تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات خانوادگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محمد حسین جلالی
آخرین ارسال:محمد حسین جلالی
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مشکلات خانوادگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    samin66 آواتار ها
    خب بنده فکر میکنم بهتره اول مشکل ارتباط شما با خانواده حل شه.
    اگر تمایل داشته باشید بیشتر در مورد این موضوع صحبت کنیم.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط محمد حسین جلالی,سجاد صالحی

  3. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    خب بنده فکر میکنم بهتره اول مشکل ارتباط شما با خانواده حل شه.
    اگر تمایل داشته باشید بیشتر در مورد این موضوع صحبت کنیم.
    حتما فقط من دایره لغاتم زیاد بالا نیست ولی چشم .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    samin66 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد حسین جلالی نمایش پست ها
    حتما فقط من دایره لغاتم زیاد بالا نیست ولی چشم .
    منظورتونو متوجه نشدم.

    چند تا سوال؟!
    تعریف شما از پدر و مادر چیه؟
    تعریف شما از خواهر برادر چیه؟
    اگه جای پدر مادرت بودی با پسرت چه جوری برخورد میکردی؟ همچنین با دخترت که شیطنت های خاص خودش رو داشت که گاهی باعث آزار اطرافیان می شد؟
    ممنون از همراهیت
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط محمد حسین جلالی

  6. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    منظورتونو متوجه نشدم.

    چند تا سوال؟!
    تعریف شما از پدر و مادر چیه؟
    تعریف شما از خواهر برادر چیه؟
    اگه جای پدر مادرت بودی با پسرت چه جوری برخورد میکردی؟ همچنین با دخترت که شیطنت های خاص خودش رو داشت که گاهی باعث آزار اطرافیان می شد؟
    ممنون از همراهیت
    خیلی ممنون از شما اولا که منظورم کاملا واضحه یعنی این که زیاد نمی تونم از کلمات قلمبه سلمبه استفاده کنم دوما اینکه این ها تعریف علمی و جهانی داره و من نباید تعریف کنم بلکه شما باید تعریف کنید و من در سن و سالی نیستم که به این سوال ها جواب بدم سوم اینکه شما اگاهی کا فی ندارید به جای اینکه راهکار بگید همش دارید سوالات بیخود و کلیشه ای می برسید که این اعصاب منو خورد می کنه البته نمی خوام شما رو مقصر بدونم ولی راهکار منظقی و درست ندارید

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    samin66 آواتار ها
    شما تمام موارد و مشکلات رو با هم بیان کردید. برای نتیجه گیری بهتر حتما باید اولویت بندی بشه و آرام آرام پیش بریم. همانطور که گفتم کار مشاوره یک کار زمان بر است که باید آرام آرام پیش بره. اگه دقت کرده باشید تو اکثر نوشته هاتون تلاشتون این بود که همزمان بتوانید همه مشکلات را در کوتاهترین زمان حل کنید که این غیر ممکن است و روند مشاوره رو کندتر از حد معمول می کند.
    ضمنا سوالاتی که بنده پرسیدم نیاز به تخحصص خاصی ندارد چرا که بارها نظیر این سوالات را از دانش آموز راهنمایی هم پرسیدم. بنده نمیخوام شما با کلمات بازی کنید. احساس و برداشت شخصی خودتون رو میخوام. من فقط به شما کمک کردم که اولویت بندی کنی و در وهله اول مشکل خانواده رو حل کنید. برای همین قبلش حتما باید تفکر شما رو درباره این سوالات بدونم. اگه فکر میکنید مشکل دیگه ای ارجحیت داره بفرمایید تا اول اونو حل کنیم.
    ضمن اینکه این تالار، مشاوره خصوصی هم داره. میتونید از آقای دکتر عزیزی وقت بگیرید. همچنین دوست عزیز میتونید صبر کنید تا دوستان دیگه هم بیایند و نظرشون رو اعلام کنند.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط محمد حسین جلالی

  9. ارسال:16#
    درود حالا که اصرار می کنید چشم تعریف من از بدر و مادر این است که در سختی ها بچه اش راتنها نگذارد و او را یاری کند به نظر من بدر و مادری موفق است که قبل از اینکه فرزندبه دنیا بیاد تمام فکر و ذکرشون خوشبختی و خوب تربیت شدن او باشد نه اینکه یه روز جا برنند و هم شرایط را برای فرزند و هم شرایط را برای خودشان سخت کنند من از بدر و مادر هایی که در این زمونه از خشونت استفاده می کنند حالا فرزند تو هر سنی که باشه و یا خیلی ناز و لوس یا اینکه بیخیال بدم می اید تا اینجا دیگه دوست ندارم بیشتر از این تعریف کنم بقیه هم بماند

    در رابطه با اینکه اقای دکتر عزیزی مشاوره خصوصی داره حضوری یا از طریق بیام خصوصی ؟

    دوستان الان نزدیک دو هفته اس کسی جواب ما رو نمیده !
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_08_11 در ساعت 17:33 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    samin66 آواتار ها
    سلام. لینک این قسمت را برای آقای دکتر عزیزی فرستادم. به محض اومدن، حتما باهاتون صحبت می کنند. ایشون احتمالا سرشون شلوغه که هنوز نیامدن.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط محمد حسین جلالی

  12. ارسال:18#
    سلام آقاي جلالي..من وضعيت شماروكاملادرك ميكنم امااول ازهمه آرامشتونوحفظ كنيدوسعي كنيددربرابرحرفاي دوستان وهم چنين من عصباني نشيد..دوستان ومشاورين فقط قصدكمك رودارندوراه حل پيش روتون ميزارن..شماتابه حال ازخانوادتون پرسيديدكه چرااينجوري باشمارفتارميكنن ياعلت كاراشون چيه؟تاحالاتونستيدبشينيدوب اهاشون به صورت منطقي حرف بزنيد؟پدرومادرتون مشكلي توزندگيشون ندارن يانداشتن كه روي اخلاقشون تاثيرداشته باشه؟آقاي جلالي هيچوقت نگيدمن ازخانوادموپدرمادرم متنفرم ممكنه همچين فكري داشته باشيدقبول دارم امادرنهايت همه ما عضوخانواده ايم حتي اگه احساس تنفركنيم بازهم ته ته دلمون به خانوادمون وابسته ايم وقتي دوربشيم به دليل همون وابستگيا ي جوري بازبه خانوادمون مرتبط ميشيم..آقاي جلالي الان كه فرصت داريدسعي كنيدنفرتوازبين ببريد چون ممكنه ي روزي برسه كه ديربشه واون موقع براي پشيمون شدن خيلي ديره..تعدادي ازمشكلات شماروخودم هم داراميباشم..آقاي جلالي ي سوال تابه حال فكركرديدكه پدرتون اگرشمارودوست نداشت اونروزكه فراركردين ايشون باماشين دنبالتون اومدن؟اگه پدرتون شمارودوست نداشت ميزاشت به راهتون ادامه بديدفراركنيد..تابه حال فكركرديداگرهمين خانواده رونداشتين سرازكجادرمياوردين وضعتون چي بود؟تابه حال باخانوادتون پيش مشاوره رفتيد؟رفتاراي پدرومادرتون گرفته ازرفتارهاوويژگي هتاي پدرمادرشونه پس سعي كنيدباهاشون كناربياييد..همونطوركه من كناراومدم..شمامطمئنيدي روزي كه خودتون بچه داربشيد همچين رفتارهايي بااون ندارين؟ونوشته بودين كه بين پدرومادرتون دعواهايي تابه حال رخ داده چندباري پدرتون ازخونه رفته درسته؟دعواشون سرچي بود؟پدرومادرتون باهم مشكل دارن؟بامن صادق باشيدچون من هم مشكلاتي مثل مشكلات شمارودارم..سعي كنيداگرنميتوانيدبين خودتونوخانوادتون رابطه خوب ايجادكنيدبه درس خوندن ادامه بديد وبراي آيندتون تلاش كنيدتمومه تمركزتونوبزاريدبراي آيندتون ورفتارهاي خانوادتونوناديوه بگيريدبااين تفكركه كه اگرشماتلاش كنيد براي خودتون آينده ي خوبي ميسازيدو مستقل ميشيد وازپيش خانوادتون ميريد..تابه حال خانوادتون رفتاري نداشتن باهاتون كه شمااونومحبت تلقي كنيد؟يارفتارشون نست به خواهرهاتون هم همينطوره؟توكلتون به خداباشه نمازبخونيدودعاكنيدقرآن بخونيدبهتون آرامش بديدومطمئن باشيدكمك زيادي بهتون ميكنه خداخودش حلال همه مشكلاته..اينهاتنهانظراتم بوداميدوارم ناراحت نشيد..
    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط محمد حسین جلالی

  14. ارسال:19#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ك.ف نمایش پست ها
    سلام آقاي جلالي..من وضعيت شماروكاملادرك ميكنم امااول ازهمه آرامشتونوحفظ كنيدوسعي كنيددربرابرحرفاي دوستان وهم چنين من عصباني نشيد..دوستان ومشاورين فقط قصدكمك رودارندوراه حل پيش روتون ميزارن..شماتابه حال ازخانوادتون پرسيديدكه چرااينجوري باشمارفتارميكنن ياعلت كاراشون چيه؟تاحالاتونستيدبشينيدوب اهاشون به صورت منطقي حرف بزنيد؟پدرومادرتون مشكلي توزندگيشون ندارن يانداشتن كه روي اخلاقشون تاثيرداشته باشه؟آقاي جلالي هيچوقت نگيدمن ازخانوادموپدرمادرم متنفرم ممكنه همچين فكري داشته باشيدقبول دارم امادرنهايت همه ما عضوخانواده ايم حتي اگه احساس تنفركنيم بازهم ته ته دلمون به خانوادمون وابسته ايم وقتي دوربشيم به دليل همون وابستگيا ي جوري بازبه خانوادمون مرتبط ميشيم..آقاي جلالي الان كه فرصت داريدسعي كنيدنفرتوازبين ببريد چون ممكنه ي روزي برسه كه ديربشه واون موقع براي پشيمون شدن خيلي ديره..تعدادي ازمشكلات شماروخودم هم داراميباشم..آقاي جلالي ي سوال تابه حال فكركرديدكه پدرتون اگرشمارودوست نداشت اونروزكه فراركردين ايشون باماشين دنبالتون اومدن؟اگه پدرتون شمارودوست نداشت ميزاشت به راهتون ادامه بديدفراركنيد..تابه حال فكركرديداگرهمين خانواده رونداشتين سرازكجادرمياوردين وضعتون چي بود؟تابه حال باخانوادتون پيش مشاوره رفتيد؟رفتاراي پدرومادرتون گرفته ازرفتارهاوويژگي هتاي پدرمادرشونه پس سعي كنيدباهاشون كناربياييد..همونطوركه من كناراومدم..شمامطمئنيدي روزي كه خودتون بچه داربشيد همچين رفتارهايي بااون ندارين؟ونوشته بودين كه بين پدرومادرتون دعواهايي تابه حال رخ داده چندباري پدرتون ازخونه رفته درسته؟دعواشون سرچي بود؟پدرومادرتون باهم مشكل دارن؟بامن صادق باشيدچون من هم مشكلاتي مثل مشكلات شمارودارم..سعي كنيداگرنميتوانيدبين خودتونوخانوادتون رابطه خوب ايجادكنيدبه درس خوندن ادامه بديد وبراي آيندتون تلاش كنيدتمومه تمركزتونوبزاريدبراي آيندتون ورفتارهاي خانوادتونوناديوه بگيريدبااين تفكركه كه اگرشماتلاش كنيد براي خودتون آينده ي خوبي ميسازيدو مستقل ميشيد وازپيش خانوادتون ميريد..تابه حال خانوادتون رفتاري نداشتن باهاتون كه شمااونومحبت تلقي كنيد؟يارفتارشون نست به خواهرهاتون هم همينطوره؟توكلتون به خداباشه نمازبخونيدودعاكنيدقرآن بخونيدبهتون آرامش بديدومطمئن باشيدكمك زيادي بهتون ميكنه خداخودش حلال همه مشكلاته..اينهاتنهانظراتم بوداميدوارم ناراحت نشيد..
    ممنون دوست عزیز بابت درک کردن بنده ( البته خیلی ها این رو میگن ) امیدوارم ناراحت نشید ولی خیلی کلیشه ای و تکراری حرف می زنید و اگر یک آدمی که مشکل عصبی داره این حرف ها رو بشنوه تو روحیه اش تاثیر بدی داره ! شما واقعا دوست داشتید که منو رها کنه ؟! شما مطلبو کامل بخون تا متوجه شی که فبلش چه اتفاقاتی افتاده ! بعد هم مشکل من یجوریه که افراد کمی بتونند درکش کنند ! (همش به حرف که نیست ! ) شما نمی دونید که در زندگی بر من چه گذشته ! حتما باید جای من باشی تا متوجه شی ! واقعا هم حق داره که جامعه مون پیشرفت نکنه ! ببخشید که یه مقدار تند رفتم قصد بدی نداشتم ! ترجیح می دم که همین قدر حرف بزنم !
    پاسخ با نقل و قول

  15. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط ك.ف

  16. ارسال:20#
    آقاي جلالي بابط اين گفتم دركتون ميكنم چون خودم هم همچين مشكلاتي دارم وخانوادم دقيقابرخوردشون نسبت به من مثل برخوردخانواده شمانسبت به شماست خانواده من هم هرازگاهي مثل خانواده شماميگن كه الان زنگ ميزنم بهزيستي بيادببرتت يازنگ ميزنيم به خانواده پدريت تابيان ببرنت..اگه تاثيربدي گذاشته حرفام معذرت..اماواقعاوضع شمابهترازمنه چون من پدرموهم ازدست دادم دقيقادرسن هفت سالگي ازدستشون دادم وغم ازدست دادن پدر فزون برمشكلات من باخانوادم شده من دوست نداشتم شمارورهاكنه منظورم اين بودكه اگه دوستتون نداشت رهاتون ميكرد واينكهاومده دنبالتون نشونه دوست داشتنه..من مشكلات خودموخانوادمو كمي كمتركردم بااين راه كه رفتم بيرون ازخونه ودرحالي كه قصدفرارنداشتم به خانوادم زنگ زدموگفتم من ديگه به اون خونه برنميگردم وبعدازظهرباكلي شرط برگشتم خونه البته تغييرچنداني نكردم اماباهمون كارم متوجه شدم دوستم دارن بااينكه اذيتم ميكنن بااينكه ازخانواده شمابدتربرخوردميكنن..به هرحال ديگه حرفي ندارم ومعذرت اگه ناراحتتون كردم ..همچين قصدي نداشتم..اين حرفاروزدم فقط براي اينكه متوجه بشيدوضع من ازشمابدتره وميگم دركتون ميكنم واقعادرك ميكنم همين..زندگي به كام بدرود..
    پاسخ با نقل و قول

  17. مشکلات خانوادگی  سپاس شده توسط محمد حسین جلالی

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •