تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیال یا واقعیت!!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nano
آخرین ارسال:nano
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خیال یا واقعیت!!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    nano آواتار ها
    با سلام وخسته نباشید چطور شروع کنم؟ یا از کجا رو نمی دونم؟ بزارید اول خودم رو معرفی کنم, دختری 23 ساله هستم فرزند چهارم (و یک برادر دارم یک سال از خودم کوچیکتره) خانواده فوق العاده ایی دارم همیشه همه ی امکانات برام فراهم بوده؛... خوب بزارید به همه ی مسایل اشاره کنم امیدوارم بتونم شرایط رو همین جوری که هست بیان کنم: از زمانی که خودم رو میشناسم(4سالگی) خیال پردازی می کردم نه در حد نرمال یه جورایی بیش از حد معمول؛ همراه این خیال پردازی بدونه اینکه بدونم..... یه جورایی خودارضایی می کردم.... من تا دوره راهنمایی نمیدونستم رابطه جنسی چی هست؟!!!!! چون دانش اموز زرنگی بودم و بر خلاف بچه های اقواممون همیشه شاگرد ممتازی بودم کسی تا به الان متوجه مشکلی یا چیز غیر طبیعی من نشده بود؛ شاید زمان زیادی خیال پردازی می کردم ولی زمانی که تنها نبودم شیطنت می کردم... که کسی متوجه عدم حضورم نبود یا بیشتر فک میکردن درس میخونم. من بزرگ می شدم و این رفتار های من بیشتر و بیشتر می شد همیشه از خودم ناراضی بودم و میخواستم تغییر کنم و همیشه می گفتم این بار واین بار درست میشم ولی نشدم تا پیش دانشگاهی هم توی درس و هم ورزش خوب بودم اما پیشرفت نمی کردم، توی دنیاهای خیالی خودم بودم. کتابهای روانشناسی میخوندم تا تغییر کنم روابط اجتماعیم بهتر شد ولی عادت خیال پردازیم بیشتر وبیشتر میشد رفتم دانشگاه؛ مجبور شدم ورزش رو ول کنم, 4سال هم گذشت؛ هر ترم درسهای زیادی افتادم و 9 ترمه شدم به شدت افت کردم؛ طبق عادت همیشگیم همیشه میخواستم ترک کنم یه زمانی قلبا می خواستم ولی الان حس میکنم از روی عادت می گم اینبار.... کمکم کنید از دست خودم کلافه ام، دانشگاه خراب کردم؛ 90 درصد یا بیشتر زمان بیداری تو فکرو خیالم هستم نمی خوام زندگیم رو اینجوری تباه کنم لطفا راهنماییم کنید..... خیال پردازی هام مثلا می تونه : بعد از دیدن یه فیلم یه شخصیت خودم اضافه می کنم و قهرمان افکارم میشم و چند روز بازسازی می کنم یا یه حرف باعث بشه شروع کنم به خیال. از دوره دبیرستان که با مسایل جنسی اشنا شدم گاهی اون خیال پردازی ها رو میکنم ولی نه زیاد.
    پاسخ با نقل و قول

  2. خیال یا واقعیت!!!!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    سلام...
    ممنون از توضیحات کاملتون...
    اسم جالبی رو برای موضوعتون انتخاب کردید.... احسنت...
    ولی یه سوال؟
    توضیحاتی که دادی صرفا به خیال پردازیتون اختصاص داشت....از واقعیت (خیال یا واقعیت!!!!) چیزی ننوشتین....
    ضمنا میشه بفرمایین تا بحال از چه راهکارهایی برای کنترل این افکار و غلبه بر اون استفاده کردید؟ کدامیک از راهکار ها موثر بودن......
    پاسخ با نقل و قول

  4. خیال یا واقعیت!!!!  سپاس شده توسط کوثر حبیبی,ترنّم

  5. ارسال:3#
    nano آواتار ها
    ولی یه سوال؟
    توضیحاتی که دادی صرفا به خیال پردازیتون اختصاص داشت....از واقعیت (خیال یا واقعیت!!!!) چیزی ننوشتین....
    ضمنا میشه بفرمایین تا بحال از چه راهکارهایی برای کنترل این افکار و غلبه بر اون استفاده کردید؟ کدامیک از راهکار ها موثر بودن......




    من تمام روز در حال خیال پردازیم؛ بعضی از خیال پردازی هام چیزهایی اند که امکان به واقعیت تبدیل کردنشون هست ولی در حال حاضر یا خیلی دورند یا تلاش بالایی می خوان, اینقدر توی فکر وخیال غرق شدم که گاهی باید فکر کنم این واقعیت یا افکار منه! زود متوجه می شم ولی چون خیالاتم با خاطراتم قاطی میشدن ناراحت و عصبی میشدم.
    الانم چند تا هدف انتخاب کردم اما شک دارم ابن اهداف به خاطر خیال پردازی موقت یا واقعی اند؟ نمی دونم اگه تو این مسیر قدم بردارم احساس خوبی دارم؟ اما بیشتر شک من به خاطر اینه که خیلی تلاش می خواد که تازه امکان کمی وجود داره بهش برسم، 2 تا هدف انتخاب کردم از اول تابستون تصمیم داشتم به طورجدی برای ارشد بخونم ولی بیشتز از نیم ساعت دوام نمی اوردم بعدش به خاطر خیال پردازی از جام بلند می شدم و دیگه نمی نشستم...
    هدف دوم که جرقش بعد از دیدن مسابقات والیبال به ذهنم رسید ( بیشتر بهش شک دارم) جرقه که نه یاداوری. این بود که دوباره رشته ورزشیم رو ادامه بدم البته در حد حرفه ایی.
    چون اون موفقیت حس خاصی بهم میده،
    برای کنترل افکار چند سالی کنترلی روش ندارم اما مثلاتا قبل از 5 سال پیش خیلی تلاش می کردم، ان زمان سعی می کردم کامل قطع شون کنم، اون دوران می گفتن افکارتو حین درس یادداشت کن خیلی جواب نمی داد شاید به خاطر این بود که من ادم عجولی هستم و اینقدر برای بال و پر دادن به افکارم شوق و ذوق داشتم که دامن از دست برفت....
    یا یه مدت سعی کردم توی زمان خاصی انجامش بدم ساعت خاصی ولی اینم چند روز دوام اورد
    موقع درس خوندن یه جمله مشاور تحصیلیم بهم گفته بود اون تا یه مدت برام خوب بود وتو کوتاه مدت جواب میداد : " حواستو جمع کن؛ اینجا باش" تمرکز انی ام بهتر می شد.
    و همون قدر که خیال پردازیم برام عادت شده ؛ گفتن ترک کردنش هم برای خودم متاسفانه عادت شده؛ وقتی به اون حس بد میرسم که از خودم و عادتم بدم میاد شروع میکنم به خوندن کتاب روانشناسی یا متن و... چند ساعت وقت میزارم بعد اول یک دوری مثلا تو خونه میزدم بعد بر می گشتم روز از نو....
    توی این 5سال بار ها و بارها خوردم زمین می گفتم ایرادی نداره اینا برای بلتد شدن و اوج گرفتن الزامی ولی دوباره....
    همش منتظرم و فک می کنم یکی از این شکست ها منو دگرگون میکنه،چند بارم گفتم نیاز به هیچ شرایطی نیست خودم تلاش می کنم که تهش به 2 ساعت ختم میشد
    چی کار کنم؟ اینقدر این افکار برام لذت بخشه که به خودم نمی تونم حالی کنم بده!!!!!! به مرور زمان تنبل و تنبل تر هم شدم
    یه چیز دیگه من بچگی خیلی کم رو بودم؛ اعتماد به نفس نداشتم فک می کردم خیلی زشتم ( تا همین چند ماه پیش همین فکر و می کردم اما الان به نظرم معمولی ام) این موضوع اخری بدجور روم تاثیر می ذاشت.

    چی کار باید کنم؟ خیلی از دست خودم ناراحتم لطفا کمکم کنید؟
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_08_10 در ساعت 23:58 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  6. خیال یا واقعیت!!!!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    سلام
    ببخشین چند روز نبودم....

    گفتین که جمله مشاور در تمرکز آنی تون تاثیر مثبت داشت... آیا باز هم همین تمرین رو ادامه میدین؟

    میخوام یه تکلیف براتون بدم ...البته یه شرط داره...اینکه نباید تا دو هفته کنار بذارینش....
    از همین لحظه یه کاغذ بردارین و ساعاتی رو که خیالپردازی میکنین رو دقیقا ثبت بکنین.. آخر هر روز با جمع کردن اون ساعات بنویسین در اون روز چقدر خیال پردازی کردید.... ضمنا باید اشاره بکنین که این خیالپردازی حول چه موضوعاتی بودن....بدون سانسور

    ضمنا در کنار این تکلیف شما باید یک کش هم به دستتون ببندین... هر وقت این خیالپردازی به سراغتون اومد بلافاصله اون کش رو بکشین و رهاش بکنین.... با درد مختصری که حس خواهین کرد افکار مشوش و خیالپردازیتون به مرور کمتر خواهند شد....

    موفق باشین...
    یادتون نره بعد 2 هفته حتما نتیجه رو در این تاپیک اعلام کنین
    پاسخ با نقل و قول

  8. خیال یا واقعیت!!!!  سپاس شده توسط ترنّم

  9. ارسال:5#
    nano آواتار ها
    اره ادامه میدم وگرنه نیم ساعت رو هم دووم نمی یارم!!! الان به طور معمول در حال خیال پردازیم اگه در روز 1 ساعت یادداشت کنم درس خوندم و 10 ساعت خوابیدم و 2 ساعت فیلم دیدم... 11 ساعت باقی مونده رو خیال پردازی میکردم....
    خیال پردازی هام همه چیز میتونن باشن.... مثلا یک فیلم ببینم و یه شخصیت بهش اضافه می کنم و اینقدر ادامه اش میدم که مثل اول برام لذت بخش نباشه... من یه خورده فراموشکارم سعی میکنم به برنامه ایی که گفتید عمل کنم تا 2 هفته دیگه نتیجه اش رو اطلاع میدم...
    این یک ماه اخیر بعد از اینکه دوتا هدف بزرگ تو زندگیم انتخاب کردم ( بهمن کنکور ارشد بدم و جدی شروع کنم به خوندن؛ و اینکه ورزشم رو حرفه ایی ادامه بدم...) 80درصد خیال پردازیهام مربوط به یکی از اهدافمه که می ترسم این هدفم (ورزش) که از 1ماه پیش دوباره برحسب یه سری مسایل اومد تو ذهنم هم یه خیال زود گذر باشه...
    5 سال پیش درست زمانی که میتونستم توی رشته ورزشیم پیشرفت کنم به خاطر کنکور ولش کردم و توی اردو های امادگی یه خاطر یه سری ترسها ( بچه های جدید؛ محیط ناشناخته یا کنکور...) ولش کردم وهمینطوری بی هدق مثل همیشه دوباره کلاس های قبلی خودم رفتم و یک ماه بعدش هم یکسال کامل کنار گذاشتمش...
    می خوام باهاتون روراست باشم میترسم انتخاب اینکه دوباره رشته ورزشیم رو ادامه بدم به خاطر شهرت باشه!!!!این فکر عصبیم میکنه به شکم می اندازه! البته من عاشق جمع صمیمی ورزشی گذشته بودم یه حس خوبی داره که عضو تیمی باشی با دوستات باشی البته دیگه اکثر دوستای قدیمیم رفتن....

    یه زمانی فکر میکردم هیچ استعدادی ندارم...چون به خاطر ترسم از شکست مدام می باختم ... فکر میکردم باهوش نیستم... توانایی و عرضه ی هیچ کاری رو ندارم... اما الان که فهمیدم عکسش صادقه فرصتهای زیادی رو از دست دادم!!! الان هم تردیدم اینه که دیگه دیر شده.... نمی تونم بین ورزش و درس یکیشو انتخاب کنم شاید به خاطر اینه که اکثر تصور خودم از اینده ترکیبی از هردوش بوده...
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_08_11 در ساعت 16:54 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  10. خیال یا واقعیت!!!!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  11. ارسال:6#
    nano آواتار ها
    سلام
    من چند روزی ساعت مطالعه ام رو یادداشت کردمو بقیه ساعت بیدار بودنم می شد خیال پردازی کردن تایم فیلم دیدن رو هم کم می کردم... کش اصلا تاثیری نداشت شاید یه بار یکی دو ساعت مقاومت کردم که بعدش اصلا تاثیری نداشت( شاید به خاطر این اخلاقم باشه که اگه کاری رو بخوام انجام بدم هیچ چیز مانع ام نیس تا زمانی که خودم واقعا بخوام)... بعداز اون چند روز به شدت خیال پردازی می کردم ( مثلا اگه 16 ساعت بیدار بودم بیش تر از 14 ساعت رو خیال پردازی می کردم) اوضام بهم ریخته.... یه پست دیگه با اسم غرق در خیال گذاشتم دیگه داشتم حس می کردم دیونه دارم میشم... یک هفته ایی مسافرت رفتیم همه بهم میگفتن چرا ساکتی؟ یه دفعه میدیدم تو جمع ام و افکارم غیر واقعی اند....
    الان نه میتونم خیالات رو کنار بزارم نه باهاش کنار بیام.......... من باید چی کار کنم؟ من چه اشکالی دارم؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    شما افکارتون رو کنترل میکنید؟ یا افکارتون شما رو با خودش میبره؟
    این افکار برای شما لذت بخش هم هست؟؟؟


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .


    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    nano آواتار ها
    بله از خیال پردازی هام لذت میبرم مسلما اینقدر حس خوبی در من ایجاد می کنه که گاهی حس می کنم سرشار از انرژی ام به هیجان میام...
    نمی دونم اکثر اوقات خودم با علاقه دنبالشون میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:9#
    rahe shab آواتار ها
    خوب حالا از این به بعد یه برنامه برای زندگی تون بریزید و در اون زمانی رو برای خیال پردازی هاتون بزارید، اما با این فرق که این خیال پردازی ها رو به صورت یک داستان بنویسید و این مطلب رو با اراده ی تمام به زمان در نظر گرفته منحوط کنید.

    بیکاری برای کنترل این موضوع خیلی بده تلاش کنید سرگرم کار هایی بشید که تمرکز نیاز داره

    این فرایند رو یک روز ادامه بدید نتیجه رو برای ما بنویسید.

    تشکر


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .


    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    nano آواتار ها
    من حدودا 4 ماه دیگه ازمون کارشناسی ارشد دارم. تابستونو با این افکار از دست دادم... پایم ضعیفه(درسامو پاس کردم)... هر روز برنامه میریزم . عمل نمی کنم در کنار درس ورزش می کنم... دو هفته دبگه مسابقات مهمی دارم توی این مورد هم از بقیه عقبم....
    سعی می کنم بنویسم تا فردا بهتون گزارش میدم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •