تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیانت همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه ا
آخرین ارسال:rahe shab
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خیانت همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    مشکلی برام پیش اومده دوستان عزیز لطفا راهنماییم کنید.
    قبلا تو تاپیکم تحت عنوان "بی توجهی همسرم" مختصرا مشکلاتم رو مطرح کردم.
    حدود 7-8 ماه پیش بین من و همسرم اختلافایی پیش اومد که خودم هم واقعا نمیدونستم من کجای کار مقصر بودم. بخاطر داشتن یک زندگی اروم و خوش تو شهر غریب زندگی میکنم و حتی از کار باارزشم تو وطنم گذشتم تا همسرم راضی باشه و به میل دلش رفتار کرده باشم. علیرغم نارضایتی های زیادی که از رفتارهای زشت خانواده همسرم و بی اعتنایی هاشون نسبت به من و خانوادم داشتم، همه تلاشم رو میکردم که زندگیم تلخ نشه و با همسرم خوش باشم. تا اینکه همسرم نارضایتی های من رو بهونه کرد و پاشو کرد تو یک کفش که طلاق بگیریم. مدت 3 ماه من رو با حرفاش و رفتارهاش ازار داد و من قبول نکردم و دم بالا نیاوردم و نذاشتم پدرو مادرامون بویی ببرن. تو این 3 ماه همسرم یکسره بدخلقی و بی اعتنایی میکرد. با رفتارهاش خیلی منو عذاب داد. حتی سعی میکرد دستش به من نخوره و میگفت اگه به هم نزدیک شیم جداییمون سخت تر میشه. این رفتارها رو نشون میداد تا من بفهمم که قصدش از جدایی جدیه.
    بالاخره اینقدر عرصه رو بر من تنگ کرد و مجبورم کرد که به پدر و مادرم بگم، که من هم همه چیزو به پدر و مادرم گفتم و تصمیم به جدایی گرفتم. مدت 40 روزخونه پدر و مادرم بودم تا اینکه همسرم به وسیله مادرش پیغام و پسغام فرستاد که میخوام برگرده. منم از مادر همسرم خواستم که خودش اینو بگه و اشتباهاتش رو قبول کنه تا من برگردم.
    نهایتا با کلی چشم پوشی از طرف من و غرور زیاد همسرم برای ابراز ندامت و پا درمیونی بزرگترها برگشتم.
    الان 4 ماهه از اون روزا میگذره. تو این مدت خیلی سعی کردم همه چی طبق قول و قرارهامون باشه تا بهانه ای دستش نیاد و از اون گذشته بتونیم با ارامش با هم زندگی کنیم. ولی متاسفانه دیروز متوجه شدم که پای کس دیگه ای در میونه.
    دیروز به طور اتفاقی متوجه شدم که همسرم پنهانی داره گوشیش رو چک میکنه. جدیدا سیم کارت ایرانسل گرفته به بهانه اینکه نمیشه با تبلت هر جایی جواب بده، سیم کارت جدیدش رو تو تلفن همراه معمولیش گذاشته. چند دفعه ای تکرار شد بالاخره نتونستم طاقت بیارم و در نبودش گوشیش رو چک کردم. بدبختانه پیامی از کسی که به اسمی نااشنا سیو شده بود دیدم که نوشته بود: "باشه عزیزم دوست دارم بووووووس"
    اولش فکر کردم اشتباه خوندم دوباره نگاهش کردم دیدم نه درسته. خواستم شمارش رو ببینم که پیگیری کنم ولی فرصت نشد. خلاصه تمام امیدی که تو این مدت به اصلاح زندگیمون بسته بودم نقش بر باد رفت. همسرم خیلی اهل اینترنت گردی و وی چت و وایبر و این چیزاس. در طول روز یک لحظه از تلفن و تبلتش فاصله نمیگیره. این رفتارهاش از اوایل زندگیمون بود. اوایل اصلا بهش شک نمیکردم ولی وقتی دیدم دیگه از افراط هم پاشو فراتر گذاشته و داره شورش رو درمیاره واقعا بهش شک کردم. گهگاهی هم دوستانه بهش گفتم من به کامپیوترت حسودیم میشه برای اون بیشتر از من وقت میذاری و از این چیزا ولی تغییر همسرم موقتی بوده. الان که فکر می کنم میبینم همون موقع ها هم احتمالا جلو من مراعات میکرده و بیرون خونه هر کار دوست داشته میکرده.
    تنها موضوع این نیست، چندین بار رفتارهای عجیب و غریبی ازش دیدم که هیچی ازش نفهمیدم و همیشه جای سوال برام باقی گذاشته و جواب قانع کننده ای برای رفتارهاش به من نداده. ظاهرا با من خیلی صمیمانه و خوب رفتار میکنه و رابطه جنسیمون هم نسبتا بد نیست ولی پنهانی به این کارهاش هم ادامه میده. وقتی خواستیم دوباره برگردیم سر خونه زندگیمون ازش خواستم اگر پای کس دیگه ای درمیونه به من دوستانه بگه تا با هم حلش کنیم. همسرم گفت در اشتباهی همچین چیزی نیست و من دوباره اعتماد کردم و برگرشتم.
    خلاصه مجموعه این رفتارهای همسرم منو مصمم کرده که به طلاق فکر کنم. ولی قبل از اینکه بخوام کاری بکنم میخوام راهنماییم کنید چطور میتونم بهش ثابت کنم که در حق من ظلم زیادی کرده و این حق من نبود. دلم میخواد پیش پدرو مادر خودش هم رسوا بشه تا اونا اینقدر طرفداری پسرشون رو نکنن. مادرش همیشه میگه پسر من همه چی تمومه. اون دفعه هم که همسرم اون بلا رو سر من درآورد همه کاسه کوسه ها رو سر من شکست و گفت من به خاطر ناراحتی تو از این وضع میخوام جدا شیم تا راحت بشی. حالا که بهم ثابت شده خودش داره به من خیانت میکنه تقریبا مطمئن شدم که 7-8 ماه پیش هم اون سناریو رو ساخته بوده تا خودش رو تبرئه کنه و من خودم بی دردسر از زندگیش برم بیرون و بره با اون زنه.
    شاید به نظرتون بیاد خیلی بدبینانه قضاوت میکنم ولی باید بگم من از همسرم چیزای زیادی دیدم که به این نتیجه رسیدم.
    لطفا راهنماییم کنید. به نظرتون روبرو کردن اون شماره که پیام داده با همسرم در حضور پدر و مادرامون کار درستیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه ا نمایش پست ها
    با سلام
    مشکلی برام پیش اومده دوستان عزیز لطفا راهنماییم کنید.
    قبلا تو تاپیکم تحت عنوان "بی توجهی همسرم" مختصرا مشکلاتم رو مطرح کردم.
    حدود 7-8 ماه پیش بین من و همسرم اختلافایی پیش اومد که خودم هم واقعا نمیدونستم من کجای کار مقصر بودم. بخاطر داشتن یک زندگی اروم و خوش تو شهر غریب زندگی میکنم و حتی از کار باارزشم تو وطنم گذشتم تا همسرم راضی باشه و به میل دلش رفتار کرده باشم. علیرغم نارضایتی های زیادی که از رفتارهای زشت خانواده همسرم و بی اعتنایی هاشون نسبت به من و خانوادم داشتم، همه تلاشم رو میکردم که زندگیم تلخ نشه و با همسرم خوش باشم. تا اینکه همسرم نارضایتی های من رو بهونه کرد و پاشو کرد تو یک کفش که طلاق بگیریم. مدت 3 ماه من رو با حرفاش و رفتارهاش ازار داد و من قبول نکردم و دم بالا نیاوردم و نذاشتم پدرو مادرامون بویی ببرن. تو این 3 ماه همسرم یکسره بدخلقی و بی اعتنایی میکرد. با رفتارهاش خیلی منو عذاب داد. حتی سعی میکرد دستش به من نخوره و میگفت اگه به هم نزدیک شیم جداییمون سخت تر میشه. این رفتارها رو نشون میداد تا من بفهمم که قصدش از جدایی جدیه.
    بالاخره اینقدر عرصه رو بر من تنگ کرد و مجبورم کرد که به پدر و مادرم بگم، که من هم همه چیزو به پدر و مادرم گفتم و تصمیم به جدایی گرفتم. مدت 40 روزخونه پدر و مادرم بودم تا اینکه همسرم به وسیله مادرش پیغام و پسغام فرستاد که میخوام برگرده. منم از مادر همسرم خواستم که خودش اینو بگه و اشتباهاتش رو قبول کنه تا من برگردم.
    نهایتا با کلی چشم پوشی از طرف من و غرور زیاد همسرم برای ابراز ندامت و پا درمیونی بزرگترها برگشتم.
    الان 4 ماهه از اون روزا میگذره. تو این مدت خیلی سعی کردم همه چی طبق قول و قرارهامون باشه تا بهانه ای دستش نیاد و از اون گذشته بتونیم با ارامش با هم زندگی کنیم. ولی متاسفانه دیروز متوجه شدم که پای کس دیگه ای در میونه.
    دیروز به طور اتفاقی متوجه شدم که همسرم پنهانی داره گوشیش رو چک میکنه. جدیدا سیم کارت ایرانسل گرفته به بهانه اینکه نمیشه با تبلت هر جایی جواب بده، سیم کارت جدیدش رو تو تلفن همراه معمولیش گذاشته. چند دفعه ای تکرار شد بالاخره نتونستم طاقت بیارم و در نبودش گوشیش رو چک کردم. بدبختانه پیامی از کسی که به اسمی نااشنا سیو شده بود دیدم که نوشته بود: "باشه عزیزم دوست دارم بووووووس"
    اولش فکر کردم اشتباه خوندم دوباره نگاهش کردم دیدم نه درسته. خواستم شمارش رو ببینم که پیگیری کنم ولی فرصت نشد. خلاصه تمام امیدی که تو این مدت به اصلاح زندگیمون بسته بودم نقش بر باد رفت. همسرم خیلی اهل اینترنت گردی و وی چت و وایبر و این چیزاس. در طول روز یک لحظه از تلفن و تبلتش فاصله نمیگیره. این رفتارهاش از اوایل زندگیمون بود. اوایل اصلا بهش شک نمیکردم ولی وقتی دیدم دیگه از افراط هم پاشو فراتر گذاشته و داره شورش رو درمیاره واقعا بهش شک کردم. گهگاهی هم دوستانه بهش گفتم من به کامپیوترت حسودیم میشه برای اون بیشتر از من وقت میذاری و از این چیزا ولی تغییر همسرم موقتی بوده. الان که فکر می کنم میبینم همون موقع ها هم احتمالا جلو من مراعات میکرده و بیرون خونه هر کار دوست داشته میکرده.
    تنها موضوع این نیست، چندین بار رفتارهای عجیب و غریبی ازش دیدم که هیچی ازش نفهمیدم و همیشه جای سوال برام باقی گذاشته و جواب قانع کننده ای برای رفتارهاش به من نداده. ظاهرا با من خیلی صمیمانه و خوب رفتار میکنه و رابطه جنسیمون هم نسبتا بد نیست ولی پنهانی به این کارهاش هم ادامه میده. وقتی خواستیم دوباره برگردیم سر خونه زندگیمون ازش خواستم اگر پای کس دیگه ای درمیونه به من دوستانه بگه تا با هم حلش کنیم. همسرم گفت در اشتباهی همچین چیزی نیست و من دوباره اعتماد کردم و برگرشتم.
    خلاصه مجموعه این رفتارهای همسرم منو مصمم کرده که به طلاق فکر کنم. ولی قبل از اینکه بخوام کاری بکنم میخوام راهنماییم کنید چطور میتونم بهش ثابت کنم که در حق من ظلم زیادی کرده و این حق من نبود. دلم میخواد پیش پدرو مادر خودش هم رسوا بشه تا اونا اینقدر طرفداری پسرشون رو نکنن. مادرش همیشه میگه پسر من همه چی تمومه. اون دفعه هم که همسرم اون بلا رو سر من درآورد همه کاسه کوسه ها رو سر من شکست و گفت من به خاطر ناراحتی تو از این وضع میخوام جدا شیم تا راحت بشی. حالا که بهم ثابت شده خودش داره به من خیانت میکنه تقریبا مطمئن شدم که 7-8 ماه پیش هم اون سناریو رو ساخته بوده تا خودش رو تبرئه کنه و من خودم بی دردسر از زندگیش برم بیرون و بره با اون زنه.
    شاید به نظرتون بیاد خیلی بدبینانه قضاوت میکنم ولی باید بگم من از همسرم چیزای زیادی دیدم که به این نتیجه رسیدم.
    لطفا راهنماییم کنید. به نظرتون روبرو کردن اون شماره که پیام داده با همسرم در حضور پدر و مادرامون کار درستیه؟
    دوستان لطفا کمکم کنید.
    خیلی به راهنماییتون احتیاج دارم.
    چرا کسی جواب منو نمیده

    تو رو خدا یکی کمکم کنه
    چرا همه پستم رو میخونن ولی نظری نمیدن.
    واقعا دارم دیوونه میشم.
    شماره طرف رو پیدا کردم. با یک شماره تلفن نا اشنا زنگ زدم ولی پدرسوخته همش ردی میده. دیشب همسرم میخواست طبق معمول بشینه پای چت و کامپیوترش منم کامپیوترم رو روشن کردم و کنارش نشستم و خودم رو با کارهام سرگرم کردم. همسرم از اینکه نتونست چت کنه اخر شب کلی دلگیر شد و بدون اینکه منتظر من بشه رفت تو رختخوابش چراغ ها رو هم خاموش کرد. دو تا گوشیش رو هم گذاشت کنارش یواشکی هی نگاه مینداخت ببینه پیامی براش اومده یا نه. فکر میکنه من نمیفهمم. یک لحظه گوشیش رو از خودش دور نمیکنه.
    میدونم با اون شماره که دیدم تو وایبر هم یکسره ارتباط داره.
    پاسخ با نقل و قول

  3. خیانت همسرم  سپاس شده توسط rahe shab

  4. ارسال:3#
    با سلام
    دوستان در تاپیکی تحت عنوان خیانت همسرم مشکلم رو مطرح کردم ولی کسی راهنماییم نکرد. تورو خدا یکی به دادم برسه.
    مدتیه متوجه شدم همسرم رفتار مشکوکی داره. همش گوشیش کنارشه و اس ام اس میده یا چت میکنه. با وایبر یکسره چت میکنه. تو خونه یکسره حواسش به گوشیشه و با کامپیوترش ور میره. یک لحظه گوشیش رو کنار نمیذاره. تا اینکه چند روز پیش واقعا دیگه با چک کردن های پنهانی گوشیش حسابی به شک افتادم و تو یک فرصت مناسب پیام هاشو دیدم. یک شماره با یک اسم مستعار بود و کلی اس ام اس های مستهجن و ابراز علاقه. شمارش رو برداشتم و پیگیر شدم. متاسفانه متوجه شدم یک دختر کم سن و ساله.
    میدونم که تو وایبر هم یکسره با همون چت میکنه. هر جا میخواد بره گوشیش رو با خودش میبره.
    میخوام ازش جدا شم. چون این بار اولش نیست. مطمئنم که قبلا هم این کارهاشو میکرده. یک باره هم مچش رو گرفتم انکار کرد. به نظر شما الان با همسرم راجع به اینکه میدونم با دختره رابطه داره صحبت کنم و اب پاکی رو بریزم رو دستش یا اینکه به رو خودم نیارم تا سر یک فرصت مناسب هردوشون رو با هم بگیرم تا همسرم نتونه انکار کنه؟ اخه مطمئنم همسرم انکار میکنه و میگه تو در اشتباهی و اینطوری مدرکی برای اثبات گفتم ندارم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    من میخوام یه حرفی بهتون بزنم میدونم شاید شما ناراحت بشید و یا خانمهای تالار هم صداشون در بیاد؛ تجربه ی چند سال مشاوره به من ثابت کرده ، زمانی که یکی از زوجین خیانتی رو میکنه ، دقیقا همسرش مقصر هست و ایراد از رفتار های همسر نشأت میگیره
    .
    شاید این حرف من در ابتدا شما رو شدیدا ناراحت کنه و خودتون رو مبرا از این ماجرا بدونید. اما یکم واقع بینانه به ماجرا نگاه کنید ، علت اصلی خیانت چی هست؟ چرا یک شخص به طرف شخصی غیر از همسر متمایل میشه؟؟؟ اگر صرفا هوس رو دلیل میدونید وظیفه ی پاسخگویی به این قضیه در خانواده به عهده ی کی هست؟؟؟

    یک سری روند هایی در زندگی مشترک هست که اگر رعایت بشه زندگی شما در برابر این خسارات بیمه میشه و توضیح این مسال وابسته به پاسخ دادن یک سری سوالات از جانب شماست که صلاح نیست در تاپیک عمومی عنوان بشه.

    میتونید به صورت خصوصی از یکی از مشاور های تالار وقت بگیرید تا کمکتون کنن.

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  6. خیانت همسرم  سپاس شده توسط m1392

  7. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز

    من میخوام یه حرفی بهتون بزنم میدونم شاید شما ناراحت بشید و یا خانمهای تالار هم صداشون در بیاد؛ تجربه ی چند سال مشاوره به من ثابت کرده ، زمانی که یکی از زوجین خیانتی رو میکنه ، دقیقا همسرش مقصر هست و ایراد از رفتار های همسر نشأت میگیره
    .
    شاید این حرف من در ابتدا شما رو شدیدا ناراحت کنه و خودتون رو مبرا از این ماجرا بدونید. اما یکم واقع بینانه به ماجرا نگاه کنید ، علت اصلی خیانت چی هست؟ چرا یک شخص به طرف شخصی غیر از همسر متمایل میشه؟؟؟ اگر صرفا هوس رو دلیل میدونید وظیفه ی پاسخگویی به این قضیه در خانواده به عهده ی کی هست؟؟؟

    یک سری روند هایی در زندگی مشترک هست که اگر رعایت بشه زندگی شما در برابر این خسارات بیمه میشه و توضیح این مسال وابسته به پاسخ دادن یک سری سوالات از جانب شماست که صلاح نیست در تاپیک عمومی عنوان بشه.

    میتونید به صورت خصوصی از یکی از مشاور های تالار وقت بگیرید تا کمکتون کنن.

    موفق باشید
    سلام
    خیلی ممنونم از راهنمایی تون
    در مورد اینکه شما میفرمایید مقصر دقیقا من هستم، من اصلا ناراحت نمیشم. اتفاقا خوشحال هم میشم اگه من مقصر باشم چون میدونم با اگاهی دادن مشاورانی مثل شما امیدی به حل مشکلم هست و حداقل من میتونم تا حدی خودم رو تغییر بدم. چون خودم رو میشناسم. تا الان هم با راهنمایی های خوب مشاوران این سایت بوده که تونستم زندگیم رو به اینجا برسونم. خیلی سعی کردم رفتارهای غلطی اگه داشتم اصلاح کنم. این مشکلی که براتون میگم ریشه در امروز و دیروز نداره. متاسفانه همسر بنده از اوایل زندگی مشتکمون که حدود یک سال میگذره از این جور عادت ها داشت. من سعی میکردم حساسیتی به رفتارهاش نشون ندم. تنها در مواقع خوشی، اون هم بسیار موش برخورد ازش مبخواستم برای من هم وقت بذاره. وقتی این اتفاق می افتاد همسرم مدتی رعایت میکرد ولی کوتاه بود و بعد یکی دو هفته روال قبلی رو در پیش میگرفت.
    الان هم حدود 3 ماه بود که احساس میکردم همسرم داره رعایت میکنه ولی حالا که دوباره احساس کرده من بهش اعتماد بیشتری دارم، دوباره چت میکنه و ارتباط با دخترها داره و انتظار هم داره که من ازش چیزی نپرسم. هر وقت مشغول کار با کامپیوتره همین که من میرسم صفحه رو میبنده یا گوشیش رو از من پنهان میکنه. این رفتارهای همسرم از اول وجود داشت و دلیلش من نبودم. الان 4 ساله از عقدمون میگذره و یکساله که مستقل هستیم. اینکه اول زندگی مردی به خودش اجازه میده به زنش خیانت کنه واقعا گناه زنه؟
    اگه شما اینطور فکر میکنید خواهش میکنم راهنماییم کنید.
    اگه ممکنه در پیامهای خصوصی ازتون راهنمایی بگیرم. ممنون میشم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    rahe shab آواتار ها
    نه دوست عزیز
    من شما رو گناه کار تلقی نمیکنم ، منظور من این هست که شما میتونید با نوع رفتار هاتون این عادت های همسرتون رو ریشه کن کنید.

    من زمان زیادی در اینترنت آنلاین نیستم میتونید از دیگر مشاور های تالار، زمانی رو برای مشاوره ی آنلاین بگیرید تا بشه توی بحث به نتیجه رسید.

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    نه دوست عزیز
    من شما رو گناه کار تلقی نمیکنم ، منظور من این هست که شما میتونید با نوع رفتار هاتون این عادت های همسرتون رو ریشه کن کنید.

    من زمان زیادی در اینترنت آنلاین نیستم میتونید از دیگر مشاور های تالار، زمانی رو برای مشاوره ی آنلاین بگیرید تا بشه توی بحث به نتیجه رسید.

    موفق باشید
    بله ممنونم
    چطور میتونم از مشاورانتون زمان بگیرم؟ لطفا کسی رو معرفی کنید که برام وقت کافی داشته باشن.
    ممنون میشم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    rahe shab آواتار ها
    خواهش میکنم

    به مشاور های تالار (صورتی رنگ)یا آقای عزیزی(سبز رنگ) پیام خصوصی بدید هر کدوم فرصت داشته باشن میتونن کمکتون کنن
    پاسخ با نقل و قول

  11. خیانت همسرم  سپاس شده توسط m1392

  12. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    خواهش میکنم

    به مشاور های تالار (صورتی رنگ)یا آقای عزیزی(سبز رنگ) پیام خصوصی بدید هر کدوم فرصت داشته باشن میتونن کمکتون کنن
    بله
    خیلی ممنونم
    امیدوارم بتونم زندگیمو نجات بدم
    پاسخ با نقل و قول

  13. خیانت همسرم  سپاس شده توسط m1392,rahe shab

  14. ارسال:10#
    الهی قربونت برم

    برات دعا میکنم. تو هم منو دعا کن عزیزم
    کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی”
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •