تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی و بارداری زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ساراایرانی
آخرین ارسال:ساراایرانی
پاسخ ها 58

صفحه‌ها (6): صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

افسردگی و بارداری

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من ماه سوم بارداری هستم از قبل بارداری و حتی قبل ازدواج مشکل افسردگی شدید (و اضطراب و عدم اعتماد بنفس و وسواس وهزارتا مشکل دیگه) داشتم بحدی ک بارها خودکشی کردم و شوهرم میدونه. حالا ک باردار شدم بخاطر شدت دردام و بخاطر تغییرات هورمونی و بخاطر مشکلات شخصی زندگیم حالم خیلی بدتر شده یهو گریه ام میگیره و فقط ب خودکشی فکزمیکنم خیلیییی کلافه ام درحد جنون آنی دلم میخاد فقط خودمو بکشم تا ازاون وضع راحت شم یا مثلا دوس داشتم حداقل ی آرامبخشی بود میزدم و سریییییییع آروم میشدم و دیگه هیچی نمیفهمیدم حالم خیلی بده توروخدا به دادم برسید بخاطر بارداری هیچ دارویی هم نمیتونم استفاده کنم خیلی کلافه و بیقرارم کمک کنید....
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_18 در ساعت 20:04
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    لطفاآرامش خودتون روحفظ کنید
    ایمیلی ازشمامشخص نیست بنابراین همین جامینویسم سوالاتمو
    شماوهمسرتون چندساله هستید؟
    چندوقته ازدواج کردید؟
    آیاازوقتی که ازدواج کردیدهم دست به خودکشی زدید؟
    علت افسردگیتون چیه ومنشاش کجاست؟
    رابطتون باهمسرتون چطوره؟
    دوست عزیزبه این فکرکنیدکه داریدمادرمیشیدویه بچه کوچولوتاچندماهه دیگه درآغوشتون قرارمیگیره ومایه آرامش شماوهمسرتون میشه وهمینجورشماهم مایه آرامشش میشیدلطف
    اجواب سوالات روبدیدتاهمیاران هرکمکی ازدستشون بربیادانجام بدن
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  3. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط m1392

  4. ارسال:3#
    ممنون
    من 21 وشوهرم25
    پارسال ازدواج کردیم
    بعداز ازدواج دلم نیومد خودکشی کنم فقط وفقط بخاطر اینکه غرور شوهرم زیرسوال نره و بدونه دوسش دارم و حضورش باعث تحول در زندگیم شده
    اما حقیقت اینه ک علی رغم حضور او هم بارها خاستم این کارو بکنم و فقط خودخدا جلومو گرفته
    علتش نمیدونم چی بوده اما چندساله منو درگیر کرده
    درحال حاضر بخاطر فشارهای روحیم حافظم رو ازدست دادم
    دانشجوی پزشکی بودم اما نتونستم ادامه بدم صرفا بخاطر همین مساله حافظه و تمرکز و البته بی حوصلگی
    کلا زندگیم رو باختم
    و بجز شوهرم کسی رو ندارم ک منو بفهمه
    رابطمون عالیه واقعا عاشق همدیگه ایم نمیدونم چرا اینجوری شدم
    شبا انقد کلافه میشم ک با هیچی آروم نمیشم
    الان تقریبا 1ماهه بخاطرحالم با شوهرم رابطه نداشتم و شبا کلا جدا خابیدیم
    وقتی میرم توو جنون فقط دلم خاب ابدی میخاد ....
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_18 در ساعت 20:03 دلیل: حذف ایمیل از ارسال
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    کسی نیس جواب منو بدهههههه؟؟؟؟؟

    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_18 در ساعت 20:05
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    elnaz.t آواتار ها
    ساراجان
    نکته ای روکه دراول خدمتتون عرض میکنم این هست که جداخوابیدنتون ازشوهرتون کارکاملااشتباهی هست پس سعی کنیدکه کم کم بااین موضوع کناربیاید
    الان چندمدته که حس افسردگی رودارید؟علتش چیه؟اتفاق ناگواری افتاده؟
    منظورتون ازجنون روواضح تربیان کنیدچه حالتی بهتون دست میده؟حالت ها فیزیکیتون مثل تپش قلب و...تغییری میکنن؟
    خودتون فکرمیکنیدچه چیزی باعث شدکه ازتحصیلات دست برداریدوبی حوصله بشید؟
    رابطتون باخانواده خودتون وهمسرتون چطوره؟
    قبل ازازدواج رابطتون باخانوادتون چطوربود؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  7. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط m1392

  8. ارسال:6#
    سلام
    درحقیقت ایشون جداازمن میخابه نه من ازایشون!
    علت افسردگی رو نمیدونم چندساله دارمش
    جنون ینی حالتی ک نمیتونم توصیفش کنم!! آره روی تپش قلب واینام تاثیر میذاره احساس میکنم از درون دارم منفجر میشم میدونم قابل درک نیست براتون سرم بشدت دردمیگیره و بشدت عصبی میشم و هیچی رو نمیتونم تحمل کنم و بعدازچنددقیقه بی اختیار ب گریه می افتم
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساراایرانی نمایش پست ها
    ممنون
    من 21 وشوهرم25
    پارسال ازدواج کردیم
    بعداز ازدواج دلم نیومد خودکشی کنم فقط وفقط بخاطر اینکه غرور شوهرم زیرسوال نره و بدونه دوسش دارم و حضورش باعث تحول در زندگیم شده
    اما حقیقت اینه ک علی رغم حضور او هم بارها خاستم این کارو بکنم و فقط خودخدا جلومو گرفته

    علتش نمیدونم چی بوده اما چندساله منو درگیر کرده
    درحال حاضر بخاطر فشارهای روحیم حافظم رو ازدست دادم
    دانشجوی پزشکی بودم اما نتونستم ادامه بدم صرفا بخاطر همین مساله حافظه و تمرکز و البته بی حوصلگی
    کلا زندگیم رو باختم
    و بجز شوهرم کسی رو ندارم ک منو بفهمه
    رابطمون عالیه واقعا عاشق همدیگه ایم نمیدونم چرا اینجوری شدم
    شبا انقد کلافه میشم ک با هیچی آروم نمیشم
    الان تقریبا 1ماهه بخاطرحالم با شوهرم رابطه نداشتم و شبا کلا جدا خابیدیم
    وقتی میرم توو جنون فقط دلم خاب ابدی میخاد ....
    ایمیلم:
    asal2713@gmail.com
    با سلام و عرض ادب
    برای گرفتن نتیجه بهتر از تاپیک هاتون یکم صبور باشید. چراکه یکسری از کاربران به علت خاص بودن مشکلشون مشکلاتشان را به صورت خصوصی مطرح می کنند که پاسخ دادن به همه انها و همچنین پاسخ دادن به تاپیک ها یکم زمان می بره مخصوصا در این ماه که دوستان روزه هم هستند.
    رویه جمله ای که بلد کردم یکم فکر کنید.
    کسی که به اصطلاح از نظر خودش به ته خط رسیده باشه را هیچ کسی و هیچ چیزی نمیتونه متوقف کنه که دست به خودکشی نکنه.
    شاید درست نباشه این را بگم ولی این را بدانید که اکثر کسایی که خودکشی می کنند معمولا از طریقی دست به این کار میزنند که امکان زنده بودنشون زیاد باشه و نجات پیدا کنند چراکه خودکشی در واقع فریاد کمک خواهی هست.
    خودکشی کردن و یا نکردن برای اینکه فلانی ناراحت بشه یا نشه، به غرورش بربخوره یا نخوره و... مطمئنا دلیل قانع کننده ای نیست.
    شما اگر تا الان زنده موندید به خاطره این هست که زندگی را دوست دارید و مطمئنا به دنبال داشتن یه زندگی خوب هستید نه کشتنه خودتون.
    وگرنه به نظر میرسه اگر قصدتون فقط خودکشی بود به جای عضویت در این سایت و کمک خواستن از دیگران خودتون را می کشتید.
    مسلما ازدواج کردن و بچه دار شدنه شما نشان دهنده انگیزه داشتنه شما برای زندگی کردن هست. چراکه یک فرد افسرده هیچ برنامه ای برای آینده اش نداره چه برسه به بچه دار شدن و....
    مطمئنا وجود خداوند در زندگی شما و اعتقاد به او در اینکه میخواستید چندین بار اقدام به خودکشی کنید و منصرف شدید تاثیر داشته اما فکر نمیکنید که ندای دورنی شما هم در این تصمیم موثر بوده؟ اینکه در اعماق ذهنتون هنوز روزنه هایی از نور و امید به آینده وجود داره؟
    در حرفهایی که زدید تماما صحبت از یاس و نا امیدی بود. اینکه مشکلات روانی باعث فراموشی ام شده، زندگی ام را باختم،بجز شوهرم کسی منو درک نمیکنه و....
    مطمئنا گفتن چنین جمله هایی و ملکه ذهن شدن این افکار یه فرد سالم را هم از پا درمیاره.وقتی که شما این جملات را پیوسته مرور و تکرار میکنید و بهش اعتقاد دارید به مرور زمان همین باور هم در شما شکل میگیره و تلاشی برای غلبه بر مشکلات نخواهید کرد چراکه با خودتان میگید من یک آدم بدبخت هستم و خسته از زندگی پس چرا باید تلاشی کنم؟
    شما در حاله حاضر باردار هستید و مسئول حفظ جانه خودتان که هدیه ای از جانب خداوند هست و همینطور مسئول حفظ جانه فرزندتان که اون هم هدیه و امانتی از جانب خداست. شما هم مادر هستید و هم همسر و در قبال خانواده خودتان مسئول و به نظر میرسه چنین طرز فکری یه جورایی خودخواهی محسوب میشه.
    اگر امکانش هست منظور از مشکلات شخصی را بیشتر توضیح بدید.
    و نکته آخر اینکه شما الان یک همسر خوب(طبق گفته های خودتون) دارید و یک بچه.پس شما از خیلی از افرادی که شاید موقعیتی مشابه شما دارند جلوتر هستید.خیلی ها هستند که از داشتن چنین امتیازاتی محروم هستند.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_14 در ساعت 21:57
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  10. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,روانشناس کوچولو

  11. ارسال:8#
    سلام و تشکر
    بله خب معلومه که دلم میخاد مث بقیه آدما با دل خوش زندگی کنم اما نمیتونم
    حق باشماست شاید قبلا هدفم از خودکشی بیشترازمردن صرفا جلب توجه بود اما حالا وقتی جنون بهم دست میده دیگه چیزی نمیفهمم
    فقط میخام یه جوری همه چی تموم شه چون نمیتونم تحمل کنم
    مشکلات شخصی مشکلات ریز متعددیه ک قطره قطره جمع شده و دریا شده و داره طوفان میکنه تو وجودم
    به اضافه بیماری هام و مسائلی ک بخاطر بارداری دارم
    و مسائل خانوادگی ک بالاخره همه جا پیدا میشه حتی بین من و همسرم که واقعا عاشق همیم
    همه اینها شاید بنظر بقیه کم و کوچیک باشن اما روی هم رفته دارن منو ازپا درمیارن
    چکار باید بکنم؟؟؟
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساراایرانی نمایش پست ها
    سلام و تشکر
    بله خب معلومه که دلم میخاد مث بقیه آدما با دل خوش زندگی کنم اما نمیتونم
    حق باشماست شاید قبلا هدفم از خودکشی بیشترازمردن صرفا جلب توجه بود اما حالا وقتی جنون بهم دست میده دیگه چیزی نمیفهمم
    فقط میخام یه جوری همه چی تموم شه چون نمیتونم تحمل کنم
    مشکلات شخصی مشکلات ریز متعددیه ک قطره قطره جمع شده و دریا شده و داره طوفان میکنه تو وجودم
    به اضافه بیماری هام و مسائلی ک بخاطر بارداری دارم
    و مسائل خانوادگی ک بالاخره همه جا پیدا میشه حتی بین من و همسرم که واقعا عاشق همیم
    همه اینها شاید بنظر بقیه کم و کوچیک باشن اما روی هم رفته دارن منو ازپا درمیارن
    چکار باید بکنم؟؟؟
    سلامی دوباره
    حالا شما از کجا انقدر مطمئن هستید که این حالت هایی که بهتون دست میده جنون هست؟ مثل اینکه شما دستی دستی میخواید به خودتون برچسب بزنیدا
    اگر امکانش هست یکم بیشتر در رابطه با مشکلاتی که در حاله حاضر با همسرتون دارید و با خانواده و به طور کل مسائلی که در این زمان(زمان حال) شما را آزار میدهند بیشتر توضیح بدید
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  13. افسردگی و بارداری  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,ترنّم

  14. ارسال:10#
    یک ساعت تایپ کردم همش پرید!
    دیگه حال ندارم بنویسم و ضمنا کلا چیزخاصی یادم نمیاد فقط ی حس مبهم منفی ب خانوادم دارم و همش هم ب شوهرم شک میکنم ک دوسم نداری!
    من هم دوست ندارم اسمش رو جنون بذارم اما کلمه مناسبتری بخاطرم نرسید
    ممنون میشم از راهنمایی های بزرگواران....
    یا ودود ...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •