تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




منصرف شدن از طلاق.شروع دوباره زندگی... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahbobeh
آخرین ارسال:mahbobeh
پاسخ ها 9

منصرف شدن از طلاق.شروع دوباره زندگی...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به دوستان
    من متولد 69 و همسرم 65. سبک زندگی ما مذهبی هست. ایشون بر اساس عادت زمان مجردیش که با دخترهای متنوع رابطه داشته در زندگی مشترکمان با تعداد زیادی دختر چت میکردن هر روز و حداقل 200 مورد ارتباط تلفنی داشته! چند مورد هم مخ زنی در خیابان.
    بسیار اظهار ندامت کرده و برای جبران اشتباهاتش به من حق طلاق و رفتن به پیش مشاور و ترک استمناء و نماز خواندن که با وجود اعتقاداتش حوصله این کار رو نداشت!
    به همین علت من تصمیم گرفتم حداقل یک سال دوباره به زندگیم برای بار هزارم به علت واکنش بهتر و موثرتر برای بهتر شدنش داده فرصت بدم.

    حالا مشکلاتی که وجود داره:
    - ایشون به هیچ وجه از رابطه عاطفی برقرار کردن با من خوشش نمیاد. حتی از بوسیدن من به شدت امتنا میکنه. و نگرانی های ایشون برای من مثل رابطه خواهر برادری هست . رابطه زن و شوهری نیست.
    - با وجود ترک استمناء باز هیچ کششی به من نداره و علاقه ای برای ارتباط جنسی نداره

    - میگه از نگاه کردن خانم ها با این تپ و قیافه خیلی لذت میبرم. نمیتونم نگاه نکنم. و به شدت پیگیره در این قضیه. به دنبال جسارت و بی حیایی اصطلاحا میگرده و لذت داره براش.

    - همچنان به دنبال تصاویر خاص با خصوصیات بالا هست.

    - همه اینکارای گذشته هم در اوج مشکلات مالی کرده و اگر وضع مالی خوبی داشت به تداوم ارتباط هم تن میداد. چون میگه دخترا با کسی میچرخن که بتونه خرجشون کنه!

    - خواهرم از لحاظ حجاب و اعتقادات از من کمرنگ تره و ایشون میبینم به علت نیاز به رفت و آمد با دختر این سبکی و ایجاد حس آزادی یا هر چیزی سعی داره به نحوی با ایشون تنها بره بیرون به بهانه های مختلف. کس دیگری در اطرافم ندارم که اطمینان داشته باشم بهش تا همسرم بتونه با همین رفت و آمد ها آروم بشه. من همیشه برای بیرون رفتن و ... آمادگی دارم و میرم هر جا بگه ولی میگه چون با من احساس محدودیت میکنه فایده نداره. و وجود من اون حس شاید آزادی رو میگیره ازش

    -ایشون همه کارهای گذشته رو در شرایط متاهلی کرده و در کنارش به علت محدودیت مذهبی ظاهری خودش حتی رفت و آمد هاش و خیلی موارد دیگه در محیط های خیلی خیلی سالم بوده در ظاهر زندگیمون(یعنی اینجوری وانمود میکرد). و لی در باطن عادت کرده به محیط هایی که به دیده اون ناسالمه( مهمانی های مختلط یا پارتی و رفتن به جاهای پاتوق به علت جو متفاوتش مثله امیر چاکلت و قلیونی های مدرن و....). و وقتی خواستم جدا بشم ازش گفت نمیخواد این سبک زندگی رو که اومده با من ازدواج کرده. ولی از پسه خودش بر نمیاد.بی اراده هست.

    - در حال حاضر ایشون بیکار هست. و فراغت زیادی داره...
    من واقعا به راهنمایی بسیاری احتیاج دارم. نمیدونم برای حل این مشکلات چه کنم؟ اصلا میشه حس جسارت رو در روابط جنسیمون بیارم؟چون هیچ علاقه ای برای کارهای متفاوت با من نشون نمیده.برای حل مشکلات چه کنم؟کدام مشکل تهدیدی برای شکست مجدد میتونه زمینه ساز بشه؟
    اگر در حد و حدود اینجا نمیگنجه راهنمایی هاتون ممنون میشم در خصوصی پیغام بگذارین.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    ابتدا یه گله از دختران جامعه می کنم:
    واقعا اگر کسی این متن را میخواند و در ظاهر و پوشش کمی به اصطلاح خودشون راحت هستند یکم فکر کنند:
    ما در روان شناسی بحث انحرافات جنسی را دارم که اکثرش در مردها هست و در ایران هم افرادی هستند که چنین اختلالی داشته باشند.
    مثل اختلال فتیشیسم که بحث پا خیلی شایع تر هست.حالا خانم هایی که جوراب شلواری میپوشند و ساپورت میتونند طعمه چنین افرادی بشوند. یا بحث مالش دوستی که باز خانم هایی که لباس های تنگ می پوشند و اندام های بدنشون مشخص تر هست طمعه چنین افرادی هستند.
    با گشتن در سطح اینترنت هم میشه دید افراد بیماری که راه می افتند در خیابان و از پا و اندام دختران عکس و فیلم میگیرند و اونها را منتشر میکنند.
    و از طرفی دیگه هستند جوان هایی که مجرد هستند و شرایط ازدواج را به هر دلیلی ندارند و بالاخره در سنی هستند که هورمون های اونها در حاله فوران هستند و با دیدن زنان و دخترانی با این پوشش ممکنه دچار کار اشتباهی بشوند مثل خودارضایی، تجاوز، کودک ازاری و.....
    و باز هم از طرفی دیگر هستند مردهای متاهلی که با دیدن چنین پوشش هایی در سطح جامعه دچار انحراف می شوند و زندگیشون از هم می پاشه پس همه اونهایی که چنین پوشش هایی دارند در صورتی که باعث انحراف جوانی بشوند باید جوابگوی خداوند باشند.
    اما در رابطه با همسر شما:
    به نظر میرسه همسره شما سبک زندگی مذهبی ای ندارند. البته ممکنه خانواده مذهبی ای داشته باشند اما پسر نوح با بدان بنشست........
    ضمن اینکه خیلی از موارد این والدین هستند که با افراط و محدود کردن بیش از حد فرزندانشون اونها را از آنور بام می اندازند و باعث بوجود امدن مشکلات اخلاقی در وی میشوند.
    اینکه میگید ایشون براساس عادت دوران مجردیشون که با دخترها رابطه داشتند در زمان متاهلی هم چت میکردند و... اصلا توجیه خوبی برای اینکار نیست و امیدوارم چنین حرفی را جلوی خودشون نزده باشید چراکه این حرفه شما در واقع چراغ سبزی هست برای انجام چنین کارهایی در زمان تاهل
    یکی از ویژگی های افرادی که میخواهند ازدواج کنند داشتن بلوغ عقلی و تعهد نسبت به زندگی و همسرشون هست.
    اگر کسی در دوران مجردی اش کارهای اشتباهی را انجام داده این دلیل نمیشه همین کارها رو بعد از ازدواج هم انجام بده. هستند کسانی که بعد ازدواج با اینکه در دوران مجردی کارهای اشتباه زیادی انجام دادند نسبت به همسر و زندگیشون متعهد بوده اند.
    به نظر میرسه یکی از دلایلی که ایشون حداقل 200 مورد ارتباط تلفنی داشته و در عین متاهل بودن به اصطلاح شما مخ دخترهای دیگه را میزدند خوده شما باشید. یه فلش بک به گذشته بزنید و ببینید کجای کار قضیه را شل گرفته اید که نتیجه اش چنین چیزی شده.
    ضمن اینکه مردی که تنوع طلب هست و سبک زندگی غربی را الگوی خودش قرار داده همون بهتر که ازدواج نکنه و تا اخر عمرش درگیر عشق های یک روزه و هفتگی بشه.
    در رابطه با استمناء هم باید بگم که در این مورد نظر ایشون را هم باید دانست.آیا شما جذابیت جنسی را برای ایشون داشتید و توانسته اید ایشون را به نحوی که مطلوب خودشون هست ارضا کنید؟
    البته مردهایی هم هستند که توانایی ارضا شدن تا 3 بار پشت سر هم را دارند و چون بعد از یکبار رابطه جنسی ارضا نمیشوند تصمیم به خودارضایی میگیرند تا از این طریق به لذت جنسی برسند.
    در رابطه با علاقه عاطفی ای که گفتید ممکنه حس تنوع طلبی ایشون و مقایسه کردن شما با دخترانی که به اصطلاح بعضی ها مانکن هستند و... که در جامعه می بینند باعث شده باشه که ذائقه ایشون در این زمینه تغییر کنه و شاید(باز هم تاکید میکنم شاید) دلیل خودارضایی های ایشون هم این هست که چنین افرادی را در ذهن خودشان تصور میکنند و دست به این کار میزنند که بهش میگند زنای ذهنی.
    یه فرض دیگه ای را هم بیان میکنم:
    اینکه میگید دوست داره با خواهرتون بره تنها بیرون به خاطر پوشش و اعتقادات احتمالش هست که ذهنیتش تحت تاثیر ارتباط داشتن با دخترای مختلف که اکثرا هم افرادی با پوشش و ظاهرهای انچنانی هستند تغییر کرده باشه و بیرون رفتن با یک فرد با حجاب و سنگین و با پوشش مناسب را امل بودن و بی کلاس بودن بدانه. چراکه بودند مواردی که چنین طرز فکری در اونها شکل گرفته و در واقع جامعه سلیقه و ذائقه اونها را هم عوض کرده. کاری که امروزه کشورهای غربی با ماهواره و فیلم های هالیوودی سعی اش را دارند.
    در رابطه با کار هم یکی از شرایط مرد برای ازدواج داشتن استقلال مالی هست. حالا نه حتما اول زندگی ماشین و خونه و فلان قدر حقوق. حداقل در حدی که نشون بده داره در مسیر استقلال مالی قدم بر میداره و میخواهد مستقل بشه.
    به شخصه معتقدم مرد اگر کارگری هم کنه بهتره تا اینکه بی کار بشینه در خانه. چون هم باعث احساس سرافکندگی در وی میشه و هم ممکنه دچار اسیب های اجتماعی زیادی بشه مثل رفیق بازی و در ادامه اش انحرافات اخلاقی.
    بهتره از ایشون بخواید دست خودشون را جایی بند کنند. چراکه بیکاری برای مرد فاجعه است.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_30 در ساعت 22:57
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  3. منصرف شدن از طلاق.شروع دوباره زندگی...  سپاس شده توسط mahbobeh,SHAB,مهرسا62,النا18

  4. ارسال:3#
    سلام ممنون از توجه شما
    به هیچ وجه تاییدش نکردم و انقدر برام حرکتش زشت بود که علتی برای ترککردنش شده بود. من به طعنه نوشتم به عادت دوران مجردیش....
    ایشون اصلا در باطن مذهبی نیست. ولی به شدت روی حجاب من تاکید داره. و برای سنگینی برخوردم با آقایون بسیار احساس خوبی داره. خیلی روی آرایش من گیره و حتی من کرم پودر میزنم ناراحت میشه چه برسه .
    متاسفانه میگه به خود ارضایی عادت داره و حتی پوزیشن با همون حالت و با همه انتخاب میکرده! یعنی بیشتر از این کار لذت میبره تا نزدیکی!
    نه توانایی پشت هم ارضا شدن نداره. اجازه هیچ پوزیشن و کار اضافه ای رو نمیده. همش کار خودشو میکرد.
    متاسفانه مربوط به من نیست مشکل.کهکاش بود حداقل میدونستم چه کنم چه نکنم. با انحرافی که در خودش ایجاد کرده که تنوع طلبی و هوس که میتونست در جهت درست ازش استفاده کنه شده بلای زندگیمون.

    نه با خواهرم چون نامحرمه دوست داره بره بیرون. من کلا تیپ و قیافه خیلی بهتری دارم.خیلی به خودم میرسم هنوزم بعد سه سال همسرم میگه تو هنوز لباسای زیادی داری که من ندیدم مگه میشه.یا از حمام میام قبل از شونه کردن ریمل میزنم. به هیچ وجه خودمو کمتر از خانم های دیگه نمیبینم.بدون تعارف گفتم چون خودمو قبول دارم. و به این نکته توجه میکنم که به سلیقه ای که مردادوست دارند براش تیپ بزنم نه به دید خودمو سلیقه خانما.
    ولی بیفایده هست. انگار تعدد و فقط بی حیایی نامحرم جذبش میکنه.
    گفتم باید بره پیش روانپزشک تا ریشه ای حل کنه.ولی خودم چه کنم. این حس و با چه کارهایی براش تداعی کنم. چه هیجانی براش خوبه تا آروم بشه و قانع.

    متاسفانه هر چی میگم بی فایده هست حاضر به کارمندی نیست.دنبال پول زیاده و به تعداد موی سرم شغل عوض کرده. مثل پولدارار سعی داره بچرخه!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahbobeh نمایش پست ها
    سلام ممنون از توجه شما
    به هیچ وجه تاییدش نکردم و انقدر برام حرکتش زشت بود که علتی برای ترککردنش شده بود. من به طعنه نوشتم به عادت دوران مجردیش....
    ایشون اصلا در باطن مذهبی نیست. ولی به شدت روی حجاب من تاکید داره. و برای سنگینی برخوردم با آقایون بسیار احساس خوبی داره. خیلی روی آرایش من گیره و حتی من کرم پودر میزنم ناراحت میشه چه برسه .
    متاسفانه میگه به خود ارضایی عادت داره و حتی پوزیشن با همون حالت و با همه انتخاب میکرده! یعنی بیشتر از این کار لذت میبره تا نزدیکی!
    نه توانایی پشت هم ارضا شدن نداره. اجازه هیچ پوزیشن و کار اضافه ای رو نمیده. همش کار خودشو میکرد.
    متاسفانه مربوط به من نیست مشکل.کهکاش بود حداقل میدونستم چه کنم چه نکنم. با انحرافی که در خودش ایجاد کرده که تنوع طلبی و هوس که میتونست در جهت درست ازش استفاده کنه شده بلای زندگیمون.

    نه با خواهرم چون نامحرمه دوست داره بره بیرون. من کلا تیپ و قیافه خیلی بهتری دارم.خیلی به خودم میرسم هنوزم بعد سه سال همسرم میگه تو هنوز لباسای زیادی داری که من ندیدم مگه میشه.یا از حمام میام قبل از شونه کردن ریمل میزنم. به هیچ وجه خودمو کمتر از خانم های دیگه نمیبینم.بدون تعارف گفتم چون خودمو قبول دارم. و به این نکته توجه میکنم که به سلیقه ای که مردادوست دارند براش تیپ بزنم نه به دید خودمو سلیقه خانما.
    ولی بیفایده هست. انگار تعدد و فقط بی حیایی نامحرم جذبش میکنه.
    گفتم باید بره پیش روانپزشک تا ریشه ای حل کنه.ولی خودم چه کنم. این حس و با چه کارهایی براش تداعی کنم. چه هیجانی براش خوبه تا آروم بشه و قانع.

    متاسفانه هر چی میگم بی فایده هست حاضر به کارمندی نیست.دنبال پول زیاده و به تعداد موی سرم شغل عوض کرده. مثل پولدارار سعی داره بچرخه!
    سلام
    به نظر میرسه همسره شما برای خودش یک دنیای خیالی ساخته و داره در آن زندگی میکنه
    و در این دنیای خیالی داره با افرادی با ظاهر و تیپ مورد علاقه خودش رابطه جنسی برقرار میکنه(خودارضایی) و در خیال خودش فرد ثروتمندی خواهد بود و.... ایشون باید در واقعیت زندگی کنند. بلند پروازی و داشتن برنامه برای ثروتمند شدن خیلی خوب هست اما باید این واقعیت را هم قبول کرد که در حاله حاضر در جامعه ما اوضاع اقتصادی به نحوی هست که شغل کارمندی اگر پیدا بشه باید کلاهشون رو بندازند هوا.
    به نظر میرسه در حاله حاضر مراجعه کردن به یک روان شناس بالینی بهتر باشه تا روانپزشک.
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  6. منصرف شدن از طلاق.شروع دوباره زندگی...  سپاس شده توسط mahbobeh,SHAB

  7. ارسال:5#
    در حال حاضر دیگه خود ارضایی نمی کنه ولی باز از ایجاد رابطه با من اکراه داره!
    مطمئنم یک راهی هست تا همسرم و بتونم جذب کنم. آیا اگر من همچنان با ایشون رابطه برقرار نکنم ممکنه عادت کنه که به سمت من برگرده؟ چطور ممکنه بتونه یک ماه هیچ رابطه ای نداشته باشه در حالی که گرم مزاجه؟ تمام لذتش این بود که خودارضایی کنه و احتیاجی به من نداشت این حرف خودشه. ولی الان که این کارو نمیکنه چی؟
    الان چیزی که میخوام بفهمم در برخورد با یه همچین مردی که تنوع طلبه چه رفلکسی باعث میشه به سمت من برگرده نه اینکه از من کشیده بشه یا بتونه از هیز گریش دست برداره و آروم بگیره.
    حتی ابتدایی ترین کارا رو بفرمایین شاید من به فکرم نرسیده باشه .
    تمام اطرافیان من آدمای مذهبی ای هستن که ناخودآگاه تنازی و دلبری رو بلد نیستن و من هم ندیدم که متوجه بشم چه کاری مرد رو جذب میکنه. خیلی دنبال فیلم های خارجی ای بودم که ازشون ایده بگیرم ولی هنوز چیزی توشون پیدا نکردم چون فرهنگشون با ما متفاوته .
    مرد هم یک انسانه و جدا از امیال جنسی میتونه با محبت کسی رو دوست داشته باشه و از شرم تعهد و عشقش این کارا رو نکنه. ولی نمیدونم دقیقا چه فضایی ایجاد کنم که باعث نشه ایجاد آزادی کنه که بدتر راهش و گم کنه و یا چه محبتی باعث میشه بتونه از اینقدر بصری بودن کمی فاصله بگیره و به ندای قلبش هم گوش بده؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    sadaf21 آواتار ها
    سلام خواهرخوبم.
    تلاش شما برای بهبود وضعیت و تغییر شرایط بحران، قابل تحسینه. آفرین به شما که در صدد کمک به بهبود شرایط و رابطه با همسرتون هستید و علاقمند به تغییر وبدنبال حل مسئله هستید.با توجه به نوشته هایتان و مواردی که از همسرتون بیان کردید،لازمه شما به همسرتون فرصت دهید تا بتونه مجددا به شرایط قبل برگشت کنه منظورم تمایل به برقراری رابطه جنسی پیدا کنه.. ..
    مردان همیشه نمیتونن اقدام به برقراری رابطه جنسی کنن و در زمان های بخصوصی قادر به برقراری رابطه هستن.آنهم شرایط خاص خودش رو داره. انگیزه رابطه جنسی بعد روانی اش بمراتب بیشتر از بعد فیزیکی وجسمانی اش هست بنابراین تا همسرتون احساس شایستگی جنسی و خودپنداره مثبت از لحاظ جنسی پیدا نکند به برانگیختگی جنسی حاکی از رضایتمندی درونی نخواهد رسید که جمیع شرایط از جمله تأیید وپذیرش قلبی و واقعی ازطرف شما باید ابراز واظهار گرددتا تا این امر محقق شود.پس اینقدر نگران نباشید وعجله نکنید چرا که تعجیل در نتیجه گرفتن و ناآرامی شما شاید موجب اضطراب درهمسرتان گردد چه بسا نتیجه مطلوب را به تعویق اندازد.سعی نمایید شاد باشید با ظاهری آراسته و دلچسب ،رابطه صمیمی وگرم با همسرتان برقرار کنیدروحیه شاد و مهربانتان بسیار کمک کننده هست. موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  9. منصرف شدن از طلاق.شروع دوباره زندگی...  سپاس شده توسط SHAB

  10. ارسال:7#
    ممنونم صدف عزیزم حق با شماست من تو این شرایط عجله کردم.حتما صبر و حوصله نتیجه بهتری داره و شرایط بهتری برای همسرم ایجاد میکنه.
    clincal psychologist عزیز میشه توضیح بدین روانشناس بالینی در رابطه با مشکل همسرم چه میتونه کنه؟ چون شرایط مالیش خوب نیست در دو جلسه احساس ناامیدی کنه دیگه نمیره. هدف رفتنش برای ریشه ای حل شدن مشکلش و چی بازگو کنه تا زودتر یا حداقل بتونه نتیجه مثبت بگیره که به رفتنش ادامه بده؟

    واینکه دیدم مشکلات ما زیاده و بهتره یکی یکی حلش کرد و از شما عزیزان کمک گرفت. اول اینکه همسرم انسان دقیق و با برنامه ای هست. ومن هم به شدت در این قضیه دچار بی ارادگی هستم.اگر کتاب یا مطلب خوبی برای تقویت اراده دارید بفرمایین.
    به عنوان مثال به علت بی حوصلگی نمی توانم درس و مطالعه زبان و کار خانه و کار خیاطی ام را با هم انجام بدم و الان میخواهم کار بیرون و کلاس های مرتبط با کارم را هم اضافه کنم به این ها.
    یا در کار خانه به علت بی حوصلگی طول میدم و نمیتونم تند تند کارهایی که مد نظرمه انجام دهم. مرتبی بی نقص خانه برام اهمیت داره و این ضعف منو ناراضی میکنه از خودم و همسرم از این ناراضی بودن برای سرکوب من استفاده میکنه.
    یا وقتی میرم بیرون و سر ساعت باید برسم خونه چون همراهانم همیشه انسانهای بد قولی هستند من و هم بدقول کرده و همسرم ناراحت میشود.
    یا برای حاضر شدنم غر میزد و برای حل مشکل مانتوهایی دوختم که احتیاج به اتو نداشته باشد و آرایشی که زمان نبرد تا دیر نکنم و معطلم نشه ولی همه ی اینها منو به آدم دیگه ای تبدیل کرده و مدام استرس دارم و استرس درست و دقیق انجام دادن کارها احساس نفرت سطحی از همسرم در من میزاره.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahbobeh نمایش پست ها
    ممنونم صدف عزیزم حق با شماست من تو این شرایط عجله کردم.حتما صبر و حوصله نتیجه بهتری داره و شرایط بهتری برای همسرم ایجاد میکنه.
    Clincal psychologist عزیز میشه توضیح بدین روانشناس بالینی در رابطه با مشکل همسرم چه میتونه کنه؟ چون شرایط مالیش خوب نیست در دو جلسه احساس ناامیدی کنه دیگه نمیره. هدف رفتنش برای ریشه ای حل شدن مشکلش و چی بازگو کنه تا زودتر یا حداقل بتونه نتیجه مثبت بگیره که به رفتنش ادامه بده؟

    واینکه دیدم مشکلات ما زیاده و بهتره یکی یکی حلش کرد و از شما عزیزان کمک گرفت. اول اینکه همسرم انسان دقیق و با برنامه ای هست. ومن هم به شدت در این قضیه دچار بی ارادگی هستم.اگر کتاب یا مطلب خوبی برای تقویت اراده دارید بفرمایین.
    به عنوان مثال به علت بی حوصلگی نمی توانم درس و مطالعه زبان و کار خانه و کار خیاطی ام را با هم انجام بدم و الان میخواهم کار بیرون و کلاس های مرتبط با کارم را هم اضافه کنم به این ها.
    یا در کار خانه به علت بی حوصلگی طول میدم و نمیتونم تند تند کارهایی که مد نظرمه انجام دهم. مرتبی بی نقص خانه برام اهمیت داره و این ضعف منو ناراضی میکنه از خودم و همسرم از این ناراضی بودن برای سرکوب من استفاده میکنه.
    یا وقتی میرم بیرون و سر ساعت باید برسم خونه چون همراهانم همیشه انسانهای بد قولی هستند من و هم بدقول کرده و همسرم ناراحت میشود.
    یا برای حاضر شدنم غر میزد و برای حل مشکل مانتوهایی دوختم که احتیاج به اتو نداشته باشد و آرایشی که زمان نبرد تا دیر نکنم و معطلم نشه ولی همه ی اینها منو به آدم دیگه ای تبدیل کرده و مدام استرس دارم و استرس درست و دقیق انجام دادن کارها احساس نفرت سطحی از همسرم در من میزاره.
    سلامی دوباره
    ببینید یکسری از مشکلات همسره شما مربوط به جامعه است که نیاز به فرهنگ سازی داره و یکسری هم شخصی هست که نیاز به ریشه یابی داره
    در واقع روان شناس بالینی با اجرای مصاحبه بالینی و در ادامه جلسات آسیب شناسی به ریشه مشکل پی میبره و اینکه از کجا منشاء میگیره
    آیا اینها ناشی از تجارب دوران کودکی و عقده های اون دوران ایشون هست و یا ناشی از مشکلات فعلی در زندگی و یا سخت گیری مذهبی والدینش و فرضیه های دیگه.
    در رابطه با جلسات هم مطمئن باشید که با دو جلسه اول مشکل حل نمیشه.چراکه جلسات اول فقط صرف گرفتن شرح حال میشه و بیشتر مراجع هست که صحبت میکنه. و درک میکنم که براتون سخت باشه چون متاسفانه در ایران برخلاف یکسری از کشورهای غربی خدمات روان شناسی شامل بیمه نمیشه و همین باعث میشه خیلی ها زود از جلسات بروند کنار و بگند که رفتم پیشه روان شناس نتونست یا بلدن نبود مشکله من رو حل کنه
    یه مقدار صبر و هزینه را می طلبه چون خصوصیات شخصیتی و تجارب هر فرد با دیگری فرق داره و مثله پزشک نیست که بیمار بگه گلوم درد میکنه و سرفه میکنم و دکتر تشخیص سرما خوردگی و یا عفونت رو بده.
    در رابطه با مشکله خودتون اون یک بحثه جداست که باید به صورت جداگانه بررسی بشه ولی یکسری افراد دارای تیپ شخصیتی a هستند که یکی از ویژگی هاشون سرعت زیاد در کارها و انجام دادن چندکار به صورت همزمان هست که ممکنه(تاکید میکنم ممکنه) همسره شما چنین تیپی داشته باشند و تیپ a اگر خصومت جزو خصوصیاتش نباشه مشکلی نیست
    به نظر میرسه شما خیلی کارهاتون روی برنامه نیست.بهتره که از امروز برای فردا برنامه بریزید که مثلا ساعت چند حدودا بیدار بشم، صبحانه چی آماده کنم،بعدش چیکار کنم، ناهار را چه ساعتی و چه چیزی آماده کنم و....
    مثلا اگر قراره صبح برید بیرون شبش لباس هاتون را مرتب اتو کرده بزارید کنار اینجوری هم صبح بدون عجله به کارهاتون میرسید و در مصرف برق هم صرفه جویی میشه( چون آخره شب ها هزینه برق نصف حساب میشه)
    در رابطه با دوستانتان و همراهانتان بهشون بفهمانید که وقت شناس هستید و ازشون بخواید که اگر قراره جایی برید زمان دقیق رفت و برگشت را بهتون بگند و بهشون بگید مثلا دوست دارم سره موقع برسم تا ناهار یا شام را با همسرم بخورم و....
    با این کار اونها هم کم کم وقت شناس میشوند.
    این نکته را هم در نظر بگیرید که کلا سیستم مغز مردها با خانم ها فرق داره.مردها اگر بخواهند چیزی بخرند مستقیما میروند و اون وسیله را میخرند و برمیگردند اما خانم ها تویه راه ده تا وسیله و مغازه دیگه رو هم می بینند و ممکنه مثلا قرار باشه مانتو بخرند در کنارش شال و روسری و کفش هم بخرند
    و این را به حساب اینکه همسره شما با شما مشکل داره نذارید
    یه کتاب خیلی کوچیک دارم که خصوصیات مردها را نوشته که برای خانم های متاهل و در شرف ازدواج خیلی مفیده
    اسمش الان یادم نیست ولی بعدا پیداش کردم براتون میزارم و سعی میکنم در یک تاپیک مخصوص روزی چندتا جمله اش را بزارم تا دوستان بتوانند استفاده کنند
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  12. منصرف شدن از طلاق.شروع دوباره زندگی...  سپاس شده توسط mahbobeh,SHAB

  13. ارسال:9#
    سلام. درسته مممنون . ان شاالله که بره پیش روانشناس. شرایط به صورتی هست که به هر ساز من برقصه . حتما میگم این مورد رو.
    دقیقا همین از همین تیپ افراد هست من کاملا مطالعه کردم این سبک افراد و خداروشکر همسرم آدم صبوریه و خشونت نداره. برای همین هم من نمیتونم روی کارهاش ایرادی وارد کنم چون من باید خودمو درست کنم ولی فشار زیادی بهم میاره و باعث کشیده شدن من ازش میشه.
    یه دو هفته ای هست که اینکاری که میگین رو انجام میدم و سعی میکنم شده تا شب هم بیدار بمونم ولی کارهامو انجام بدم که باز کیفیته کارامو میاره پایین .
    اگر اراده قوی داشتم و فرد مصممی میشدم همه مشکلاتم حل میشد. نمیدونم این تغییر رو چگونه ایجاد کنم و چه کتابی میتونه در این جهت کمکم کنه.ممنون میشم بفرمایید اسم کتاب و منتظر پاسخ شما هستم.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •