تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




علاقه مند شدن به مردی غیر همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زلیخا
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

علاقه مند شدن به مردی غیر همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام . من زنی چهل ساله هستم . بیست ساله ازدواج کردم . مدت دو ماهه با آقایی آشنا شدم . تمام احساس و وجودم درگیر این رابطه شدم .من قبل ازدواج چهار ماه با پسری دوست بودم و با این حس آشنا هستم . مثل اون موقع حتی شدید تر عشق رو حس میکنم . نمیتونم خودم کنترل کنم .میخوام دلایل این حالمو پیدا کنم . لطفا کسی که تو این زمینه توی این تالار تخصص بیشتری داره رو به من معرفی کنید . ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط A@92,نرگس

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام. به همیاری خوش آمدید
    به نظر من شما که در این سن هستید و گرم وسرد و روزگار راچشیده اید نباید به این چیزها فکر کنید ببخشید که این حرف را زدم. آخه وقتی که شما متاهل هستید ارتباط با مرد غربیه واقعا درست نمی باشد و به نظر من باید این ارتباط پایان بدید و تمام فکرو ذهن شما زندگی خودتان باشدچون این رابطه ممکن هست تو زندگی شما تاثیر خیلی زیادی بگذارد. لطفا خوب فکر کنید.
    حالا در مورد این موضوع می تونید با دکتر عزیزی( مدیر تالار) و مشاوران عزیز هم در میون بزارید.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط A@92,anahid,elnaz.t,m1392,Maryam313,niloofarabi,Rosa,نرگس,ترنّم

  5. ارسال:3#
    samin66 آواتار ها
    با سلام
    رابطه شما در حال حاضر با همسر خودتون چطوره؟
    چند تا فرزند دارید؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط A@92,anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,نرگس

  7. ارسال:4#
    سلام . به همیاری خوش اومدید . من یه فیلمی دیده بودم تحت تاثیر اون فیلم خیلی علاقه مند بودم با افراد 40ساله درباره این احساس صحبت کنم . اما اما شما متاهلید . همینطور که توقع ندارید که همسرتون به شما خیانت کنن شما هم " موظفید " به ایشون وفادار بمونید . و اگر در زندگی با همرتون کمبودهای عاطفی وجود داره به نظر بنده بهترین راه اینه که در آرامش با همسرتون گفتگو کنید درباره ی نیازهاتون . بهتره اون آقا رو فراموش کنید . کاری نکنید که بعدها افسوس بخورید . اگه شما همسرتون رو به خاطر یه شخص غریبه رها کنید " صد در صد " روزی می رسه که این آقا هم شمارو رها خواهد کرد . زیرا همیشه این فکر در درونش وجود خواهد داشت کسی که از خانواده همسر و فرزندانش می گذره از من هم خواهد گذشت . لطفا" درگیر احساسات اشتباه نشید و زندگیتون رو تباه نکنید قطعا" خودتون هم می دونید این آشنایی کاملا" اشتباه بوده . بهترین راه اینه که تمام راه های ارتباطی به این آقا رو قطع کنید و تمتم توجهتون رو به همسرو فرزندانتون بدید . ارتباط شما با این شخص نه تنها زندگی شمارو تباه میکنه بلکه زندگی ایشون رو هم تباه خواهد کرد . شاید ایشون متوجه نیست که یقینا هم نیستن اما شما که بیدارید این رابطه رو خاتمه بدید . فقط افسوس نتیجشه


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  8. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,Rosa,نرگس,ترنّم

  9. ارسال:5#
    سلام از دوستانی که به مطلب من توجه کردن و برام پاسخ گذاشتند ممنونم .سوالاتی از من کردید که به اونها جواب میدم . من 2 فرزند دارم . در باره رابطه ام با همسرم با یاید بگم در مدت بیست سال هیچوقت شریک عاطفی نداشتم . بارها وبارها با هم صحبت کردیم هر بار بیشتر با دیدگاهها افکار احساسات عقاید سلایق متفاوت هم اشنا شدیم و فهمیدیم که چقدر از لحاظ شخصیتی از هم دوریم .ولی نیازها و خواسته های که براورده کردنشون وظیفه همسر به هم گفتیم ولی از طرف ایشون نیازهای من براورده نشده همیشه احساس تنهایی داشتم . من تلاش کردم نیازهای ایشون رو براورده کنم نمیدونم تونستم یا نه . ولی بطور کل ایشون از من راضیه . دوستان به من گفتن که کارم اشتباه اگه تردید در کارم نداشتم که با شما مشورت نمیکردم . من زنی هستم که تا دو ماه پیش اگه زنی همچین رابطه ای داشت میگفتم اون فاسده لطفا تا کفش کسی رو نپوشیدید و باهاش دو کیلومتر راه نرفتید درباره طرز راه رفتنش قضاوت نکنید . شما چیزهای درباره ی زندگی من میدونید . ولی من بیست سال گذشته رو و دو ماه اخیر و با تمام حواسم تجربه کردم . وشما این تجربه رو ندارید . شاید باورتون نشه دو ماه اخیر من کلی شعر گفتم در صورتی اصلا نمیدونستم همچین توانایی دارم . گفتید با دکتر عزیزی صحبت کنم لطفا بگید چطور این کارو بکنم . با سپاس.

    ببخشید من وارد نبودم پاسخ سوال دوستان رو با موضوع جدید وارد کردم .الان میخوام دومی رو delete چه جوری این کار رو کنم .مرسی از راهنماییتون .
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_07_23 در ساعت 16:18 دلیل: ترکیب پست های متوالی و حذف نق قول
    پاسخ با نقل و قول

  10. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط anahid,نرگس

  11. ارسال:6#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    نقل قول مهم نیست ، ناظم ها ویرایش میکنن

    خانم زلیخا ، شهوت و تنوع طلبی در تمام انسانها وجود داره. و هر شخصی با شرایط شما شدیدا به ایجاد یک رابطه که به تصوری نیاز های براورده نشدش رو جبران میکنه کشیده میشه.
    اما حقیقت این هست که شما زمانی میتونید از این رابطه ی جدید لذت ببرید و انتظار های خودتون رو براورده شده ببینید که در ارتباطی که دارید احساس امنیت کنید.

    تصور کنید همسر شما از موضوع مطلع بشه ، یا فرزند های شما موضوع رو بفهمن. تصور این مسائلی که بنده خدمت شما عرض کردم هم برای شما دشوار هست. اگر خدایی نکرده این رابطه به نزدیکی کشیده بشه ، چه عواقبی به دنبال خواهد داشت؟؟؟ که قطعا خواهد کشید.

    من کم ندیدم افرادی که در شرایط شما بودن و کار تا پای قتل هم پیش رفته.

    حالا سوال من این هست که این احساسات زیبایی که برای شما ایجاد شده ، واقعا چقدر ارزش داره؟؟؟ اینقدر که فرزند هاتون رو رها کنید ، همسرتون که اگر برای شما راضی کننده هم نبوده ولی حداقل پدر فرزند هاتون هست رو تا چه مرزی پیش ببرید؟؟؟

    اگر یکم فکر خودتون رو به دور از شراکت با شیطان به کار بگیرید کار اصلا به مشاوره نخواهد کشید

    من شرایط شما رو کاملا درک میکنم اما یکم فکر کنید....
    کمی فکر کنید
    پاسخ با نقل و قول

  12. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,Maryam313,نرگس

  13. ارسال:7#
    سلام
    خیانت........
    این کاری که شما میخوای بکنی اسمش دقیقا خیانته.
    خیانت زن به مرد آبروی اون مردو خانوادرو میبره زندگی بچه هارو مختل میکنه مخصوصا اگه دختر باشن یه ضربه جبران ناپذیر بهشون میزنه ...پس وقتی میبیند شرایطتتون اینجوریه شده به طلاق فکر کنید ولی به خیانت نه!!!!!!
    کلمه فاسدو به کار بردید فرمودید که قبلا تعریفتون از این کلمه چی بوده میشه بگید الآن به کی میگید فاسد؟؟؟؟؟شاید به زنی که همزمان با چند زن در ارتباطه درسته؟؟؟؟خدا نکنه مشکلتون به اونجا بکشه ولی من مطمئنم اگه روزی یک مرد نیاز عاطفیتونو برآورده نکرد و شما به مردای دیگه ای رو کردید تعریفتون دوباره از این کلمه تغییر خواهد کرد و دیگه به کسی که با چندین مرد در ارتباط هست فاسد نخواهید گفت...
    میشه درکتون کرد که چه زجریو توی این سال ها متحمل شدید از جانب مردی که همسر زندگیتون بوده و نتونسته بیشتر نیازای زندگیتونو برآورده کنه اما نه این نه هیچ دلیل دیگه ای این طرز فکر شماو تصمیمی که میخواهید بگیریدو توجیه نمیکنه...
    شما یه مادرید خاله من یه مادره 2 تا بچه معلول از لحاظ ذهنی داره جفتشونم داره با شرایط سخت یعنی با اینکه بیماری آسم و فشار خون و پادرد داره ولی بازم داره بچه هاشوبزرگ میکنه و بهزیستی نمیزاره در صورتی که مثل شما اصلا همسرش نمیتونه نیاز عاطفیشو برآورده کنه اما زلیخا خانم خاله من با وجود داشتن شرایط فوق العاده برای ازدواج مجدد به خاطر داشتن زیبایی فوق العاده و اصالت خانوادگی در دوران جوانیش و بعد از اون هم از همسرش جدا نشد به خاطر 2تا بچه معلول که به سختی مادرشونو میشناسن....
    این اوج فداکاری یه مادر ایرانیه و شما هم یه مادر ایرانی هستی پس به خاطر بچه هات سعی کن این رابطرو بهبود ببخشی...
    فرمودید قبلا راجع به شرایطتتون با همسرتون صحبت کردید و ایشونم قبول کردن کم کاری هاشونو ولی موفق نبودن نیازهای شمارو تا حدی برطرف کنن پ ایشون قبول دارن اهمال کاری هاشونو ولی موفق نبودن در برطرف کردن این موانع درسته؟
    پس بهتره اینبار با حضور یه مشاور کارو پیش ببرید تا سریعتر مشکلتون حل بشه.
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  14. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,Maryam313,rahe shab,نرگس

  15. ارسال:8#
    سلام...
    خوش اومدید....

    با اجازه تون ما روی شخص خود شما تمرکز میکنیم....فعلا اون آقا رو موقتا کنار میذاریم....همچنین همسر و فرزندانتون....ان شا الله در اسرع وقت به اونها و نظرات، حقوق و سایر مباحث میپردازیم...

    برگردیم به 20 سال قبل....
    زمانی که هنوز مجرد بودید
    از خودتون بگین....
    از انتخاب ها؛واقعیت ها؛ موقعیت ها ،توقعات ، همسر ایده آلتون ؛ خواستگارهاتون و اون حسی که نسبت بهش آشنا هستین!!!(دوستی با یک غیر همجنس)

    چرا این حس برای شما جذابیت داره؟ اگر بخواهین اون حس رو با متاهل بودن مقایسه بکنین نکات متفاوت چی ها هستن؟ اگر اون آقا رو با همسرتون مقایسه کنین چی؟
    پاسخ با نقل و قول

  16. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,Maryam313,PARSABARZEGAR,نرگس

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز

    نقل قول مهم نیست ، ناظم ها ویرایش میکنن

    خانم زلیخا ، شهوت و تنوع طلبی در تمام انسانها وجود داره. و هر شخصی با شرایط شما شدیدا به ایجاد یک رابطه که به تصوری نیاز های براورده نشدش رو جبران میکنه کشیده میشه.
    اما حقیقت این هست که شما زمانی میتونید از این رابطه ی جدید لذت ببرید و انتظار های خودتون رو براورده شده ببینید که در ارتباطی که دارید احساس امنیت کنید.

    تصور کنید همسر شما از موضوع مطلع بشه ، یا فرزند های شما موضوع رو بفهمن. تصور این مسائلی که بنده خدمت شما عرض کردم هم برای شما دشوار هست. اگر خدایی نکرده این رابطه به نزدیکی کشیده بشه ، چه عواقبی به دنبال خواهد داشت؟؟؟ که قطعا خواهد کشید.

    من کم ندیدم افرادی که در شرایط شما بودن و کار تا پای قتل هم پیش رفته.

    حالا سوال من این هست که این احساسات زیبایی که برای شما ایجاد شده ، واقعا چقدر ارزش داره؟؟؟ اینقدر که فرزند هاتون رو رها کنید ، همسرتون که اگر برای شما راضی کننده هم نبوده ولی حداقل پدر فرزند هاتون هست رو تا چه مرزی پیش ببرید؟؟؟

    اگر یکم فکر خودتون رو به دور از شراکت با شیطان به کار بگیرید کار اصلا به مشاوره نخواهد کشید

    من شرایط شما رو کاملا درک میکنم اما یکم فکر کنید....
    کمی فکر کنید
    سلام راه شب از این که به این موضوع من توجه کردید و برام مطلب نوشتید ممنونم . ببخشید دیر جواب میدم چند روز دسترسی به اینترنت نداشتم .چرا به من میگید تنوع طلبم ؟ مگه من چیزو داشتم که حالا ازش خسته شدم و دنبال نوع جدیدش میگردم . من شریک عاطفی نداشتم و البته شریک خیلی چیزها ی که همسر هر فردی باید باشه من نداشتم . نمیدونم خودتون ازدواج کردید یا نه حرفهای منو یه زنی که شوهر داره میتونه درک کنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme7393 نمایش پست ها
    سلام
    خیانت........
    این کاری که شما میخوای بکنی اسمش دقیقا خیانته.
    خیانت زن به مرد آبروی اون مردو خانوادرو میبره زندگی بچه هارو مختل میکنه مخصوصا اگه دختر باشن یه ضربه جبران ناپذیر بهشون میزنه ...پس وقتی میبیند شرایطتتون اینجوریه شده به طلاق فکر کنید ولی به خیانت نه!!!!!!
    کلمه فاسدو به کار بردید فرمودید که قبلا تعریفتون از این کلمه چی بوده میشه بگید الآن به کی میگید فاسد؟؟؟؟؟شاید به زنی که همزمان با چند زن در ارتباطه درسته؟؟؟؟خدا نکنه مشکلتون به اونجا بکشه ولی من مطمئنم اگه روزی یک مرد نیاز عاطفیتونو برآورده نکرد و شما به مردای دیگه ای رو کردید تعریفتون دوباره از این کلمه تغییر خواهد کرد و دیگه به کسی که با چندین مرد در ارتباط هست فاسد نخواهید گفت...
    میشه درکتون کرد که چه زجریو توی این سال ها متحمل شدید از جانب مردی که همسر زندگیتون بوده و نتونسته بیشتر نیازای زندگیتونو برآورده کنه اما نه این نه هیچ دلیل دیگه ای این طرز فکر شماو تصمیمی که میخواهید بگیریدو توجیه نمیکنه...
    شما یه مادرید خاله من یه مادره 2 تا بچه معلول از لحاظ ذهنی داره جفتشونم داره با شرایط سخت یعنی با اینکه بیماری آسم و فشار خون و پادرد داره ولی بازم داره بچه هاشوبزرگ میکنه و بهزیستی نمیزاره در صورتی که مثل شما اصلا همسرش نمیتونه نیاز عاطفیشو برآورده کنه اما زلیخا خانم خاله من با وجود داشتن شرایط فوق العاده برای ازدواج مجدد به خاطر داشتن زیبایی فوق العاده و اصالت خانوادگی در دوران جوانیش و بعد از اون هم از همسرش جدا نشد به خاطر 2تا بچه معلول که به سختی مادرشونو میشناسن....
    این اوج فداکاری یه مادر ایرانیه و شما هم یه مادر ایرانی هستی پس به خاطر بچه هات سعی کن این رابطرو بهبود ببخشی...
    فرمودید قبلا راجع به شرایطتتون با همسرتون صحبت کردید و ایشونم قبول کردن کم کاری هاشونو ولی موفق نبودن نیازهای شمارو تا حدی برطرف کنن پ ایشون قبول دارن اهمال کاری هاشونو ولی موفق نبودن در برطرف کردن این موانع درسته؟
    پس بهتره اینبار با حضور یه مشاور کارو پیش ببرید تا سریعتر مشکلتون حل بشه.
    سلام فاطمه از این که به موضوع من توجه کردید و نظرتونو گفتید ممنونم .گفتید که چرا طلاق نمیگیرم من بارها و بارها به این نتیجه رسیدم که این کارو بکنم و راجع بهش با همسرم صحبت کردم ولی اون به هیچ وجه قبول نمیکنه و با شناختی که از ایشون دارم و باتو جه به مطالعه خیلی زیاد ی که درباره احکام و قوانین طلاق تو کشور ما انجام دادم و صحبتهای که با چند وکیل کردم این کار برای من تقریبا غیر ممکنه تو کشور ما حق طلاق با مرده و دادگاه در شرایطی خاص این حقو به زن میده که من هیچ کدوم از اون شرایط رو ندارم . دوم اینکه من گفتم همسرم تفاوتهای خیلی زیادمونو قبول داره ولی کامی در جهت نزدیک شدن به من برنداشته من پانزده ساله کلاسهای مهارتهای زندگی میرم با اساتید زیادی در مورد رابطم صحبت کردم و راهکار گرفتم و به کار بردم والا تا حالا از اضطرابو افسردگی مرده بودم . همسرم رو هیچ وقت نتونستم راضی کنم باهم پیشه مشاور بریم چون اونارو قبول نداره .من خاله ی شمارو تحسین میکنم ایشون زن توانمند و مسئولیه من خودم بچه دارم و میفهمم رسیدگی به دو تا بچه معلول چقدر سخته . یه وقت آدم گرسنس و پول هم نداره غذا بخره اون موقع تمام تمرکزش روی رفع این نیازه حیاتیه ولی وقتی این موضوع رفع شد نیازهای دیگه ی خودشو میتونه ببینه خاله ی شما تمام انرزی و وقتو توانش صرف اون تا بچه س .

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی نمایش پست ها
    سلام...
    خوش اومدید....

    با اجازه تون ما روی شخص خود شما تمرکز میکنیم....فعلا اون آقا رو موقتا کنار میذاریم....همچنین همسر و فرزندانتون....ان شا الله در اسرع وقت به اونها و نظرات، حقوق و سایر مباحث میپردازیم...

    برگردیم به 20 سال قبل....
    زمانی که هنوز مجرد بودید
    از خودتون بگین....
    از انتخاب ها؛واقعیت ها؛ موقعیت ها ،توقعات ، همسر ایده آلتون ؛ خواستگارهاتون و اون حسی که نسبت بهش آشنا هستین!!!(دوستی با یک غیر همجنس)

    چرا این حس برای شما جذابیت داره؟ اگر بخواهین اون حس رو با متاهل بودن مقایسه بکنین نکات متفاوت چی ها هستن؟ اگر اون آقا رو با همسرتون مقایسه کنین چی؟

    آقای سجاد صالحی ممنون که به موضوع من توجه کردید . من قبل از ازدواج دختر ی پر ازشور و هیجان -شلوغ -جسور و نترس -با روحیه طنز بودم با صورت و فیزیک بالاتر از متوسط جامعه بین فامیل و دوستان به صفاتی که گفتم معروف بودم .شاید سن بیست سالگی برای خیلی دخترها سن مناسبی برای ازدواج باشه ولی برای من نبود من به بلوغ فکری مناسب نرسیده بودم از خودم و خواسته هام شناخت درستی نداشتم . ولی اینو فهمیدم پسری هم که باهاش مدت کوتاهی دوست بودم فرد مناسبی برای من نیست و در اوج خواستن با زجر خیلی زیاد توی اون سن کنارش گذاشتم هر چند اون خواستگارمم بود .خواستگارهای دیگه ای هم داشتم ولی اینو میفهمیدم که من امادگی ازدواج و قبول همچین مسئولیتی رو ندارم . ولی وقتی همسرم که بچه محل هم بودیم به خواستگاریم اومد جواب من کاملا نه بود ایشون وخانواده شون در مدت چهل روز بیش از سی بار به خواستگاری من اومدن . خانواده م ازشون خوششون اومد ولی من نه .این پا فشاری و خواهندگی همسرم برای خانواده ی من جالب بود مضاف بر ا ین وضع مالی همسرم به نسبت پسرهای هم سن و هم دوره ی خودش خیلی خوب بود . و اینکه میتونن دختر ذاتا پر شر و شور شونو به یه ادم معقول و بسیار منطقی ( من ادم بسیار احساسی بودم و هستم ) بدن و خیالشون از بابتش راحت بشه . یه روز که خونه نبودم اومدم دیدم دو تا خانواده تاریخ عروسی رو را هم گذاشتن خیلی گریه کردم ولی زورم بهشون نرسید . در دوره ی نامزدی تفاوتهاشو با خودم حس میکردم همیشه حس میکردم با یه پدربزرگ منطقی وفهمیده دارم صحبت میکنم نه یه جوونی که فقط باهاش هفت سال اختلاف سن دارم حس خوبی نداشتم نتونستم بهش علاقه مند بشم هیچ وقت برای من جذابیت مردانه نداشت و دیدگاهاشو قبول نداشتم . ولی بعد از ازدواج خیلی تلاش کردم عشقو به وجود بیارم اعتراف میکنم که موفق نبودم به خصوص که اون میخواست من شلوغ نباشم اروم باشم خانمانه رفتار کنم ابروشو نبردم با مزه نباشم اونجور که اون میخواد لباس بپوشم من هم سعی میکردم که توقعاتشو براورده کنم ولی سعی من بی حاصل بود و او همیشه از رفتار من ناراحت . .من کم کم از خودم فاصله گرفتم ولی افسرده شدم . این که اونی که هستی بده و باید یه کس دیگه بشی خیلی سخته . ولی اعتراف میکنم اون به گفته خودش منو دوست داشته و داره. امیدوارم جواب سوالهاتون داده باشم .
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_07_28 در ساعت 17:39 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  18. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  19. ارسال:10#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    من شما رو متهم نکردم ، فقط گفتم حس تنوع طلبی در همه ی انسانها وجود داره

    شما در خصوص طلاق تحقیقات لازم رو انجام دادید و به نتیجه ی جامع و درستی رسیدید ؛ تمام گفته های شما بر مبنای قانع کردن ما بیان شده ولی سوال اینجاست که آیا قانع شدن ما برای تصمیم درست گرفتن شما کفایت میکنه؟

    چقدر از تصمیمی که گرقتید مطمئن هستید که درست باشه و نتیجه ای که ممکنه در انتها برای شما داشته باشه چی هست؟؟؟

    چقدر از طرف مقابلتون مطمئن هستید که تا چه حد برای شما اهمیت قائله و تا کجا به پای شما خواهد سوخت؟؟؟ چیزی که مسلم هست انتهای رابطه ی شما با این آقا جدایی هست و این آقا باید برای ازدواج از شما جدا بشه، ( چون مرد ها خیلی سخت رابطه ی جنسی خانم ها رو با یک شخص دیگه قبول میکنن) شرایط روحی تون رو در روزگار جدایی چطور میبینید به نظرتون از قبل بد تر نمیشه؟


    من مشکلات شما رو کاملا درک میکنم و میدونم که چقدر سخته ، اما شما با حل کردن مشکلتون دارید یک مشکل جدید درست میکنید که عواقبش واقعا علامت سوال هست.

    پیشنهاد میکنم درباره ی این تصمیمی که گرفتید تحقیقات بیشتری کنید و تفکر کنید که »» اگر همسر شما متوجه ماجرا بشه و یا فرزند های شما از قضیه اطلاع پیدا کنند چه انگشت های اتهامی به سمت شما دراز خواهد شد؟؟ چه فشار عصبی به فرزند هاتون وارد خواهد شد ؟؟ ادامه ی زندگی تون با وجود اعتماد از دست رفته و جدایی دوست جدید تون به دلیل ازدواج خودش به کجا کشیده خواهد شد؟؟؟ و تعداد زیادی سوالهای بی جوابه دیگه!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  20. علاقه مند شدن به مردی غیر همسر  سپاس شده توسط m1392,سجاد صالحی

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •