تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تصمیم گرفتم جدا بشم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه ا
آخرین ارسال:الهه ا
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

تصمیم گرفتم جدا بشم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام الهه جان. خوبی عزیزم؟
    چه خبر؟ چرا نیستی؟ نگرانتیم.. بگو چیکار میکنی؟
    کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی”
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام سحرجون
    دارم از مشاوران خوب تالار خصوصی مشاوره میگیرم.
    نمیدونم سحرجون زندگیم خیلی پیچ خورده. دیگه به همسرم نمیتونم اعتماد کنم. دلم میخواد از این غل و زنجیری که دورم تنیده شده خلاص شم. امشب پدرشوهرم تلفنی با پدرم کلی صحبت کرد. خواست که برگردم و برای رفتارهای همسرم کلی دلایل غیرقابل قبول از نظر من اورد. به پدرم گفت هر ضمانتی که بخواین من میدم اینا برگردن سر زندگیشون. ولی چه فایده مردی که پشت پدر و مادرش قائم بشه و خودش هر کار دلش بخواد بکنه و از اخر والدینش بخوان رو کاراشو ماله بکشن مگه درست میشه
    من که امیدی به ادامه این زندگی نمیبینم. همسرم اینقدر دروغ گفته و پنهان کاری کرده که نمیتونم دوباره بهش اعتماد کنم.
    به پدرم گفتم باید شروط سنگینی براشون بذاریم تا بفهمن حق نداشتن با احساسات یک دختر اینطوری بازی کنن و ابروی ما رو به بازی بگیرن. من برای ازدواج با ایشون خیلی کوتاه اومدم و الان هم دارم چوبش رو میخورم. دیگه نمیخوام بدون هیچ حق و حقوقی برگردم.
    پاسخ با نقل و قول

  3. تصمیم گرفتم جدا بشم  سپاس شده توسط saeid-fbi

  4. ارسال:13#
    سلام الهه خانوم خیلی خوشحالم که میبینم هرچند دیر ولی محکم شدین
    حرفهای زیادی دارم که اگه لازم باشه اینده خواهم گفت اما چند نکته ای که باید به شما عرض کنم
    اولا با حرفاتون که همشو خوندم هنوز همسرتونو دوست دارید و زندگیتاونو اما خیانتهای که ازشون دیدن دیگه امیدید ندارین
    این خوب هست بدم هست
    خوبیش به اینه که دختر با گزشت و دختر زندگی کنی هستین که واقعا عالیه اما بدیش م میتونه این باشه با احساسات نرین جلو اینهمه اتفاق افتاده بازم میخواین بیفته؟
    پس با عقل شروع کنیم
    شما شروط سخت برای همسر ولی خیلی ساده از نظر دیدگاه باید بزارین
    میدونید یعنی چی؟
    مثلا شوهرتون به گل حساسه مثل میگم اما درحالی که خرید گل چیز عادی و خوبیه اما اینو باید بگین واستون بخره بیاره
    یا خودش بیاد معذرت خواهی کنه
    یا بگید نامه کتبی بنویسه و از کارهاش ندامت کنه محکم باشید چون خوشبختانه خانواده همسرتون آبرو دارن نمیخوان آبروشون بره پسره شما رو خیلی دوس داره اما غرورش نمیزاره و خانوادشو فشار میزاده و مجبور میکنه .شما در قدم اول فعلا صبوری کنید و محل نزارین و بگین باید خودش بیاد و حضوری صحبت کنید که قدم اوله وقتی اومد میگم چیکار کنید
    فقط شما کمی از اخلاقیات همسرتونو بازگو کنید چیزهایی که خوشش میاد و چیزهایی که نمیپسنده
    با تشکر
    خدایا هر روز التماست میکنم
    به حرمت این ماه دستمو بگیر خددااااااااااااااا.............. ..
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    خیلی ممنون از راهنمایی های خوبتون دوستان
    تو این شرایط واقعا به کمک همتون نیاز دارم. خیلی سخته که یک ادم تمام زندگیشو و حتی خواسته های به حق خودش رو برای یکی دیگه بذاره و اون ادم اینقدر نامرد باشه که جوابش رو با خیانت بده.
    من همه چیزم رو برای رضایت همسرم دادم. حتی غربت رو تحمل کردم با وجود اینکه وابستگی زیادی به خانوادم داشتم. از کارم گذشتم چون همسرم راضی نمیشد بیاد تو شهر محل اقامت من زندگی کنه و من باید میرفتم شهر اونا. این کار رو هم کردم. بی مهری ها و متلک های خانواده همسرم رو تحمل کردم. تمام وجود و انرژیم رو برای همسرم گذاشتم ولی اخر جوابم بی وفایی بود.
    به نظرم توی این دنیای بزرگ کم ادم اینجوری پیدا میشه که جواب فداکاری های همسرش رو با خودخواهی های خودش نابود کنه. حتی یک حیوون که بهش یک بار غذا بدی میاد دنبالت ولی همسر من حاضر نشد حتی یک قدم به طرف من برداره چه برسه بخواد از خواسته های خودش بگذره. شانس من بود که تو این دنیای به این بزرگی یکی از این نامرداش نصیب من شد.
    پاسخ با نقل و قول

  6. تصمیم گرفتم جدا بشم  سپاس شده توسط saeid-fbi

  7. ارسال:15#
    سلام
    من کاملا درکتون میکنم و میدونم چه سختی هایی کشیدین
    پاسخ با نقل و قول

  8. تصمیم گرفتم جدا بشم  سپاس شده توسط saeid-fbi

  9. ارسال:16#
    نقل قول نوشته اصلی توسط nasim1363 نمایش پست ها
    سلام
    من کاملا درکتون میکنم و میدونم چه سختی هایی کشیدین
    خیلی ممنون دوست عزیز
    امیدوارم این بلا سر هیچ کس نیاد.
    خدا نسل این مردای خیانتکار و زنایی که تو خیابونا مردای مردم رو دنبال خودشون میکشونن از رو زمین برداره.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    سلام الهه خانوم صندوق پیام حصوصیتون پره پاک کنید تا بتونم بفرستم پیام رو
    خدایا هر روز التماست میکنم
    به حرمت این ماه دستمو بگیر خددااااااااااااااا.............. ..
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط saeid-fbi نمایش پست ها
    سلام الهه خانوم صندوق پیام حصوصیتون پره پاک کنید تا بتونم بفرستم پیام رو
    سلام
    بله. چشم خالیش کردم
    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •