برای دل خودمون و زندگی خودمون تلاش کنیم ... دیگران ممکنه از من خیلی ثروتمندتر یا زیباتر و عالم تر باشن اما من در حد خودم هستم و تا جایی که بتونم تلاشمو میکنم .

    شما از دیگران عقب نیستی حداقل از همسن و سالان خودت.. درآمد یک خونواده ساده حقوق بگیر رو داری .. در حالی که همسن شما هنوز دستش در جیب پدرش هست ، پس این نشون میده آدم با تلاش و کاری هستی و از بیکاری بیزاری و دوست داری بجای بیکاری و هدر دادن وقتت برای خودت و خونوادت و حتی جامعت فرد سودمندی باشی.

    شما با اقدام برای تحصیل از اونهایی جلوتری که با وجود شرایط خوب درس رو رها کردن و دنبال کارهایی رفتن که امروز چوب پشیمونیش رو میخورن..

    شما برای مشورت کردن راجع به یک ارتباط مثبت و ازدواج خوب در آینده اومدی و مشاوره میخوای و مشکل و دغدغت رو نوشتی ، ولی بعضی ها بدون مشورت رفتن جلو و امروز وارد تالار روانشناسی میشن و پشیمان هستن از ارتباطات غلط و اشتباهات جبران ناپذیرشون.

    پس اگه منطقی نگاه کنیم شما نه تنها عقب نیستی بلکه ماشاالله خیلی هم جلو هستی و اگر طبق نوشته های قبلیم در صفحه اول افکارت رو سر و سامون بدی و اجازه بدی زمان بگذره و درست رو بخونی و مثبت تر فکر کنی انشالله به خواسته هات میرسی . راضی به رضای خدا باش و به خودش توکل کن.

    با آرزپی موفقیت و خوشبختی برای شما

    .








    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    Rosa آواتار ها
    سلام.... امیدوارم، حالتون خوب باشه.

    آیا توضیحات کافی بود؟ اگر نه اعلام کنین تا منتظر مشاوره آقای دکتر و یا دوستان باشین.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosa نمایش پست ها
    سلام.... امیدوارم، حالتون خوب باشه.

    آیا توضیحات کافی بود؟ اگر نه اعلام کنین تا منتظر مشاوره آقای دکتر و یا دوستان باشین.

    سلام ممنون میتونم بگم فوق العاده بود و ممنون
    تا حالا موقع خوندن یه متن از طرف یک مشاور این همه شور و شوق نداشتم
    خیلی دلم میخواد کمکم کنید پله پله تا بتونم این افکار رو مرحله به مرحله برگردونم
    طریقه مثبت فکر کردن رو و طریقه عوض کردن این افکار رو
    نمیدونم شخصیت هنوز هم قابل تغییر هست یا نه؟
    خیلی دلم میخواد بعضی از خلق و خو ها و اخلاق های بدم رو دور بریزم

    خیلی کمکم کردی با مشاوره خوبت
    خدا خیرت بده
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکل با خودم  سپاس شده توسط Rosa

  5. ارسال:14#
    Rosa آواتار ها
    سلام، متشکرم... انشالله که حالتون خوب باشه. پس میریم سر حذف این افکارتون.

    فعلا اولین فکر اینه که شرایط مالی من چی میشه؟ میخوام زودتر به خواستنی هام برسم.

    هر کسی به اندازه زحمت و حرفش درآمد داره و اینکه تفکر اقتصادی هم در از دست نرفتن پول بسیار مهمه.

    مثلا یک پزشک معالج از یک نانوا درآمد بیشتری داره... اینجا منطق و عقل این قضیه رو تأیید میکنه. پس پزشک پول بیشتری رو در میاره و قطعا پسنداز بیشتری هم داره و میتونه زودتر به خواسته هاش برسه.
    اما یک نانوا درآمد کمتری داره و مسلما پس انداز کمتری هم میتونه داشته باشه و ممکنه دیر تر به خواستنی هاش برسه.

    پزشک مجبوره غذا و نان رو در سفرش داشته باشه پس به نانوا و نان نیاز داره.
    نانوا هم مجبوره برای درمان بیماریش به پزشک مراجعه کنه تا خوب بشه.


    اما هر دوی اینها از روزی و شغلشون راضین. چرا؟

    چون هر کسی یک استعداد و توانایی خاصی داره و هر کسی یک علاقه ای داره.


    نه میشه همه مردم پزشک باشن و نه میشه همه مردم نانوا باشن. جامعه به تمامی مشاغل سودمند و مفید نیاز داره. پس هر کسی هم با درآمدش زندگی میکنه و میدونه که خواسته هاش باید خواسته های بجا و معقولی باشن.

    پذیرش برخی مسائل بستگی به خودمون داره.
    اول باید بپذیری که شما یک شغلی داری که یک درآمد خاصی داره .


    از طرف دیگه میتونی روی یک مسئله دیگر هم تمرکز کنی که من میتونم درسم رو ادمه بدم و مدرک کا شناسی یا ارشد بگیرم و وارد بازار کار مرتبط با رشته ی تحصیلیم بشم.


    اما اینجا هم باز یک در آمد معین داری...


    برخی شغلها درآمدهای زیادی دارن اما بتبع سختیهای فراوانی هم دارن... خانمی هست که مربا و ترشی به بازار عرضه میکنه درآمد بالایی هم داره اما مراحل درست کردن ترشی ها و مرباها و شرایط نگهداری و عرضه به بازار بسیار سخت هست و ممکنه هر کسی حوصله این کارها رو نداشته باشه .. از طرفی در دراز مدت تماس با سرکه و برخی مواد باعث بروز آلرژی ها در دستگاه تنفسی و اعضاء دیگر بدن میشه و خستگی ناشی از این کار ،. پا درد ، کمر درد و غیره هم باید به اون اضافه کرد.


    پس من به اندازه خودم و خوشبختی خودم و خانوادم تلاشمو میکنم و آرزوهایی رو بهشون میپردازم که توان رسیدن بهشونو داشته باشم و اگر هم نشد اصلا مهم نیست چون من شرمنده خودم نیستم و خودم و بقیه میدونن من آدم با تلاشی و مفیدی هستم.


    دومین مسئله اینه که بپذیری خوشبختی و آسایش هرگز با پول بوجود نمیاد اون چیزی که باعث خوشبختی و آرامش میشه توکل بخدا، اخلاق و رفتار خوب و تلاش برای زندگی نرمال و خوشبخت بودن هست .


    انسانها یک آدم خوب و با اخلاق و با تلاش و شایسته رو خیلی بیشتر از یک آدم ثروتمند دوست دارند. ثروت چیزی نیست که بتونه پایدار باشه و اخلاق بسازه.


    سومین مسئله اینکه که اقتصادی فکر کنی و پولت هدر نره....
    مثلا لازم نیست تمامی مدها رو امتحان کنم، یا اینکه پولم رو مدام صرف تفریح بکنم، یاخرج های غیر ضروری داشته باشم.

    فقط به اندازه نیاز خانوادم و خودم خرج کنم و باقی رو پس انداز میکنم تا در موقع لزوم بتونم از پس اندازم بهره ببرم.
    مهم نیست در چه سنی به خونه یا ماشین برسی ..نظر دیگران هم مهم نیست چون هر کسی یه نظری داره و نمیتونی زندگیت و با نظرات مردم پیش ببری... مهم اینه که از تلاشت راضی باشی بتونی تمرکز رو از دست ندی .. تا بافکر آسوده به تحصیلت ادامه بدی.

    در این میان از راهنمایی های پدر و مادر هم بهره ببر.

    .
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:15#
    Rosa آواتار ها
    درباره تغییر شخصیت تا حدودی موافق نیستم ..چون ممکنه بعد از مدتی انسان به شخصیت قبلیش برگرده و مردم فکر کنن قبلا براشون فیلم بازی میکرده. دوما ممکنه از رفتار بد بقیه کپی برداری بشه که اصلا بصلاحمون نباشه. سوما ممکنه از نحوه تغییرات رفتار دیگران با خودمون اصلا خوشحال نشیم.

    مثلا بعضیا میان واسه تغییر کسی رو الگوی خودشون قرار میدن که مثلا طرف آدم خشک و منظمی هست... این تغییر برای افرادی که شاد و پر انرژین شبیه زندان تنگ و تاریک هست که ممکنه بعد از مدتی رهاش کنن. در ضمن اخلاق خشک من ممکنه در روابط با خانواده و دوستانم باعث ایجاد ناراحتی و دلخوری دیگران بشه. بعد ممکنه اصلا الگو پذیری از کسی برای من مفید نباشه ، حتی مضر هم باشه.

    کنار گذاشتن عادات بد، اخلاق خوب و رفتار درست، منطقی بودن و پذیرش شرایط، کمک به دیگران، توکل به خدا و کمک خواستن از او، تلاش و کوشش و ... باعث میشه کم کم به شخصیت دلخواه و خوب و ایده آلی برسیم و بتونیم همیشه حفظش کنیم ..چون خودمون این کار رو کردیم و سعی کردیم شبیه کسی نباشیم پس حتما تغییرات خوبی خواهیم کرد.

    ترک اخلاق بد و ترک عادات و رفتار نادرست براحتی امکان پذیره و کمی اراده و عزم در تغییر کردن لازم داره.
    من میتونم بهتر رفتار کنم.
    زود عصبانی نشم.
    منطقی فکر کنم.
    مهربان باشم.
    تلاش و کوشش رو سر لوحه کارهام قرار بدم.
    درسم رو جدی تر و بهتر از قبل بخونم.
    مثبت فکر کنم.
    به خانوادم عشق بورزم و کمکشون کنم.
    و ...


    موفق باشین.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:16#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosa نمایش پست ها
    سلام، متشکرم... انشالله که حالتون خوب باشه. پس میریم سر حذف این افکارتون.

    فعلا اولین فکر اینه که شرایط مالی من چی میشه؟ میخوام زودتر به خواستنی هام برسم.

    هر کسی به اندازه زحمت و حرفش درآمد داره و اینکه تفکر اقتصادی هم در از دست نرفتن پول بسیار مهمه.

    مثلا یک پزشک معالج از یک نانوا درآمد بیشتری داره... اینجا منطق و عقل این قضیه رو تأیید میکنه. پس پزشک پول بیشتری رو در میاره و قطعا پسنداز بیشتری هم داره و میتونه زودتر به خواسته هاش برسه.
    اما یک نانوا درآمد کمتری داره و مسلما پس انداز کمتری هم میتونه داشته باشه و ممکنه دیر تر به خواستنی هاش برسه.

    پزشک مجبوره غذا و نان رو در سفرش داشته باشه پس به نانوا و نان نیاز داره.
    نانوا هم مجبوره برای درمان بیماریش به پزشک مراجعه کنه تا خوب بشه.


    اما هر دوی اینها از روزی و شغلشون راضین. چرا؟

    چون هر کسی یک استعداد و توانایی خاصی داره و هر کسی یک علاقه ای داره.


    نه میشه همه مردم پزشک باشن و نه میشه همه مردم نانوا باشن. جامعه به تمامی مشاغل سودمند و مفید نیاز داره. پس هر کسی هم با درآمدش زندگی میکنه و میدونه که خواسته هاش باید خواسته های بجا و معقولی باشن.

    پذیرش برخی مسائل بستگی به خودمون داره.
    اول باید بپذیری که شما یک شغلی داری که یک درآمد خاصی داره .


    از طرف دیگه میتونی روی یک مسئله دیگر هم تمرکز کنی که من میتونم درسم رو ادمه بدم و مدرک کا شناسی یا ارشد بگیرم و وارد بازار کار مرتبط با رشته ی تحصیلیم بشم.


    اما اینجا هم باز یک در آمد معین داری...


    برخی شغلها درآمدهای زیادی دارن اما بتبع سختیهای فراوانی هم دارن... خانمی هست که مربا و ترشی به بازار عرضه میکنه درآمد بالایی هم داره اما مراحل درست کردن ترشی ها و مرباها و شرایط نگهداری و عرضه به بازار بسیار سخت هست و ممکنه هر کسی حوصله این کارها رو نداشته باشه .. از طرفی در دراز مدت تماس با سرکه و برخی مواد باعث بروز آلرژی ها در دستگاه تنفسی و اعضاء دیگر بدن میشه و خستگی ناشی از این کار ،. پا درد ، کمر درد و غیره هم باید به اون اضافه کرد.


    پس من به اندازه خودم و خوشبختی خودم و خانوادم تلاشمو میکنم و آرزوهایی رو بهشون میپردازم که توان رسیدن بهشونو داشته باشم و اگر هم نشد اصلا مهم نیست چون من شرمنده خودم نیستم و خودم و بقیه میدونن من آدم با تلاشی و مفیدی هستم.


    دومین مسئله اینه که بپذیری خوشبختی و آسایش هرگز با پول بوجود نمیاد اون چیزی که باعث خوشبختی و آرامش میشه توکل بخدا، اخلاق و رفتار خوب و تلاش برای زندگی نرمال و خوشبخت بودن هست .


    انسانها یک آدم خوب و با اخلاق و با تلاش و شایسته رو خیلی بیشتر از یک آدم ثروتمند دوست دارند. ثروت چیزی نیست که بتونه پایدار باشه و اخلاق بسازه.


    سومین مسئله اینکه که اقتصادی فکر کنی و پولت هدر نره....
    مثلا لازم نیست تمامی مدها رو امتحان کنم، یا اینکه پولم رو مدام صرف تفریح بکنم، یاخرج های غیر ضروری داشته باشم.

    فقط به اندازه نیاز خانوادم و خودم خرج کنم و باقی رو پس انداز میکنم تا در موقع لزوم بتونم از پس اندازم بهره ببرم.
    مهم نیست در چه سنی به خونه یا ماشین برسی ..نظر دیگران هم مهم نیست چون هر کسی یه نظری داره و نمیتونی زندگیت و با نظرات مردم پیش ببری... مهم اینه که از تلاشت راضی باشی بتونی تمرکز رو از دست ندی .. تا بافکر آسوده به تحصیلت ادامه بدی.

    در این میان از راهنمایی های پدر و مادر هم بهره ببر.

    .
    سلام.اولا ممنون به خاطر راهنماییت و اینکه وقت میذاری
    همونطور که گفتم در حال حاضر فروشنده هستم با حدود 800 تومن تو ماه
    راضی ام خدا رو شکر بد نیست
    اما یکی از مشکلات من اینه که این کار میشه گفت از نظر روحی ارضام نمیکنه
    میشه گفت فقط در این حد که از بیکاری در بیام واسم ارزش داره و نیازهای روحی من رو برطرف نمیکنه
    تو فکرم اینه که من این همه سال درس خوندم کلی واسه دانشگاه و مدرک هزینه کردم که به کجا برسم ؟
    نمیگم فوق دیپلم زیاده ولی هیچی هم نیست و حداقل به اندازه خودش هست.
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل با خودم  سپاس شده توسط Rosa

  9. ارسال:17#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosa نمایش پست ها
    درباره تغییر شخصیت تا حدودی موافق نیستم ..چون ممکنه بعد از مدتی انسان به شخصیت قبلیش برگرده و مردم فکر کنن قبلا براشون فیلم بازی میکرده. دوما ممکنه از رفتار بد بقیه کپی برداری بشه که اصلا بصلاحمون نباشه. سوما ممکنه از نحوه تغییرات رفتار دیگران با خودمون اصلا خوشحال نشیم.

    مثلا بعضیا میان واسه تغییر کسی رو الگوی خودشون قرار میدن که مثلا طرف آدم خشک و منظمی هست... این تغییر برای افرادی که شاد و پر انرژین شبیه زندان تنگ و تاریک هست که ممکنه بعد از مدتی رهاش کنن. در ضمن اخلاق خشک من ممکنه در روابط با خانواده و دوستانم باعث ایجاد ناراحتی و دلخوری دیگران بشه. بعد ممکنه اصلا الگو پذیری از کسی برای من مفید نباشه ، حتی مضر هم باشه.

    کنار گذاشتن عادات بد، اخلاق خوب و رفتار درست، منطقی بودن و پذیرش شرایط، کمک به دیگران، توکل به خدا و کمک خواستن از او، تلاش و کوشش و ... باعث میشه کم کم به شخصیت دلخواه و خوب و ایده آلی برسیم و بتونیم همیشه حفظش کنیم ..چون خودمون این کار رو کردیم و سعی کردیم شبیه کسی نباشیم پس حتما تغییرات خوبی خواهیم کرد.

    ترک اخلاق بد و ترک عادات و رفتار نادرست براحتی امکان پذیره و کمی اراده و عزم در تغییر کردن لازم داره.
    من میتونم بهتر رفتار کنم.
    زود عصبانی نشم.
    منطقی فکر کنم.
    مهربان باشم.
    تلاش و کوشش رو سر لوحه کارهام قرار بدم.
    درسم رو جدی تر و بهتر از قبل بخونم.
    مثبت فکر کنم.
    به خانوادم عشق بورزم و کمکشون کنم.
    و ...


    موفق باشین.
    مرسی
    موافقم
    از همین امروز شروع میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:18#
    Rosa آواتار ها
    سلام آقای paymanc وقت بخیر

    خواهش میکنم.

    درباره شغل که میگین ... همیشه انسان دقیقا به همون چیزی نمیرسه که دوست داره و شغل هم یکی از اونهاست.
    خیلی ها از شغلشون لذت نمیبرن اما این خودش مزیت هایی داره، یعنی پیامد های مثبتی داره.

    اولین پیامد اینه که درسته من از شغلم لذت نمیبرم اما از بیکاری بهتر هست... اگر بیکار بودم قطعا خیلی حوصلم سر میرفت و وقتم و روزهام رو براحتی هدر میدادم... آدم بی هدف و بی حوصله ای میشدم.
    قطعا اطرافیانم از این وضعیتم خیلی ناراحت میشدن و خودم هم یک آدم ناتوان و افسرده میشدم.

    دومین پیامد اینه که با این شغل صاحب درآمد شدی و میتونی به خوانوادت کمک کنی و از هیچی بهتر هست.

    شما میگی از نظر روحی ارضا نمیشی ... ببین لازم نیست که فقط سرکار خوشحال و پر انرژی باشی شما باید در همه جای زندگیت حال دلت خوب باشه... پس اگر فقط محیط کار دلپذیر باشه فایده ای نداره.

    روح انسان مثل جسمش نیاز به تغذیه داره ... اما تغذیه روح چیه؟

    من خودم فکر میکنم هنر و یا علم یکی از بهترین و مناسب ترین گزینه ها هست.

    مثلا اگر شما به خوندن مجلات یا مقالات علمی علاقه داری یا اگر به هنر خاصی علاقه مندی این میتونه در روحیت تأثیر بذاره و حالت رو خوب کنه و باعث میشه سر کار ، تو خونه، در دانشگاه و هر جایی روحیت خوب باشه و بتونی با سختیها و مشکلات کنار بیای و براحتی کنارشون بزنی.

    درباره دانشگاه که گفتی ...

    ببین تحصیل علم و بدست آوردن اون نه فقط برای مدرک بلکه برای بالا بردن توانایی ها و فهم بالا بسیار مفید هست.

    سالهای دور ... پدر و مادرهای ما تعریف میکردن که دیپلم خیلی ارزش داشته ... شاید خودت هم از کسی شنیدی که مثلا میگه من دیپلمم خیلی ارزش داره دیپلم قدیمه .

    چرا؟

    چون قبل ها مردم شغل های ساده داشتن و همه درس نمیخوندن .. مثلا تو شهر مادر من دو، سه تا پزشک بوده و مردم برای تمام مریضی هاشون پیش اونها میرفتن. پس دیپلم برای خودش خیلی مدرک فوق العاده ای بوده.

    اما الان کافیه بری تو خیابون یه نگاه بندازی ببینی برای هر دردی و مشکلی ده ها پزشک ماهر و فوق تخصص هست. الان بیشتر جوانان حداقل مدرک کارشناسی دارن .

    بعض ها به خاطر شرایط بد نمیتونن درس بخونن ... مثلا پدرشون فوت کرده و سرپرست مادر و خواهر ، برادراشون هستن .. یا والدینشون پیر و ناتوانن و نمیتونن کار کنن که باید اینها بجاشون کار کنن و قید تخصیلو بزنن. بعضی ها از نظر مالی خیلی مشکل دارن و دخل و خرجشون با هم نمیسازه و مجبورن کار کنن.

    اما برای برخی دیگر راه درس خواندن هموار هست و میتونن ادامه بدن.

    مثلا فرض کنیم یکی دل درد شدید داره... میتونه پزشک عمومی بره و میتونه به متخصص گوارش مراجعه کنه... بنظرتون کدوم رو انتخاب میکنه؟

    خب قطعا میدونه اگر پیش پزشک متخصص بره دردش قابل تشخیص هست و زود خوب میشه.

    درس و مدرک هم همینطوره.

    کسی که مدرک کارشناسی یا ارشد یا دکترا داره زودتر میپذیرنش و در کارش متخصص تر هست.
    شما مقداری از راه تحصیل رو رفتی ، پس اگر میتونی و استعدادش رو داری که صفحه اول هم گفتی میخوای آزمون شرکت کنی پس با توکل بخدا ادامه بده.

    اینجاست که باید نظر پدر و مادرت رو هم بپرسی و ببینی اونها چی میگن و بعد یه جمع بندی کنی و ببینی چی بیشتر بصلاحت هست.

    .
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:19#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosa نمایش پست ها
    سلام آقای paymanc وقت بخیر

    خواهش میکنم.

    درباره شغل که میگین ... همیشه انسان دقیقا به همون چیزی نمیرسه که دوست داره و شغل هم یکی از اونهاست.
    خیلی ها از شغلشون لذت نمیبرن اما این خودش مزیت هایی داره، یعنی پیامد های مثبتی داره.

    اولین پیامد اینه که درسته من از شغلم لذت نمیبرم اما از بیکاری بهتر هست... اگر بیکار بودم قطعا خیلی حوصلم سر میرفت و وقتم و روزهام رو براحتی هدر میدادم... آدم بی هدف و بی حوصله ای میشدم.
    قطعا اطرافیانم از این وضعیتم خیلی ناراحت میشدن و خودم هم یک آدم ناتوان و افسرده میشدم.

    دومین پیامد اینه که با این شغل صاحب درآمد شدی و میتونی به خوانوادت کمک کنی و از هیچی بهتر هست.

    شما میگی از نظر روحی ارضا نمیشی ... ببین لازم نیست که فقط سرکار خوشحال و پر انرژی باشی شما باید در همه جای زندگیت حال دلت خوب باشه... پس اگر فقط محیط کار دلپذیر باشه فایده ای نداره.

    روح انسان مثل جسمش نیاز به تغذیه داره ... اما تغذیه روح چیه؟

    من خودم فکر میکنم هنر و یا علم یکی از بهترین و مناسب ترین گزینه ها هست.

    مثلا اگر شما به خوندن مجلات یا مقالات علمی علاقه داری یا اگر به هنر خاصی علاقه مندی این میتونه در روحیت تأثیر بذاره و حالت رو خوب کنه و باعث میشه سر کار ، تو خونه، در دانشگاه و هر جایی روحیت خوب باشه و بتونی با سختیها و مشکلات کنار بیای و براحتی کنارشون بزنی.

    درباره دانشگاه که گفتی ...

    ببین تحصیل علم و بدست آوردن اون نه فقط برای مدرک بلکه برای بالا بردن توانایی ها و فهم بالا بسیار مفید هست.

    سالهای دور ... پدر و مادرهای ما تعریف میکردن که دیپلم خیلی ارزش داشته ... شاید خودت هم از کسی شنیدی که مثلا میگه من دیپلمم خیلی ارزش داره دیپلم قدیمه .

    چرا؟

    چون قبل ها مردم شغل های ساده داشتن و همه درس نمیخوندن .. مثلا تو شهر مادر من دو، سه تا پزشک بوده و مردم برای تمام مریضی هاشون پیش اونها میرفتن. پس دیپلم برای خودش خیلی مدرک فوق العاده ای بوده.

    اما الان کافیه بری تو خیابون یه نگاه بندازی ببینی برای هر دردی و مشکلی ده ها پزشک ماهر و فوق تخصص هست. الان بیشتر جوانان حداقل مدرک کارشناسی دارن .

    بعض ها به خاطر شرایط بد نمیتونن درس بخونن ... مثلا پدرشون فوت کرده و سرپرست مادر و خواهر ، برادراشون هستن .. یا والدینشون پیر و ناتوانن و نمیتونن کار کنن که باید اینها بجاشون کار کنن و قید تخصیلو بزنن. بعضی ها از نظر مالی خیلی مشکل دارن و دخل و خرجشون با هم نمیسازه و مجبورن کار کنن.

    اما برای برخی دیگر راه درس خواندن هموار هست و میتونن ادامه بدن.

    مثلا فرض کنیم یکی دل درد شدید داره... میتونه پزشک عمومی بره و میتونه به متخصص گوارش مراجعه کنه... بنظرتون کدوم رو انتخاب میکنه؟

    خب قطعا میدونه اگر پیش پزشک متخصص بره دردش قابل تشخیص هست و زود خوب میشه.

    درس و مدرک هم همینطوره.

    کسی که مدرک کارشناسی یا ارشد یا دکترا داره زودتر میپذیرنش و در کارش متخصص تر هست.
    شما مقداری از راه تحصیل رو رفتی ، پس اگر میتونی و استعدادش رو داری که صفحه اول هم گفتی میخوای آزمون شرکت کنی پس با توکل بخدا ادامه بده.

    اینجاست که باید نظر پدر و مادرت رو هم بپرسی و ببینی اونها چی میگن و بعد یه جمع بندی کنی و ببینی چی بیشتر بصلاحت هست.

    .
    سلام
    من مثلا به مطالعه و درس خوندن و به روز بودن برای ارضای روحیم نیاز دارم و بهشون علاقه دارم اما وقتی از ساعت 9 صبح تا 10/30 شب یه سره باید مشغول کار باشم فرصتی برای این کارها ندارم
    در مورد درس هم من باهاتون هم عقیده هستم میدونم برای موفقیت حداقل ارشد لازمه و من هم شدیدا دنبالش هستم و از این نظر هم که برای مدرک باشه درس خوندن نمیگم نه چون طبق روال جامعه ما این هست اما من معماری رو به خاطر دلم میخوام
    علاقه دارم به این رشته هم اینده داره و هم یه هنره
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:20#
    Rosa آواتار ها
    سلام آقای paymanc، انشالله خوب باشین.

    درباره کار که میگین حق با شماست.. برای همین ازتون خواستم با پدر ، مادر مشورت کنید.

    در یک فضای صمیمی و با احترام .. بنشینید در کنار پدر و مادر و درباره ادامه تحصیل و کار با اونها مشورت کنید و ازشون بخواین نظرشونو بگن.

    یادتون باشه نظر هر کسی براش مهمه، مخصوصا نظر پدر و مادر محترم و از روی دلسوزی و عاقبت بخیری و نگاه به جنبه های دیگر زندگی هست.

    مثلا الان شما از مشکلات و دغدغه هاتون برای ما نوشتین اما ما از شرایط زندگی شما اطلاعی نداریم و لازم هم نیست که بگین چون این اطلاعات جزو مسائل شخصی و اسرار شما هست.
    شما وقتی با پدر و مادر در یک فضای صمیمی صحبت کنین و از اونها مشورت بخواین بسیار مهم هست، چون مثلا ممکنه به این نتیجه برسین که الان میتونین ادامه به تحصیل بدین یا مثلا ممکنه نتیجه بگیرین فعلا باید مدتی کار کنین.

    اگر پدر و مادر خودشون موافقت کردن نه اینکه مجبورشون کنین! خب به امید خدا درسو ادامه بدین، اگر نه موافقت نشد و شرایط مساعد نبود کارتون رو ادامه بدین اما در کنارش از کسب علم خودتون رو عقب نندازین و حتما حتی نیم ساعت در روز رو کتابهای مرتبط با رشتتون رو مطالعه کنید.

    نگران نباشین انشالله هر چی خیر هست پیش میاد .

    .
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •