مَا کُلُّ مَفْتُون یُعَاتَبُ.

امام علی(علیه السلام) فرمود:
هر شخص گرفتارى را نمى توان سرزنش کرد (چه بسا بى تقصیر باشد).

سند گفتار حکیمانه:
ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه خود مى گوید: امام این سخن را به «سعد بن ابى وقاص»، «محمد بن مسلمه»، «اسامة بن زید» و «عبدالله بن عمر» فرمود در آن زمان که آنها از همراهى امام براى جنگ با شورشیان جمل امتناع کردند. (و این نشان مى دهد که ابن ابى الحدید آن را از جاى دیگرى گرفته است). اضافه بر این مرحوم شیخ مفید در کتاب خود به نام الجَمل از کتاب جمل ابى مخنف (متوفاى 175) داستان مفصلى نقل مى کند که چون على(علیه السلام) مى خواست به سوى بصره براى خاموش کردن آتش فتنه طلحه و زبیر حرکت کند باخبر شد که سه نفر فوق با این که با امام بیعت کرده بودند حاضر به همراهى امام در این مسیر نشدند. (ولى در بعضى از روایات آمده است که هیچ یک از این سه نفر با امام بیعت نکردند) امام(علیه السلام) فرمود: من شما را مجبور نمى کنم که با من بیایید ولى مگر با من بیعت نکرده اید؟ گفتند: بیعت کرده ایم. فرمود: پس چرا همراه من نمى آیید؟ هر کدام از آنها عذرى براى خود بیان کردند (عذرهایى ناموجه) امام در اینجا فرمود: «لَیْسَ کُلُّ مَفْتُون یُعاتَبُ; هر شخص گرفتارى را نباید سرزنش کرد». سپس فرمود: برگردید خداوند مرا از شما بى نیاز خواهد ساخت. جمع دیگرى نیز این جمله حکمت آمیز را در کتاب هاى خود از امام(علیه السلام) نقل کرده اند. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 16 با تلخیص).



شرح و تفسیر

سرزنش گرفتاران چرا؟

امام(علیه السلام) در این کلام نورانى اش مى فرماید: «هر شخص گرفتارى را نمى توان سرزنش کرد (چه بسا بى تقصیر باشد)»; (مَا کُلُّ مَفْتُون یُعَاتَبُ).

سرچشمه گرفتارى ها و مشکلات و مصائبى که دامن گیر انسان مى شود کاملاً مختلف است; گاه نتیجه مستقیم اعمال انسان است که بر اثر ندانم کارى ها، سستى ها، تنبلى ها و استفاده نکردن به موقع از فرصت ها دامان او را گرفته است. به یقین چنین شخصى درخور سرزنش است; ولى گاه مى شود که این مشکلات کفاره گناهان انسان است و خداوند مى خواهد او را به این وسیله در دنیا پاک کند. چنین کسى گرچه به سبب گناهش درخور سرزنش است ولى چون مشمول لطف الهى شده سزاوار ملامت نیست و گاه سرچشمه آن آزمایش هاى الهى است که خدا مى خواهد با آن مشکل و گرفتارى بنده خود را پرورش دهد که همچون فولاد آبدیده در کوره حوادث مقاوم سازد و یا همچون طلاى ناخالصى را که به کوره مى برند تا خالص گردد او را خالص سازد در اینجا نیز جاى سرزنش نیست، بنابراین همه گرفتاران و بلا دیدگان را نمى توان سرزنش کرد و حتى در آنجایى که انسان خود سرچشمه آن گرفتارى باشد باز گاهى جاهل قاصر است و گاه مقصر; تنها اگر مقصر باشد در خور سرزنش است.

این سخن تفسیر دیگرى نیز دارد و آن این که «مفتون» از ماده «فتن» و «فتنه» در اصل به معناى آزمایش کردن است; مثلا هنگامى که مى خواهند طلا را آزمایش کنند آن را به کوره مى برند تا وضع آن روشن شود و به همین جهت هر نوع فشار و گرفتارى و مشکلات و گمراهى به عنوان فتنه از آن یاد مى شود و مفتون در عبارت بالا به معناى فریب خورده باشد; همان گونه که درباره شخص گرفتار اشاره شد این حالت گاهى بر اثر تقصیر و گاه بر اثر قصور و گاه بدون اختیار دامان انسان را مى گیرد به همین منظور امام مى فرماید: تمام کسانى که مفتون هستند سزاوار سرزنش نیستند.

پیام امام(ع)، آیت الله مکارم شیرازی