تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:خوشحال
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام
    ممنون از پاسختون.
    اگر اجازه بدید در پیام خصوصی پاسخش رو بدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام!

    دوست خوبم درسته اینجا تالار مشاوره است اما من از شما درخواست دارم برای پیشرفت در حل مشکلتون به سئوالات به طور منطقی پاسخ بدید. اینجا بر خلاف اتاق مشاوره، افراد زیادی در آمد و شد هستند و نقطه نظرات من و شما میتونه روی اونها تأثیر بذاره. یک مشاور حق داره مراجعش رو انتخاب کنه و در صورتی که احساس بشه جریان گفتگوها به طرف وقت گذرانی و بدون تأمل پیش میره، مراجع از جریان مشاوره خارج میشه.
    بر میگردیم به پاسخ های شما:
    «ا- آیا داستان مردانی رو شنیدید که با وجود مشکلات جنسی همسرشون، به زندگی خودشون ادامه داده و خوشبخت در کنار هم زندگی میکنند؟ فقط در قصه ها.»
    مسلما منظور من قصه ها نیستند و ما نباید خودمون رو از واقعیت های جامعه دور کنیم. با وجود اینکه شما مجرد هستید، مسلما پای درد دل افراد متأهل در زمینه کم و کیف روابط زناشویی ننشستید و اگر غیر از این باشه تا تجربه ای از این دست نداشته باشید، نمی تونید در این مورد نظر واقع بینانه ای بدید. آیا دلیلی برای نقض گفته بنده دارید؟ آیا تا به حال با کسی نامزد بودید و رابطه زناشویی در زندگی مشترک رو تجربه کردید؟(منظورم روابط خارج ار محدوده خانواده نیست)
    اما دومین مطلب:
    «نقش زنها در رابطه با مردانی که فقط به دنبال نیاز جنسیشون بودند چیه؟ آیا اونها نقشی در این بی مهری نداشتند؟ نقششون این بوده که خر بوده اند و فکر کرده اند مرد احساس و قلب داره و بعدش فهمیده اند نداره. اگر از اول عقلشونو به کار انداخته بودند و فهمیده بودند با یک موجود بی قلب که چیزی جز هوسش براش معنی نداره و در خلقتش قلب و عاطفه وجود نداره طرف هستند نمیذاشتن مورد استفاده ی اون موجودات قرار بگیرند.»
    خوب من این حرف شما رو تصحیح می کنم و اینطور نتیجه میگیرم که این زن ها هستند که انتخاب می کنند در روابطشون با جنس مخالف، چگونه بهشون نگاه بشه. اگر کسی گوهر وجودش رو مراقبت نکنه و آسیبهایی از اطراف بهش وارد بشه نباید کل جامعه رو مسموم بدونه. این نگاه، غیر منصفانه، بدبینانه و غیر منطقیه. همینطور که زیبا دیدن همه چیز هم، غیر منصفانه، غیر منطقی اما خوشبینانه است. هر دو نگاه آسیب زا هستند. با این وجود پس نقش خانمها، هم پررنگه؟؟! درسته؟
    بریم سراغ سومین مطلب:
    «3- نظر شخص شما در مورد میزان اهمیت روابط جنسی در زندگی زناشویی چیه؟ من قبلا فکر میکردم یک چیز فوق العاده احساسی بین زن و مرده برای ابراز عشق و علاقشون و برای اینکه آرامش بگیرند و انرژی بگیرند برای کارهای مهمتر زندگیشون.اما اینطور که شما مشاورها میگویید مهمترین دلیلی که آدمها ازدواج میکنند برای ارضای جنسیشونه. دین و شرع هم که زن رو موظف دونسته. لابد مهمه دیگه.»
    شما از کی مشاوره میگیرید؟ نظر هر مشاوری برگرفته از عقاید، تجربیات و یافته هاشه. مسایل جنسی، یکی از پایه های قوام دهنده زندگی مشترک اما اما اما!!!!محصول جنبی ازدواجه. این احساسی که فرمودید همون عشق و علاقه در کل زندگی جریان داره ولی با مفهوم سکس و رابطه جنسی متفاوته. میزانی از علاقه، قبل از ازدواج شکل میگیره ولی رابطه جنسی پس از ازدواجه.
    با این توضیحات من چند سئوال از شما دارم:
    1- آیا الان هم مردانی در زندگی شما وجود دارند؟ نحوه برخورد شما نسبت به اونها چیه؟ آیا در هنگام برخورد با مردان، نظر منفی خودتون رو ابراز می کنید؟
    2- غیر از آسیب عاطفی، چه آسیب دیگری از طرف مردان به شما وارد شده؟
    3- مردان اطراف شما چه نظری در مورد رفتار شما با خودشون دارند؟
    4- این تفکر شما نسبت به مردان، چه لطمه هایی به شما زده؟ چه فوایدی برای شما داشته؟
    سلام.
    1- در پیام خصوصی توضیح دادم. بله نظر منفیم رو انتقال داده ام.
    2- اگر منظورتون از آسیب غیر عاطفی آسیب جسمی یا تجاوز است نه. فقط همون آسیب عاطفی.
    3- فکر نمیکنم براشون اهمیتی داشته باشه.
    4- در پیام خصوصی گفته ام. اگر مشخص نبود بفرمایید تا مشخص جواب بدم.
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_01_17 در ساعت 16:18 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  2. ارسال:12#
    با سلام
    من پیام خصوصیتون رو مطالعه کردم و همونطور که انتظار داشتم، شما یه دور تسلسل معیوب داشتید. یعنی تجربه تلخ شما با مردان باعث شکلگیری این تفکر غیر منطقی که:« تمامی مردان به دنبال سوء استفاده از زنها هستند» شده و این هم باعث شده میزان دوری شما از مردان بیشتر شده و یا بهتر بگیم کیفیت روابطتون رو دچار مشکل کنه و به تجربیات تلخ دیگری منجر بشه. الان کار به جایی کشیده که شما قبل از رویارویی با هر مردی، یک پیش بینی از اهداف و روابط ایشون دارید و رفتار شما به سمتی میره که این پیش بینی رو تأیید میکنه . ساده تر اینکه روابط شما با مردان تخریب شده و نیاز به ترمیم داره. حتما نیاز به مشاوره خصوصی با یک مشاور خانم دارید به خاطر مواردی که در پیام خصوصیتون فرمودید.
    البته تا شکلگیری یک تفکر منطقی، از رابطه خارج از روابط متعارف با مردان خودداری کنید و وارد هیچ رابطه عاطفی نشید. اگر مایل باشید میتونیم همین جا ادامه مشاوره رو در جهت تصحیح افکار شما داشته باشیم.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین

  3. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,خوشحال,ساجده

  4. ارسال:13#
    سلام.
    ممنون از پاسختون و اینکه وقت گذاشتید و پیام طولانی منو خوندید.

    مشاوری که در پیام خصوصی اشاره کردم که بهش مراجعه کرده بودم خانم بود.

    یک مشاور دیگه هم رفتم که خیلی تعریفش رو میکردند. البته آقا بود. ولی خب خیلی هزینه اش بالا بود.

    فکر کنم فعلا همینجا ادامه اش بدیم.

    باز هم ممنون از توجهتون.
    منتظر راهنماییتون میمونم.

  5. ارسال:14#
    با سلام
    بسیار خوب!
    1- اول باید بپذیریم که در مورد رفتار انسانها نمیشه به طور مطلق و کلی حرف زد و به اصطلاح همه رو به یک چشم دید و یا با یک چوب راند. نظرتون چیه؟
    2- همونطور که گفتم، معمول روابط بین دو جنس، با پیشنهاد آشنایی از طرف آقایون شروع میشه و این به خاطر شأن بالای یک خانم و نیز پرهیز از وارد شدن ضربه روحی به یک خانم در صورت رد درخواستش است. چه ملاک هایی رو برای یک مرد لازم میدونید تا در مورد پیشنهادش اقدام عملی انجام بدید؟( منظور پیشنهاد برقراری رابطه به منظور آشنایی، گپ زدن یا مهمانی رفتن و ...) با توجه به مواردی که تجربه کردید.
    3- در صورت رد درخواست یک آقا چه دلایلی برای خودتون دارید؟ چه فوایدی برای شما داره؟ (همون درخواستهای به دور از اطلاع خانواده ها)
    4- چه ملاک هایی رو برای همسر آیندتون در نظر دارید؟ بهترین راه آشنایی دو زوج رو از چه طریقی میدونید؟
    خواهر شما حسینی
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین

  6. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی

  7. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام!
    یکبار دیگه جملات خودم رو در پست های قبلی تکرار می کنم:
    «دوست خوبم درسته اینجا تالار مشاوره است اما من از شما درخواست دارم برای پیشرفت در حل مشکلتون به سئوالات به طور منطقی پاسخ بدید. اینجا بر خلاف اتاق مشاوره، افراد زیادی در آمد و شد هستند و نقطه نظرات من و شما میتونه روی اونها تأثیر بذاره. یک مشاور حق داره مراجعش رو انتخاب کنه و در صورتی که احساس بشه جریان گفتگوها به طرف وقت گذرانی و بدون تأمل پیش میره، مراجع از جریان مشاوره خارج میشه. »
    این شاید آخرین ارسال من برای شما باشه. اما جواب سوالتون رو با اقتباس از جمله شهید مطهری که ذکر کردید بیان می کنم. ظاهرا متنی رو که دکتر عزیزی قرار دادند به طور کامل مطالعه نکردید و با سوگیری در جهت تأیید صحبت های خودتون هستید. به نقل از شهید مطهری:
    «... عوامل خيانت را محيط های اجتماعی در مرد بوجود می‏ آورد نه‏ خلقت و طبيعت. مسئول خيانت مرد خلقت نيست، محيط اجتماعی است.»

    سلام.من مدتیه این بجث رو دنبال میکنم چون من هم همین و احساس نسبت به مردها دارمم.
    من با سه نفر توی 6سال به قصد ازدواج رابطه داشتم.اولی دراوج جوانی وناپختگی من بودباوجود اینکه اون احساسات رو هیچوقت دیگه تجربه نکردم.چون بخاطر لطمات روحیکه وارد به من شد دیگه وارد رابطه باکسی نشدم.نفردوم که همه از ظاهر این ادم فکرمیکردن خیلیه پسره خوبیه متنها اون هم فقط برای بزطرف شدن نیاز مهرومحبتش منو میخواست وزمانیکه موقعیتش خوب شد و من خیلی بهش نیاز داشتم منو ترک کرد.و تازه بعد ازیکسال جدایی درخواست دوستی معمولی برای همون برطرف شدن نیاز عاطفیش داد که من قبول نکردم.نفر سوم یه رابطه معمولی سالی یکی دوبار احوالپرسی بود که زمانیکه جدی شد فهمیدم این ادم فقط دنبال یه رابطه خلافی برای برطرف کردن نیازهای جنسی هست که فقط برای یکی دوبار دیدنش 4ماه مان مفیدم رو که بری ازمون ارشدم درنظرگرفته بودم رو برای ترمیم روح و روانم کردم
    جدای از اینها من دوسال در دانشگاه دولتی تقریبا سطح اولی درس خوندم که تقریبا از هر 10 استاد دست کم 8نفر انسان های فاسدی بودن که به صورت واضح یا نیمه واضح دنبال رابطه بودن. به هر مغازه و فروشگاه هم سرمیزنیم همینطور هست و ادمهای بی اخلاقی هستن که مجرد یا متاهل دنبال رابطه هستن.حالا شما بگید واقعا ادم خوب هست؟ من از مردا میترسم و حتی دنبال کارنمیرموچون به محض تماس میفهمم یا محیط مناسب نیست یا ادمهاش
    کو ادم خوب؟ کو مرد خوب؟ چرا من نمیبینم؟ من چند مورد خوب داشتم سه سال پیش که به خاطر شرایط روحی و داشتن کمی مشکل جسمی جرات نکردم به هیچکس اعتماد کنم و اجازا نزدیک شدن بدم . والان که تو خونه هستم و سه سال بزرگترم .27 هستم.نه مورد مناسب میبینم.و ادمها رو هم به صورت بالا میبینم. به نظر من ادم خوب جایی نیست. تنها فرقی که نظر من با خانم خوشحال داره اینه که من میگم زن ها خودشون به شوهرشون (نه تمام مردا.چون ازنظرم نودوپنج5 درصد مردا خودشون فاسدن) اجازه میدن راجب بهشون چه جوری رفتاربشه .مثلا وقتی تمام زیبایی های دنیا رو ندارن و نمیتونن مثل بارب یو بازیگرها باشن اثر و قدرت خودشون رو از طریق رابطه جنسی میگذارن وباوجود اینکه مقصرن ولی با وجو د این مردای هوسران چاره ای ندارن

  8. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط ebtekar33,خوشحال

  9. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    از مشاوره بسیار عالی سرکار خانم حسینی تشکر می کنم.

    از آنجایی که بحثی در این تاپیک باز شد و تاپیک از جریان خود خارج شد، این ارسال رو میفرستم و خانمها خوشحال و only2 رو دعوت می کنم به انجمن بحث و مناظره و ارسال هایی که مربوط به تاپیک «آیا مردان ذاتا تنوع طلب و خیانت کار هستند؟» رو به تاپیک جدیدی منتقل می کنم؛ بحث رو در اونجا، و مشاوره رو در همین تاپیک دوستان ادامه بدهند.

    البته انتقاداتی(بخوانید اتهاماتی) هم به انجمن و مشاورین و مدیران روا داشته شد که در همون تاپیک بحث و مناظره که آدرسش رو قرار می دهم، پیگیری خواهیم نمود:

    بحث درباره هوسبازی مردان

    ان شاء الله در تاپیک بحث در خدمت خواهم بود، اما مشاوره رو لطفا خود خانم حسینی، در صورت تمایل، پیگیری نمایند.

    آخرین ارسال خانم حسینی و سوالاتشون که بی جواب مانده اند:

    با سلام
    بسیار خوب!
    1- اول باید بپذیریم که در مورد رفتار انسانها نمیشه به طور مطلق و کلی حرف زد و به اصطلاح همه رو به یک چشم دید و یا با یک چوب راند. نظرتون چیه؟
    2- همونطور که گفتم، معمول روابط بین دو جنس، با پیشنهاد آشنایی از طرف آقایون شروع میشه و این به خاطر شأن بالای یک خانم و نیز پرهیز از وارد شدن ضربه روحی به یک خانم در صورت رد درخواستش است. چه ملاک هایی رو برای یک مرد لازم میدونید تا در مورد پیشنهادش اقدام عملی انجام بدید؟( منظور پیشنهاد برقراری رابطه به منظور آشنایی، گپ زدن یا مهمانی رفتن و ...) با توجه به مواردی که تجربه کردید.
    3- در صورت رد درخواست یک آقا چه دلایلی برای خودتون دارید؟ چه فوایدی برای شما داره؟ (همون درخواستهای به دور از اطلاع خانواده ها)
    4- چه ملاک هایی رو برای همسر آیندتون در نظر دارید؟ بهترین راه آشنایی دو زوج رو از چه طریقی میدونید؟
    خواهر شما حسینی
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_28 در ساعت 17:28
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  10. ارسال:17#
    با سلام

    1- اول باید بپذیریم که در مورد رفتار انسانها نمیشه به طور مطلق و کلی حرف زد و به اصطلاح همه رو به یک چشم دید و یا با یک چوب راند. نظرتون چیه؟

    موافقم. گرچه خودم خیلی دنبال مورد نقضی گشتم تا بگم مرد خوب هم پیدا میشه. اما فقط در حد استثنا دیدم.

    2- همونطور که گفتم، معمول روابط بین دو جنس، با پیشنهاد آشنایی از طرف آقایون شروع میشه و این به خاطر شأن بالای یک خانم و نیز پرهیز از وارد شدن ضربه روحی به یک خانم در صورت رد درخواستش است. چه ملاک هایی رو برای یک مرد لازم میدونید تا در مورد پیشنهادش اقدام عملی انجام بدید؟( منظور پیشنهاد برقراری رابطه به منظور آشنایی، گپ زدن یا مهمانی رفتن و ...) با توجه به مواردی که تجربه کردید.

    من با کسی بیرون نمیرم دیگه. دیگه اونقدر از همه مردا متنفرم که اگر هم واقعا نیتش بد نباشه باورش نمیکنم.
    اما قبلا، قبل از اینکه اون بدبینی ها و شکست ها برام پیش بیاد و وارد اون جریانات بشم فکر میکردم یک مرد اگر در رفتارش به نجابت و چشم پاکی بشناسمش وقتی پیشنهادی هم بده به قصد آشنایی میشه برم و ببینم حرفش چیه و اگر حرفش حرف ازدواج بود بعدش بخوام از طریق خانوادش اقدام کنه. و اگر قصدش تفریح بود تمومش کنم و ادامه ندم.

    3- در صورت رد درخواست یک آقا چه دلایلی برای خودتون دارید؟ چه فوایدی برای شما داره؟ (همون درخواستهای به دور از اطلاع خانواده ها)

    ردش دلیلم اینه که میدونم یا حداقل حدس میزنم قصدش سوئاستفاده و بازی دادنه.
    فوایدش برام اینه که نذاشتم یکی دیگه هم ازم سوء استفاده کنه.

    4- چه ملاک هایی رو برای همسر آیندتون در نظر دارید؟ بهترین راه آشنایی دو زوج رو از چه طریقی میدونید؟

    ملاکی الان در ذهنم نیست. اما مردی که مهربان باشه و قلب و وجدان داشته باشه. گرچه این یک خیال بیشتر نیست.
    خواهر شما حسینی[/quote]

    من تمام تلاشم رو کردم منطقی و به دور از عصبانیت جواب بدم.

  11. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط only2

  12. ارسال:18#
    با سلام!
    ممنون از پاسخ هاتون!
    ما در جریان مشاوره هامون برون ریزی احساسات هم داریم اما بدون توهین پذیرای هر گونه انتقادی هستیم. من وقتی در جریان مشاوره قرار میگیرم مراجعم رو در مقابل خودم فرض میکنم و این رو نوعی تکلیف میدونم که به طور صادقانه در خدمت باشم. این مطلب لازم بود در اینجا بیان بشه!!!
    خیلی خوبه! بله در هر قشری، هر جنسی و هر طایفه ای انسان های متفاوتی دیده می شوند، اما آنچه مهم است اینه که ما وقتی در جریان یک سری اتفاقات شبیه هم قرار میگیریم ، یک پیشگویی خاصی در ذهن ما ایجاد میشه و ما دوست داریم خودمون نیمه تمام حوادث رو با قضاوت هامون تکمیل کنیم و به یک قضاوت کلی دست بزنیم. مساله مهم اینه که اشخاصی که ما در موردشون قضاوت می کنیم معمولا در کنار ما نیستند و این قضاوت همونطور که خودتون تجربه کردید تنها لطمش به خود شخص وارد میشه و اگر نتونیم این احساسات رو ترمیم کنیم و یا استثنایاتی رو پیدا نکنیم یک فکر غیر منطقی در ما ایجاد میکنه.
    توضیحات سوال دوم و سوم خیلی زیبا و منطقیه و به شما تبریک میگم بابت این تصمیمتون.
    اما در ادامه سئوالاتی دارم:
    1- تا به حال در زندگی کسی رو بخشیدید؟ توضیح بدید.
    2- این بخشش، چه فایده ای برای شما داشته؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین

  13. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط niloofarabi,only2,خوشحال,ساجده

  14. ارسال:19#
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها

    اما در ادامه سئوالاتی دارم:
    1- تا به حال در زندگی کسی رو بخشیدید؟ توضیح بدید.
    2- این بخشش، چه فایده ای برای شما داشته؟
    بله. خیلی پیش اومده کسی رو بخشیدم. مثل سوئ استفاده های جنسی ای که پدر بزرگم در بچگی ازم میکرد. گرچه آسیب جسمی ای بهم وارد نکرد و رفتارش خشن نبود. اما ذهن کودکی منو از همون سه سالگی تا حدود ده سالگی خیلی آزار داد.
    اما بخشیدمش.
    هم اتاقیم توی دانشگاه 4 سال خیلی اذیتم کرد. خیلی خیلی... اما بخشیدمش. البته بعد از اینکه بخشیده بودمش خودش به اینکه اذیتم میکرده اعتراف کرد.
    خیلی ها بوده اند که بخشیدمشون.
    اما بعضی چیزا رو نتونستم ببخشم. نه اینکه ازشون کینه داشته باشم و بخوام تلافی کنم و یا دلم بخواد یه جا مشکلی براشون پیش بیاد تا دلم خنک بشه. نه. ولی زخم کارها و حرفشون رو دلم مونده و هنوز میسوزه. اما کاریشون ندارم.


    فایده بخشش برام این میشد که حس میکردم آدم خوبی ام و دل بزرگی دارم!!! باعث میشد خودمو دوست داشته باشم.

    اما تجربه بهم نشون داد که خیلی وقتا بخشش یعنی خر بودن. خیلی وقتا از بس بخشیدم سوارم شدن.

    در کل دیگه دوست ندارم آدم خوبی باشم . دوست دارم دلسنگ و بد باشم. مثل همه.



    راستی در توضیح جوابای سوالای قبل یه چیزی رو یادم رفت بگم.
    من وقتی مثلا میفهمم طرف نیتش بده و قصد بازی دادن و سوء استفاده داره فقط این نیست که ول کنم و بیام. شروع میکنم بهش بد و بیراه گفتن و شاید تا یک هفته و حتی یک ماه هم از بد و بیراه گفتن بهش دست بر نمیدارم.

    تازه هر از گاهی هم که اعصابم به هم میریزه باز هم شروع میکنم بهش بد و بیراه میگم.
    یعنی اون دیگه کاری به کارم نداره ها. ولی هی من میرم بهش باز هر چند وقت یه بار بد و بیراه میگم. مثل همون دکتره که توی پیام خصوصی گفتم

    کلا من خیلی آدم مهربون و خوبی بودم. نمیدونم. شاید هم خوب نبود که خوب و مهربون باشم. اما خودمو دوست داشتم و دیگرانو هم دوست داشتم. فکر میکردم حتی آدمای بد هم حتما خوبی توی وجودشون پیدا میشه. فکر میکردم قدرت بی نهایتی دارم برای محبت کردن. برای دوست داشتن همه ی آدمها.

    ولی خیلی ها خیلی اذیتم کردن. کسایی که حتی توقعش رو نداشتم بهم بد کردن. خیلی بد. خواستم از خودم دفاع کنم. ولی زورشون بیشتر از من بود. بازم اونا میبردن. بازم من در برابر اونا ضعیف بودم. من آدم خوبی بودم ولی اونایی که بد بودن برنده بودن. منم نخواستم دیگه بازنده باشم. منم گفتم منم بد میشم. بد میشم که دیگه کسی نتونه اذیتم کنه. اولاش که شروع کرده بودم به بد بودن دلم برای کسایی که اذیتشون میکردم میسوخت. ولی بعد میگفتم چطور من باید بدیهاشون رو تحمل میکردم؟ حالا اوناهم تحمل کنن. اونا هم برن قوی شن.

    کسی میفهمه چی میگم؟
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_01_17 در ساعت 16:19 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  15. ارسال:20#
    نقل قول نوشته اصلی توسط خوشحال نمایش پست ها
    کلا من خیلی آدم مهربون و خوبی بودم. نمیدونم. شاید هم خوب نبود که خوب و مهربون باشم. اما خودمو دوست داشتم و دیگرانو هم دوست داشتم. فکر میکردم حتی آدمای بد هم حتما خوبی توی وجودشون پیدا میشه. فکر میکردم قدرت بی نهایتی دارم برای محبت کردن. برای دوست داشتن همه ی آدمها.

    ولی خیلی ها خیلی اذیتم کردن. کسایی که حتی توقعش رو نداشتم بهم بد کردن. خیلی بد. خواستم از خودم دفاع کنم. ولی زورشون بیشتر از من بود. بازم اونا میبردن. بازم من در برابر اونا ضعیف بودم. من آدم خوبی بودم ولی اونایی که بد بودن برنده بودن. منم نخواستم دیگه بازنده باشم. منم گفتم منم بد میشم. بد میشم که دیگه کسی نتونه اذیتم کنه. اولاش که شروع کرده بودم به بد بودن دلم برای کسایی که اذیتشون میکردم میسوخت. ولی بعد میگفتم چطور من باید بدیهاشون رو تحمل میکردم؟ حالا اوناهم تحمل کنن. اونا هم برن قوی شن.

    کسی میفهمه چی میگم؟
    سلام خوشحال جان.من میفهمم چی میگی
    من خواهرای خودم برام زدن از روی حسادت از روی اینکه چرا من فلان رشته قبول شدم ولی اونها نشدن.توی جمع خانوادگیمون من بی طرفانه حرفای همه رو میشنیدم وبرای هیچکس خبر نمیبردم ولی بهم گفتن دورو جاسوس.اونوقت جاسوسهای بیخ گوششون یا به قولی مارهای توی استینشون رو محرم و ادمهای خوب دیدن.اره من هم خیلی سوختم و میسوزم. اره من هم از بدهایی که بازرنگی خودشونو جاکردن و من و...
    ببین من تمام حرفاتو میفهمم.اما چاره اش بد شدن نیست. چون ما بلد نیستیم راهشو.ما بیخود خودمونو بد نام میکنیم و هرروز به جای اینکه جلو بریم عقب تر میفتیم.
    ببین من خیلی ادیت شدم با کسایی که چشم خوشی من رو نداشتن عریب و اشنا.یکسال برنامه ریختن تامن نتونم درس بخونم مدام تحقیرم کردن حتی توسرشون دنبال این بودن تا نگزارن حتی مدرکم رو بگیرم.
    ببین داماد هامون یکی از اعضای خانواده که باهاشون صمیمی تر از منه حالا نمیدونم تاچه حد! رو پیش خواهرم خوب نشون دادن و منو که بهشون بی محلی میکردم رو خراب و و ... نشون میدادن.

    ولی باید این ادمها رو فراموش کنی خودتو تقویت کنی واگه باکمک مشاور نظرت درباره مردا عوض شد.ازمشاور بخوایم که روش رفتار کردن درست با مردها زو به ما یاد بدن تا وقتی یه پسر با ما اشنا شد. پیش خودش نگه خب طرف بازیم جور شد و بتونی یه شریک خوب پیدا کنی

  16. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط ساجده

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •