تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کتک، توهین، تحقیر... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:golrang
آخرین ارسال:babakmohammadi19
پاسخ ها 5

کتک، توهین، تحقیر...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. 28 سالمه. از زندگیم بسیار ناراحتم ، نه پای رفتن دارم و نه توان ماندن.
    در خانوادم هیچ جا و جایگاهی ندارم.
    خانواد ازم متنفرن. وقتی حرف میزنم( حرف منطقی یا یه صحبت ساده) با من دعوا میکنن و انقدر فحش میدن و داد میزنن تا غمگین و ناراحتم کنن. منتظر میشن تا خونم لجوش بیاد و بعد بهم حمله میکنن.
    با کمک مادرم موهامو میکشن و با مشت و لگد و چنگ تا میتونن میزننم.
    گاهی صدای کنده شدن موهامو تو دستشون میشنوم. با سیلی و مشت تو سرم میزنن، میترسم خونریزی داخلی بکنم.
    مادرم تمام فحش ها و نفرینها رو نثارم میکنه ، اونطوری که حس میکنم هر لحظه بلای آسمانی نازل میشه.
    من هیکل ظریفی دارم و لاغرم و نسبت به اونها قدم کوتاهه، مجبورم با دستم از خودم دفاع کنم و ناخنم به بدن اونها میخوره ، بعد میشینن و میگن این ما رو کتک زده اینم جاش!
    ولی من نمیتونم ثابت کنم کتک خوردم فقط بدنم حالت مخمل قرمز میشه.
    مادرم اصلا طرف من نیست و به اون یکی فرزندش میگه بزن بهش بمیره
    میگه اگه کسی خواستگاریش اومد کسی حرفی نزنه و باهاش همراهی نکنین تا از کوچه آدم برداره ببره برا شوهر کردنش.
    میگه تو خونه هاتون راهش ندین و نذارین با همسرهاتون حرف بزنه و فکرشونو عوض کنه..
    میگه از این خونه بهش ندین و هر وقت دلتون خواست بندازیش بیرون.
    آبرومو جلو همه میبره.
    تبعیض قائل میشه و خودشو وقف دیگران میکنه. از از بچه خودش بی خبر...

    تا الان دست هیچ پسری بمن نخورده، هشت ساله اینترنت دارم حتی هشت ثانیه با هیچ پسری دوست نشدم. آدم آرام و منطقی هستم. همیشه فکر میکنم. احساسات زیبایی دارم. درسم رو تا دیپلم بیشتر ادامه ندادم. آدم منزوی، غمگین و سرکوب شده ایم.
    آرزوهای من مردن.
    هم سن هام یا کوچکتر از خودمو که میبینم دلم میخواد خودمو نابود کنم، همه خوشن .. ازدواج کردن و بچه دارن.. من دیگه حتی یک خواستگارم برام نمیاد...
    اندام من اندام یک بچه راهنمایی هست.
    بشدت دچار اختلال هورمونی شدم. از جامعه گریزانم. هیچ هدف و هیچ آینده ای ندارم.
    مطمئنم خدا طرف اونهاست نه من....

    همیشه بعد از تمام کتک ها و نفرینها و تحقیر ها.. میرم سمت مادرم و اون منو پرت میکنه .. اونقدر سمتش میرم و میشینم کنارش و باهاش حرف میزنم تا مثلا ببخشتم بعد میگه برو از بقیه دونه دونه معذرت بخواه.. منو میفرسته برم از کوچکتر از خودم که با مشت و لگد بهم زده و توهین کرده تقضای عفو و بخشش بی علت بکنم و بگم من خاک پاتم...
    دیگه توهین کردن و تحقیر شدن جزیی از زندگیم شده.
    خانواده پدرم آدمهای بی مهری هستن و عمه هام تا حالا بعضیشون یکی ، دوبار منو تو کل زندگیم دیدن و بهمون رو نمیدن و کاملا قطع رابطه ایم.

    من هیچ دوستی ندارم تنها داراییم خدا بود که اونم ازم گرفتن یا خدا خودش دیگه کاری با من نداره.
    زندگی یه جای دیگس .. من فقط سایشو دیدم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. کتک، توهین، تحقیر...  سپاس شده توسط elnaz.t,SHAB,ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام گلرنگ عزیز
    واقعا باعث افتخاره که برخلاف بعضی از افراد که به اشتباه محبت نداشته در خانه را در بیرون جستجو میکنن شما نجابت خودت رو حفظ کردی،احسنت
    میتونی علت توهین ها و کتکهارو به طور واضحتری بیان کنی؟
    و اینکه شما چند فرزند هستید و این کتکها از جانب چه کسی هست؟!
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  4. کتک، توهین، تحقیر...  سپاس شده توسط golrang,SHAB

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ویونا شاکری نمایش پست ها
    سلام گلرنگ عزیز
    واقعا باعث افتخاره که برخلاف بعضی از افراد که به اشتباه محبت نداشته در خانه را در بیرون جستجو میکنن شما نجابت خودت رو حفظ کردی،احسنت
    میتونی علت توهین ها و کتکهارو به طور واضحتری بیان کنی؟
    و اینکه شما چند فرزند هستید و این کتکها از جانب چه کسی هست؟!
    سلام خانم شاکری.ممنون

    مثلا من امروز صبح درب یخچالو باز کردم دیدم کره تموم شده.
    وقتی به مادرم گفتم مدام و یک بند فحش داد.
    گفت من کره برای تو میگیرم و سرطان بخوری.. اما به بقیه نمیدم .اونها چربیشون بالا میره اما تو عیبی نداره مردن و ماندنت مهم نیست.
    لطفا اجازه بدین درباره اینکه چند فرزندیم حرفی نزنم.

    اول مادرم شروع میکنه به حرف زدن و بعد بقیه رو بجونم مبندازه .. وقتی بخودم میام میبینم کلی کتک خوردم و همه اونطرف دارن واسه هم دل و قلوه رد و بدل میکنن و منم دارن سرکوب میکنن.

    مادرم منو هیچوقت دوست نداشته و نداره،،، بارها بهم کفته تو قدمت نحس بوده و اومدی دنیا پولمو از دست دادم ... شیرم خشک شده ولی فلانی اومد دنیا برکت داشت...
    پاسخ با نقل و قول

  6. کتک، توهین، تحقیر...  سپاس شده توسط SHAB

  7. ارسال:4#
    سلام دوست گرامی
    واقعا شرایط سختی دارید امکان اینو دارید به کاری در بیرون خود را مشغول کنید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    babakmohammadi19 آواتار ها
    سلام میدونم کوچیکم برا نظر دادن ولی شاید یکمی بتونه حرفام کمکتون کنه.
    خانوادتون می خواد با اولین خواستگار برید خونه بخت حالا چه بد باشه اقا داماد چه خوب
    شمارو میزنن اونا میترسن به شما محبت کنن شما اصلا به فکر ازدواج کردن نباشید
    سعی کنید تنها و با خدای خودتون زندگی کنید چون خدا روزیه بنده هاشو میده
    اگه روزی نباشی خونه خانوادت برات گریه می کنن چون میفهمن چیکار کردن باهات
    صبرتو زیاد کن خدا داره امتحانت می کنه سعی کن از امتحان خدا سر بلند بیرون بیای
    هیچ وقت با خانوادت لج نکن به حرفاشون گوش کن تا روزی که بری خونه بخت
    روزی که بری خونه بخت اونموقه قدرتو میدونن و برا دیدنت هر روز با سر خوردگی میان دیدنت
    از کسی معذرت خواستن حتی کوچکتر از خودت ادمو کوچیک نمی کنه ادم باید دلش بزرگ باشه
    صبر داشته باش صبر داشته باش صبر داشته باش روزی رو خدا میده نه بنده.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •