رشته مشاوره تقریبا 30 سال پیش شروع شده و هنوز هم در حال رشد و توسعه است. علت توسعه آن تا اندازه ای این است که نیاز به متخصصان آموزش دیده که در مورد بسیاری از مشکلات روانی بتوانند سریعا به مردم کمک برساندد افزایش یافته است. مشاوران در زمینه حمایت، راهنمایی و روش های مداخله آموزش می بینند و آموزش آنها تحت نظارت انجمن روانشناسی آمریکا می باشد. هدف اصلی مشاوره این است که به درمانجویان برای کندوکاو در روش زندگی خود ، کشف روش های بهتر زندگی و توضیح این روشها، فرصت داده شود؛ به آنها کمک شود تا نگرش خود نسبت به زندگی را دقیق تر سازند ، زندگی را بهتر درک کنند و یادبگیرند که چگونه با اخذ تصمیمات معنادار و آگاهانه و با حل مشکلات هیجانی و میان فردی ، به اهدافی که تعیین کرده اند، دست یابند.

تفاوت اصلی روانشناسی بالینی با مشاوره این است که روانشناسان بالینی مشکلات پسکولوژیک را مورد درمان قرار می دهند و درباره انواع روان درمانی ها و اختلالات روانی تحقیق می کنند. در مقابل ، روانشناسان مشاوره (مشاورها) معمولا به حل مشکلات خفیف تر می پردازند (مثلا مشکلاتی که فرد در محل کار یا مدرسه دارد). البته این تفاوت ها در حال از بین رفتن هستند و امروزه بسیاری از روانشناسان مشاوره به طور تمام وقت به عنوان روان درمانگر کار می کنند.هدف حرفه مشاوره تقویت رشد و کارآمدی شخصی و نیز حل مشکلاتی است که می توانند نشان دهنده مشکلات روانی باشند. برای نیل به این اهداف ، مشاوران معمولا از چند رویکرد نظری کمک می گیرند که مهمترین آنها عبارتند از : سایکودینامیک ، شناختی – رفتاری و انسانگرا.

بعضی از مشاوران در زمینه هایی مثل اختلافات زناشویی ، تجاوز جنسی، سوگ، انواع اعتیاد تخصص دارند و از روی القابشان می توان تخصص آنها را حدس زد مثلا: مشاور ازدواج یا مشاور مدرسه ، مشاورشغلی و ... .
اکنون در سازمان های مختلف مراکز مشاوره ایجاد شده است تا خدمات بهداشت روانی ارایه دهند و برای ارایه خدمات مستقیم و سریع به افرادی که نیاز فوری دارند آمادگی داشته باشند. خدمات مشاوره می توانند گروه های خاصی را هدف قرار دهند ، مثلا افراد مبتلا به ایدز و سرطان و نیز کسانی که از این افراد مراقبت می کنند . معمولا هزینه این خدمات را سازمان های خیریه تقبل می کنند.




منبع:آسیب شناسی روانی ، مهدی گنجی