تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مطالب خنده دار زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:rahaii
آخرین ارسال:combatan
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مطالب خنده دار

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    rahaii آواتار ها
    ایرانسل در آینده ای نزدیک:
    مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خوبن؟
    بچه کوچولو چه طوره؟ الهی ایرانسل قربونش بره
    مشترک گرامی یه طرح دارم پاییزه یکی سیم کارت بخر ، دوتا ببر
    یکی میاره در خونتون یکی می دم به عموتون یکی هم واسه عمتون !
    مشترک گرامی کاری باری نداری فعلا ؟
    قربونت ایرانسل !




    .................................................. .................................................. ........




    زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
    میگه: چون کندی سرعت دارین!
    گفتم اجرکم عندالله خیالم راحت شدیه خانواده از نگرانی در اوردی !
    پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!




    .................................................. ..................................................





    مژده مژده !

    با ارسال یک پیامک خالی به شماره‌ی بنده
    از مزاحمت تلفنی رایگان بهرمند شوید !




    .................................................. .......................................




    داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود
    و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
    رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
    آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد
    بهش گفتم :پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
    یدفعه دو دستی زد تو سرش
    و گفت :اصغر پس ننت کوووووووو؟؟!!!!




    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    روزی یک سیر و پیاز با هم دعوایشان می شود.
    سیر با عصبانیت به پیاز گفت: حیف که سیرم وگرنه می خوردمت!؟

    اولی:امروز بعدازظهر چه کار کنیم. دومی:بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر آمد می رویم سینما. اگر خط آمد می رویم فوتبال بازی می کنیم، اگر سکه لبه آمد آن وقت می رویم و درس می خوانیم!



    دیوانه ای لب چاه نشسته بود و می گفت: هفت هفت هفت... شخصی به او رسید و گفت: برای چه هفت هفت می گویی؟ دیوانه مرد را به چاه انداخت و گفت: هشت هشت هشت...! 



    پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچه ها و شروع کرد به پفک خوردن!عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟پیرزن با صدای بچگانه گفت:قاقامیخورم!عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر!!؟


    یکی از شاخص ترین مزیت های سیم کارت های اعتباری اینه که می تونی به بعضیا که حوصله شونو نداری بگی : “شارژ ندارم”







    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    rahaii آواتار ها




    (سوکس شم اگه دروغ بگم) سر سفره نشسته بودیم مامانم گفت برو اون فلفل ها رو بیار با آبگوشت بخوریم پا شدم آوردم تعارف کردم هیشکی نخورد بعد خودم یه دونشو خوردم از بس تند بود آتیش گرفتم بعد مامانم به بابام میگه مرد دیدی گفتم این فلفلا شیرین نیستن؟یه لحظه از شدت محبت اشک تو چشمام حلقه زد فک کنم شرایط من از بچه سر راهی گذشته در حد موش آزمایشگاهی روم حساب میکنن تو خونه




    .................................................. ............................................






    یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟گفت مرگ بگیری مردشور برده …الهی به تیر غیب گرفتار بشی…سرت به سنگ لحد بخوره …لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…








    .................................................. .............................................







    دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردنیعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردمو کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه  !









    .................................................. .................................................. ...... 









    روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم…و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !




    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    rahaii آواتار ها
     
    مشتری رستوران پیشخدمت را صدا زد و گفت: آقا مگر نشنیده اید که حرف زدن موقع غذا خوردن کار زشتی است؟
    پیشخدمت جواب داد: بله...شنیده ام.
    مشتری گفت: پس چرا این ماهی قرل آلا که برایم آورده اید، لب هایش دارد تکان می خورد؟
       ................................................ .................................................. 
    مریض گفت: آقای دکتر...لطفاً به من کمک کنید...من هر وقت سوار چرخ و فلک می شوم، صدای ماشین لباسشویی می شنوم!
    دکتر، گوش های مریض را معاینه کرد و گفت: نگران نباش جانم... درمان این ناراحتی، خیلی ساده است...هروقت می روی استخر، مواظب باش آب توی گوش هایت نرود!
     



     .................................................. .................................................. .....

     
    توی یک رستوران، مشتری عصبانی، پیشخدمت را صدا زد و گفت: من یک سوپ بدون نمک خواسته بودم...چرا این سوپ شور است؟
    پیشخدمت گفت:نگران نباشید قربان...این نمک نیست...شوره ی سر آشپز است!



     .................................................. ........................................  یک نفر به حمام می رود. آب جوش بوده با نعلبکی دوش می گیرد.


     .................................................. ................................................

     شادی:خواب دیدم مسافرت هستم.
    پروانه: من خواب یک غذای خوش مزه را دیدم.
    شادی: چرا به من ندادی؟
    پروانه: چون مسافرت بودی.
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    بیایم ساده ازهم نگذریم.‏ ‏.‏ ‏.‏ ‏ 
    گلدار ازهم بگذریم ‏..‏ 
    یا حتی راه راه یا چهارخونه !


    ‏خدا دوتا گوش داد ی زبون که یکی بگی 2‏ تا بشنوی؛ 
    البته برا مواقع ضروری ‏2تا دست و ‏2تا پاهم داده که اگه طرف خفه نشد انقد بزنی تا جونش دربیاد ‏.‏ ‏.‏ والااا ‏ 
    به نعمتهای خدا توجه داشته باشید دیگههه


    ی ماشین لباس شویی داشتیم انقد تکون میخورد که بنده خدا همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد ‏.‏ ‏


    یارو داشت بچشو میزد ، بهش میگن چرا میزنیش ؟ 
    میگه فردا کارنامشو میگیره منم فردا نیستم شهرستانم!

    یارو تو روزنامه آگهی زده روغن مار صد در صد ( گیاهی ) ! 
    خدایا تو رو به همین وقت قسمت میدم ، منو بکُش راحتم کن . . .



    دیدین صبحا که بیدار میشین 
    بعدش یه لحظه دوباره میخوابین 
    بیدار که میشی میبینی 30 دقیقه گذشته 
    حالا تابلو که 2 دقیقه بیشتر نخوابیدیا ! 
    فکر میکنن ما خریم ... !!!


    اهار چی میخوری ؟ مدرسان شریف 
    حالت خوبه ؟ مدرسان شریف ‏ 
    هوووی احمق ؟ مدرسان شریف 
    بیشعور با تو هستم ااا ‏..‏ ؟ مدرسان شریف 
    خر ؟ مدرسان شریف ‏ 
    نفهم ؟ مدرسان شریف ‏ 
    ‏--‏ 
    ‏--‏ 
    مدرسان شریــــف !‏
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    دخترانه دم بخت به ‏2‏ گروه تقسیم میشن ‏: 
    گروه اول ‏ 
    گروه دوم ‏ 
    این ‏2‏ گروه هیچ فرقی باهم ندارن ،‏ فقط تعدادشون زیاد بوده تو ی گروه جا نشدند ! ‏


    بچه که بودم فک میکردم گوزن ها شوهر اهو ها هستن ‏.‏ ‏.‏ ‏


    میگما مامان شما هم سیب زمینی سرخ شده هارو تا قبل از غذا تو اعماق کابینت ها قایم میکنه 



    پجر پجر ‏! ! من اومجم ‏.‏ ‏.‏ ‏ 
    پسر شجاع وقتی پدرشو صدا میکرد ‏‏=‏B


    کاربردهای مختلف «مردن» در فرهنگ بیانی ما: 

    برو بمیر: برو گمشو! 
    بمیرم برایت: خیلی دلم برایت می سوزد! 
    می میرم برایت: عاشقتم! 
    می مردی؟: چرا کار را انجام ندادی؟ 
    مردی؟: چرا جواب نمی دهی؟ 
    نمردیم و…: بالاخره اتفاق افتاد! 
    مردیم تا…: صبرمان تمام شد! 
    مرده: بی حال! 
    مردنی: نحیف و لاغر! 
    مردم: خسته شدم!



    حرف R همون حرف P هست فقط خسته بوده پاهاشو باز کرده ! 

    حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده ! 

    حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش کرده



    می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد ... 

    رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه ! 

    میگم : چرا همچین میکنی ؟ درش کنده شد ... 

    میگه : دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدیدی پیدا می کنم یا نه !!! 

    ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر .





    خانومه سر قبر شوهرش زار میزده: 
    دخترات کفش ندارن پسرت لباس گرم نداره خودم هیچی ندارم ‏‏;‏ 
    ابادانیه رد میشه میگه ولک این بدبخت مرده یا رفته دبی جنس بیاره ؟ ‏:‏|‏



    بعضی وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرقی ... 

    که یادت میره یه نفر منتظرته تا از دستشوئی بیای بیرون .



     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    دوست دختر قبلیم به خاطر اینکه بهم حرص بده، با دوست پسر جدیدش عکس انداخته فرستاده برای من
    .
    .
    .
    منم فرستادم برای باباش 





    مکالمه من با فک و فامیلامون پشت تلفن




    فک و فامیلمون: سلام خوبی؟
    من: مرسی شما خوبی؟
    + مرسی منم خوبم،تو چطوری؟
    -هی منم بدم نیستم،ی نفسی میره میاد،دیگه چه خبر؟
    + منم خوبم،تو خوبی؟
    - آره منم خوبم،راستی خانواده خوبن؟
    + فدای تو،سلام می رسونن،مامان بابا خوبن؟
    -آره اوناهم خوبن درگیر کار و بارن،اصله حالت چطوره؟
    +هی بدک نیستم،تو چی کارا می کنی؟
    - منم خوبم،دیگه می گذرونیم،چه خبرا از خودت؟
    +مرسی،تو چیکارا می کنی؟
    -منم خوبم فدای تو،کاری نداری؟
    +نه قربونت برم خیلی خوشحال شدم
    -منم همینطور،خدافظ
    +منم خوبم خدافظ

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    دیدین جدیدا دوستان تو اس ام اس حرف اول کلمات رو مینویسن منظورشونو میگن؟ 

    مثلا :سلام=س 
    خونه=خ 
    شارژ=ش 
    تو=ت 
    کجایی=ک 

    الان میترسم به یکی اس بدم :چخبر ؟کجایی؟ 

    اونم میده : " س خ ش ندارم ت ک ؟ "!!!!!! 

    چرا اینا نمیرن فضا با این همه خلاقیت؟؟؟؟؟



    کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده … 
    میگه : آره 
    میگم : بریزمش دور ؟ 
    میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!


    فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه 
    میگیم پا شو شلوارتو در بیار…



    یعنی این نوشابه کوچولوها بی خانواده محسوب میشن؟!!! 
    آخییییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییییی ییییییییییییییی ((

    دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم میگه:یه بسته گوشت از فریزر گم شده تو بر نداشتی ؟ 

    خب اخه مادر من،من گربه ام؟ سگ ام؟ درنده ام؟چی ام؟ که فکر کردی یه بسته گوشت خام ویخ زده رو برداشته باشم؟ 

    اصلا عشق مادرانه موج میزنه


    یه روز مخاطب خاصم ازم پرسید: چقد دوسم داری؟ 

    منم گفتم: حالا کی گفته من دوست دارم اصن!!!? . . . 

    هیچی دیگه رف مخاطب عام شد کصافط جنبه شوخی ام نداشت!




    مامانم اس ام اس داده شامت آماده ست، فقط دوتا لیوان برنج بریز تو پلوپز،40min بعدم زنگ بزن واست دوسیخ کباب بیارن  


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    قابل توجه اقایون:‏ ‏ 
    وقتی ی زن نظر شمارو میپرسه در واقعه نمیخواد نظرتون و بدونه فقط میخواد نظر خودشو با ی صدای مردونه هم بشنوه ‏.‏ ‏.‏ ‏



    شهرام شپره میگه:‏ خعلی خشکله یارم/‏ همینه مشکل کارم:‏| ‏ 
    مومن آخــــه اینم مشکله ؟ ؟ ‏ 
    تا باشه ازین مشکلا ‏.‏ ‏.‏ ‏ 
    مرتیکه مرفه بی درد اصن نمیدونه مشکل به چی میگن ‏:‏)‏‏



    ز آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه ‏،‏ میگم چقد شد؟ میگه ‏1000‏ تومن ! ‏ 
    میگم همش دوقدم راهه ‏1000تومن؟!‏ 
    میگه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه ! ‏:‏|‏



     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    rahaii آواتار ها
     

    دیوانه اولی: کی اومدی؟
    دیوانه دومی: پس فردا.
    دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
    دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.









    پسر کوچکى از مادرش پرسید: وقتى که من به دنیا آمدم تو کجا بودى؟
    در بیمارستان عزیزم.
    پدرم کجا بود؟
    البته در دفتر کارش.
    پدربزرگ و مادر بزرگ؟
    خانه خودشان، کجا مى‏خواستى باشند؟
    پسر بچه غرغر کنان گفت: همیشه همین طور است، هر وقت به خانه مى‏آیم، کسى نیست.









    یه مرد لنگ و یه مرد کور داشتن می رفتن که متوجه می شن یه دزد داره ماشینشون رو می بره. کوره به لنگه می گه من شماره شو یادداشت می کنم تو هم بدو دنبالش!





    یارو داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني





    مادر رو به پسر کوچکش کرد و گفت : من هیچ نمی فهمم چرا دستهای تو اینقدر کثیف است آیا تو هیچ دیده ای که دستهای من اینطور کثیف باشه ؟ پسر جواب داد : ولی مادر من ترا وقتیکه شش سال داشتی که ندیدم !




    یارو زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم . فروشنده میگه : به نام کی یارو میگه :آخ آخ ! واقعا ببخشید به نام خدا ٬ یه پیتزا می خواستم



    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •