تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نجات آدم های پوچگرا زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:omid_student
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 8

نجات آدم های پوچگرا

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    چند سالی هست که پوچگرا هستم
    همانند این درد،دردی ندیدم،دردی که همردرد اصلا نداره،درک نمیشه کرد خلاصه افسردگی کامل
    هر لحظه منتظر یه اتفاقی هستم تا منو از این دنیا ببره به کام مرگ
    چندین سال هست که همین وضعیت رو دارم
    خانمم ازم ناراحته
    البته دادشم هم پوچگراست
    فرقی نمیکنه هرکی پوچگرا باشه دهنش به عبارتی سرویسه
    از اونجایی که میدونم چنین بیماری درمان نداره ولی گفتم بیان کنم
    ببینم کسی درمانی راه حلی برای کم شدن از این بیماری خطرناک هست یا نه
    از دوستان مذهبی هم خواهش میکنم با قران و خدا نمیدونم از اینجور چیزا راه حل نشون ندن چون گفتم من یه پوچگرا هستم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    کسی که به پوچی رسیده باشه، براش فرقی نداره زندگی اش چطوری سپری بشه. ممطئن باشید تمایل شما به پیدا کردن راه درمان، یعنی زنده بودن امید درون شما و این مساوی است با عدم پوچ گرایی؛ چرا که یک فرد پوچگرا، امیدهاش هم پوچ هستند؛ چون اگر بهشون برسه یا نرسه فرقی براش نداره. اگر نرسه چیزی رو از دست نداده، و اگر بهشون برسه هم چیزی رو به دست نیاورده. البته همین جمله رو میشه با تفاسیر و نگاه های دیگری هم بیان کرد که فعلا جای بیانش نیست.

    میشه از شرایط زندگی تون بگید؟

    دقیقا چند ساله که احساس می کنید به پوچی رسیده اید؟

    چه اتفاقات و یا افکار و یا اقداماتی شما رو به این سمت سوق داد؟

    در اطرافتون دوستانی با این تفکرات داشتید؟

    کتاب های نویسندگان خاصی رو مطالعه کردید؟

    یا اینکه شخصا نتیجه گیری کردید؟

    در هر صورت، روند رسیدنتون به این وضعیت رو توصیف کنید.

    سوال بعد اینکه چی شد به فکر درمان افتادید؟ صرفا ناراحتی خانمتون یا اینکه دلایل دیگری هم هست؟

    الان به چه کاری مشغول هستید؟ اوقات شبانه روزتون چگونه سپری میشه؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. نجات آدم های پوچگرا  سپاس شده توسط fateme7393,niloofarabi,کوثر حبیبی,ترنّم

  4. ارسال:3#
    سلام ممنون از پیگیری
    دلیل اینکه تصمیم به درمان گرفتم این بود که خودم میدونم درمانی نداره ولی پوچگرا ها یه حسی دارن وقتی چیزی براشون مهم نیست سعی میکنن از فرصت های خوب
    استفاده کنن و میبینی توی اوج افسردگی یه دفعه حالت خوب شد در کل نمیشه به درمان این قضیه اعتماد کرد
    و همین دلیل بزرگش این هست که میدونم میدونم اخر عاقبت خوبی نداره وقتی توی 4 یا سال این همه داغون شدم فکر نکنم به 10 سال دیگه بکشه یه فرد کاملا پیر باشم
    این خیلی بده و برای همسرم و خانوادم بده
    توی خانواده ام داداشم که ازم کوچیکتر هست اون هم پوچگراست
    همدیگه رو خییییییییییییلی درک میکنیم ولی چه فایده من اونو درک میکنم عذاب میکشم اون هم منو درک میکنه عذاب میکشه
    پسر عمه ام پوچگرا بود خودکشی کرد بگذریم ما از این کارا نمیکنیم به خاطر خانواده
    من از همون اول که خیییلی نماز و روزه و خلاصه مسلمان تمام عیار بودم زیاد فکر میکردم به خیلی چیزا از قران که میخوندم فکر میکردم و بعد برام سوال شد
    رفتم سراغ تناقض های قران بعد سراغ شعرهای خیام و بعد صادق هدایت خلاصه اسفالت شد این دهنه ما
    من برنامه نویس نرم افزارم
    اگه این شغلم نبود من الان زنده نبودم چون اگه شغلم یه چیز دیگه بود فرصت فکر کردن فراوون بود
    به هر حال باز هم ممنون ایشالله کسی به دام این جور چیزا نیفیته
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    دلیل شما منو این جمله انداخت که:«هرگاه نا امید شدی، به خاطر بیاور که زیباترین صبحی را که تابه حال تجربه کردی مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمیدید.» و همینطور شعر:«پایان شب سیه سپید است».

    نوشتی که اهل نماز و روزه و خواندن قرآن بودی و برات سؤالاتی پیش میومد. خیلی فکر کردی و بعدش رفتی سراغ تناقضات قرآن! و متعاقب اون سراغ اشعار خیام و کارهای صادق هدایت! و نتیجه شد این

    خب، یکی یکی بررسی می کنیم. خیلی خوشحالم که اهل فکر بوده و هستی، چرا که قرآن همواره اهل فکر، عقل، علم و آگاهی رو ستایش می کنه. اینطور نیست؟

    هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ

    أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها

    أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً کَثيراً

    قرآن به نوعی داره داد میزنه که فکر کنید! تدبر کنید! تعقل کنید!

    در روایات هم داریم که: «تفكرُ ساعةٍ افضل من عبادة سبعین سنةٍ»

    پس شما یک انسان اهل فکر بودی و حتما الان هم هستی و ما از این بابت خیلی خوشحالیم.

    نوشتی که رفتی سراغ تناقضات قرآن!. آیا به دنبال جوابشون هم رفتی؟

    امروز از هر وسیله ای که فکرش رو بکنی، برای زدن ریشه دین داره اقدام میشه. دلایل بسیار زیاد و روشنی هم داره. جالبه کسانی که حتی نمیدونن تعریف تناقض چیه، میرن مقاله مینویسن درباره تناقضات خیالی که برای خودشون درست کردند. هر چه بیشتر این موارد رو بیان می کنند، ما بیشتر به دقت بیان قرآن می رسیم. مثال میزنم: میان میگن قرآن یه جا گفته انسان از خاک آفریده شده، یه جا گفته از خون لخته شده، یه جا گفته از مایع... و ... . بعد میگن این تناقضه!!!

    پاسخ به این شبهه رو از اینجا مشاهده کنید.

    تو منطق ارسطویی برای اینکه دو گزاره رو برای تناقض داشتن بررسی کنند، هشت پیش شرط لازمه: یگانگی در موضوع، یگانگی در محمول، یگانگی در زمان، یگانگی در مکان، یگانگی در شرط، یگانگی در اضافه، یگانگی در جزء و کل، یگانگی در قوه و فعل.

    شبهاتی که مطرح می کنند، برای کسی که اهل منطق باشه، پاسخ های کاملا روشنی داره

    بنابراین باید بررسی کرد که آیا شبهات مطرح شده، اصلا تناقض بوده اند یا نه؟ چقدر به دنبال پاسخ منطقی برای شبهات مطرح شده بودی؟

    میتونی مثال بزنی؟

    بعدش نوشتی که به سراغ اشعار خیام رفتی. مگه فهمیدن اشعار خیام به این سادگی هاست؟

    اولا در مورد خیام و اشعار نسبت داده شده به او صحبت بسیار هست و دوم فهمیدن و رسیدن به کنه معانی اشعار خیام، به این سادگی ها میسر نیست. مطلب زیر رو بخوان:

    گنجور

    ضمنا خود خیام میگه:

    از عالم کفر تا به دین یک نفس است
    وز عالم شک تا به یقین یک نفس است

    این یک نفس عزیز را خوش میدار
    چون حاصل عمر ما همین یک نفس است


    این اشعارش رو هم خواندی؟

    وقتی ذهن انسان مشغول منفی بافی میشه، تعابیر او از آنچه به ذهنش میاد هم در همون جهت سیر میکنه. جالبه بدونی که روانشناسان نشون داده اند که خُلق منفی بر حافظه هم اثرگذرا هست! یعنی زمانی که حالات خلقی ما منفی هست، تمایل داریم خاطرات منفی رو از ذهن فراخوانی کنیم. خب، در مورد شما هم به نظر من این امر کاملا اثرگذار بوده. شبهاتی برات مطرح شده، بعد به قول خودت رفتی سراغ تناقضات(البته نمیدونم چقدر دنبال پاسخ شون گشتی تا ذهنت آرام بشه)، بعد رفتی سراغ خیام(و ذهنت با اون شرایط تفاسیر خاص خود رو داشته) و بعد هم سراغ آ صادق خان هدایت!

    این سلسله مراتبی که طی کردی، توقف در شک رو برات رقم زده، در حالی که شک، به قول شهید مطهری، منزلگاه خوبی نیست، گرچه معبری خوب است:

    «عصر ما از نظر دینی و مذهبی خصوصاً برای طبقه نسل جوان، عصر اضطراب و دو دلی و بحران است. مقتضیات عصر و زمان یک سلسله تردیدها و سوال­ها به وجود آمده و سوالات کهنه و فراموش شده را نیز از نو مطرح ساخته است. آیا باید از این شک و تردید و پرس جوها که گاهی به حد افراط می رسد متاسف و ناراحت بود؟
    به عقیدة من هیچ گونه ناراحتی ندارد شک مقدمه یقین و پرسش مقدمه وصول و اضطراب مقدمه آرامش است. شک معبر خوب و لازم است هرچند منزل او توقفگاه نامناسبی است.»



    آدم وقتی تشنگی رو تجربه می کنه، آب رو در بیرون و واقعیت می یابه و عطشش برطرف میشه. به همین قیاس بدون وقتی شک در درون ناآرامت میکنه، میتونی یقین رو بیابی

    همینکه چیزی درونت میگه خانواده ای هست، علاقه ای هست، و اینها برات انگیزه هایی هستند، بدون که برای سوالاتت هم پاسخ هست و شک ات میتونه تبدیل به یقین بشه و از این وضعیت خارج بشی

    منتظر صحبت هات هستیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. نجات آدم های پوچگرا  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,ترنّم

  7. ارسال:5#
    ممنون از راهنماییتون ولی من گفتم خواهش میکنم برای من از قران و امثالش دلیل نیارید
    این بیماری با ایه و سوره و ... درست نمیشه
    به هر حال من به یه حقیقتی رسیدم حالا شعر های خیام رو بدونم یا نه یا صادق هدایت رو یا نه
    باید طرف این حس رو داشته باشه تا درک کنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_student نمایش پست ها
    ممنون از راهنماییتون ولی من گفتم خواهش میکنم برای من از قران و امثالش دلیل نیارید
    این بیماری با ایه و سوره و ... درست نمیشه
    به هر حال من به یه حقیقتی رسیدم حالا شعر های خیام رو بدونم یا نه یا صادق هدایت رو یا نه
    باید طرف این حس رو داشته باشه تا درک کنه
    من با توجه به این جمله شما:

    من از همون اول که خیییلی نماز و روزه و خلاصه مسلمان تمام عیار بودم زیاد فکر میکردم به خیلی چیزا از قران که میخوندم فکر میکردم و بعد برام سوال شد
    بحث رو قرآنی کردم. ضمن اینکه من دلیل قرآنی نیاوردم! صرفا چند آیه درباره تفکر و علم رو آوردم.

    روندی که شما طی کردید رو می خواهیم بررسی کنیم. سوالاتی که در ذهن انسان مطرح میشن، حتما در بیرون پاسخ های قانع کننده ای دارند.

    شما که اهل مطالعه و شعر هستید، برای من تعجب آوره که چرا به سراغ چند شعر خاص از شاعری خاص که در مضامین اونها بسیار بحث هست رفته اید و صرفا برداشت های خاص ازشون کرده اید. شعر زیر از مولانا رو خوانده اید؟

    روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

    از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
    به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

    مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
    یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

    جان که از عالم علوی است، یقین می دانم
    رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

    مرغ باغ ملکوتم، نی ام از عالم خاک
    دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

    ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست
    به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

    کیست در گوش که او می شنود آوازم؟
    یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

    کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟
    یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

    تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
    یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

    می وصلم بچشان، تا در زندان ابد
    از سر عربده مستانه به هم در شکنم

    من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم
    آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

    تو مپندار که من شعر به خود می گویم
    تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

    شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی
    والله این قالب مردار، به هم در شکنم

    آنچه من در پی اش هستم، چگونگی شکل گیری این پوچگرایی در شماست. آنچه از شما میخوام، بیان دقیق مسیری هست که پیمودید، تا متوجه بشیم چی شد که به قول خودتون به این پوچ گرایی رسیدید. شاید جایی از مسیر اشتباه طی شده باشه. اینطور نیست؟

    وگرنه مگه میشه انسان متفکری به دنیا بیاد و براش سوال پیش نیاد که من از کجا
    آمده ام؟ برای چی آمده ام؟ به کجا می روم؟

    آیا میشه این سوالات مهم پاسخی نداشته باشند؟
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_07_29 در ساعت 12:17
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  9. نجات آدم های پوچگرا  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,z.n

  10. ارسال:7#
    سلام
    راستش نمیدونم از کجا شروع شد
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_student نمایش پست ها
    سلام
    راستش نمیدونم از کجا شروع شد
    سلام

    ایرادی نداره

    دلایلی که فکر می کنید باعث شدند این افکار بر شما غلبه پیدا کنند رو بیان کنید.

    همینطور از احساساتتون بگید و افکار و حالاتتون. ما باید با شیوه ای که شما فکر می کنید بیشتر آشنا بشیم.

    با افکار و دغدغه های اصلی تون

    مسلما خیلی سخته اگر کسی اهداف پوچگرایانه در سرش باشه. ما میخوایم با این افکار آشنا بشیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. نجات آدم های پوچگرا  سپاس شده توسط کوثر حبیبی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •