تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی و بارداری زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ساراایرانی
آخرین ارسال:ساراایرانی
پاسخ ها 58

صفحه‌ها (6): صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

افسردگی و بارداری

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    خواهش میکنم، اینکه بهتری خوبه واقعا خدارو شکر
    درباره افکارت هم حتما مینویسم ان شاءالله.
    تا اونجا که میتونی درباره بحث کردنات با شوهرت بنویس و اینکه سر چه موضوعاتی ، قهرتون طولانیه یا نه چقد طول میکشه؟اونم عصبی میشه یا نه؟کی بیشتر بحث پیش میاد ؟مثلا تازه از سر کار برمیگرده یا آخر شب و یا مثلا سرچه موضوعاتی ؟مثلا بیرون رفتن یا گرفتن تصمیمات یا ...
    درباره اینا هر چی یادت بود بنویس.
    پاسخ با نقل و قول

  2. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط niloofarabi,SHAB

  3. ارسال:52#
    خیلی ممنونم ما اصولا قهرنمیکنیم فقط بحثه و همشم مسببش منم و اگرم قهری باشه فقط ازجانب منه و کوتاه مدت. اصولا ب یک ساعتم نمیکشه ک بخاطر فشارعصبیم حالم بدمیشه!و مجبورمیشیم آشتی کنیم. فوق فوقش یه روزه اونم با قدبازی من.
    بحثام علت مشخص و زمان مشخص نداره. راجب همه چی بهش گیرمیدم. مثلا همیشه این مشکلو داریم ک میگم من نمیام خونتون چون معذبم اونم میگه منم خونه شما معذبم هردومون هم حق داریم آخرشم یا من باحالت قهر قبول میکنم برم خونشون یا اون کوتاه میاد و سختی میکشه
    یااینکه مثلا چرا جواب زنگ و اس منو نمیدی؟! بااینکه میدونم سرش واقعا شلوغه
    و همچین مسائلی ک همشم میدونم تقصیر زودرنجی خودمه...
    البته گاهی هم واقعا حق بامنه اما اون نمیتونه درک کنه (مثلا همین رو ک نمیتونم تو روی مامانش نگاه کنم واقعا براش قابل هضم نیست) و فکرمیکنه همش دارم غرمیزنم و بدون دلیل خاصی همش میخام مخالفت کنم
    یه جورایی ته دلش انگار همیشه اینه ک اون چون شوهرمه همیشه باید بگم چشم نه اینکه مردسالاری یا زور باشه بلکه میگه باید باهام همدل باشی واینا...
    منم ناراحت میشم خب میگم گاهی هم تو بمن حق بده گاهی هم تو کوتاه بیا (البته این کارو میکنه ها) بعد پیش خودم فکرمیکنم ک چقد دارم از خودم براش مایه میذارم و دارم فداکاری میکنم و پاش میسوزم و این چرت وپرتا!
    اون عصبانی نمیشه خصوصا قبلترها بیشتر فقط آرومم میکرد و کاری ب حرفام نداشت حالا یه کم فقط دلخور میشه ازم و منم همیشه فقط حرص مییخورم ک نکنه ازم خسته شه و بذاره بره... من ک نمیتونم اخلاقمو درست کنم.... ((((
    چیکارکنم حالا؟ فقط الکی عصبی میشم و غرمیزنم. البته بگم ما اصصصصلااااااااا حرف بد و فحش در دامنه لغاتمون نداریم ینی اصلا شرط کردیم ک هیچوقت نداشته باشیم. اما خود زبون تیز من گاهی براش برنده تر از شمشیر میشه و ازصدتا فحش بدتر....
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:53#
    تیتر یه تاپیک دیگه رو دیدم یادم افتاد منم این مشکلو دارم ک خیلی اذیتم میکنه منتها نمیدونستم ب اینجا ربط داره ک بخام بگم!!
    وسواااااس! و بدترازاون لکنت! که براثر همون فشارای عصبی ایجاد شده...
    گاهی دارم حرف میزنم مغزم کلا هنگ میکنه و نمیتونه کلمه بعدی رو پیدا کنه و بعدم خ زود یادش میره اصن ک چی داشتم میگفتم!!

    اصن باعث شده کلا ازحرف زدن بترسم و فراری باشم و همش فقط ب نوشتن روبیارم
    ویرایش توسط ساراایرانی : 2014_07_28 در ساعت 17:53
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:54#
    دیدم کسی چیزی نگفت گفنم خودم ادامه بدم
    وسواسم بیشنرش وسواس فکریه و درعمل فقط وسواس نجس و پاکی دارم اما ب حدی ک مثلا تو کوچه بارون اومده آب جم شده بعد این آب بپاشه ب لباس من ازنظر من نجس شده. و کلا هرچیز نحسی رو باید کلللللی بشورم تا پاک بشه
    اما وسواس فکریم ک اصلی هست اینکه مثلا نکنه برق اتاقو روشن گذاشتم و اینا. گاهی هم شده ک مثلا برگشتم و چک کردم و البته اگر بخاطر تنبلی نبود این گاهی ها بیشتر میشد! و این نکنه ها برام تبدیل ب ترس شده ک مثلا اگر آب باز مونده باشه سیل میاد! یا شیرگاز باز باشه خونم منفحر میشه! و ازاین حرفا
    کلا هم البته همیشه تو فاز ترس و اضطراب و افکار منفی ام
    انقدر مشکلاتم زیاده ک کم کم یادم میاد
    برا همینه ک امیدی ب بهبودی ندارم
    آنچه بیماران همه دارند من یکجا دارم :|
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:55#
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:56#
    چرا هیشکی نیس جواب بده؟؟
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:57#
    واقعا همه تاپیکا انقد خلوته یا فقط من انقد بدبختم ک حتی اینجا هم جایی ندارم؟؟
    روی کمک شما حساب کرده بودم....
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:58#
    جالبه به مشکلات بقیه داره رسیدگی میشه اما بدبختی من بیجواب مونده
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •