تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اضطراب در جمع زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:N.gh
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 5

اضطراب در جمع

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من دختري ٢٥ ساله هستم.مجرد و در حال حاضر شاغل هم نيستم.مشكل من اضطراب و استرس در برخورد با آدما و موقعيت هاي جديده.اين استرس به صورت سر گيجه و زدن خفيف پلك(گاهي) و لرزش كم چانه همراه است.اين مشكل حدود ٧ ٨ ماهه به وجود اومده و از زماني شروع شد كه من يك بار در يك جمعي در يك بازي گروهي به شدت بدون هيچ دليلي اضطراب گرفتم و درست وسط بازي و جايي كه نوبت من شد بلند شدم و جلوي چشم متعجب همه با استرس و صورت سرخ و ناراحتي از جمع دور شدم.ذكر كنم كه من هيچ نقص چهره و ... ندارم و اتفاقا به عنوان فردي زيبا در هر جمعي مطرح ميشم اما اعتماد به نفس ندارم.من در گذشته خجالتي بودم اما نه در اين حد.حتي در دانشگاه كنفرانس ميدادم اما الان حتي از يه خريد كردن كوچك و روبه رو شدن با يه فروشنده هم ترس دارم.لطفا كمكم كنيد،خيلي احتياج به كمك دارم.لطفا راهنماييم كنيد.ممنون.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    باسلام..من ازكاربران هستم..فقط نظرموميگم اگربدبودناراحت نشيد..اول ازهمه آرامشتونوحفظ كنيدچون به گفته ي مشاوران اولين راه براي خوب شدن حفظ آرامشه..واماراجب اضطرابوخجالتتون كه گفتيدوسط بازي اضطراب شديدگرفتيدوازاونجاشروع شد درسته؟خب تواون بازي چه اتفاقي شدكه باعث اضطراب شماشد؟چه بازي بود مسابقه اي بوديافكري؟تواون بازي توچه مرحله اي بودين كه اينجوري شدين؟قبل ازاينكه اينجوري بشين اعتمادبه نفس داشتين؟توجمع اضطرابي نداشتيد؟اين سوالاتوميپرسم چون خودم هم مثل شماهستم دچارمشكلات شماهستم البته الان درجمع دوستان بهترشدم ورك حرفموباهاشون ميزنم امادرمغازه هادرجمع فاميل يادرخيابان دقيقامثل شماهستم فقط كمي بهترشدم..راه حل من نوع برخورددوستانم بود سواستفاده آنهاازاضطراب من بود..شمابايدبه اين فكركنيدكه شمااگه اينگونه بمونيدديگران به راحتي ميتونن سواستفاده كنن وشمادربرابرآن هاساكت ميمونيد..بايداعتمادبه نفستونودوباره به دست بياريد..ابتداسعي كنيدمشكلتونودرجمع دوستان حل كنيدازدوستانتون صميمي ترين دوستتون بخوايدشماروبه حرف بكشن حتي شده بهتون حرف بدبزنن وباعث بشن شماعصباني بشيدحرفاتونوبزنيد..البته براي هرفردراه حلي متفاوت وجودداره..اماراه حل من همين بوديكي ازدوستانم يه روزبراي يه جزوه كه دوست نداشتم بهش بدموازش بدم ميومدهرچي ازدهنش دراومدگفت باعث شدعصباني بشم وقتي عصباني شدم جوابشودادم بعدش روم توجمع دوستان بازشد..
    پاسخ با نقل و قول

  3. اضطراب در جمع  سپاس شده توسط rahe shab

  4. ارسال:3#
    rahe shab آواتار ها
    سلام وقت شما بخیر

    تا به حال شده شما در تصوراتتون هم اضطراب بگیرید؟

    بیشترین عامل تحریکتون چی هست؟ چی باعث میشه که استرس بگیرید؟ آیا لرزش دست هم دارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. اضطراب در جمع  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,ترنّم

  6. ارسال:4#
    سلام دوست من
    اول باید ببینید که عامل اضطراب چی بود .
    آیا در بازی با کسی رودربایستی داشتید. بازی شرط بندی بوده که ترس از باخت داشتید . عاملش را خودتون میتونید پیدا کنید.
    دقیقا من روزی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم این حس و حال به من دست داده بود حتی یکروز در جمع افراد غریبه بازی کردم قلبم داشت از حلقم میزد بیرون . کاملا درکت میکنم.
    و یا اینکه وسط خیابان یکدفعه میموندم و قدرت حرکت کردن نداشتم. بارها و بارها این اتفاق برای من افتاد تا اینکه یکدفعه به خودم قول دادم که این اضطراب رو بذارم کنار. فقط نباید نگران این موضوع باشی وسعی در رفع آن باش .
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز. بهتره قبل از همه چیز با واژه استرس و اضطراب بیشتر آشنا شوید و ان شالله وقتی که خودتون تشریف آوردید درباره مشکلتون بیشتر صحبت می کنیم.:
    استرس واكنش جسماني ، رواني و عاطفي در برابر يك محرك بيروني است كه مي تواند موجب سازگاري فرد با تغييرات شود. سطوح مختلفی دارد شامل:
    استرس كم (مثبت) : فشار رواني كم در سازگاري ما نقش موثري دارد. مثلاً استرس دانش آموزي را كه امتحان دارد وا مي دارد كه در اتاق را ببندد و خود را از بازي و تفريح منع كند تا بتواند درس بخواند.
    استرس كم در وجود افراد به انگيزه و ميلي مثبت براي پيشرفت تبديل مي شود.
    استرس زياد (منفي) :
    وقتي فشار رواني شديد، مداوم و طولاني باشد موجب بروز بيماري مي گردد.
    در استرس زياد بدن سه مرحله را پشت سر مي گذارد.
    1 – مرحله هشدار‌:
    زماني است كه بدن ما در براي يك محرك بيروني كه تاكنون با آن مواجه نشده، قرار مي گيرد.
    2 – مرحله مقاومت :
    بدن ما با محرك يا وضعيت جديد هماهنگ مي شود.
    3 – مرحله فرسودگي (خستگي) :‌
    انسان در مقابله استرس هاي طولاني، دچار فرسودگي و خستگي مفرط مي شود، چرا كه توانايي بدن محدود است. اين خستگي گاه ممكن است به افسردگي و بيماريهاي مختلف روحي رواني و يا حتي مرگ فرد منجر شود.


    نشانه هاي استرس :
    استرس مي تواند بعضي از نشانه هاي زير را بوجود آورد، شدت و نوع علايم آن در افراد متفاوت است.
    نشانه هاي جسمي :
    - گرفتگي يا انقباض ( گلو – سينه – شكم ...)
    - احساس درد (در ناحيه سر – گردن – كمر)
    - تپش قلب
    - پرش هاي عضلاني (تيك)
    - خستگي و احساس كوفتگي
    - دل درد و در اصطلاح فروريختن چيزي در دل
    - تعريف بدن خصوصاً در كف دست ها
    - اسهال
    - مشكلات خواب
    - ناراحتي معده و گوارش
    - خشكي دهان
    - بي حوصلگي - خلق ناپايدار
    - ترس هاي مرضي بي مورد
    - زود رنجي
    - داشتن دلشوره بي دليل - بيقراري
    نشانه هاي رفتاري :
    - پرخاشگري – نداشتن تمركز
    - جويدن ناخن، مكيدن انگشت
    - بازي با موي سر يا كندن پوست لب (لب گزيدن)
    - دندان قروچه ( ساييدن دندانها به هم)
    - بي توجهي به وضع ظاهر
    - پرخوري يا كم خوري – پرخوابي يا كم خوابي
    نشانه هاي فكري :
    - گيجي و شلوغي ذهن – اشتباهات مكرر
    - كم دقتي – بهانه جويي
    - ناتواني در به خاطر آوردن حوادث – ضعف در تصميم گيري

    اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.
    بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد
    در روان شناسی، اضطراب مرحله ی پيشرفته تر استرس مزمن است، که هنگامی به صورت يک مشکل بهداشت روانی در می آيد که برای فرد يا اطرافيانش رنج و ناراحتی به وجود آورد يا مانع رسيدن او به اهدافش شود و يا در انجام کار های روزانه و عادی او اختلال ايجاد کند.
    منابعي كه براي برآوردن آنها داريم . در حقيقت استرس يك واقعه است. اين پاسخ غير ارادي به خطر ، از اولين روزهاي زندگي در ما به وجود مي آيد. وقتي ما از استرس حرف مي زنيم ، آنچه معمولاً شرح مي دهيم يك سري نشانه ها هستند كه ممكن است از فردي به فرد ديگر متفاوت باشند. بيماري هاي قلبي ، زخم هاي گوارشي ، احساس فرسودگي و خستگي مداوم ، از دست دادن حافظه ، گرفتگي عضلات گردن ، افسردگي و سردرد، تعدادي از نشانه هاي عمومي استرس هستند. استرس مزمن در بسياري از افراد سبب چاقي مي شود كه همين امر به نوبه خود از طول عمر مي كاهد. حتي بيماري هاي خطرناكي مانند سرطان با استرس در ارتباط هستند .
    تحقيقات نشان داده است كه بدن زنان و مردان به گونه ي متفاوتي به تنش هاي رواني پاسخ مي دهد. همچنين مدارك غير قابل انكاري درباره چگونگي اثر آن بر رشد و تكامل كودكان از نخستين هفته هاي زندگي ارائه شده است . واكنش استرس در برابر خطر ، در دو مرحله مجزا عمل مي كند. در مرحله ي نخست ، مغز احساس خطر را دريافت مي كند و با ارسال پيام به مركز غدد فوق كليوي ، سبب ترشح آدرنالين مي شود. آدرنالين به خون مي ريزد، تنفس كوتاه مي شود، ماهيچه ها سفت مي شوند و بدن براي عمل آماده مي گردد. مرحله دوم واكنش استرس ، طي 5 تا 10 دقيقه بعد اتفاق مي افتد. به نظر مي رسد محور هيپوتالاموس- هيپوفيز- قشر غدد فوق كليه رابطه ي نزديكتري با استرس هاي هيجاني و فكري داشته باشد.
    استرس به گونه شگفت آوري مي تواند شكل بدن ما را عوض كند. واكنش استرس بلافاصله ذخاير چربي بدن را براي توليد انرژي و متابوليسم در عضلات به حركت در مي آورد . با اطمينان مي توان گفت كه سلول هاي چربي شكم به اين هورمون حساس اند و افرادي كه مقادير زياد اين هورمون ها را دارند، مستعد تجمع چربي در ناحيه مياني بدن هستند، حتي اگر ساير نواحي بدن لاغر باشند. پاسخ به استرس در زنان و مردان اختلافات فاحشي دارد. فشار خون زنان در اين شرايط كمتر از مردان افزايش مي يابد ، هر چند پس از يائسگي يا برداشتن رحم اين تفاوت كمتر خواهد شد. اين امر مطرح كننده ي اثر حمايتي ناشي از استروژن است. اما واكنش زنان نسبت به استرس زاهاي بيروني ، طيف وسيعتري را نشان مي دهد. به عبارت ديگر ، زنان بيشتر تنش هاي خارجي را احساس مي كنند واين به دليل طرز نگاه خاص آنان به جنبه هاي مختلف زندگي است. در حقيقت مردان در يك زمان تنها مراقب يك چيز هستند، اما زنان مراقب همه جا هستند. به نظر مي رسد جدا از جنسيت ، تجارب اوايل دوران كودكي نيز اثر عميقي بر شيوه برخورد با تنش هاي خارجي داشته باشد.
    والدين اغلب در مورد منشأ استرس در زندگي كودكان خود دچار اشتباه مي شوند. آنها تصور مي كنند كه اطفال ، بيشتر از كارهاي دوستان خود ناراحت مي شوند. اما حقيقت چيز ديگري است. بزرگترين مسائلي كه فكر آنها را ناراحت مي كند، بيمار شدن ، دعوا و اختلافات خانوادگي ، و طلاق والدين است. كودكاني كه زندگي سالمي دارند و به خانواده هايشان عشق مي ورزند، ياد مي گيرند كه چگونه واكنش استرس را تعديل كنند.
    توماس هلمز در پژوهش هاي خود به اين نتيجه رسيد كه تنها عامل مشترك در ايجاد هر نوع استرس ، لزوم و اجبار در ايجاد تغيير و تحول مهم در روند زندگي معمولي فرد است. اين پژوهشگر مشاهده نمود كه در بيماران مبتلا به سل ، شروع بيماري غالباً متعاقب يك سلسله اتفاقات و حوادث و بحران هاي مخرب مانند مرگ و مير در خانواده ، از دست دادن شغل يا تغيير آن ، ازدواج ، طلاق و مانند آن بوده است. البته بايد متذكر شد كه استرس علت ايجاد سل نيست ، ليكن اضطراب‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ احساس‌ ناراحت‌کننده‌ و مبهم‌ ترس‌ ، وحشت ‌، یا خطر با منشای‌ ناشناخته‌ که‌ بر فرد مستولی‌ می‌گردد. برای‌ بعضی‌ از افراد این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ ناگهانی‌ روی‌ دهد و بر طرف‌ شود، اما برای‌ بعضی‌ دیگر این‌ حالت‌ به‌ صورت‌ مزمن‌ در می‌آید. اضطراب‌ از نظر علمی‌ چندین‌ نوع‌ دارد: اضطراب‌ حاد ناشی‌ از موقعیتی‌ خاص ‌، اختلال‌ در تطابق‌ یافتن‌ با شرایط‌ تازه ‌، اختلال‌ اضطرابی‌ عمومی‌ شده ‌، اختلال‌ هراس ‌، اختلال‌ تنش‌زای‌ پس‌ از حادثه ‌، ترس‌ مرض‌گونه‌ و اختلال‌ وسواسی‌ ـ جبری‌.
    علایم‌ شایع‌ بیماری
    احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد،
    خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ،
    حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ،
    سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن‌ ، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ،
    خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس‌ ، مشکل‌ در حافظه.‌
    بروز اختلال‌ در روابط‌ اجتماعی‌ و شغلی‌ ، افزایش‌ ناگهانی‌ میزان‌ اضطراب‌ ممکن‌ است‌ موجب‌ بروز حمله‌ هراس‌ و فرار از موقعیت‌ شود، وابستگی‌ به‌ داروها و نامنظمی‌ ضربان‌ قلب‌ از دیگر علائم این بیماری هستند.

    علل‌ بروز اضطراب
    فعال‌ شدن‌ مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ بدن‌ برای‌ مبارزه‌ یا فرار ترشح‌ آدرنالین‌ از غدد فوق‌کلیوی‌ افزایش‌ می‌یابد، و موادی‌ که‌ از تجزیه‌ آدرنالین‌ در بدن‌ جمع‌ می‌شوند (کاتکول‌ آمین‌ها) نهایتاً بخشهای‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند. تلاش‌ برای‌ پرهیز از اضطراب‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بیشتر می‌شود. استرس‌ با هر منشاء (مثلاً مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی‌) ، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌ ، خستگی‌ یا کار زیاد ، وقوع‌ مجدد موقعیتهایی‌ که‌ قبلاً استرس‌زا بوده‌اند یا طی‌ آنها به‌ فرد آسیب‌ رسیده‌ است‌، بیماری‌ جسمانی ، تکامل ‌طلبی‌ غیرمنطقی‌ ، ترک‌ اعتیاد و ... خطر بروز اضطراب را تسریع می‌کند.

    راههای پیشگیری‌
    از روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ یا مراقبه‌ برای‌ کاهش‌ استرس‌ بهره‌ بگیرید.
    به‌ فکر تغییر شیوه‌ زندگی‌ خود باشید تا استرس‌ کاهش‌ یابد.
    استرس و اضطراب ایجاد شده را مدیریت کنید (مدیریت استرس).
    از تفکرات بی‌ جا و بیش از حد دوری کنید.
    سعی کنید در اجتماعات حضور بیشتری یابید.
    سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید (رهایی از احساس تنهایی).
    درمان اضطراب‌ عمومی‌ شده‌ را می‌توان‌ با درمان‌ کنترل‌ کرد. غلبه‌ کردن‌ بر اضطراب‌ اغلب‌ موجبات‌ زندگی‌ بهتر و رضایت‌ بخش‌تری‌ را فراهم‌ می‌آورد.
    منبع:
    http://pishromarivan.blogfa.com/post-88.aspx
    ویرایش توسط samin66 : 2014_08_17 در ساعت 23:25
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. اضطراب در جمع  سپاس شده توسط niloofarabi

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •