تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چرا این طوریم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nano
آخرین ارسال:nano
پاسخ ها 3

چرا این طوریم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    nano آواتار ها
    با سلام و خسته نباشید من مشکلی که دارم (دو بار این حس رو تجربه کردم) حدود 4 سال پیش با یک پسر چت میکردم اصلا رابطه احساسی نداشتیم اون از زندگی مینالید و دوست دخترش که ولش می کرد منم بیشتر ازمسایل درسیم صحبت می کردیم در هفته زیاد نبود ولی 3 یا4ماهی شد بعدش با پیام و یکی دو باری تلفنی صحبت کردیم... هیچ رابطه احساسی نداشتیم مثل دو تا دوست که در مورد زندگی جداگانه حرف میزدن (تاکیدم برای حرف بعدیمه) چون خانوادم در اطلاع نبودن احساس عذاب وجدان داشتم و یه حس عجیب دیگه که بهش گفتم دیگه با من ارتباطی نداشته باشه وتمام شد. اون موقع بعد از 2بار حرف زدن باهاش حس چندش بهم دست میداد بیچاره مشکلی نداشت اما من ناخوداگاه یه همچین حسی بهم دست میداد. 4سال گذشته ؛ چند وقت پیش یک نفر ازم خواستگاری کرد؛ بلافاصله گفتم نه... چند بار اصرار کرد و گفت رفتارم غیر منطقی کسی رو نشناخته رد می کنی!!!!! فهمیدم مال یه شهر دیگه است و... دوباره ردش کردم به خاطر چندتا واسطه که اصرار داشتن نشناخته ردش نکن!!!! گفتم باشه یکی دوباری باهاش حرف میزنم ولی قولی نمیدم خلاصه دوباره نه....چند باری بهم اس داد و خواهش میکرد بهش یه فرصت بدم.... اینا رو گفتم کل ماجرا از این قراره و دوباره همون حس عجیب چندش رو دارم!!!! نمیدونم چرا این طوری شدم؟ خواستم به عکسش نگاه کنم وبگم پسر خوبیه ولی یک ثانیه بعدش همون حس بهم دست داد...من چرا این جوریم.... از کسی شده خوشم بیاد البته فقط از دور... در یکی دو نگاه الان قصد ازدواج ندارم و بهش فک نمی کنم اما تو فکر رفتم نکنه بعدا هم همین طوری بشم؟ الان 23 سالمه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    اولااینکه یه عنوان مناسب برای تاپیکتون بگیدتامدیران یاناظمین اقدام به تصحیح کنند
    این حس که میگیدحس چندش آوری دارم وقتی میخوام این کاروکنم یااون کاروکنم نشات گرفته ازهمون عذاب وجدانی هست که نسبت به بی اطلاعی خانوادتون دارید
    این روابط به هیچ عنوان توصیه نمیشه چون غیرازوابستگی وآسیب دیدگی چیزی به دنبال نخواهدداشت پس بهتره به اعتمادی که پدرومادرتون بهتون دارن خدشه ای واردنشه واین رابطه روهرچه سریع ترتمام کنیدتامانع عواقب آینده بشید
    اگرسوالی مونددرخدمتم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    nano آواتار ها
    مرسی
    نمی دونستم کجا باید بیانش کنم؛ نه این مساله ربطی به عذاب وجدان نداشت دومی رو درست بیان نکردم !!! خانوادم اطلاع کامل داشتن می دونستن که این فرد ازم خواستگاری کرده و اصرار داره که با خانواده شون بیان و میدونستن چند باری اومده و خواسته که اشنا بشیم من به خانوادم کل جریان رو گفتم. ولی نمی دونم چرا همچین حسی دارم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •