تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با خودم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:paymanc
آخرین ارسال:paymanc
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

مشکل با خودم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    paymanc آواتار ها
    سلام به همه
    من قبلا چند بار تو این سایت مشکلاتم رو عنوان گردم و انصافا خوب جواب گرفتم
    امیدوارم دوباره هم کمکم کنید
    من 20 سالمه
    در حال حاضر یه فروشنده هستم با حقوق 700-800 تومن
    کاردانی معماری دارم و به امید خدا 23 مرداد کنکور و از مهر برای کارشناسی
    اما فکرم همش درگیره نمیدونم چرا
    شرایط مالی خیلی عالی ندارم اما میتونم بگم متوسط و البته ادم خسیسی هم نیستم و خوب خرج میکنم و همیشه میخوام کنترل نسبت به این قضیه داشته باشم ولی معمولا از دستم در میره
    همش تو این فکرم که مثلا من باید 25 سالگی قدرت خرید فلان ماشین رو داشته باشم یا اینکه یه جوری و خیلی سریع از یه جایی شروع کنم و خیلی سریع به چیزایی که میخوام برسم و همه رو متعجب کنم
    البته همش ذهنم درگیر این مسئله هستش که از بقیه عقب تر هستم نمیدونم چرا اما مثل یه وسواس و خوره افتاده به جونم و ولم نمیکنه
    این مسئله باعث شده کلا اعتماد به نفسم بیاد پایین و حتی بعضی وقتا چنان درگیر این فکر میشم که تا این موقع بیدار میمونم در حالی که صبح باید برم سرکار
    نمیدونم نظر شما نسبت به دوستی با جنس مخالف چیه و چه نگاهی نسبت بهش دارید اما من بعد اتفاق و تجربه اول شکست عشقی کلا نمیتونم با کسی دوست بشم فکرش یک ساله تو تنهایی میاد سراغم و یقه ام رو میگیره.خیلی دوست دارم الان با یکی باشم اما نمیتونم یا بهتر بگم بلد نیستم انگار
    نمیدونم چیکار باید بکنم اخه مشکلاتم یکی و دو تا هم نیست
    .....
    ممنون میشم کمکم کنید من هر شب سات 11 تا 1 هستم
    ممنون میشم اگه چیزی به ذهنتون میرسه بهم بگید
    در پناه حق
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    فکر می کنی در سن 25 سالگی، چرا باید قدرت خرید فلان ماشین رو داشته باشی؟

    به نظرت چند درصد از جوون های مملکت خودمون در حال حاضر، اون قدرت خریدی که مدنظرت هست رو دارند؟

    چند درصد اوضاعشون(از نظر مالی) از تو بدتر هست؟

    شاید توقعات اطرافیانت زیاد باشه، و یا اینکه در اطرافت دوستی رفیقی آشنایی هست که در سن نزدیک به تو وضعیت خاصی داره، یا اینکه تصور می کنی برای شروع زندگی مشترک باید لزوما ماشین و خونه و ... داشته باشی، یا فکر می کنی همه دخترها چنین توقعاتی رو دارند. آیا اینطور هست؟

    اینکه خودت دلت می خواد کاری رو شروع کنی و دیگران رو متعجب کنی، جنبه مثبتش بیشر از جنبه منفی اش هست. جنبه منفی اش همین افکار آزاردهنده بیجهت هست. لزوما نباید چنین کاری رو انجام بدی و به خودت فشار وارد کنی، اما تلاش براش خوبه

    نیاز به ازدواج، یک نیاز طبیعی و سالم هست. چرا دوستی با جنس مخالف؟ هدفت از دوستی چی هست؟ چرا به ازدواج فکر نکنی؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. مشکل با خودم  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,m1392

  4. ارسال:3#
    برای دینتان، به اهل دنیا نگاه کنید

    عن الصادق (علیه السلام) أنهّ قالِ لرجلٍ: أحکِم أمرَ دینکِ کما أحکَم أهِلُ الدّنیا أمرَ دنیاهم فإنمّا جُعلَت الدنیا شاهداً یعُرَف بها ما غاب عنها من الآخرة فاعرفِ الآخرةَ بها و لاتنَظر الی الدنیا الاّ باعتبِار
    آنطور که مردم دنیا در کار دنیا محکم کاری می کنند، انواع و اقسام فعالیت هاا را بکار می‌برند برای اینکه کار دنیایشان رو به راه بشود! اگر یک مَنفذی و راهی وجود داشته باشد که آنها را به آن منافع مطلوبِ خودشان نزدیک کند و به ذهن آنها برسد، حتما آن راه را خواهند پیمود، یعنی رها نمی کنند.

    ببینید اهل دنیا دربارۀ دنیایشًان چطورند، شما هم دربارۀ دینتان اینطور باشید! می‌فرمایند: ما دنیا را یک شاهدی، نمونه ای، آئینه ای از آخرت قرار دادیم. یک اموری را در دنیا مشاهده می کنید، اینها را اماره قرار بدهید برای شناخت آنچه در مورد آخرت باید انجام داد.

    به دنیا جز با چشم اعتبار نگاه نکن! نگاه کنید در امور دنیا و از آن، عبرت بگیرید که به درد آخرتتان بخورد.
    پاسخ با نقل و قول

  5. مشکل با خودم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  6. ارسال:4#
    شما كه وضعت خيلي بهتر از خيلي افراده من الان 29 سالمه نه كار دارم نه پول نه انگيزه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    فکر می کنی در سن 25 سالگی، چرا باید قدرت خرید فلان ماشین رو داشته باشی؟

    به نظرت چند درصد از جوون های مملکت خودمون در حال حاضر، اون قدرت خریدی که مدنظرت هست رو دارند؟

    چند درصد اوضاعشون(از نظر مالی) از تو بدتر هست؟

    شاید توقعات اطرافیانت زیاد باشه، و یا اینکه در اطرافت دوستی رفیقی آشنایی هست که در سن نزدیک به تو وضعیت خاصی داره، یا اینکه تصور می کنی برای شروع زندگی مشترک باید لزوما ماشین و خونه و ... داشته باشی، یا فکر می کنی همه دخترها چنین توقعاتی رو دارند. آیا اینطور هست؟

    اینکه خودت دلت می خواد کاری رو شروع کنی و دیگران رو متعجب کنی، جنبه مثبتش بیشر از جنبه منفی اش هست. جنبه منفی اش همین افکار آزاردهنده بیجهت هست. لزوما نباید چنین کاری رو انجام بدی و به خودت فشار وارد کنی، اما تلاش براش خوبه

    نیاز به ازدواج، یک نیاز طبیعی و سالم هست. چرا دوستی با جنس مخالف؟ هدفت از دوستی چی هست؟ چرا به ازدواج فکر نکنی؟
    سلام محسن عزیز
    چند روزی چک کردم پاسخ ندیدم نا امید شدم دیگه چک نکردم
    ممنون از جوابت
    نمیدونم باید برخوردم با اطرافیان چه جور باشه
    با پدر و مادری که طبق تفکراتشون چون دایی من از بچه گی تو بازار بوده و الان یه سر و گردن بالاتر از همه اقوام هستش و زبون خیلی نافذی داره منم باید مثل اون باشم
    نمیگم که من مشکل صحبت کردن دارم نه اما شدیدا مشکل این رو دارم که بهم نگم این کارو بکن اینو نکن شدیدا این مشکل رو دارم که بهم میگن مثلا فلانی رو ببین
    اینا تو روحیه تاثیر گذاره
    تو اطرافیان من کسایی با شرایطی که گفتم نیستن که ماشین فلان و ... داشته باشن اما من نمیدونم چرا اما مثل یه خوره افتاده به جونم و فکرم رو درگیر کرده

    شاید توقعات اطرافیانت زیاد باشه، و یا اینکه در اطرافت دوستی رفیقی آشنایی هست که در سن نزدیک به تو وضعیت خاصی داره، یا اینکه تصور می کنی برای شروع زندگی مشترک باید لزوما ماشین و خونه و ... داشته باشی، یا فکر می کنی همه دخترها چنین توقعاتی رو دارند. آیا اینطور هست؟

    دقیقا این طور هستش.همه اطرافیان من با اینکه میدونم هیچکدوم این شرایط رو نداشتن البته به غیر اون کسی که گفتم اما ماشاا... این انتظار رو دارن

    اینکه خودت دلت می خواد کاری رو شروع کنی و دیگران رو متعجب کنی، جنبه مثبتش بیشر از جنبه منفی اش هست. جنبه منفی اش همین افکار آزاردهنده بیجهت هست. لزوما نباید چنین کاری رو انجام بدی و به خودت فشار وارد کنی، اما تلاش براش خوبه

    این هم درسته اما راهش رو نمیتونم پیدا کنم هیچکس بهم مشورت نمیده که ایا راهی که میرم درسته یا غلط
    خیلی دلم میخواد تو شرایط کاملا اروم فکر کنم اما نیاز به مشورت دارم و ادمی که بتونه بهم مشاوره بده یا به حرفم گوش کنه رو ندارم و این باعث میشه نتونم راحت فکر کنم و به بن بست برسم

    نیاز به ازدواج، یک نیاز طبیعی و سالم هست. چرا دوستی با جنس مخالف؟ هدفت از دوستی چی هست؟ چرا به ازدواج فکر نکنی؟

    اول اینکه دوستی با جنس مخالف پنهانی میشه و خانواده با خیر نمیشن و هدف اینکه بتونم باز هم با طرف مقابلم رابطه برقرار کنم.الان تو حرف زدن هم مشکل دارم و اینکه به اطدواج فکر نمیکنم واسه اینه که افکار دور و اطرافیانم الالخصوص خانواده ام اجازه نمیده.مثلا پدرم میگه وقتی فکرش رو بکن که مثلا 150 تومن پول داشتی نمیدونم واقعا این افکار مخرب به هم میریزه منو

    لطفا راهنماییم کنید چون همونطور که گفتم کسی رو ندارم که کمکم کنه
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط rava نمایش پست ها
    شما كه وضعت خيلي بهتر از خيلي افراده من الان 29 سالمه نه كار دارم نه پول نه انگيزه
    نقل قول نوشته اصلی توسط AliReza66 نمایش پست ها
    برای دینتان، به اهل دنیا نگاه کنید

    عن الصادق (علیه السلام) أنهّ قالِ لرجلٍ: أحکِم أمرَ دینکِ کما أحکَم أهِلُ الدّنیا أمرَ دنیاهم فإنمّا جُعلَت الدنیا شاهداً یعُرَف بها ما غاب عنها من الآخرة فاعرفِ الآخرةَ بها و لاتنَظر الی الدنیا الاّ باعتبِار
    آنطور که مردم دنیا در کار دنیا محکم کاری می کنند، انواع و اقسام فعالیت هاا را بکار می‌برند برای اینکه کار دنیایشان رو به راه بشود! اگر یک مَنفذی و راهی وجود داشته باشد که آنها را به آن منافع مطلوبِ خودشان نزدیک کند و به ذهن آنها برسد، حتما آن راه را خواهند پیمود، یعنی رها نمی کنند.

    ببینید اهل دنیا دربارۀ دنیایشًان چطورند، شما هم دربارۀ دینتان اینطور باشید! می‌فرمایند: ما دنیا را یک شاهدی، نمونه ای، آئینه ای از آخرت قرار دادیم. یک اموری را در دنیا مشاهده می کنید، اینها را اماره قرار بدهید برای شناخت آنچه در مورد آخرت باید انجام داد.

    به دنیا جز با چشم اعتبار نگاه نکن! نگاه کنید در امور دنیا و از آن، عبرت بگیرید که به درد آخرتتان بخورد.
    ممنون از شما
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خاطرم هست که در برخی تاپیک های قبلی ات هم نگرانی های درباره حرف های اطرافیان داشتی و این حرف ها تاثیرات مخربی بر روانت بر جای می گذاشتند. ظاهرا همچنان این نگرانی ها رو داری

    من فکر می کنم میتونی مشکل رو به شیوه منطقی حل و فصل کنی. هم خودت پسر عاقل و بالغی هستی، و هم والدینت میتونن با بیان منطقی ات، متوجه شرایطی که داری بشن

    یه جورایی مشکل نحوه بیان هست.

    پس، نخستین راه حل منطقی برای مشکل، صحبت مستقیم و بدون واسطه به شکل منطقی با پدر و مادر هست.

    محورهای این صحبت شامل موارد زیر هستند:

    1. مقایسه نکردن: با پدر و مادرت صحبت کن و بهشون بگو که وقتی مورد مقایسه قرار می گیری، احساس خوبی بهت دست نمیده و تصور می کنی که مورد پذیرششون نیستی.

    2. نیاز به حمایت: به پدر و مادرت بگو که من دلم میخواد زمانی که کاری رو شروع میکنم، حمایت شما رو داشته باشم و این برای من بزرگترین دلگرمی هست، زمانی که ببینم خانواده ام پشت من هستند. البته میدونم گاهی تنبلی می کنم و مسئولیت پذیری ام کاهش پیدا میکنه، ولی من واقعا با دلگرمی شما انرژی مضاعف می گیرم.

    3. درک نگرانی والدین: به والدین بگو که من میدونم هر پدر و مادری نگران فرزندانشون هستند، نگران آینده شون، و زندگی شون. شما هم مستثنا نیستید و من از این بابت خوشحالم که والدینم به فکر هستند. ولی همانطور که گفتم، من نیاز به دلگرمی و حمایت شما دارم و سعی ام رو برای بهبود وضعیت زندگی ام انجام میدم.

    4. سؤال از پدر مبنی بر اینکه آیا ایشون در هنگام ازدواج اونقدر درآمد داشته اند؟

    به والیدن بگو درسته که برخی افراد توقعات خاصی از داماد دارند، اما مطمئنا همه اینچنین نیستند. من اگر بخوام پیش از ازدواجم 150 تومن پول جمع کنم، با این وضعیت باید یه ده سالی صبر کنم! خیلی ها با شرایط بدتر از من هم ازدواج کردند و با جربزه ای که داشتند، و با مسئولیت پذیری و همچنین ساختن با امکانات کم و کاهش سطح توقعات، توانسته اند به مرور زمان وضع زندگی شون رو بهتر کنند.

    5. سوال درباره اینکه آیا همه باید مثل هم باشند؟

    به والدینت بگو که انسان ها با هم فرق دارند. دایی من فرد کاسب و سر زبون داری هستند، اما آیا به این دلیل که ایشون کاسب هستند، من هم باید کاسب باشم؟ آیا شما هم مثل دایی هستید؟ من فکر می کنم هر انسانی نقاط قوت و ضعفی داره و با شناسایی این نقاط قوت و ضعف، میتونه با توجه به امکانات و شرایطش، زندگی خوبی رو برای خودش بسازه. لزومی نداره من هم مثل دایی ام باشم. اینطور نیست؟

    6. بیان نیاز به ازدواج و احتمال کشیده شدن به سمت گناه در صورت عدم ازدواج:

    محور بعدی صحبت هاتون، در مورد ازدواج و نیاز به اون باید باشه. به والدینت بگو من احساس می کنم که نیاز به ازدواج دارم. نیاز به یک همدم، مونس، همراه، دوست، و کسی که نیازهای غریزی ام رو هم پاسخگو باشه. اگر ازدواج نکنم، ممکنه به گناه بیفتم. ممکنه وارد روابط خارج از عرف بشم و مشکلاتی از این دست. من نمیتونم تا چندین سال دیگه صبر کنم برای اینکه مثلا 150 تومن رسه به دستم و بعد بخوام فکر ازدواج بکنم. میتونم با دختری که هم کفو خودم هست، ازدواج کنم؛ دختری که توقعات غیرمعقول نداره. دلم میخواد شماها هم به من کمک کنید. کمک در انتخاب گزینه مناسب. مطمئنا وقتی صادقانه با خانواده صحبت می کنی، والدین هم متوجه برخی اشتباهات خود میشن و سعی می کنند حمایتت کنند برای رسیدن به اهداف و خواسته های معقولی که داری. خجالت رو کنار بگذار، و درخواست هات رو منطقی با خانواده مطرح کن.

    راه دوم، مراجعه نزد مشاور هست. پیشنهاد بده که به اتفاق والدین، نزد مشاور برید و نظر او رو به عنوان یک متخصص بی طرف جویا بشید. بنشینید با هم و با مشاور صحبت کنید و ببینید ایرادات کار کجاست و چگونه میشه به درک مشترکی دست یافت.

    موفق باشی
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکل با خودم  سپاس شده توسط m1392

  11. ارسال:8#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    خاطرم هست که در برخی تاپیک های قبلی ات هم نگرانی های درباره حرف های اطرافیان داشتی و این حرف ها تاثیرات مخربی بر روانت بر جای می گذاشتند. ظاهرا همچنان این نگرانی ها رو داری

    من فکر می کنم میتونی مشکل رو به شیوه منطقی حل و فصل کنی. هم خودت پسر عاقل و بالغی هستی، و هم والدینت میتونن با بیان منطقی ات، متوجه شرایطی که داری بشن

    یه جورایی مشکل نحوه بیان هست.

    پس، نخستین راه حل منطقی برای مشکل، صحبت مستقیم و بدون واسطه به شکل منطقی با پدر و مادر هست.

    محورهای این صحبت شامل موارد زیر هستند:

    1. مقایسه نکردن: با پدر و مادرت صحبت کن و بهشون بگو که وقتی مورد مقایسه قرار می گیری، احساس خوبی بهت دست نمیده و تصور می کنی که مورد پذیرششون نیستی.

    2. نیاز به حمایت: به پدر و مادرت بگو که من دلم میخواد زمانی که کاری رو شروع میکنم، حمایت شما رو داشته باشم و این برای من بزرگترین دلگرمی هست، زمانی که ببینم خانواده ام پشت من هستند. البته میدونم گاهی تنبلی می کنم و مسئولیت پذیری ام کاهش پیدا میکنه، ولی من واقعا با دلگرمی شما انرژی مضاعف می گیرم.

    3. درک نگرانی والدین: به والدین بگو که من میدونم هر پدر و مادری نگران فرزندانشون هستند، نگران آینده شون، و زندگی شون. شما هم مستثنا نیستید و من از این بابت خوشحالم که والدینم به فکر هستند. ولی همانطور که گفتم، من نیاز به دلگرمی و حمایت شما دارم و سعی ام رو برای بهبود وضعیت زندگی ام انجام میدم.

    4. سؤال از پدر مبنی بر اینکه آیا ایشون در هنگام ازدواج اونقدر درآمد داشته اند؟

    به والیدن بگو درسته که برخی افراد توقعات خاصی از داماد دارند، اما مطمئنا همه اینچنین نیستند. من اگر بخوام پیش از ازدواجم 150 تومن پول جمع کنم، با این وضعیت باید یه ده سالی صبر کنم! خیلی ها با شرایط بدتر از من هم ازدواج کردند و با جربزه ای که داشتند، و با مسئولیت پذیری و همچنین ساختن با امکانات کم و کاهش سطح توقعات، توانسته اند به مرور زمان وضع زندگی شون رو بهتر کنند.

    5. سوال درباره اینکه آیا همه باید مثل هم باشند؟

    به والدینت بگو که انسان ها با هم فرق دارند. دایی من فرد کاسب و سر زبون داری هستند، اما آیا به این دلیل که ایشون کاسب هستند، من هم باید کاسب باشم؟ آیا شما هم مثل دایی هستید؟ من فکر می کنم هر انسانی نقاط قوت و ضعفی داره و با شناسایی این نقاط قوت و ضعف، میتونه با توجه به امکانات و شرایطش، زندگی خوبی رو برای خودش بسازه. لزومی نداره من هم مثل دایی ام باشم. اینطور نیست؟

    6. بیان نیاز به ازدواج و احتمال کشیده شدن به سمت گناه در صورت عدم ازدواج:

    محور بعدی صحبت هاتون، در مورد ازدواج و نیاز به اون باید باشه. به والدینت بگو من احساس می کنم که نیاز به ازدواج دارم. نیاز به یک همدم، مونس، همراه، دوست، و کسی که نیازهای غریزی ام رو هم پاسخگو باشه. اگر ازدواج نکنم، ممکنه به گناه بیفتم. ممکنه وارد روابط خارج از عرف بشم و مشکلاتی از این دست. من نمیتونم تا چندین سال دیگه صبر کنم برای اینکه مثلا 150 تومن رسه به دستم و بعد بخوام فکر ازدواج بکنم. میتونم با دختری که هم کفو خودم هست، ازدواج کنم؛ دختری که توقعات غیرمعقول نداره. دلم میخواد شماها هم به من کمک کنید. کمک در انتخاب گزینه مناسب. مطمئنا وقتی صادقانه با خانواده صحبت می کنی، والدین هم متوجه برخی اشتباهات خود میشن و سعی می کنند حمایتت کنند برای رسیدن به اهداف و خواسته های معقولی که داری. خجالت رو کنار بگذار، و درخواست هات رو منطقی با خانواده مطرح کن.

    راه دوم، مراجعه نزد مشاور هست. پیشنهاد بده که به اتفاق والدین، نزد مشاور برید و نظر او رو به عنوان یک متخصص بی طرف جویا بشید. بنشینید با هم و با مشاور صحبت کنید و ببینید ایرادات کار کجاست و چگونه میشه به درک مشترکی دست یافت.

    موفق باشی
    سلام محسن عزیز
    ممنون از اینکه وقت میذاری
    راستش این متن اخرت خیلی احساس خوبی بهم میده
    در حال حاضر مشکل اصلی من این افکار مزاحمی هستن که ذهنم رو درگیر میکنن
    نمیدونم باهاشون چیکار کنم
    راهکارهای بالا رو هم از امروز به کار میگیرم و استفاده میکنم اما با این بخشش چیکار کنم؟
    مشکل ارتباط برقرار کردن رو دارم کلا نمیتونم ارتباط برقرار کنم
    یه احساس ترس توی وجودم شکل گرفته
    برای اینکه بتونم به مسئله ازدواج فکر کنم قبلش باید بتونم ارتباط برقرار کنم تا از کسی خوشم بیاد
    الان یه احساسی مثل کمبود اعتماد به نفس دارم
    بازم ممنون از اینکه وقت میذاری
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:9#
    Rosa آواتار ها
    سلام آقای paymanc

    نوشته های آقای دکتر بسیار خوب و راه گشا هستند اما من هم چند خط براتون مینویسم و خالی از لطف نیست خوندنش.. اینا نصیحت نیستن و فقط مشاورن، پس لطفا با تأمل بخون.
    شاید دقت کرده باشی همیشه میگن آدم باید نگاه به پایین تر از خودش بکنه تا بتونه بهتر فکر کنه بنظرتون چرا اینو گفتن؟ خب من براتون مقداری مسئله رو باز میکنم.

    آدم ها وقتی تو زندگی به افراد پایین تر از خودشون نگاه بکنن اولین مزیتش اینه که بابت تمام داشته ها و نعمت های خداوندی شکر گزار میشن و میبینن نسبت به خیلی ها در رفاه بسر میبرن.
    دومین پیامد این تفکر اینه که انسان قدر داشته هاش رو میدونه و میفهمه نباید سرمایش رو براحتی از دست بده.
    سومین پیامد اینه که میدونه برای بدست آوردن هر ریال از پولش یا سرمایش چقدر زحمت کشیده و یکدفعه و یهویی کسی این سرمایه رو در اختیارش نگذاشته.

    حالا بر میگردیم به مسئله شما

    ببین اولین تفکر اشتباهت اینه که فکر میکنی مثلا در 25 سالگی باید فلان ماشین رو بخری و همه رو متعجب کنی. این فکرت ایراد داره.

    اولیش اینه که آدم باید واسه خوشبختی و آرامش خودش در زندگی تلاش کنه نه اینکه بخواد با داشته هاش کسی رو متعجب کنه. آدمهای ثروتمند و مشهور کم نیستند و الان هر کسی سعی میکنه یه دارایی از خودش داشته باشه پس نباید فکر کنی یکی با دیدن وضعیت مالیت تعجب میکنه. مادرم تعریف میکرد زمان قدیم که کوچک بودن مردم پلو و خورش یا همین سبزی پلو و ماهی رو فقط اعیاد یا در عروسی ها درست میکردن و مثل الان نبود که تو یک هفته سه، چهار بار خورش بخورن و بیشتر غذاها آش و آبگوشت و غذاهای خیلی ساده بوده... اگر در اون زمان کسی مثل الان ما این همه غذاهای متنوع میخورد همه تعجب میکردن و مثلا میگفتن خوش بحالشون وضع مالیشون خوبه... یا مثلا میگفتن اون زمان یکی لباس شویی داشته تا سالها مردم اطرافش میگفتن فلانی یه دستگاهی داره که لباس ها رو میشوره. تو این زمونه مردم دیگه واسه خونه یا ماشین کسی تعجب نمیکنن چون تا دلت بخواد همچین چیزایی رو دیدن.

    فکر کردن به آینده ای بهتر و توان مالی بیشتر آرزوی همه ی ما هست اما تا جایی که به شکل یک آرزوی مشکل ساز در نیاد.. چون خیلی از آرزوها آدمها رو بیچاره کردن و این پایان خوبی نیست . قطعا شما میخوای خوشبخت باشی و آرامش داشته باشی اگر این آرزو به تو غالب بشه بعد از یک مدت فقط سعی کنی در راه پول بیشتر قدم برداری، یهو بخودت میای و میبینی چند سال از زندگیت صرف دویدن شده و هنوزم اون پول دلخواهت رو جمع نکردی و اینجاس که ممکنه خدایی نکرده آدم به اشتباه بیفته و بگه فلانی بیشتر از من پول در میاره و به اون چیزایی که من میخوام رسیده.. من هم برم ببینم اون چیکار میکنه... و بعدش یک دنیا اشتباه و پشیمونی.

    تو میخوای به اندازه نیازت سرمایه داشته باشی و انشالله دونه دونه به خ‌واسته هات برسی.. چون هدفت یه زندگی آروم و بدور از استرس و ناراحتیه... پس باید اولا سعی کنی پله های خوشبختی رو دونه دونه بالا بری و ثانیا هدفت خوشبختی و موفقیت و آرامش باشه نه دیگران و نه فلان خونه یا فلان ماشین.

    از اینکه میتونی کار کنی خدا رو شکر کن و اینکه سعی کن به خونوادت بیشتر برسی یعنی اینکه گاهی یک گوشه از زحمت هاشون رو با یک هدیه به مادر و پدر و حتی خواهر ، برادرت جبران کن، اگر جایی پدرت یا مادرت در خرج خونه دچار مشکل میشه مقداری پول در اختیارشون بگذار و یک حساب بانکی برای پس انداز داشته باش و هیچوقت دستش نزن و فقط مثل قولک هر وقت که داشتی به اون اضافه کن و این پول رو برای روز مبادا کنار بگذار .

    درباره رابطه که گفت و همچنین شکست عشقی..

    من و تا حدودی شما همه سن و سال های حساس 15 تا 20 رو پشت سر گذاشتیم و میدونیم تو اون دوران چه هیجان هایی داشتیم و چطوری دنیا رو میدیدیم، سر همین هم خیلی زود دل میبستیم و خیلی زود همه چی خراب میشد... پس اسمش رو نمیشه شکست عشقی بذاریم بیشتر یه چیزی در حد تجربه اول از دیدن جنس مخالف و دلبستگی بدنبال این تجربه بود. این هم فقط مختص شما نیست. .. مثلا شاید دقت کرده باشی بعضی از دختر هایی که هوادار خواننده یا بازیگر خاصی هستن و تو سنین 16 تا 19 بسر میبرن آنچنان محو خواننده مورد علاقشونن و طوری قربون صدقه میرن که آدم شک میکنه تعادل روانی داشته باشن... اینها هم برای خودشون یک دنیای زیبا رو ساختن که اون شخص تو دنیای اونها ستاره بحساب میاد.. بعد از یه مدتی با ازدواج و یا یه دلخوری از اون شخص کوه آرزوهاشون ریزش میکنه و این اتفاق رو شکست عشقی حساب میکنن.

    ارتباط قبل از ازدواج راه مناسبی برای آشنایی نیست چون کسی که با شما رابطه بندازه ممکن هست که شخص قابل اعتمادی برای ازدواج نباشه و شما هم بدلیل دلبستگی و عشقی که بوجود میاد اصلا متوجه نشی و بعد ها چیزایی رو بفهمی که یک عمر بار ندامت و افسردگی و دل مردگی رو شونت سنگینی کنه، از طرفی چون قبل از ازدواج خیلی از حرف های خوب و مهر و محبت ها دست به دست میشه بعضی ها پس از پایان دوستی یا آشنایی و در شرف ازدواج و پس از اون دیگه حرفی برای گفتن بهم ندارن و محبت ها هر روز کمتر میشه و این باعث اختلافات شدید میشه.

    از یک منظر دیگه بعضی خانواده ها مخالف آشنایی دخترانشون با افراد غریبه هستن و بمحض متوجه شدن علاوه بر قطع رابطه دخترانشون با دیگران اقدام به شکایت، آبروریزی و حتی دعواهای خطرناک میکنن که این اصلا خوب نیست و آدم میبینه اون خوشبختی که دنبالش بود با این حالش هیچ تناسبی نداره.

    گاهی باید زمان بگذره تا فکر آدمها هم بزرگتر بشه .. یعنی اینکه شاید مثلا من تا دیروز فکر میکردم اگر در جواب توهین کسی منم توهین کنم خیلی خوبه و دلم خنک میشه .. اما بزرگتر که شدم فهمیدم با این کار فقط کدورت و دعوا پیش میاد و از طرفی خودم رو بعنوان یک آدم بی شخصیت و کم عقل معرفی میکنم.

    مثلا خود شما اگر در 15 سالگی تموم پول جیبیت رو خرج میکردی شاید برات مهم نبود اما امروز چون فکرت بزرگتر شده میدونی واسه پولت زحمت کشیدی و الکی خرجش نمیکنی... برای ازدواج هم همینطوره بدست آوردن مقداری تجربه و گذشت زمان باعث پختگی آدم میشه و اینکه معیارها و ملاک هات واسه ازدواج تغییر میکنه .. تا اون زمان هم پسندازت بیشتر میشه.. از طرفی کنکور و درس هم میخوای ادامه بدی و این خیلی ارزشمنده و تبریک میگم و امیدوارم موفق باشی .. پس باید تمرکز داشته باشی تا این قسمت از زندگیت هم موفق باشی و به آرزوها و خواسته هات برسی... دانشگاه دنیای متفاوتیه و اونجا میتونی در کنار تحصیلت به ازدواج خوب و مناسب و سرمایت هم فکر کنی.

    بیاد داشته باش حتی در دوران تحصیل هم فکرش رو نکنی که با کسی آشنا یا دوست بشی.. اگر از رفتار و اخلاق و ... کسی خوشت اومد با خونوادت درمیان بگذار و مثل یک آدم موفق و کار درست برو خواستگاری .. که این کار هزاران هزار به شخصیتت اضافه میکنه.

    برات آرزوی خوشبختی رو دارم و به حرفام فکر کن... مطمئنا با پشتکاری که داری تو زندگیت به امید خدا موفق میشی.

    .
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:10#
    paymanc آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosa نمایش پست ها
    سلام آقای paymanc

    نوشته های آقای دکتر بسیار خوب و راه گشا هستند اما من هم چند خط براتون مینویسم و خالی از لطف نیست خوندنش.. اینا نصیحت نیستن و فقط مشاورن، پس لطفا با تأمل بخون.
    شاید دقت کرده باشی همیشه میگن آدم باید نگاه به پایین تر از خودش بکنه تا بتونه بهتر فکر کنه بنظرتون چرا اینو گفتن؟ خب من براتون مقداری مسئله رو باز میکنم.

    آدم ها وقتی تو زندگی به افراد پایین تر از خودشون نگاه بکنن اولین مزیتش اینه که بابت تمام داشته ها و نعمت های خداوندی شکر گزار میشن و میبینن نسبت به خیلی ها در رفاه بسر میبرن.
    دومین پیامد این تفکر اینه که انسان قدر داشته هاش رو میدونه و میفهمه نباید سرمایش رو براحتی از دست بده.
    سومین پیامد اینه که میدونه برای بدست آوردن هر ریال از پولش یا سرمایش چقدر زحمت کشیده و یکدفعه و یهویی کسی این سرمایه رو در اختیارش نگذاشته.

    حالا بر میگردیم به مسئله شما

    ببین اولین تفکر اشتباهت اینه که فکر میکنی مثلا در 25 سالگی باید فلان ماشین رو بخری و همه رو متعجب کنی. این فکرت ایراد داره.

    اولیش اینه که آدم باید واسه خوشبختی و آرامش خودش در زندگی تلاش کنه نه اینکه بخواد با داشته هاش کسی رو متعجب کنه. آدمهای ثروتمند و مشهور کم نیستند و الان هر کسی سعی میکنه یه دارایی از خودش داشته باشه پس نباید فکر کنی یکی با دیدن وضعیت مالیت تعجب میکنه. مادرم تعریف میکرد زمان قدیم که کوچک بودن مردم پلو و خورش یا همین سبزی پلو و ماهی رو فقط اعیاد یا در عروسی ها درست میکردن و مثل الان نبود که تو یک هفته سه، چهار بار خورش بخورن و بیشتر غذاها آش و آبگوشت و غذاهای خیلی ساده بوده... اگر در اون زمان کسی مثل الان ما این همه غذاهای متنوع میخورد همه تعجب میکردن و مثلا میگفتن خوش بحالشون وضع مالیشون خوبه... یا مثلا میگفتن اون زمان یکی لباس شویی داشته تا سالها مردم اطرافش میگفتن فلانی یه دستگاهی داره که لباس ها رو میشوره. تو این زمونه مردم دیگه واسه خونه یا ماشین کسی تعجب نمیکنن چون تا دلت بخواد همچین چیزایی رو دیدن.

    فکر کردن به آینده ای بهتر و توان مالی بیشتر آرزوی همه ی ما هست اما تا جایی که به شکل یک آرزوی مشکل ساز در نیاد.. چون خیلی از آرزوها آدمها رو بیچاره کردن و این پایان خوبی نیست . قطعا شما میخوای خوشبخت باشی و آرامش داشته باشی اگر این آرزو به تو غالب بشه بعد از یک مدت فقط سعی کنی در راه پول بیشتر قدم برداری، یهو بخودت میای و میبینی چند سال از زندگیت صرف دویدن شده و هنوزم اون پول دلخواهت رو جمع نکردی و اینجاس که ممکنه خدایی نکرده آدم به اشتباه بیفته و بگه فلانی بیشتر از من پول در میاره و به اون چیزایی که من میخوام رسیده.. من هم برم ببینم اون چیکار میکنه... و بعدش یک دنیا اشتباه و پشیمونی.

    تو میخوای به اندازه نیازت سرمایه داشته باشی و انشالله دونه دونه به خ‌واسته هات برسی.. چون هدفت یه زندگی آروم و بدور از استرس و ناراحتیه... پس باید اولا سعی کنی پله های خوشبختی رو دونه دونه بالا بری و ثانیا هدفت خوشبختی و موفقیت و آرامش باشه نه دیگران و نه فلان خونه یا فلان ماشین.

    از اینکه میتونی کار کنی خدا رو شکر کن و اینکه سعی کن به خونوادت بیشتر برسی یعنی اینکه گاهی یک گوشه از زحمت هاشون رو با یک هدیه به مادر و پدر و حتی خواهر ، برادرت جبران کن، اگر جایی پدرت یا مادرت در خرج خونه دچار مشکل میشه مقداری پول در اختیارشون بگذار و یک حساب بانکی برای پس انداز داشته باش و هیچوقت دستش نزن و فقط مثل قولک هر وقت که داشتی به اون اضافه کن و این پول رو برای روز مبادا کنار بگذار .

    درباره رابطه که گفت و همچنین شکست عشقی..

    من و تا حدودی شما همه سن و سال های حساس 15 تا 20 رو پشت سر گذاشتیم و میدونیم تو اون دوران چه هیجان هایی داشتیم و چطوری دنیا رو میدیدیم، سر همین هم خیلی زود دل میبستیم و خیلی زود همه چی خراب میشد... پس اسمش رو نمیشه شکست عشقی بذاریم بیشتر یه چیزی در حد تجربه اول از دیدن جنس مخالف و دلبستگی بدنبال این تجربه بود. این هم فقط مختص شما نیست. .. مثلا شاید دقت کرده باشی بعضی از دختر هایی که هوادار خواننده یا بازیگر خاصی هستن و تو سنین 16 تا 19 بسر میبرن آنچنان محو خواننده مورد علاقشونن و طوری قربون صدقه میرن که آدم شک میکنه تعادل روانی داشته باشن... اینها هم برای خودشون یک دنیای زیبا رو ساختن که اون شخص تو دنیای اونها ستاره بحساب میاد.. بعد از یه مدتی با ازدواج و یا یه دلخوری از اون شخص کوه آرزوهاشون ریزش میکنه و این اتفاق رو شکست عشقی حساب میکنن.

    ارتباط قبل از ازدواج راه مناسبی برای آشنایی نیست چون کسی که با شما رابطه بندازه ممکن هست که شخص قابل اعتمادی برای ازدواج نباشه و شما هم بدلیل دلبستگی و عشقی که بوجود میاد اصلا متوجه نشی و بعد ها چیزایی رو بفهمی که یک عمر بار ندامت و افسردگی و دل مردگی رو شونت سنگینی کنه، از طرفی چون قبل از ازدواج خیلی از حرف های خوب و مهر و محبت ها دست به دست میشه بعضی ها پس از پایان دوستی یا آشنایی و در شرف ازدواج و پس از اون دیگه حرفی برای گفتن بهم ندارن و محبت ها هر روز کمتر میشه و این باعث اختلافات شدید میشه.

    از یک منظر دیگه بعضی خانواده ها مخالف آشنایی دخترانشون با افراد غریبه هستن و بمحض متوجه شدن علاوه بر قطع رابطه دخترانشون با دیگران اقدام به شکایت، آبروریزی و حتی دعواهای خطرناک میکنن که این اصلا خوب نیست و آدم میبینه اون خوشبختی که دنبالش بود با این حالش هیچ تناسبی نداره.

    گاهی باید زمان بگذره تا فکر آدمها هم بزرگتر بشه .. یعنی اینکه شاید مثلا من تا دیروز فکر میکردم اگر در جواب توهین کسی منم توهین کنم خیلی خوبه و دلم خنک میشه .. اما بزرگتر که شدم فهمیدم با این کار فقط کدورت و دعوا پیش میاد و از طرفی خودم رو بعنوان یک آدم بی شخصیت و کم عقل معرفی میکنم.

    مثلا خود شما اگر در 15 سالگی تموم پول جیبیت رو خرج میکردی شاید برات مهم نبود اما امروز چون فکرت بزرگتر شده میدونی واسه پولت زحمت کشیدی و الکی خرجش نمیکنی... برای ازدواج هم همینطوره بدست آوردن مقداری تجربه و گذشت زمان باعث پختگی آدم میشه و اینکه معیارها و ملاک هات واسه ازدواج تغییر میکنه .. تا اون زمان هم پسندازت بیشتر میشه.. از طرفی کنکور و درس هم میخوای ادامه بدی و این خیلی ارزشمنده و تبریک میگم و امیدوارم موفق باشی .. پس باید تمرکز داشته باشی تا این قسمت از زندگیت هم موفق باشی و به آرزوها و خواسته هات برسی... دانشگاه دنیای متفاوتیه و اونجا میتونی در کنار تحصیلت به ازدواج خوب و مناسب و سرمایت هم فکر کنی.

    بیاد داشته باش حتی در دوران تحصیل هم فکرش رو نکنی که با کسی آشنا یا دوست بشی.. اگر از رفتار و اخلاق و ... کسی خوشت اومد با خونوادت درمیان بگذار و مثل یک آدم موفق و کار درست برو خواستگاری .. که این کار هزاران هزار به شخصیتت اضافه میکنه.

    برات آرزوی خوشبختی رو دارم و به حرفام فکر کن... مطمئنا با پشتکاری که داری تو زندگیت به امید خدا موفق میشی.

    .

    سلام
    اول از همه از اینکه وقت گذاشتی ممنونم
    خیلی خوب بود متنی که گذاشتی
    یه جورایی دلم رو اروم کرد
    تا حدودی تو مسائل طریقه این فکر اشتباهم رو میدونم و مشکلم اینه چه جوری این افکار زائد رو دور بریزم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •