تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




یک ذهن آشفته و پر از تردید! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:lili
آخرین ارسال:ted mosby
پاسخ ها 4

یک ذهن آشفته و پر از تردید!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان عزیز
    من 26 سالمه ،تک دختر خانواده هستم و 4 برادر بزرگتر از خودم دارم، دوستای زیادی هم ندارم یعنی اکثرا دورن و ارتباطمون بیشتر تلفنی هست، در یک دفتر حقوقی کار میکنم محیط کارمم خیلی ساکت و خلوت هست، در کل خیلی تنهام.
    دوست کارفرمای من که پسری 33 ساله و دانشجوی دکترای حقوق بود هرزگاهی برای دیدن دوستش به دفتر میومد، وقتی به دفتر میومد خیلی عجیب به من نگاه میکرد، حتی حرف زدنی هول میکرد!! و من متوجه این رفتاراش میشدم، اما از اونجایی که من خیلی اروم و کم حرف بودم زیاد نمی تونست باهام ارتباط برقرار کنه. مدت ها گذشت منم تحت تاثیر نگاهها و رفتاراش بهش علاقه مند شده بودم. تا اینکه بعد از 10 ماه شماره منو به بهانه کار گرفت و با چند تا اس ام اس ابراز علاقه کرد. منم که همچین روزی رو از قبل پیش بینی میکردم و خیلی تنها بودم تصمیم گرفتم از این پیشنهاد استقبال کنم.
    حدود سه هفته بهم پیام میدادیم ، تو این مدت خیلی بهم محبت کرد! طوری که خیلی زود منو شیفته خودش کرد! بعد از سه هفته قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینم. وقتی باهاش بیرون رفتم چند بار تلفنش زنگ خورد و جواب نداد،دنبال یه فرصت می گشت که اس ام اس بزنه و... اون روز احساس کردم سرش شلوغه و من تنها دوست دخترش نیستم.
    اون تقریبا مشخصات مردی رو که من همیشه تو ذهنم بود رو داشت.این اولین رابطه دوستی من بود.
    یک روز از صبح تا غروب آن لاین بود اما خبری ازش نبود!! وقتی پیام داد گفتم داری چکار میکنی اینقدر سرت گرمه!!! گفت از فلان سایت با کلی دختر هم رشته خودش آشنا شده و حالا دارن راجع به مسائل درسی و کاری گپ میزنن!! اینارو که میگفت اون حس حسادت داشت منو آتیش میزد!! هر پیامی که بهش میدادم نیم ساعت بعد نوبتم می شد که جوابم رو بده! اون روز از شدت ناراحتی لفظا باهاش خداحافظی کردم و گفتم به کارش برسه من مزاحمش نمیشم! اما با لجبازی من سر همین موضوع این رابطه بر خلاف میلم تموم شد!!!! :-(
    حالا من موندم و کلیییی حسرت، یک ذهن آشفته!! یه عالمه ای کاش.... آنقدر ذهنم آشفته ست که افسردگی رو میشه از چهره م دید! این رابطه همش دو ماهم نبود اما من بیش از سه ماهه دائم دارم بهش فکر میکنم، خودم رو مقصر میدونم و نمی بخشیم!! دائما دارم این قضیه رو تو ذهنم تجزیه و تحلیل می کنم !!
    همش تو توهم میرم و خودم رو کنار اون تصور میکنم، حتی اگه تنها باشم افکارم رو به زبون میارم و با خودم حرف میزنم!
    همش فکر میکنم بی عرضه و ضعیفم که نتونستم یک رابطه رو حفظ کنم :-(
    ویرایش توسط lili : 2014_08_03 در ساعت 16:59 دلیل: تغییر عنوان
    در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد کار کسی بر کسی!
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    اتفاقا کارتون خیلی درست بوده. و به نظرم خیلی آدم قوی هستید که تونستید رابطه رو تموم کنید.
    درسته که تنهایی سخت و آزاردهنده است، ولی اون رابطه هیچ کمکی به شما نمی کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  3. یک ذهن آشفته و پر از تردید!  سپاس شده توسط lili,SHAB,ترنّم,سجاد صالحی

  4. ارسال:3#
    ترنّم آواتار ها
    سلام و احترام

    تاپیک قبلی که بهش اشاره داشتید ، مطالعه کردم . اونو یک مسئله ی تمام شده بدانید .

    واما در رابطه با اقدام اخیرتون :

    اول به این نکات ، خوب فکر کنید :

    بعد از اون رابطه ی کوتاهی که با این آقا داشتید اگر شما انتخاب واقعی و دائمی ایشون می بودید ، قطعا برای حفظ رابطه اش با شما تلاش بیشتری میکرد .

    اینکه قبل از ایجادِ هرگونه وابستگیِ بیشتر ، (فرقی نمیکند که بر سر لجبازی شما و یا خودخواهی ایشون و یا مسایل دیگر بوده است یا نه) به میزان علاقه ی واقعی ایشون به خودتون پی بردید یک نعمت بزرگ است .

    عوض نبخشیدن خودتون ، از خودتون تشکر کنید که زودتر از رخ دادن هر پیشامد تلخی حقیقت و ماهیت رابطه تون با اون آقا رو برای خودتون روشن کرده اید



    به این فکر کنید که تنها نتیجه ی مثبتِ تجزیه تحلیل این قضیه ، حضور شما در تالار و گرفتن همیاری از اعضای همیاری برای بهبود تصمیم گیری هاتون در آینده هست و ادامه ی این تجزیه تحلیلها نتیجه ی مثبت دیگری نخواهد داشت !

    ازتون میخوام قبل از هرچیزی این افکار منفی رو متوقف کنید .

    هروقت این جمله "خودمو هرگز نمیبخشم " به سراغ ذهنتون اومد ، با صدای بلند مثلا این جمله رو برای خودتون تکرار کنید "بهترین کارو کردی" "کارت عالی بود دختر" و ..... (میتونید هر جمله ای رو جایگزین کنید .)


    هروقت با آرامش بیشتری به این اقداماتتون فکر کردید و افکار منفی کمتری رو با خودتون مرور کردید ، آمادگی بیشتری جهت برداشتن گام های بعدی برای بهبود مهارت های تصمیم گیری در آینده تون خواهیدداشت .
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  5. یک ذهن آشفته و پر از تردید!  سپاس شده توسط lili,SHAB,سجاد صالحی

  6. ارسال:4#
    به عنوان آدمی که از بیرون و فارغ از احساسات داره به این قضیه نگاه میکنه باید بگم کار درستی کردی.
    پاسخ با نقل و قول

  7. یک ذهن آشفته و پر از تردید!  سپاس شده توسط ترنّم,سجاد صالحی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •