تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دخالت خانواده همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فهیمه ص
آخرین ارسال:فهیمه ص
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

دخالت خانواده همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    مرسی از راهنماییتون.اما ما دقیقا این کارارو کردیم.البته نه با نوشتن و با این سبک علمی.ما با هم حرف زدیم.بهش گفتم توقعاتم از تو و خانوادت چیه و اونم همینطور.شوهرم فوق العاده توقعیه و من این موضوعو با خانوادم مطرح کردم.هربار که خانوادم ناخواسته کاری می کنن که شوهرم دلخور می شه من سریع بدون اینکه شوهرم بفهمه که من گفتم ،بهشون می گم و خانوادم کاری می کنن که از دلش در میاد.توقعاتی که وقتی بهش می گم اگر از طرف من باشه را اونوقت می گی حساسیت بی مورد از خانواده من.من وقتی تو خانوادشون رفتم سعی کردم باهاشون خودمونی بشم.اما دیدم اونا پسرشونو می خوان و نه عروسشون.شایدم وقتی می دیدم چقد هوای اون عروسشونو دارن و به من یک ششم اونم اهمیت نمی دن.من اگر جاری ای نداشتم که انقد خانواده بینمون فرق بذارن اصلا دلخور نمی شدم.مادر شوهرم وقتی جاریم نیست با من خیلی خوبه به محضی که جاریم میاد دیگه به من توجه نمی کنه.البته انقد فهمم می کشه که بدونم جاریم باهاشون تو یه شهره و با هم صمیمی ترن.اما از اینکه تصمیم گیری تو زندگی ما می کنن ناراحتم.چرا جاریم تو هر مناسبت راحته که با خانواده خودش باشه و من اینطورم؟وقتی به شوهرم می گم وقتی برادرت ازت می پرسه عید با هم کجا مسافرت بریم بهش بگو ما برنامه خودمونو داریم نگو بهش بعدا میام با هم برنامه می ریزیم.تو مستقلی.میگه بهش نگفتم که باهاشون می ریم.کل عیدو جاریم با خانوادش اومدن تهران خونه ای که اصلا کسی توش نبود(خواهرش به دلیل کار تو تهران یه خونه داره)ینی همشون بجز خواهرش ساکن شهرستانن.از روز اول نوروز تا 10 نوروز. اونوقت من باید 4 عید برم عید دیدنی پدرو مادرم.از چیزایی که بیشتر دلخورم کرد اینکه اگر ما بریم خونه پدر شوهرم و ریخت و پاش باشه و وسایلمونو اینور و اونور بریزیم مادر شوهرم رو به بچه ها چنان جیغ و دادی می کنه که همه حساب کار دستشون میاد و منه 29 ساله وقتی خونشون می رم اگر بخوام چیزی بخورم یه بشقاب می دن دستم اما وقتی خونه ما میان...خدا روز بد قسمتتون نکنه.اصلا تو اتاق نمی شه رفت.پدر شوهرم روز آخر از بس آشغال به پاهاش چسبیده بود خودش از خجالت گفت جارو بده جارو بکشیم(البته تو اون 3 روز 2 بار جارو کشیده بودم) اونوقت شوهرم می گه هیچی بهشون نگو.ناراحت می شن.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام !
    مطالبتون رو با دقت خوندم !
    همه مسائلی که به نوعی باهاش دست به گریبان هستین و همچنین به نظر میاد شما هیچ تقصیری در به وجود اومدنشون دارین رو قبول دارم ولی یه سوال ؟
    به نظرت بهترین کار کدومه ؟ به نظر خودت چطور باید در مقابل این چنین رفتارهایی ایستاد ؟ چطور میشه همه حقوق اجتماعیت رو بطور کامل ازشون بگیری بدون اینکه توقع زیادی داشته باشی ؟(توجه داشته باشید منظورم این نیست که شما توقع زیادی دارید )
    چاره کار چیه ؟
    در ضمن تکالیفی که تو اپیک قبلی گفتم ارزش دوباره امتحان کردن رو داره البته با توجه به دستورالعملی که نوشتم !!!!
    شاد کام باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    دوباره امتحان کردم.شوهرمم گفت قبول داره که خانوادش دخالت می کنن.اما نمی تونه جلو دخالتشونو بگیره.گفت که نمی تونه باهاشون دعوا کنه.منم بهش گفتم قرار نیست دعوا کنه.گفتم با احترام کامل بهشون بفهمونه که مستقل شده.گفتم بی احترامی باعث می شه اونام راحت تر بی احترامی کنن.
    والا این سوالایی که شما پرسیدین دقیقا سوالای خودمه.من دوس دارم با خانواده شوهرم رفت و آمد کنم.اما دوس ندارم بی احترام بشم.3 روزی که خانواده شوهرم اومدن خونمون هر روزش یه کاری کردن که با تمام وجود ناراحتم کردن.باورتون نمی شه که غذا خورشت فسنجان گذاشته بودم،پدر شوهرم گفت:اه.آه.چه بوی گندی می ده.شما بودید چکار می کردید.من به شوهرم گفتم غذارو عوض می کنم.اما شوهرم نذاشت.من نمی تونم وقتی ناراحت می شم خودمو کنترل کنم و اخمام به هم نباشه.فرداشم وقتی مادر شوهرم نعلبکی از دستش افتاد و شکست اخمام به دلیل روزای قبل به هم بود و فک کرده من به خاطر یه نعلبکی بی ارزش ناراحت شدم که چندبار گفته می رم لنگشو می خرم که فهیمه انقد اخم نکنه.من واقعا نمی دونم باید با یک همچین آدمای سطحی نگری چکار کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام

    بنده هم باایجاد مرزها موافقم
    مرزهای درون   وبیرون خانواده باید مشخص وپررنگ باشه
    وقتی مرزمشخص باشه دیگران به راحتی نمیتونن وارد بشن ودخالت کنن
    البته ایجادمرز نباید طوری باشه که باعث مشکلات بیشتربشه
    البته معمولا بعدازازدواج مقداری طول میکشه که همسر احساس استقلال ازخانواده پدری خودش بکنه واین منوط به زندگی مستقل وکمی بافاصله از خانواده ها ازنظر مکانی می باشد
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    شما میگید من چکار کنم؟از خانواده شوهرم دور هستیم.اونا یه شهر دیگن ما یه شهر دیگه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    میتونین با همسرتون با هم به مشاوره حضوری برین ؟
    واقعیتش اینه که باید همسرتون گامی هر چند کوچیک رو برای مستقل شدن برداره ( منظورم استقلال روانیه )
    به همسرتون گوشزد بکنین که شرایط کمی رای شما غیر قابل تحمل شده و امیدوارین برای بهبود روابط کاری انجام بده .... بهش بگین که مرد خونه شمایین و در سخت ترین شرایط باید خانواده رو مدیریت بکنه ... بهش بگین که به مدیریتش نیاز دارید....بگین خانواده اش با این رفتارها حس دوست داشتنش رو به تحلیل میبره ...بهش بگین فشار روانی خیلی زیادی رو تجربه میکنین.....
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    با هم مشاوره رفتیم.قبل از عروسی.در دوره نامزدیمون.خانوادش دید بدی نسبت به مشاوره دارن.به من گفت یه زمانی این موضوع که پیش مشاور رفتیمو جلو خانوادم مطرح نکن.شوهرم می دونه که من اذیت می شم.اما می گه تحمل کن.می گه تو سخت می گیری.همش به من می گه تو کوتاه بیا.و در مورد جاریم از لحنش معلومه که می گه تو کوچیکی کن.اما وقتی بهش ی گم می خوای بیوفتم به پاهاش؟میگه من نمی خوام تو کوچیک اون بشی.تو خانمی کن.دیگه کلافه شدم. الان که از خانواده همسرم دوریم اوضاع خوبه.به محض اینکه یه تعطیلات پیش بیاد،همچین قشنگ واسمون برنامه ریزی می کنن.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    دوباره تعطیلی پیش اومد و خانواده همسرم هر روز زنگ می زنن که کی میایید؟
    البته اینم بگم که ما 2 هفته ای می شه که برنامه ریزی کرده بودیم بریم پیششون.
    اما من دلیل این همه دخالتو نمی فهمم.
    به شوهرم می گم شاید ما بخواهیم یه مسافرتی بریم اینا کارشون خوب نیست که هی می گن کی میایید.جالبه اگر ما خونشون باشیم و بخواهیم یه روزشو بریم شهرای اطراف هم اجازه نمی دن و نمی زارن بریم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •