تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جدایی از همسرم به درخواست بی دلیل وی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:saeid-fbi
آخرین ارسال:کوثر حبیبی
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

جدایی از همسرم به درخواست بی دلیل وی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز خوشحالم از اینکه با فردی صحبت میکنم که مشاوره میده و در یک حرفه باهم هستیم و همدیگرو درک میکنیم.

    سعید جان من شما را به خوبی درک میکنم که به فرد مقابلتان علاقمند هستین و عاشق ایشان هستین و این کلمه خانومم شما کاملا این موضوع را میرساند و به نوعی احساس تعهد نسبت به ایشان میکنید

    سعید جان اینکه گفتی مسائل شخصی هست و نمیشه بیان کرد و شما میخواهید اینا را جبران کنید ، اگه گفته بشه مطمئنم بهتر میشه به شما دوست عزیز کمک کرد

    همانطور که خودت میدونی سعید جان در مشاوره باید مسائل را بیان شود تا بتونیم بهتر و تخصصی تر به مراجعان کمک کنیم.

    این نکته خانم کوثری را من باز تکرار میکنم که ما ، چه پسر و چه دختر حق انتخاب داریم و میتوانیم تصمیم به ازدواج به فرد مقابل بگیرم یا اینکه از این انتخاب دست بکشیم و تمام کنیم. حالا این ارتباط یک روز باشه یا چند سال فرقی نداره.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  2. جدایی از همسرم به درخواست بی دلیل وی  سپاس شده توسط golpesar,کوثر حبیبی,سایا

  3. ارسال:12#
    سلام آقای برزگر واقعا اینجا خیلی خیلی عالیه و مشاوره ها و کمهاتونم واقعا مرهمی بر درد ما و همه جوناست

    در مورد ریزه کاری ها هم باید به عرضتون برسونم اتفاقای ریز و درشتی که افتاده در یه متن براتون میرستم
    تا هرکمکی مشه در حقم بکنید ممنون مشم آقای بازارگر خانوم حبیبی
    واقعا ممنون که به درد ما جونا میرسین
    خدایا هر روز التماست میکنم
    به حرمت این ماه دستمو بگیر خددااااااااااااااا.............. ..
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    آقای سعید کسی نخواسته با صحبتاش خودشو اثبات کنه اگه حرفی هم زده شده جز حقیقت نبوده ..
    چرا فرافکنی میکنید؟ چرا توهین میکنید ؟
    کسی که قصد داره با صحبتاش خودی نشون بده و تاپیکشو جلو ببره آقای گل پسر نیست شمایی لطفا شما برای کسی تاسف نخورید سعی کنید ادبیات خودتونو درست کنید.
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط کوثر حبیبی نمایش پست ها
    سلام

    در ابتدا باید بگم که صحبت های جناب برزگر کاملا درست و به جا بوده و شما دارین با قضیه احساسی برخورد میکنید و با صحبت های منطقی آقای برزگر با سوگیری احساسی و شخصی برخورد میکنید

    روش درست در مورد ازدواج و مراحلش همونی بود که آقای برزگر عنوان کردن

    در مورد نوع صیغه ی شما هم باید بگم صیغه تا زمانی که دختر اجازه از پدر یا کسی که سرپرستی اش رو به عهده داره ، نداشته باشه صحیح نیست

    شما راه رو اشتباه رفتین و کارتون درست نبوده و باید بپذیرید تا بتونید برای ادامه این مسیر تصمیم درستی بگیرید وگرنه ادامه دادن یک راه اشتباه باز هم اشتباه هست و در آخر مجبور میشید که بپذیرید پس این پذیرش رو برای خودتون به تعویق نندازید و سعی کنید از فرصت های باقیمانده درست استفاده کنید
    و حتما این رو مد نظر داشته باشین که دیگه رابطه ای با این فکر که محرم هستید نداشته باشین و تمام مرز هارو رعایت کنید

    شما اینجا هستین که راهنمایی بگیرین پس سعی کنید سد دفاعی در برابر صحبت ها رو بشکنید و راهنمایی ها و صحبت های دوستان رو منطقی برای خودتون تحلیل کنید تا به بهترین نتیجه برسید

    منظور از این "
    دوست عزیز هر یک از طرفین در هرسه دوران( آشنایی، نامزدی، عقد) میتوانند ازدواج را خاتمه دهند با این تفاوت که فقط در دوران عقد هست که طلاق گرفته میشود. در دوران آشنایی و نامزدی هیچ اجباری برای ادامه رابطه نیست و هر یک از طرفین حق انتخاب دارند. "

    این هست که همون قدر که شما برای زندگیتون حق انتخاب دارین و الان همه کاری میکنید که طرف مقابلتون رو به دست بیارید ، طرف مقابلتون هم حق دارن در جهت خواسته ی خودشون قدم بردارن و شما حق ندارید اون رو مجبور به پذیرش خواسته ی خودتون بکنید

    خوب شما در این جهت میتونید تلاش کنید ولی نمیتونید مجبور کنید کسی رو، و از اون جایی که رابطه ی شما شرعی و رسمی نیست شما فقط میتونید مثل یک خاستگار برای رضایت و جلب توجه ایشون اقدام کنید
    خب حالا در مورد مشکلاتی که بینتون بوده و باعث مشکل شده صحبت کنید که ببینیم چه کار میشه کرد
    سلام خوبید
    نمیودونم چطور باید توضیح بدم و از کجا ولی اجازه بدید اینطور بگم من از وقتی با این نامزدم آشنا شدم همه فکر و ذکرم این بوده و ترس که حالا چیکار کنم ازم راضیتر بشه و امروز چیکار کنم فردا چیکار کنم و تمرکز بیش از حد روی ایشون باعث شد از کار زندگی خودم فرصتهای زنگیم دور بشم و پیشرفت نکنم هیچ پس رفت هم بکنم دیدارهای ما که هر وقت میدیدمشون باعث شد هر روز عاشقتر از قبل بشم ولی من یه مشکل بزرگ داشتتم فکر میکردم من و ایشون که اینقدر به هم وابسته شدیم دیگه امکان نداره جدا بشیم به حرفاش زیاد احمیت نمیدادم و به کاراش یکی از کارهای خیلی خیلی خیلی مهمش دندونام بود کمی جلوتره میگفت برم سیم بزارم اما توجه نمیکردم اولش کم کم هر روز بشتر میشد تقریبا سه سال بهم میگه بکن میگفتم امروز فردا امروز فردا و اهمیت نمیدادم که دعوای اصلی و مهم سر این شروع شد که به حرفام ارزش قائل نیستی ولی اینکه مشکل اساسی داشته باشیم نه اما تا 2 ماه پیش
    چون تا دو ماه پیش به هم از گل کمتر نمیگفتیم
    ولی توی این دو ماه هر چی فوش و بد و بیا بود به هم گفتیم و ماجرا از اینجا شروع شد که پدرش گفته بود قسم میخورم دخترمو بهش نمیدم اینم که خیلی ایمان داشت دیگه سرد شده بود و نا امید که دیگه قسم خورده و حرف پشت گوش انداختنای من در واقعا قضیه (قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود) شد ولی این اختلافا هر روز بشتر میشد که رفتم پیشش اورد وسایلهارو تحویل بده هرچی بهش خریده بودم
    با هزار التماس و خواهش پسش گردوندم گفتم فرصت بده درس میشه این حرفا از من به کل نا امید شده به خاطر کارام و از یه طرف حرفهای باباش
    بعد اون وقتی برگشتم هر روز فاصلشو میخواست باهام کم کنه هر روز باهاش حرف میزدم
    هیچ راهی نداشت ولی خیلی خاستگار داره
    بخاطر اینکه من بهش سرد بشم به یکی اوکی میده و قرار بود بعد ماه رمضان عقد کنن مثلا به یکی قول داده بود به پسره من به طریقی فهمیدم و شک کردم فیس بوکشو هک کردم دیدم بببله از من بیخبر با یکی آشنا شده و باهاش حرف زده که از اون لحظه دعواهای ما شروع شد و شدیدو شدیدتر
    من چون عاشقش بودم میخواستم پسررو رد کنم برگردونم خلاصه بگم خیلی خیلی دعوا کردیم و نشونه هایی از پسره نشونش دادم چون می دونین از من ادم احمقتر و ساده تر گیر اون نمیاد یعنی به نظرم ادم ساده تر و دیوانه تر از منی هم نیست
    از خودمم متنفر میشم وقتی به خودم فکر میکنم
    چون با اینهمه کاراش بازم عاشقشم و عشقم ذره ای کم نمیشه
    خلاصه بگم ابجی داستان شروع شد داستانهای پر پیچ و خم که با اجازه چها اگه ناراحت نمیشم کمی خصصی تره و تنها بصورت ایمیل به خانوم حبیبی میگم اگه لازم باشه
    که قصه ما اینطور شد و حالا نمیدونم چیکار کنم ولی دو سه هفتست خودمو اروم کردم
    کم زنگ میزنم
    با ملایمت باهاش صحبت میکنم
    سعی میکنم اصلا دعوا نکنم و این ماه رمضون همه شبا دعاش کردم خدایا برگرده نظر کردم انواع نظر که بگین کردم
    به مشهد رفتم از امام رضا خواستم
    گفتم خدایا تورو خدا راضیش کن برگرده
    اگه خوبه که خیلی خوبه و توهم پشتمونی اگه مشکلیم داشت میدونی که چقدر عاشقشم بازم کمکم کن تا درست بشه
    من با دل پاکم یکبار عاشق شدم
    یکبار یکی رو خواستم
    همه زندگیمو به پاش ریختم
    همه زندگیم و دارو ندارمه
    همه چیزمو به روی همه چیز پا گزاشتم تا بهش برسم
    خیلی تلاش کردم خانوادمو راضی کردم خانواده اونو راضی کردم
    حالا داره ازم میره تورو خدا تو کمکم کن
    هر روز دارم این دعاهارو میکنم
    توروخدا شما هم کمکم کنید
    خدایا هر روز التماست میکنم
    به حرمت این ماه دستمو بگیر خددااااااااااااااا.............. ..
    پاسخ با نقل و قول

  6. جدایی از همسرم به درخواست بی دلیل وی  سپاس شده توسط کوثر حبیبی

  7. ارسال:15#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    خوبید آقای سعید ؟

    اگر نمیتونید اینجا عنوان کنید مشکلتون رو مشکلی نداره به صورت خصوصی بیان کنید

    در مورد توضیحاتی هم که تا اینجا دادین باید بگم که درسته مدت زیادی رو با هم بودین و وابسته ی هم شدین و جدا شدن سخته ولی باید بدونید که در ادامه این ماجرا، اگر میخواید که هم به شما و هم به خانم آسیبی نرسه و تصمیم درست رو بگیرید باید این روش برخورد رو کنار بگذارید

    و واقعا اگر قصد ازدواج دارین به صورت رسمی اقدام کنید و جز این راه و برخورد همراه با احساسات اشتباه هست

    بقیه صحبت هارو بعد از پیام شما ادامه میدیم
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •