تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:خوشحال
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.
    مشکلم دقیقا همین چیزیه که در عنوان سوال گفتم.
    کلا حس میکنم با مردها احساس دشمنی دارم و از همشون متنفرم.
    از میل جنسی هم متنفر شده ام. حتی وقتی میخوام بهش فکر کنم هم هیچ حسی ندارم.
    یک مورد خواستگار اخیرا اومده که اصلا بخاطر همین چیزا میلی ندارم بهش فکر کنم.
    چی کار کنم؟
    میل جنسی قابل بازگشته؟

  2. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,golpesar,itSme,سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    با سلام .
    ببخشین من آشنایی کافی رو در مورد شما ندارم. دوست داشتم کمی بیشتر با شما آشنا بشم....
    آیا تا بحال رابطه جنسی ای رو تجربه کردید؟
    چرا و چطور به این نتیجه رسیدین؟
    از پدر و برادرتون هم بدتون میاد؟ چرا؟
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_07_20 در ساعت 02:16

  4. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,golpesar,m1392,خوشحال,ساجده

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی نمایش پست ها
    با سلام .
    ببخشین من آشنایی کافی رو در مورد شما ندارم. دوست داشتم کمی بیشتر با شما آشنا بشم....
    آیا تا بحال رابطه جنسی ای رو تجربه کردید؟
    چرا و چطور به این نتیجه رسیدین؟
    از پدر و برادرتون هم بدتون میاد؟ چرا؟
    رابطه جنسی ای رو تا حالا تجربه نکرده ام.
    پدرم کلا سر این قضیه خیلی به مامانم فشار میاره. هنوز هم که هنوزه گاهی پیش میاد که نصفه شب مامانمو از اتاق میندازه بیرون و سرش داد میزنه و گاهی کتک میزنه. و از طرفی به جز خرج غذای مامانم هیچ خرجیش رو نمیده.

    برادرام در کل خوبن. ولی خودخواهن. یعنی مثلا وقتی یه کمک واجب نیاز دارم و صداشون میکنم خیلی راحت اهمیت نمیدن و کار خودشون رو انجام میدن حتی اگه کارشون مهم نباشه. وقتی هم اعتراض میکنم میگن میتونیم میکنیم. دلمون میخواد. و از این حرفا.
    خیلی وقتا هم خیلی اذیتم میکنن.

    من دلم یک بار به شدت از کسی شکسته. و شاید چندین بار هم از دست کسان دیگه. نمیدونم. ولی به این نتیجه رسیده ام که مردها قلب ندارند.
    یک نفر بود که خواستگاری رسمی کرده بود. دو سال بهم گفت دوستت دارم ولی وقتی نیاز داشتم بمونه رهام کرد.
    همه دوست داشتنش دروغ بود تظاهر.
    کلا مردها قلب ندارند. علاقشون فقط در یک چیز خلاصه میشه: میل جنسیشون. که البته براشون برعکس زن ها اصلا هم جنبه عاطفی نداره و فقط فیزیولوژیکیه.
    اینقدر دیگه از اعتماد و فکر اینکه مردها هم عاطفه دارند بهشون بدم اومده که اصلا از میل جنسی داشتن هم بدم میاد.

    البته اخیرا سعی کرده ام بهش کمتر فکر کنم. ولی گه گاه باز هم به شدت این فکرهام برمیگرده.

  6. ارسال:4#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر

    شما چند ساله هستید؟؟؟
    شغل و یا شرایط مناسب خاصی دارید؟
    اختلاف سن شما با برادر هاتون چقدر هست و کی بزرگته؟
    چگونه رابطه ای بین شما و برادر هاتون برقرار هست؟
    از آخرین بازدید شما حدود دوماه میگذره، علت خاصی داره؟
    ویرایش توسط rahe shab : 2014_11_11 در ساعت 01:00


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .



  7. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,ترنّم,ساجده

  8. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر

    شما چند ساله هستید؟؟؟
    شغل و یا شرایط مناسب خاصی دارید؟
    اختلاف سن شما با برادر هاتون چقدر هست و کی بزرگته؟
    چگونه رابطه ای بین شما و برادر هاتون برقرار هست؟
    از آخرین بازدید شما حدود دوماه میگذره، علت خاصی داره؟
    سلام.
    دوست عزیز...!!!!!!!! تعارف و جمله ای که مد شده. ولی هیچی پشتش نیست.

    شغل یا شرایط خاصی ندارم. گرچه اصلا نفهمیدم منظورتون از خاص چیه. و همینطور نفهمیدم اصلا این سوالتون چه ربطی به مشکل من داره؟

    یکی از برادرام کمتر از دو سال از من کوچکتره. یکی دیگه هم کمی بیشتر از سه سال از من کوچکتره.

    رابطه ام با برادرام بد نیست. یعنی مشاجره ای با هم نداریم.ولی خب چندان صمیمانه هم نیست. هر کدوم دنبال کار خودمونیم.

  9. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط anahid

  10. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    این سوال آقای راه شب روجواب ندادید
    ماچندساله هستید؟
    آیادرطول زندگیتون به جزمسئله پدرومادرتون مشکلی پیش اومده که باعث بشه ازمردامتنفرشیدوحس کنیدفقط علاقشون بخاطرمیل جنسیشونه؟
    آیااون شکستی که خوردیدباعث شده شمابی اعتمادبشید؟بیشردراین باره توضیح بدید
    درکل چندوقته این حس روداریدکه متنفریدازآقایون ومیل جنسیتون کم شده؟
    بازهم سوالی به ذهنم رسیدمیپرسم
    موفق باشید


    پ.ن:اینجاهمه دوستان برای همه همیارهاعزیزهستن گفتن دوست عزیزیه عادت نیست بلکه بخاطرعزیزبودن شماست وهرکس دیگه ای که اینگونه خطاب میشه
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  11. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,ساجده

  12. ارسال:7#
    سلام.
    28 سال.
    مشکل دیگه جز پدر و مادرم بله. یکی اون کسی که همدیگه رو دوست داشتیم ولی رفت و آخرش فهمیدم اصلا احساسی نداشته بلکه فقط رابطه جنسی میخواسته.
    یکی یه نفر دیگه که میگفت دوستم داره و گاهی ابراز علاقه میکرد و البته ابراز علاقه اش فقط به حرفهای جنسی خلاصه میشد و وقتی هم من میگفتم هر وقت با خانوادت بلند شدی اومدی خواستگاری و حاضر شدی مسئولیت های یک زندگی واقعی رو بپذیری و عقد کنیم بعد این حرفا رو بزن. ولی باز اداعا داشت که دوستم داره.
    گرچه امتحان کردم و دیدم که کلا وقتی میل جنسی نداشته باشه هیچ اهمیتی براش نداشتم و هیچ سراغی ازم نمیگرفت.

    یکی همون واقعیتی که مردها برای ارضای میل جنسیشون ازدواج میکنن. این که زن موظفه در هر شرایطی پاسخگوی مرد باشه و اگه نباشه محکومه.

    یکی دیدن صحنه های روابط در فیلمها. که به نظرم بسیار چندش آوره و فکرش رو که میکنم زجر آوره.

    یکی دیگه اینکه مردها همون جمله ی دوستت دارم سادشون هم معنیش اینه که بهت میل جنسی دارم.

    و کلا مردها به نظرم موجوداتی بی قلب هستن. و احساساتشون خلاصه میشه فقط در یک عضو بدنشون. عشقشون هم یک چیز فیزیولوژیکیه. نه روحی و قلبی.

    شما بیاید به من ثابت کنید مردها قلب دارند.
    مطمئنم نمیتونید.

    فکر میکنید باید باور کنم یک مرد وقتی میره مثلا همسرش رو میبوسه از محبت داره این کارو انجام میده؟ نه.. از روی اون میل فیزیولوژیکی که درونش ایجاد شده میره این کارو میکنه.
    وقتی رابطه جنسی برقرار میکنه برای ابراز عشق و علاقه است؟ نه... برای لذت بردنه.

    براش فرقی داره اون کسی که باهاش داره رابطه برقرار میکنه زنش باشه یا یه خانم دیگه؟ نه... اون لذتش رو میبره. چه زنش باشه چه یه دوست دختر یا یه هرزه کنار خیابون.

    ابراز علاقه های زبونیش و نوازش کردن و .. هاش از روی مهر و مجبت قلبیه؟ نه... برای خر کردن اون زنه تا بتونه به خواسته اش برسه.

    بعد از اینکه به خواسته اش رسید فکر میکنید خیلی از زنش متشکر خواهد بود و اون زن دیگه موجودیتی براش داره؟ نه... محبت کردنا و توجه کردناش موکول میشه به وقتی دوباره میل جنسیش فوران کرده باشه.

    غیر از اینه؟
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_01_17 در ساعت 16:16 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  13. ارسال:8#
    با یلام
    ممنون از پاسخ هاتون!
    به نظر میرسه تجارب گذشته تلخی با مردها داشتید:
    1 مشاجره و دعوای پدر و مادرتون به خاطر مسائل جنسی.
    2- تجربه شکست عاطفی شما با پسر مورد علاقتون.
    3- بی مهری برادرهاتون نسبت به شما.
    مجموع این تجارب باعث شده دو فکر غیر منطقی در شما شکل بگیره:
    1- تمام مردها به خاطر ارضا میل جنسی، دست به انتخاب همسر یا دوستی با زن ها میزنند.
    2- تمام زن ها قربانی بی مهری مردها قرار میگیرند.
    اما سئوالاتی که من از شما دارم و میخوام به طور کامل به اونها جواب بدید تا بتونیم مشکل شما رو بررسی کنیم:
    1- آیا داستان مردانی رو شنیدید که با وجود مشکلات جنسی همسرشون، به زندگی خودشون ادامه داده و خوشبخت در کنار هم زندگی میکنند؟
    2- نقش زنها در رابطه با مردانی که فقط به دنبال نیاز جنسیشون بودند چیه؟ آیا اونها نقشی در این بی مهری نداشتند؟
    3- نظر شخص شما در مورد میزان اهمیت روابط جنسی در زندگی زناشویی چیه؟
    نکته قابل تأمل: زندگی در جریان است و حوادث در پی هم می ایند. برداشت ما از زندگی، معنای زندگی را برای ما می سازد.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین

  14. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,محسن عزیزی,ساجده

  15. ارسال:9#
    ممنون از پاسختون.

    اول سوالات خودتون رو جواب میدم.


    1- آیا داستان مردانی رو شنیدید که با وجود مشکلات جنسی همسرشون، به زندگی خودشون ادامه داده و خوشبخت در کنار هم زندگی میکنند؟

    فقط در قصه ها.


    2- نقش زنها در رابطه با مردانی که فقط به دنبال نیاز جنسیشون بودند چیه؟ آیا اونها نقشی در این بی مهری نداشتند؟

    نقششون این بوده که خر بوده اند و فکر کرده اند مرد احساس و قلب داره و بعدش فهمیده اند نداره. اگر از اول عقلشونو به کار انداخته بودند و فهمیده بودند با یک موجود بی قلب که چیزی جز هوسش براش معنی نداره و در خلقتش قلب و عاطفه وجود نداره طرف هستند نمیذاشتن مورد استفاده ی اون موجودات قرار بگیرند.

    3- نظر شخص شما در مورد میزان اهمیت روابط جنسی در زندگی زناشویی چیه؟

    من قبلا فکر میکردم یک چیز فوق العاده احساسی بین زن و مرده برای ابراز عشق و علاقشون و برای اینکه آرامش بگیرند و انرژی بگیرند برای کارهای مهمتر زندگیشون.
    اما اینطور که شما مشاورها میگویید مهمترین دلیلی که آدمها ازدواج میکنند برای ارضای جنسیشونه. دین و شرع هم که زن رو موظف دونسته. لابد مهمه دیگه.

    نکته قابل تأمل: زندگی در جریان است و حوادث در پی هم می ایند. برداشت ما از زندگی، معنای زندگی را برای ما می سازد.

    برداشتهای ما رو تجربیاتمون میسازه نه تئوری هایی که خونده ایم و نه تصوراتی که قبل از تجربه کردن داشته ایم.

  16. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط anahid

  17. ارسال:10#
    با سلام!
    دوست خوبم درسته اینجا تالار مشاوره است اما من از شما درخواست دارم برای پیشرفت در حل مشکلتون به سئوالات به طور منطقی پاسخ بدید. اینجا بر خلاف اتاق مشاوره، افراد زیادی در آمد و شد هستند و نقطه نظرات من و شما میتونه روی اونها تأثیر بذاره. یک مشاور حق داره مراجعش رو انتخاب کنه و در صورتی که احساس بشه جریان گفتگوها به طرف وقت گذرانی و بدون تأمل پیش میره، مراجع از جریان مشاوره خارج میشه.
    بر میگردیم به پاسخ های شما:
    «ا- آیا داستان مردانی رو شنیدید که با وجود مشکلات جنسی همسرشون، به زندگی خودشون ادامه داده و خوشبخت در کنار هم زندگی میکنند؟ فقط در قصه ها.»
    مسلما منظور من قصه ها نیستند و ما نباید خودمون رو از واقعیت های جامعه دور کنیم. با وجود اینکه شما مجرد هستید، مسلما پای درد دل افراد متأهل در زمینه کم و کیف روابط زناشویی ننشستید و اگر غیر از این باشه تا تجربه ای از این دست نداشته باشید، نمی تونید در این مورد نظر واقع بینانه ای بدید. آیا دلیلی برای نقض گفته بنده دارید؟ آیا تا به حال با کسی نامزد بودید و رابطه زناشویی در زندگی مشترک رو تجربه کردید؟(منظورم روابط خارج ار محدوده خانواده نیست)
    اما دومین مطلب:
    «نقش زنها در رابطه با مردانی که فقط به دنبال نیاز جنسیشون بودند چیه؟ آیا اونها نقشی در این بی مهری نداشتند؟ نقششون این بوده که خر بوده اند و فکر کرده اند مرد احساس و قلب داره و بعدش فهمیده اند نداره. اگر از اول عقلشونو به کار انداخته بودند و فهمیده بودند با یک موجود بی قلب که چیزی جز هوسش براش معنی نداره و در خلقتش قلب و عاطفه وجود نداره طرف هستند نمیذاشتن مورد استفاده ی اون موجودات قرار بگیرند.»
    خوب من این حرف شما رو تصحیح می کنم و اینطور نتیجه میگیرم که این زن ها هستند که انتخاب می کنند در روابطشون با جنس مخالف، چگونه بهشون نگاه بشه. اگر کسی گوهر وجودش رو مراقبت نکنه و آسیبهایی از اطراف بهش وارد بشه نباید کل جامعه رو مسموم بدونه. این نگاه، غیر منصفانه، بدبینانه و غیر منطقیه. همینطور که زیبا دیدن همه چیز هم، غیر منصفانه، غیر منطقی اما خوشبینانه است. هر دو نگاه آسیب زا هستند. با این وجود پس نقش خانمها، هم پررنگه؟؟! درسته؟
    بریم سراغ سومین مطلب:
    «3- نظر شخص شما در مورد میزان اهمیت روابط جنسی در زندگی زناشویی چیه؟ من قبلا فکر میکردم یک چیز فوق العاده احساسی بین زن و مرده برای ابراز عشق و علاقشون و برای اینکه آرامش بگیرند و انرژی بگیرند برای کارهای مهمتر زندگیشون.اما اینطور که شما مشاورها میگویید مهمترین دلیلی که آدمها ازدواج میکنند برای ارضای جنسیشونه. دین و شرع هم که زن رو موظف دونسته. لابد مهمه دیگه.»
    شما از کی مشاوره میگیرید؟ نظر هر مشاوری برگرفته از عقاید، تجربیات و یافته هاشه. مسایل جنسی، یکی از پایه های قوام دهنده زندگی مشترک اما اما اما!!!!محصول جنبی ازدواجه. این احساسی که فرمودید همون عشق و علاقه در کل زندگی جریان داره ولی با مفهوم سکس و رابطه جنسی متفاوته. میزانی از علاقه، قبل از ازدواج شکل میگیره ولی رابطه جنسی پس از ازدواجه.
    با این توضیحات من چند سئوال از شما دارم:
    1- آیا الان هم مردانی در زندگی شما وجود دارند؟ نحوه برخورد شما نسبت به اونها چیه؟ آیا در هنگام برخورد با مردان، نظر منفی خودتون رو ابراز می کنید؟
    2- غیر از آسیب عاطفی، چه آسیب دیگری از طرف مردان به شما وارد شده؟
    3- مردان اطراف شما چه نظری در مورد رفتار شما با خودشون دارند؟
    4- این تفکر شما نسبت به مردان، چه لطمه هایی به شما زده؟ چه فوایدی برای شما داشته؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین

  18. از بین رفتن میل جنسی و احساس خشم و نفرت از مردها  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,خوشحال,ساجده

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •