تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پایان یا شروع دوباره؟! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سیروس
آخرین ارسال:سیروس
پاسخ ها 26

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

پایان یا شروع دوباره؟!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام عزیزان من تازه عضو شده ام از شما عاجزانه درخواست کمک دارم.من 26 سالمه فوق دیپلم عمرانم و همسرم لیسانس حقوق قضایی هست در حین خدمت عاشق دختری شدام اون هم عاشق من شد واقعا" همدیگر رو دوستداشتیم 3 سال سنه دختره از من بیشتره.به خاطر من به خواستگارش جواب منفی داد. من در روز خواستگاری و قبل از آن تمام شرایطم رو واضح بازگو کردم.و به او گفتم که فعلا بیکارم تا کاری بعد از خدمت سربازیم پیدا کنم اون هم قبول کرد از لحاظ مالی و فرهنگی کمی من و خانواده ام بالاتر از سطح خانوادگی اونها قرار داریم اما بعد از عقد و وارد شدن اسمش در شناسنامه اش سر ناسازگاری گذاشت هر روز اعصابم رو خورد میکنه سر کوچکترین موضوعات بحث و دعواخصوصیات رفتاری همسرم:توقع بالاتر از حد من.ترجیح دادن خوانواده اش نسبت به من.خودخواه هست پول دوست هست نماز خوان هست تو زندگی دوستداره به من همیشه دستور بده حرف حرف خودش باشه با اینکه بارها باهم صحبت کردیم که زندگی تفاهم هست چند سری هم من و خوانواده ام در رابطه با مشکلاتمون با او صحبت کردیم خوب میشه اما بعد از چند روز همون مشکل بحث کلنجار دعوا------از خصوصیات خودم بگم.عاشقشم مهربانم بعضی وقتها بد اخلاق هم میشم خونه دارم یه ماشین مدل پایین هم دارم فقط بیکارم.خوانواده ام هم فعلا" پشتیبانیم میکنند تا کار پیدا کنم.شما چی پیشنهاد میکنید به زندگی ادامه بدم یا تو همین که عقدیم بهم بزنم کار به جاهای باریک نکشه بیشتر از این.ممنون میشم کمکم کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلام
    هیچ کسی به عنوان یک روان شناس و مشاور حق نداره به شما بگه چیکار کنید
    وظیفه ما نشان دادن راه هاست و نتیجه اونها و این شما هستید که باید دست به انتخاب بزنید
    شما باید ببینید نقاط مثبت این خانم بیشتره یا منفی اش
    مسلما هیچ کسی بی نقص نیست و همه ما یکسری خصوصیات منفی ای داریم ولی خیلی از ماها خصوصیات مثبتمون بیشتر از منفی هاست
    لطفا تاپیکی را ایجاد کنید تا در این باره دوستان راهنمایی کنند
    چون اینجوری تاپیک این دوستمون به حاشیه کشیده میشه
    موفق باشید
    تایپک جدید ایجاد کردم مدیر عزیز
    میشه گفت از سر سادگی همسرم نقاط منفی زیادتره آیا تربیتش نمیتونم کنم؟با او در مورد طلاق توافقی صحبت کرده ام می گوید من میمیرم تو رو خیلی دوستدارم.اگه وسط راه برگردم در نزد خوانواده ام جایگاهی ندارم بسیار عاشق من هست.
    پاسخ با نقل و قول

  2. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط anahid,kaboos,سلماء

  3. ارسال:2#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیروس نمایش پست ها
    سلام عزیزان من تازه عضو شده ام از شما عاجزانه درخواست کمک دارم.من 26 سالمه فوق دیپلم عمرانم و همسرم لیسانس حقوق قضایی هست در حین خدمت عاشق دختری شدام اون هم عاشق من شد واقعا" همدیگر رو دوستداشتیم 3 سال سنه دختره از من بیشتره.به خاطر من به خواستگارش جواب منفی داد. من در روز خواستگاری و قبل از آن تمام شرایطم رو واضح بازگو کردم.و به او گفتم که فعلا بیکارم تا کاری بعد از خدمت سربازیم پیدا کنم اون هم قبول کرد از لحاظ مالی و فرهنگی کمی من و خانواده ام بالاتر از سطح خانوادگی اونها قرار داریم اما بعد از عقد و وارد شدن اسمش در شناسنامه اش سر ناسازگاری گذاشت هر روز اعصابم رو خورد میکنه سر کوچکترین موضوعات بحث و دعواخصوصیات رفتاری همسرم:توقع بالاتر از حد من.ترجیح دادن خوانواده اش نسبت به من.خودخواه هست پول دوست هست نماز خوان هست تو زندگی دوستداره به من همیشه دستور بده حرف حرف خودش باشه با اینکه بارها باهم صحبت کردیم که زندگی تفاهم هست چند سری هم من و خوانواده ام در رابطه با مشکلاتمون با او صحبت کردیم خوب میشه اما بعد از چند روز همون مشکل بحث کلنجار دعوا------از خصوصیات خودم بگم.عاشقشم مهربانم بعضی وقتها بد اخلاق هم میشم خونه دارم یه ماشین مدل پایین هم دارم فقط بیکارم.خوانواده ام هم فعلا" پشتیبانیم میکنند تا کار پیدا کنم.شما چی پیشنهاد میکنید به زندگی ادامه بدم یا تو همین که عقدیم بهم بزنم کار به جاهای باریک نکشه بیشتر از این.ممنون میشم کمکم کنید.
    تایپک جدید ایجاد کردم مدیر عزیز
    میشه گفت از سر سادگی همسرم نقاط منفی زیادتره آیا تربیتش نمیتونم کنم؟با او در مورد طلاق توافقی صحبت کرده ام می گوید من میمیرم تو رو خیلی دوستدارم.اگه وسط راه برگردم در نزد خوانواده ام جایگاهی ندارم بسیار عاشق من هست.
    سلامی دوباره
    امکانش هست بیشتر توضیح بدید که منظورتون از سره سادگی نقاط منفی اش زیادتره چیه؟
    در رابطه با تربیت طرف مقابله شما همسرتون هست و تا اونجایی که از گفته هاتون یادمه از شما بزرگتر هستند. تربیت کردن برای بچه است و همسره شما قراره که شریک زندگی شما باشه.
    یه فلش بک به گذشته بزنید و ببینید آیا تمام خواسته های شما از همسرتون قابله قبول و منطقی بوده؟ مطمئنا خواسته های شما و طرز فکرتون از نظر خودتون قابل قبول هست اما آیا برای یک فرد که دارای جنسیتی مخالفه شما هست و در محیط و خانواده ای متفاوت از شما بزرگ شده و دارای سن و سالی بیشتر از شما هست هم آیا منطقی و قابله قبوله؟
    در رابطه با صحبت کردن درباره طلاق توافقی هم به نظر میرسه زیاد کاره جالبی نیست که درباره اش با همسرتون صحبت کردید.چراکه خانم ها به خاطر احساسات و عواطفشون ممکنه بهشون ضربه بخوره و همانطور که در دین ما گفته شده که دوستت دارمی که مرد به همسرش میگه هرگز از دلش بیرون نمیره مطمئنا اینجور صحبت ها هم ممکنه هرگز از دلش بیرون نره و فراموشش نکنه
    پس به شما پیشنهاد میکنم که صحبت از طلاق و جدایی و.... نکنید که به جای اینکه اوضاع رو بهتر کنه بدترش میکنه. یادتون باشه که ایشون هم به خاطره شما به خواستگارشون جواب منفی دادند و فرصت هایی را که میتونستند داشته باشند به خاطره شما ازش گذشتند چراکه مطمئن بودند شما از اون افرادی که به خواستگاری اش اومدند بهتر هستید.
    شما هنوز زیره یک سقف نرفتید(طبق گفته ها چنین برداشتی کردم) و بهتره که از همین الان وظایف را برای خودتون و همسرتون مشخص کنید.
    بهشون بگید که درسته سن ایشون زیادتر از شماست اما معمولا مرد در خانه تصمیم آخر را میگیره(البته باز هم طبق گفته های شما چنین برداشتی کردم که شما چنین باوری دارید) و بالاخره حتی اگر مرد تحصیلاتش پایین هم باشه و سرکار هم نرفته باشه باز هم مرد هست و ستون خانواده(میگن شیر، شیر بود گرچه پیر بود).
    این نکته را هم بگم معمولا دختر و پسرها در اوایل ازدواج چنین مشکلاتی را دارند چراکه هر دو طرف اولین تجربه از زندگی مشترک رو دارند و متاسفانه در ایران هم اموزش قبل از ازدواجی به اون صورت به زوجین داده نمیشه اما با گذشت زمان کم کم تجربه کسب میکنند و خلق و خوی طرف مقابل دستشون میاد و یاد میگیرند چطوری باهم برخورد و رفتار کنند. متاسفانه گاهی وقتها خانواده ها هم باعث ایجاد اختلاف بین زوجین میشوند.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_21 در ساعت 01:09
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  4. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,kaboos,m1392,niloofarabi,samin66,نرگس,سلماء

  5. ارسال:3#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز.
    زندگی مشترک بر پایه گذشت دوام و ماندگاری پیدا میکنه. وقتی که دو تا آدم با هم پیوند زناشویی میبندند، از دو افکار متفاوت هستند. حتی برادر و خواهر هم افکارهایی متفاوت دارند. وقتی با برادر یا خواهرمان دعوا میکنیم، یا به ناچار میسازیم و تحمل میکنیم یا به نوعی با هم مشکل را حل میکنیم. چون از یک خون هستیم. آیا میتوانیم از برادر یا خواهر طلاق بگیریم؟ مسلما نه! بنابراین اصلا چنین فکر خنده داری هم به ذهنمان نمی آید. اما چون درباره زن و شوهر چیزی به نام طلاق هم وجود داره ، به جای حل کردن و تلاش برای ثبات زندگی سعی میکنیم راه حل آخر رو اول اجرا کنیم. میدونید طلاق، مکروه ترین حلال خداست؟!
    وقتی یه درختی رو پیوند میزنیم و یه قلمه بهش وصل میکنیم، اون درخت باید خیلی مراقب اون قلمه باشه. و سعی کنه حتی یه جاهایی از آبی که بهش میرسه صرف نظر کنه و به این قلمه بده. میدونی چرا؟ چون اون قلمه از درخت خانوادش جدا شده و تا بخواد عادت کنه طول میکشه. باید درخت اونقدر مراقب قلمه باشه تا قلمه هم بشه عین درخت و جزیی از وجود درخت.
    ببین این یه مثال ساده از یه درخت بود. حالا دو تا قلب میخواهند به هم پیوند بخورند. زن مثل قلمه ظریف و حساسه. باید اونقدر مراقبش بود و مدارا کرد تا کم کم بشه جزیی از وجودت. من نمیگم تموم خواسته های غیرمنطقی همسرتون رو عمل کنید. نه. ولی میگم بشینید در کمال آرامش و مهربانی به تموم حرفهاش گوش بدید. بگید ما به خاطر رسیدن به هم خیلی سختی کشیدیم و الان وقتشه که جبران کنیم. من و همسرم وقتی تازه عقد کرده بودیم، انگار افکارمون متفاوت بود. اما همسرم خیلی صبور و مهربون حرفهای منو گوش میکرد. اونقدر که من واقعا شرمنده شدم و به خودم اومدم. و حتی آقای دکتر عزیزی تو این تالار یه قسمتی به نام زنان ونوسی و مردان مریخی گذاشته بود که خوندم و واقعا کمکم کرد. و الان بعد یکسال میبینم من چه خواسته های نامعقولی داشتم از همسرم و ایشون هم به حرف من گوش میداد و همین صبوریش منو به خودم آورد.
    برادر من صبور باشید و. گذشت کنید. خانوم ها فوق العاده حساسن. براش گل بخرید بیشتر بهش محبت کنید. بیشتر باهام صحبت کنید و خیلی آروم و مهربانه و عاشقانه حرفهاتون رو بگید و اگه احیانا یه جاهایی دیدید خانومتون غیر منطقی هست. صبور باشید و سخت نگیرید. درباره اون موضوع صحبت کنید ولی بحث نه. اگه به نتیجه نرسیدید مشورت کنید. گفتید همسرتون اهل نمازه. خوب این عالیه. با هم برید یه جای مذهبی(امامزاده و .....) یه دفتر بگیرید و تعهد و قول قرار های زندگیتون رو بنویسید. یه جریمه هم تعیین کنید واسه کسی که عمل نکنه. بعدش پایینش امضا کنید. قول بدید که گذشت داشته باشید و.......
    ان شالله که در سایه امام زمان (عج) زندگی پربرکتی داشته باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,kaboos,m1392,niloofarabi,نرگس,سلماء

  7. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلامی دوباره
    امکانش هست بیشتر توضیح بدید که منظورتون از سره سادگی نقاط منفی اش زیادتره چیه؟
    و.......
    یعنی اینه از ساده گیش میره از روابطمون خبرچینی میکنه به خانواده اش و اونها اختلاف درست میکنن.و......
    بله تقریبا قابل قبول بوده و درکش کرده ام خواسته ای به آن صورت ازش نداشتم.اگه قبول نکرد که مرد تو خونه تصمیم نگیره و من حرف آخر رو میزنم به من میگه اگه میخوای با هم خوشبخت باشیم جرو بحث نداشته باشیم باید به حرفم باشی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز.
    ....
    برادر من صبور باشید و. گذشت کنید. خانوم ها فوق العاده حساسن. براش گل بخرید بیشتر بهش محبت کنید. بیشتر باهام صحبت کنید و خیلی آروم و مهربانه و عاشقانه حرفهاتون رو بگید و اگه احیانا یه جاهایی دیدید خانومتون غیر منطقی هست. صبور باشید و سخت نگیرید. درباره اون موضوع صحبت کنید ولی بحث نه. اگه به نتیجه نرسیدید مشورت کنید. گفتید همسرتون اهل نمازه. خوب این عالیه. با هم برید یه جای مذهبی(امامزاده و .....) یه دفتر بگیرید و تعهد و قول قرار های زندگیتون رو بنویسید. یه جریمه هم تعیین کنید واسه کسی که عمل نکنه. بعدش پایینش امضا کنید. قول بدید که گذشت داشته باشید و.......
    ان شالله که در سایه امام زمان (عج) زندگی پربرکتی داشته باشید.
    همه این حرفای که گفتید رو انجام میدم متاسفانه جنبه محبتش هم به نظرم کمه و سواستفاده میکنه این امازاده و مقدسات هم برای من ارزشمنده انشالله تمام جونا خوشبخت بشن و همیشه love بترکونن
    پاسخ با نقل و قول

  8. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط elnaz.t,kaboos,نرگس,سلماء

  9. ارسال:5#
    samin66 آواتار ها
    برادرم! امیدوارم که همان طور که گفته باشید انجام بدید. ولی بهتر قبل انجام این کارها یه کار دیگه انجام بدید:
    نگرش و دید خودتون رو نسبت به خانومتون عوض کنید. (متاسفانه جنبه محبتش کمه.........)
    این حرفهای منفی که مرتبا درباره ایشون میگید ذهن شما رو دربارش منفی میکنه و این درست نیست.
    به چند تا سوال زیر خواهشا صادقانه جواب بدید:
    آخرین باری که برای ایشون گل مورد علاقه اش رو خریدید کی بود؟
    آخرین باری که با محبت (نه موقع دوا یا با عصبانیت) بهش گفتید دوسش دارید کی بود؟
    آخرین باری که به خاطرش و با عشق تمام گذشت کردید کی بود؟
    آخرین باری که دعوتش کردید به یه رستوران یا کافی شاپ و.... کی بود؟
    آخرین باری که براش کادو خریدید کی بود؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,kaboos,m1392,نرگس,سلماء

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیروس نمایش پست ها
    یعنی اینه از ساده گیش میره از روابطمون خبرچینی میکنه به خانواده اش و اونها اختلاف درست میکنن.و......
    بله تقریبا قابل قبول بوده و درکش کرده ام خواسته ای به آن صورت ازش نداشتم.اگه قبول نکرد که مرد تو خونه تصمیم نگیره و من حرف آخر رو میزنم به من میگه اگه میخوای با هم خوشبخت باشیم جرو بحث نداشته باشیم باید به حرفم باشی.
    سلامی دوباره
    اینکه ایشون میگند اگـــــــــــــــــه میخوای باهم خوشبخت باشیم زیاد جالب به نظر نمیرسه.همانطور که گفتم خانم ها زودتر از اقایون به بلوغ عقلی میرسند و ایشون هم از شما سن بالاتری دارند و مطمئنا تمایل دارند که شما به حرفشون گوش کنید.
    همانطور که در پست های قبل گفتم باید این قضیه را برای خودتون روشن کنید که قرار هست حرفه اخر را در زندگی چه کسی بزنه. و گفتم که هستند مردهایی که حرف اخر را در زندگیشون همسرشون میزنه و خودشون هم با این قضیه مشکلی ندارند و زندگی خیلی خوبی هم دارند.
    در رابطه با اینکه جزئیات زندگی و رابطه شما را به خانواده میگند ناشی از بی تجربگی هست چراکه این اولین تجربه ایشون از زندگی مشترک هست و متقابلا شما هم بی تجربه هستید و چنین مسائلی خیلی در بین دختر و پسرهای تازه عقد کرده پیش میاد. و این دوران هم معمولا یکی به خاطر همون بی تجربه بودن و دیگری به خاطر دخالت های خانواده ها اختلافاتی وجود داره و گاهی اوقات مسائل بی اهمیت میتونه باعث اختلاف بشه.
    براشون توضیح بدید که شما دو نفر در حاله حاضر زن و شوهر هستید و تشکیل خانواده دادید و مستقل از خانواده هاتون هستید و زن و شوهرها مسائل زندگیشون را بین خودشون حل میکنند و اونها را علنی نمیکنند
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  12. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط elnaz.t,kaboos,m1392,نرگس,سلماء

  13. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    برادرم! امیدوارم که همان طور که گفته باشید انجام بدید. ولی بهتر قبل انجام این کارها یه کار دیگه انجام بدید:
    نگرش و دید خودتون رو نسبت به خانومتون عوض کنید. (متاسفانه جنبه محبتش کمه.........)
    این حرفهای منفی که مرتبا درباره ایشون میگید ذهن شما رو دربارش منفی میکنه و این درست نیست.
    به چند تا سوال زیر خواهشا صادقانه جواب بدید:
    آخرین باری که برای ایشون گل مورد علاقه اش رو خریدید کی بود؟
    آخرین باری که با محبت (نه موقع دوا یا با عصبانیت) بهش گفتید دوسش دارید کی بود؟
    آخرین باری که به خاطرش و با عشق تمام گذشت کردید کی بود؟
    آخرین باری که دعوتش کردید به یه رستوران یا کافی شاپ و.... کی بود؟
    آخرین باری که براش کادو خریدید کی بود؟
    خیلی امتحانش کردم اما انگار جنبه ای در کار نیست نتیجه ای جز لوس شدن و هر کاری رو خواستن انمجام دادن هست!!! دیگه موندم چیکار کنم.
    تقریبا" 1 هفته پیش چون هر پنج شنبه جمعه میبینمش خودش اینجور خواسته به خاطر شغلش و مسافت زیادی که از خونه من تا خونه ایشون هست خودش هم مشکلی در رابطه با این دوری و سر زدن نداره.
    1هفته پیش
    "
    21 روز پیش رفتیم رستوران در ماه یکبار میریم.
    1هفته پیش.
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلامی دوباره
    اینکه ایشون میگند اگـــــــــــــــــه میخوای باهم خوشبخت باشیم زیاد جالب به نظر نمیرسه.همانطور که گفتم خانم ها زودتر از اقایون به بلوغ عقلی میرسند و ایشون هم از شما سن بالاتری دارند و مطمئنا تمایل دارند که شما به حرفشون گوش کنید.
    همانطور که در پست های قبل گفتم باید این قضیه را برای خودتون روشن کنید که قرار هست حرفه اخر را در زندگی چه کسی بزنه. و گفتم که هستند مردهایی که حرف اخر را در زندگیشون همسرشون میزنه و خودشون هم با این قضیه مشکلی ندارند و زندگی خیلی خوبی هم دارند.
    در رابطه با اینکه جزئیات زندگی و رابطه شما را به خانواده میگند ناشی از بی تجربگی هست چراکه این اولین تجربه ایشون از زندگی مشترک هست و متقابلا شما هم بی تجربه هستید و چنین مسائلی خیلی در بین دختر و پسرهای تازه عقد کرده پیش میاد. و این دوران هم معمولا یکی به خاطر همون بی تجربه بودن و دیگری به خاطر دخالت های خانواده ها اختلافاتی وجود داره و گاهی اوقات مسائل بی اهمیت میتونه باعث اختلاف بشه.
    براشون توضیح بدید که شما دو نفر در حاله حاضر زن و شوهر هستید و تشکیل خانواده دادید و مستقل از خانواده هاتون هستید و زن و شوهرها مسائل زندگیشون را بین خودشون حل میکنند و اونها را علنی نمیکنند
    کاملا موافقم بین خودمون بعضی وقتها حل میشه بعضی وقتها هم حل نمیشه و ساز مخالف میزنه من خیلی صبورم اگه واقعا ببینم مشکل حل نشه با والدینم در میون میگذارم پدر مادر بد بچشون رو نمیخوان والدین من ایجورند
    پاسخ با نقل و قول

  14. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط kaboos,نرگس,سلماء

  15. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیروس نمایش پست ها
    کاملا موافقم بین خودمون بعضی وقتها حل میشه بعضی وقتها هم حل نمیشه و ساز مخالف میزنه من خیلی صبورم اگه واقعا ببینم مشکل حل نشه با والدینم در میون میگذارم پدر مادر بد بچشون رو نمیخوان والدین من ایجورند
    تجربه ثابت کرده چنین اختلافاتی که گاها بسیار کوچیک و خنده دار هستند(و میتونند تبدیل به اختلافات بزرگ بشوند) به مرور زمان حل میشوند. چراکه همانطور که گفتم هم شما و هم ایشون کم تجربه هستید.
    اما در رابطه با این که ازتون میخواهند که به حرفشون باشید تا خوشبخت بشید و با هم اختلافی نداشته باشید بهتره موضع خودتون را مشخص کنید.
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  16. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط kaboos,m1392,نرگس,سلماء

  17. ارسال:9#
    دوستان سلام دوستان نامزدام من را با اینکه میدونه درآمدی ندارم از من خواسته داره هی میگه فلان چیز رو بخر حتی شده با خانواده اش بیرون میریم آنها رو از طرفه خودش به حسابه جیبه من دعوت به رستوران و.... میکنه خلاصه تو هر زمینه ای خانواده اش رو ترجیح میده از اونا نمیخواد به من ارزش بزارن.توصیه من به عاشقاواقعا" درسته عشق عقل رو کور میکنه همه جوانب رو برای ازدواج بسنجید اول داشتن پول 2 بالانس بودن خانواده دختر و پسر یا در حد هم بودن3سعی کنید با آشنا وصلت کنید تا قریبه چون شناخت بیشتری دارید(اینا خیلی مهم اند).برای من هم دعا کنید.اگه در مرحله نامزدی بخواهیم بهم بزنیم دختر باکره باشه آیا به دختر مهریه ای تعلق میگیره؟
    پاسخ با نقل و قول

  18. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط kaboos,rahe shab,سلماء

  19. ارسال:10#
    star12 آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    در مورد مهریه باید بگم که چون ایشون باکره اند نصفه مهریه بهشون تعلق میگیره.
    تو مراقب آخرتت باش،
    دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.


    شاه مردان (ع)
    غررالحکم ح 2603 ص144
    پاسخ با نقل و قول

  20. پایان یا شروع دوباره؟!  سپاس شده توسط kaboos,m1392,rahe shab,سلماء

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •