تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با بی انگیزگیم چیکار باید بکنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:anahid68
آخرین ارسال:kobra
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

با بی انگیزگیم چیکار باید بکنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان وقتتون بخیر.
    من مدت سه سال هست که بی انگیزم در مورد انجام کارهام. هر کاری که بخوام انجام بدم اصلن برام جالب نیست و هیچ علاقه ای نشون نمیدم. حتی الان هم که باید کارای پایان نامم رو انجام بدم هم هیچ انگیزه ای ندارم و خیلی کند پیش میرم. این موضوع به شدت اذیتم میکنه و باعث میشه همیشه خودم رو دست کم بگیرم و اعتماد به نفسم خیلی پایین باشه. این در حالیه که از نظر هوشی ، به نظر دیگران همیشه تو سطح بالایی بودم و حتی چندتا آزمون استاندارد هم اینو تایید کردن ولی باز هم من خودم رو کم میدونم وجدیدا هم احساس میکنم حافظم ضعیف شده و تمرکزم هم به شدت کم ممنون میشم کمکم کنید. در ضمن من 24 ساله و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد هستم و امسال هم آزمون دکترا رو با رتبه خیلی خوب پذیرفته شدم ولی به دلیل همین بی انگیزگیم تو مصاحبه شرکت نکردم
    ممنون میشم اگر کمکم کنید و بهم بگین مشکلم چی هست...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوستان کسی نظری نداره ؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام آناهیدعزیزبه همیاری خوش اومدید
    چراخودتون رودرسطح پایینی میبینیدبااینکه همه چیزاین مسئله روردمیکنه؟
    آیااتفاقی افتاده که باعث شده شمااینجورفکرکنیدوخودتون رودست کم بگیرید؟
    خب ماآدم هاهرچیقدربیشترازمغزمون استفاده کنیم بیشترحافظمون یاریمون میکنه
    ابتداشماهدفاتون روروی یه کاغذبنویسیدواولویت بندی کنیدبرای انجامشون
    بعدازاولویت بندی به ترتیب اهمیت اون هاروانجامشون بدید
    هدف هابه دودسته کوتاه مدت وبلندمدت تقسیم میشن که شمامیتونیددرحین انجام هدف بلندمدتتون برای رسیدن به اهداف کوتاه مدتتون برنامه ریزی کنید
    نذاریدزندگیتون ازروی برنامه خارج شه دراین صورت باعث بی انگیزگیتون میشه
    برای افزایش اعتمادبه نفستون سعی کنیدورزش کنیدبه خصوص ورزش های هوازی که میتونه تاثیربه سزایی درسلامت شدن وآرامش یافتن روح وروانتون داشته باشه
    اینکه شماتوی آزمون دکتری قبول شدیدآرزوی خیلی ازشرکت کنندگان هست سعی کنیدخودتون مانع پیشرفت خودتون نباشیدوبه ترقیتون کمک کنیدفرداهمه ماهابایدجوابگوباشیم
    اگرسوالی موندبنده درخدمتم آناهیدجان
    موفق باشی
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  5. با بی انگیزگیم چیکار باید بکنم؟  سپاس شده توسط anahid68,m1392

  6. ارسال:5#
    سلام الناز عزیزم. ممنونم از خوش آمدگویی و پاسختون

    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    چراخودتون رودرسطح پایینی میبینیدبااینکه همه چیزاین مسئله روردمیکنه؟
    آیااتفاقی افتاده که باعث شده شمااینجورفکرکنیدوخودتون رودست کم بگیرید؟
    نمیدونم چرا همچین حسی دارم. من به رشتم علاقه داشتم و دارم و با اینکه از سخت ترین رشته های دانشگاهی هست همیشه، حتی تو این سه سالی که واسه انجام کارهام بی انگیزه بودم باز هم جز شاگردای برتر بودم.
    اینکه خودم رو دست کم میگیرم شاید به خاطر این باشه که خیلی تلاشمو نمیکنم، با اینکه با همون تلاش کم هم معمولا نتیجه مطلوب رو میگیرم ولی باز هم برام عذاب آوره و حس میکنم اینجوری از دیگران عقبم. از طرفی هم من به خوندن کتاب های ادبی و اجتماعی و کارهای گرافیکی و کامپیوتر خیلی علاقه دارم و بیشتر به اینکارا میرسم تا کارای خودم ولی در حین همین کارها هم وقتی به این فکر میکنم که کارهای واجبترم عقب موندن عذاب وجدان میگیرمو ولشون میکنم
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    خب ماآدم هاهرچیقدربیشترازمغزمون استفاده کنیم بیشترحافظمون یاریمون میکنه
    ابتداشماهدفاتون روروی یه کاغذبنویسیدواولویت بندی کنیدبرای انجامشون
    بعدازاولویت بندی به ترتیب اهمیت اون هاروانجامشون بدید
    هدف هابه دودسته کوتاه مدت وبلندمدت تقسیم میشن که شمامیتونیددرحین انجام هدف بلندمدتتون برای رسیدن به اهداف کوتاه مدتتون برنامه ریزی کنید
    نذاریدزندگیتون ازروی برنامه خارج شه دراین صورت باعث بی انگیزگیتون میشه
    راستش من این کارو خیلی انجام دادم ولی متاسفانه فایده ای نداشته و اصلن برام ایجاد انگیزه نکرده

    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    برای افزایش اعتمادبه نفستون سعی کنیدورزش کنیدبه خصوص ورزش های هوازی که میتونه تاثیربه سزایی درسلامت شدن وآرامش یافتن روح وروانتون داشته باشه
    من قبلا ورزشم هم کاملا مرتب و با برنامه بود ولی تو این سه سال اینقدر وزن کم کردم که دیگه خودمم علاقه ای به ورزش کردن ندارم، البته چند روزی هست که دوباره شروع کردم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    اینکه شماتوی آزمون دکتری قبول شدیدآرزوی خیلی ازشرکت کنندگان هست سعی کنیدخودتون مانع پیشرفت خودتون نباشیدوبه ترقیتون کمک کنیدفرداهمه ماهابایدجوابگوباشیم
    درسته حق با شماست ولی من با اینکه تو دانشگاهمون و توی رشته ما همچین رتبه ای بی نظیر بود اصلن از رتبم راضی نبودم و با خودم میگفتم من خیلی کم تلاش کردم و اگه بیشتر تلاش میکردم حتما رتبه خیلی بهتری میاوردمو میتونستم توی سهمیه بورس خارج از کشور شرکت کنم و این خیلی باعث ناراحتیم میشد. البته اینم بگم همه دلایل من فقط از اعتما به نفس کم نیست، مشکلات خونوادگیمم هست که الان که دیگه تونستم گلیم خودمو از آب بکشم بیرون تازه یادآوریشون اذیتم میکنه

    ممنونم الناز جان از راهنماییتون. به نظرتون این مشکل من میتونه ناشی از افسردگی باشه؟
    از دوستان دیگه هم ممنون میشم اگر کمک کنند...
    سپاس.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام آناهیدجان خواهش میکنم عزیزم
    اینکه شمامیگدبه رشتتون علاقه داشتیدوداریدیعنی اینکه حاضریدواسش هنوزهم تلاش کنیدپس الانم دیرنیست همین الان دوباره شروع کنید
    من دوباره سوالاتی روازشمادارم:
    1.آیاوالدین شماطوری باشمارفتارکردن که باعث شده این حس که خودتون روکمترازبقیه ببینیدروداشته باشید؟
    2.شماگفتیدکه هدفاتون رونوشتیدوفایده نداشته آیاواقعاهدف مشخصی دارید؟این هدف چقدربراتون مهمه؟واین برمیگرده به اینکه آیابرنامه ریزی درست داشتید؟
    3.آیاپدرومادرشماهم این حس رونسبت به خودشون دارن؟
    4.آیاشمافردی خجالتی هستید؟
    5.رابطتون باخانواده چطوره؟
    اینکه شماباتوانایی هایی که درخودتون سراغ داریدخودتون روکوچک میشمریدکاری بسیاراشتباه هستش
    شمااول بایدبه خودباوری برسیداینکه خودتون روعقب ترازبقیه فرض کنید کاری اشتباه هستید
    تویه جملتون گفتیدکه میتونستم بهترتلاش کنم که بورس شم واسه خارج کشورخب الان این قضیه پیش نیومدمتاسفانه وشماپشیمونیدگاهی وقتاپشیمونی خوبه امانبایدباعث سرخوردگی وتحقیروخودخوری بشه بلکه بایدازاون هابه عنوان تجربه استفاده کرداین بایدبشه براتون تجربه که الان دیگه درطول ترم یادرهرحالت دیگه درستون براتون ارجعیت داشته باشه وهدف مهم ترتون روانجام بدید
    یه چیزی هم که هست اینه که شماگفتیدهدفاتون رونوشتیداماازطرفی به کارهای کامپیوتری و...بیشتررسیدیدخب این ناشی ازاین هست که شماخودتون رومتعهدبه اهدافتون نکردیدواگرواقعاهدفتون مشخصباشه مسلماتایم خاصی روبه مواردمتفرقه اختصاص میدید
    سعی کنیداین حالت که خودتون روکم ببینیدروازخودتون دورکنیدشمابه این فکرکنیدکه خداوندماانسا ن هاروعزت نفس بخشیده واشرف مخلوقات قرارداده
    سعی کنیدازجمله هاوحرف های منفی وافکارمنفی که سراغتون میاددوری کنیدوبه افکارمثبت پروبال بدید
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. با بی انگیزگیم چیکار باید بکنم؟  سپاس شده توسط anahid68,m1392

  9. ارسال:7#
    سلام الناز جان. باز هم ممنونم از راهنمایی خوبتون. و اما پاسخ سوالاتی که پرسیدین:
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    1.آیاوالدین شماطوری باشمارفتارکردن که باعث شده این حس که خودتون روکمترازبقیه ببینیدروداشته باشید؟
    رفتار مستقیمی نه، متاسفانه والدین من تحصیلات آنچنانی ندارن و کلا توی خونواده ما کسی جز من سراغ درس و دانشگاه نرفته. خیلی روند تحصیل من براشون مهم نبوده. البته نمیشه گفت مخالف بودن ولی تلاشی هم برای کشف استعدادم نکردن هیچوقت و همیشه خودم مجبور بودم نهایت تلاشمو بکنم که با کمترین هزینه توی بهترین مدارس یا دانشگاهها درس بخونم. از طرفی پدر و مادر من دقیقا 7 ساله که متارکه هستند و این موضوع رو مجبور بودم همیشه از دیگران پنهان کنم که باعث میشه فکر کنم با دیگران متفاوتم..

    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    2.شماگفتیدکه هدفاتون رونوشتیدوفایده نداشته آیاواقعاهدف مشخصی دارید؟این هدف چقدربراتون مهمه؟واین برمیگرده به اینکه آیابرنامه ریزی درست داشتید؟
    بله من همیشه اهدافم برام مشخص بوده و هست ولی گاهی مشکلات زندگی اینقدر بهم فشار میاره که به خودم میگم من هم میتونم مثل بقیه ازدواج کنم و به جای اینکه مستقل باشم به فرد دیگه ای متکی باشم و هیچ اتفاقی خاصی هم احتمالا نیوفته مثل خیلی از خانومای ایرانی. خودم احساس میکنم این افکارم به خاطر اینه که الان مدتهاست من خودم برای تامین مخارجم کار میکنم و خونوادم خیلی وقتا از مشکلات مالی که من تو شهر غریب باهاشون مواجه میشم بیخبرند و بی مسئولیتی پدرم در مقابل من هم بیشتر اذیم میکنه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    3.آیاپدرومادرشماهم این حس رونسبت به خودشون دارن؟
    در مورد پدرم هیچوقت ازشون نپرسیدم و نمیدونم ولی مادرم خیلی وقتا افسوس گذشته رو میخورند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    4.آیاشمافردی خجالتی هستید؟
    تو موقعیتای کاری و اجتماعی نه ولی در موارد خاصی بله. مثلا در ارتباط با قوم و خویشهامون که البته خودم حس میکنم دلیلش باید همین مساله جدایی پدرو مادرم باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    5.رابطتون باخانواده چطوره؟
    در مجموع میتونم بگم خنثی به سمت کمی خوب. باهاشون مشکل خاصی ندارم هر چند که قبلن هم گفتم بی مسئولیت پدرم و حتی گاهی بقیه اعضای خونوادم در رابطه با من اذیتم میکنه. به عنوان مثالی از این بی مسئولیتیشون میتونم 6 سالی که توی یک دانشگاه تو یه شهر غریب زندگی کردم رو مثال بزنم که اصلن براشون مهم نبود که من تو این مدت چیکار میکنم و کجا میرم و یا دوستام کیا هستن.
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    اینکه شماباتوانایی هایی که درخودتون سراغ داریدخودتون روکوچک میشمریدکاری بسیاراشتباه هستش
    شمااول بایدبه خودباوری برسیداینکه خودتون روعقب ترازبقیه فرض کنید کاری اشتباه هستید
    تویه جملتون گفتیدکه میتونستم بهترتلاش کنم که بورس شم واسه خارج کشورخب الان این قضیه پیش نیومدمتاسفانه وشماپشیمونیدگاهی وقتاپشیمونی خوبه امانبایدباعث سرخوردگی وتحقیروخودخوری بشه بلکه بایدازاون هابه عنوان تجربه استفاده کرداین بایدبشه براتون تجربه که الان دیگه درطول ترم یادرهرحالت دیگه درستون براتون ارجعیت داشته باشه وهدف مهم ترتون روانجام بدید
    یه چیزی هم که هست اینه که شماگفتیدهدفاتون رونوشتیداماازطرفی به کارهای کامپیوتری و...بیشتررسیدیدخب این ناشی ازاین هست که شماخودتون رومتعهدبه اهدافتون نکردیدواگرواقعاهدفتون مشخصباشه مسلماتایم خاصی روبه مواردمتفرقه اختصاص میدید
    سعی کنیداین حالت که خودتون روکم ببینیدروازخودتون دورکنیدشمابه این فکرکنیدکه خداوندماانسا ن هاروعزت نفس بخشیده واشرف مخلوقات قرارداده
    سعی کنیدازجمله هاوحرف های منفی وافکارمنفی که سراغتون میاددوری کنیدوبه افکارمثبت پروبال بدید
    موفق باشید
    حق با شماست کاملا، الان هم من به احتمال زیاد نتونم پایان نامم رو 4 ترمه دفاع کنم و در نتیجه 5 ترمه میشم. این موضوع هم برام بی اهمیته و هم اذیتم میکنه. از طرفی بی اهمیته چون با خودم میگم چه ارزشی داره که تموم کنم و بر گردم خونه ای که هیچکسی به من توجیهی نشون نمیده ولی اگر اینجا تو محیط دانشگاه بمونم میتونم دنبال کار بگردم و یا حتی برای تکمیل ظرفیت دکترا اقدام کنم که ترم بهمن قبول بشم. از طرفی هم اذیت میشم وقتی میبینم خیلی از دوستام که من براشون کلاسای برنامه نویسی میذاشتم الان کارشون تموم شده و میخوان دفاع کنن ولی من هنوز کارم مونده. و همین باعث تضعیف روحیم میشه..
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام آناهیدجان خواهش میکنم وظیفست
    عزیزم شمابایدبه خودت افتخارکنی که درچنین وضعیتی تونستی جزوستاره هاباشی این که شماتونستی ازتوی خانواده ای که اهل درس نبودن تااین درجه جلوبیای فوق العادست
    پس به استعدادخودت ایمان داشته باش ونذارکه هیچ چیزی مانعت بشه
    آناهیدجان درسته پدرومادرت متارکه کردن واین برای شماسخته ودرکتون میکنیم امابه موفقیتایی که تابه امروزداشتین فکرکنیدشماتونستیدازاین وضعیت بیرون بیایدن
    ذاریدکه شرایط مانع موفقیتتون بشه شماحتمامیتونیدبااین استعدادفوق العادتون به این هاغلبه کنید
    آیادرموردمخارجتون تاالان باپدرتون صحبت کردید؟
    اینکه خودتون مستقل دست به یه کاری زدیددرسته واستون سخته اماازطرفی خوبه واستون چون هم جزوسابقه کارتون محسوب میشه هم اینکه کمکتون میکنه که بتونیدبه مراتب بالاتربرسیدوهم اینکه خودتون روباشرایط مختلف سازگارمیکنید
    اینکه میگیددرارتباط باخانواده خجالت میکشیدوبه خاطرمتارکه هست خب اتفاقی هست که افتاده وکاری نمیشه کردشمانیمه پرلیوان روببینیدکه الان شماروبه عنوان یه فردباتحصیلات بالاتوی خانوادتون میشناسن
    سعی کنیدهوای ماردتون روخیلی داشته باشیدباهاشون صحبت کنیداگرایشون ازتون سوالی نمیپرسن شایدمیخوان شماخودتون راحت باشیدوحرفاتون روبهشون بگید
    خب سعی کنیدواسه همین که میگید5ترمه میشه داشته هاوتجربیات قبلیتون روبه کارببریدکه ازاین به بعدبراتون عبرتی باشه که اذیت نشیدودرآرامش کامل باشیدفقط هنوزم میگم برنامه ریزی درست خیلی مهمه
    خب اگرفکرمیکنیدکه موندن توی محیط دانشگاه میتونه باعث پیشرفتتون بشه ادامه بدیدخیلی عالیه
    سعی کنیدبه این فکرنکنیدکه بقیه کارشون تموم شده اماشمانه به این فکرکنیدکه شمانسبت به اوناتوی شرایط خاص تری بودیدگاهی وقتاماآدماخودمون بایدبه خودمون امیدبدیم که نه من این راه رورفتم برام تجربه شدالان ازاین به بعدکاردرست ترروانجام میدم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  11. با بی انگیزگیم چیکار باید بکنم؟  سپاس شده توسط anahid68,m1392

  12. ارسال:9#
    مرسی الناز جون از حرفای امیدوار کنندت.
    راستش تا به حال چندین بار در مورد این موضوع با پدرم صحبت کردم ولی انگار خیلی حرفمو جدی نگرفتن و پولی که به من کمک میکنن شاید اندازه پول تو جیبی یه بچه دبستانی هم نباشه.
    الان بزرگترین مشکل من اینه که من نمیدونم اینکه بی انگیزم به خاطر برنامه ریزی نادرستم هست یا بخاطر افسردگیم. من با یه رواانشناس مشاوره تلفنی انجام دادم چندین جلسه و ایشون جلسات اول بعد از پرسیدن سوالاتشون به من گفتن که هر روز دز مشخصی از یک داروی ضد افسردگی بخورم که نمیدونم لازم هست اسمشو بگم یا نه؟ اون مدتی که اون دارو رو میخوردم حس نا امیدیم به کلی از بین رفت و بهتر شدن حالمو احساس میکردم واقعا ولی بعد از یک مدت که دوباره باهاشون صحبت میکردم ایشون گفتن که تو فقط تنبلی و افسردگی نداری به هیچ عنوان...
    ولی من خودم اینطور احساس نمیکنم!
    حالا سوال بعدی من اینه، اول اینکه شما و بقیه دوستان راهی رو برای برنامه ریزی درست میدونید که من بتونم باهاش به اهدافم برسم ویا حتی بتونم با نحوه برنامه ریزی خودم مقایسه کنم که بتونم بفهمم برنامه ریزیم درست بوده یا غلط؟
    و بعد هم اینکه اگه واقعا حرف اون روانشناس درست باشه و من تنبل باشم از کجا باید تشخیص بدم؟ و به نظرتون ایشون چطور تشخیص دادن. سوالاتی که پرسیدنو یادم نیست ولی اصلن حس نمیکردم از اون گفتو گومون بخوان به یه همچین نتیجه ای برسن.
    باز هم ممنون میشم راهنماییم کنید...
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    خواهش میکنم عزیزم
    الان شمااینجورکه ازحرفاتون مشخصه الیته به نظرمن فقط به خاطربرنامه ریزی نادرست هست
    اره مشکلی نداره اسمشوبگید
    چراخودتون این حس روداریدکه افسرده اید؟آیاعلائمی ازافسردگی درون خودتون میبینید؟
    اول شمانوع برنامتون ومثلاتایمایی روکه اختصاص میدیدبگیدتامن ودوستان نظرخودمون روبگیم
    کلاتایم درس خوندنتون توی روزچقدره؟
    واسه اختصاصیاچقدروقت میذاری؟
    عمومیاچقدر؟
    بیبینیدشایداین که لیبل تنبل روبه شمانسبت دادن منظورشون همون برنامه ریزی نداشتن یاعدم برنامه ریزی درست بوده خب خیلی ازماها(نمونش خودم درسال قبل)ممکنه بگیم اصطلاحافعلاحوصلم نمیشه این کاروکنم یایه کاردیگه روتزجیح بدیم امااین درست نیست وبابرنامه ریزی حل میشه
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  14. با بی انگیزگیم چیکار باید بکنم؟  سپاس شده توسط anahid68

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •