تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی و بارداری زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ساراایرانی
آخرین ارسال:ساراایرانی
پاسخ ها 58

صفحه‌ها (6): صفحه 3 از 6 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

افسردگی و بارداری

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام سارا جان میخوام چند تا سوال مطرح کنم
    چند تا بچه بودین و چندمین بچه بودی و اینکه رابطه خانوادگیتون چطور بود؟(اعضای خانواده و پدر و مادرت)
    و کسی بوده که بخوای درد و دلا و اتفاقایی که برات میوفته رو باهش درمیون بذاری دوران مجردیت؟
    اگه بوده کی بوده که باهش راحت تر بودی؟
    فکر میکنی مادرت چطور مادری بوده برات؟
    این حالت جنون که میگی شبیه چه حالتی؟دقیقا وقتی اتفاق میوفته حست چیه اون لحظه؟ و خواهش میکنم اینو دقیق جواب بده کی ها اتفاق میوفته بیشتر و چه زمانی و چه مدت طول میکشه؟

    پاسخ با نقل و قول

  2. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  3. ارسال:22#
    سلام بیشترش رو توضیح دادم 4تا بچه بودیم من بچه آخر کلا اهل صحبت و درددل نبودم مادرمم مهربون بود اما سختگیر ک همش گیرهای الکی میداد
    جنون رو گفتم و بهترازاین نمیتونم توصیفش کنم متاسفانه
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:23#
    خوب درباره رابطه اعضای خانواده برام بگو بیشتر و مثلا مادرتون گیر الکی به چی میداد و اینکه دوست صمیمی ای داشتی که باهم انقدر راحت باشید که درد و دلاتونو بهم بگین حتی کم
    یا با مادرت میتونستی دردو دل کنی؟
    رابطت با پدرت چطور بود و با برادر خواهرات؟
    پزشکی رو دقیقا چرا و کی رها کردی و اینکه موقتا رها کردی یا کلا؟
    وقتی جنون بهت دست میده حسی که داری برام خیلی مهمه پس سعی کن حتی شده طوری که فکر میکنی حتی مسخره و خنده داره یا شاید برای ما قابل درک نباشه توصیفش کنی، مثلا ممکنه تو اون حالت از اینکه ناخواسته کاری رو انجام بدی و نتونی رو خودت کنترل داشته باشی بترسی یا ...
    اینکه بیشتر نزدیک حالت ترس هست یا خشم یا نفرت؟
    کلا سارا جان فکر کن من کلی وقت دارم و میخوام به حرفات گوش بدم پس هر چی که بنظرت میرسه که شاید به نگرانیات و احساس افسردگیت مربوط میشه برام بگو.
    پاسخ با نقل و قول

  5. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  6. ارسال:24#
    رابطمون خیلی بد نبود اما گاهی الکی دعوا میشد
    اینکه میگم الکی ینی واقعا الکی. مثلا چرا 5دقیقه دیر رسیدی خونه. درحالیکه من سرویس داشتم خو پیاده ک نبودم. همین جور چیزا...
    دوست بمعنی واقعی کلمه نداشتم توضیح هم دادم اما گاهی بعضیا بودن ک با هرکدومشون به تناسب موقعیتشون بخشی از درددلمو میگفتم و کسی نبود ک کلا همه چیزمو بدونه و من همیشه باهاش راحت باشم
    با مامانم درددل نمیکردم چون روانشناس بود!! تا نوجوونی هرچی میومدم بهش بگم یه جور میزد تو ذوقم منم دیگه باهاش حرف نزدم.
    بقیه اعضای خانواده هم همینطور. الانم از همین زخم زبونا میترسم ک ب کسی نگفتم باردارم.
    الان 2ترمه مرخصی هستم. بهتر بگم ترم قبلش و تاآخر رفتم اما دیدم نمیتونم بخاطر حافظه ام امتحان بدم و اضطراری حذف ترم کردم ترم بعدشم مرخصی گرفتم ک ب درمانهای جسمی و روحیم برسم و خودم رو بازیابی کنم اما کاری پیش نبردم و بلکه بدتر شدم حالا هم با بچه باید برم سرکلاس همه میگن نمیتونی اما میخام برم مهرماه تقریبا5ماهمه و موقع امتحانای ترم 8-9 ماهه هستم.....
    جنون برام فقط یه حسیه ک کل وجودم رو تحت تاثیر قرار میده حس میکنم تک تک ذرات وجودم از درون میخاد ازهم بپاشه و اون لحظه فقط از آسیب زدن ب خودم میترسم و البته شوهرم ک همیشه خودشو سپر من میکنه حتی مثلا موقعی ک دردام زیاد میشه عمدا دستشو میاره جلو میگه گاز بگیر سبک شی!!
    بیشتر ترسه اصلا خشم و نفرت خاصی درکار نیست هرچند بعدش بخاطر فشار روحی ک رومه حس میکنم ازهمه بدم میاد و حتی ب طلاق و سقط فکرمیکنم....
    ممنون ازشما
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:25#
    کسی جواب نمیده؟
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:26#
    من چندروز دیگه میخام انتخاب واحد کنم کسی نمیخاد بمن کمک کنه؟؟
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:27#
    دقیقا نمیدونم ازتون چی میخام مشکل من حل شدنی نیست ببخشید این مدت سرتون رو درد آوردم ظاهرا هیچکس هم حاضر نبود بقول خودتان همیاری کند و من پی معجزه بودم خیلی ممنون از دوستانی که وقت گذاشتند ترجیح میدم دیگه به درد خودم بمیرم تا اینکه اینجا منتظر جواب بمونم
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:28#
    aram آواتار ها
    سارای عزیز حد اقل من اینجا برای شما یک راه مداوا پیشنهاد دادم اما شما هیچ عکس العملی نشون ندادی بازم توصیه می کنم روش هومویپاتی رو امتحان کن
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:29#
    من اولا هرچی سرچ کردم نفهمیدم چی هست ثانیا من مشاوره خاستم نه دارو
    وگرنه ک خیلی راحت میرم بستری میشم
    این سیاست سایت همیاری تونه؟
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:30#
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 3 از 6 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •