تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ّFarshad
آخرین ارسال:ّFarshad
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ّFarshad آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترنّم نمایش پست ها
    سلام و احترام

    ممنونم از ممنون بودنِ شما

    پیشرفت که ان شاالله حاصل میشود اگر جدیت داشته باشید . که قطعا چنین است .

    و نیازی نیست که حتما پیشرفت را مشاهده کنیم تا برای برداشتن گام بعد اقدام کنیم . همین که گامی برداشته شود ، مارا ملزم به برداشتن گام دیگری میکند .

    بعد یسری اطلاعات بدین به من:
    ترم چندین
    رشته تحصیلی
    وضعیت درسی شما
    تا به حال درباره ی موضوعی قلم زده اید؟ یعنی تاحالا نوشتید چیزی؟
    نزدیک ترین تاریخی (تاریخ تقریبی) که قراره در جمع دوستان قرار بگیرید چه زمانیه؟

    در جمع های خانوادگی و مهمانی ها هم اینگونه بوده اید؟(یعنی آیا دچار استرس میشوید هنگام صحبت کردن در بین فامیل؟)

    دوباره سلام
    کاردانی رو گرفتم، ترم 2 کارشناسی هستم رشته تکنولوژی ارتباطات و فناوری اطلاعات (ict)
    وضعیت درسیم خیلی خوبه، دانشگاه دولتی قبول شدم
    ضریب هوشیم هم 135
    نه تا به حال سعی نکردم درباره موضوعی قلم بزنم یعنی تا به حال فکر نکردم بهش ولی یه مدت خاطراتمو مینوشتم که یه دفعه گذاشتمش کنار
    نزدیک ترین تاریخی هم که دوستام رو میبینم احتمالا اواخر شهریوره که اقوام از تهران تشریف میارن اینجا
    و بعد از اون هم مهر که دوستام رو در دانشگاه میبینم
    در جمع های خانوادگی بعضی وقتا خیلی راحتم و بعضی وقتا یه خورده معذب؛ وقتی معذب باشم حرف نمیزنم و اگه سوالی بپرسن خیلی کوتاه جواب میدم(اون لحظه خودم رو نمیبینم ولی کنم عصبی هم به نظر میرسم)
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    dark light آواتار ها
    مقصود من از ضعف مشکلی زیربنایی تر بود که شما رو رنج میده. چرا که اکثر اوقات نبود اعتماد به نفس ناشی از یک مشکل ذهنی یا جسمی است که فرد همیشه ترس از این رو داره که دیگران از مشکل و ضعفش باخبر شن و در واقع رازش برملا شه و میترسه که پس از این دیگه توسط اون جمع پذیرفته نشه برای همین این احساس ترس ناخودآگاه از فاش شدن یک راز در جمع موجب اظطراب و فشارروانی میشه در نتیجه فرد سعی میکنه بیشتر اوقاتش رو در تنهایی سپری کنه
    چون به قله‌ها می‌رسم خود را همواره تنها می‌بینم
    از شما چه کسی می‌تواند ایستاده بر بلندی‌ها بخندد؟

    فردریش نیچه
    پاسخ با نقل و قول

  3. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط SHAB,ّFarshad,ترنّم

  4. ارسال:13#
    ّFarshad آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط dark light نمایش پست ها
    مقصود من از ضعف مشکلی زیربنایی تر بود که شما رو رنج میده. چرا که اکثر اوقات نبود اعتماد به نفس ناشی از یک مشکل ذهنی یا جسمی است که فرد همیشه ترس از این رو داره که دیگران از مشکل و ضعفش باخبر شن و در واقع رازش برملا شه و میترسه که پس از این دیگه توسط اون جمع پذیرفته نشه برای همین این احساس ترس ناخودآگاه از فاش شدن یک راز در جمع موجب اظطراب و فشارروانی میشه در نتیجه فرد سعی میکنه بیشتر اوقاتش رو در تنهایی سپری کنه
    بله
    مطمئنم ریشه ی این ضعف از افکار دوران بلوغم نشأت گرفته که نمیخواستم خودم رو تو جمع نشون بدم به خاطر دندونم و سعی میکردم تنها باشم
    خیلی به این موضوع فکر میکردم که نباید بخندم؛ وقتی حرف میزدم یه حسی بهم میگفت نخند نخند نخند
    میترسیدم که مسخرم کنن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    dark light آواتار ها
    پس باید فکرت رو از این موضوع منحرف کنی و در عوض به ویژگی های خیلی بزرگتر و وسیعتری که در شخص تو وجود داره فکر کنی.این رو باید بدونی که هیچکس کامل نیست و هر انسانی برای ادامه زندگی باید نقاط قوت و ضعف رو در کنار هم داشته باشه.مثل این عکس من!زندگی جریان داره چون هم مثبت هست هم منفی . اگر فقط بخوای روی یک قسمت زوم کنی زندگی رو از دست میدی.اما اون مسئله ای که تو بعنوان ضعف ازش نام بردی درسته ممکنه باعث اظطراب ها و ترس هایی بشه اما این تاثیر شدیدی که روی تو گذاشته همون بخاطر اینه که تو از کوکی یا نوجوانی باهاش درگیر بودی و خیلی نکته برجسته تری بوده برات اما حالا که سنی ازت گذشته میتونی بعنوان یک خصوصیت منحصربه فرد جسمی بهش نگاه کنی که یک بعد خیلی کوچیک از هزاران بعد جسمی و ذهنی وجود عظیم انسانه.و تو اگر صدها مشکل هم داشته باشی اونقدر انسان بزرگ هست که با ابعد دیگر وجودت جبرانش کنی
    چون به قله‌ها می‌رسم خود را همواره تنها می‌بینم
    از شما چه کسی می‌تواند ایستاده بر بلندی‌ها بخندد؟

    فردریش نیچه
    پاسخ با نقل و قول

  6. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,ّFarshad,ترنّم

  7. ارسال:15#
    dark light آواتار ها
    و در عین اینکه جدای از راه حلی که پیش رو داری( و اون جبران احساس ضعف با استفاده از دیگر توانایی هات هست) مشکل تو همونطور که خودت میگی قابل حله و مسئله بغرنجی نیست فقط تو نیاز داری که ذهنیتت رو تغییر و گسترش بدی
    چون به قله‌ها می‌رسم خود را همواره تنها می‌بینم
    از شما چه کسی می‌تواند ایستاده بر بلندی‌ها بخندد؟

    فردریش نیچه
    پاسخ با نقل و قول

  8. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط ّFarshad

  9. ارسال:16#
    ّFarshad آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط dark light نمایش پست ها
    پس باید فکرت رو از این موضوع منحرف کنی و در عوض به ویژگی های خیلی بزرگتر و وسیعتری که در شخص تو وجود داره فکر کنی.این رو باید بدونی که هیچکس کامل نیست و هر انسانی برای ادامه زندگی باید نقاط قوت و ضعف رو در کنار هم داشته باشه.مثل این عکس من!زندگی جریان داره چون هم مثبت هست هم منفی . اگر فقط بخوای روی یک قسمت زوم کنی زندگی رو از دست میدی.اما اون مسئله ای که تو بعنوان ضعف ازش نام بردی درسته ممکنه باعث اظطراب ها و ترس هایی بشه اما این تاثیر شدیدی که روی تو گذاشته همون بخاطر اینه که تو از کوکی یا نوجوانی باهاش درگیر بودی و خیلی نکته برجسته تری بوده برات اما حالا که سنی ازت گذشته میتونی بعنوان یک خصوصیت منحصربه فرد جسمی بهش نگاه کنی که یک بعد خیلی کوچیک از هزاران بعد جسمی و ذهنی وجود عظیم انسانه.و تو اگر صدها مشکل هم داشته باشی اونقدر انسان بزرگ هست که با ابعد دیگر وجودت جبرانش کنی
    نقل قول نوشته اصلی توسط dark light نمایش پست ها
    و در عین اینکه جدای از راه حلی که پیش رو داری( و اون جبران احساس ضعف با استفاده از دیگر توانایی هات هست) مشکل تو همونطور که خودت میگی قابل حله و مسئله بغرنجی نیست فقط تو نیاز داری که ذهنیتت رو تغییر و گسترش بدی
    سلام
    آدم پخته ای به نظر میرسید
    ممنونم بابت راهنماییتون، خیلی کمکم کرد
    بهش فکر میکنم و روش تمرکز میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط ترنّم

  11. ارسال:17#
    ّFarshad آواتار ها
    سلام
    تو این چند روز سعی کردم تو خونه بیشتر به خانواده اهمیت بدم
    مثلابه حرفای داداشم گوش دادم، به حرفاش اهمیت دادم، به جای طرد کردنش باهاش حرف زدم، باهاش شوخی کردم، خندیدیم! بهش گفتم از کدوم کاراش خوشم نمیاد و سعی کنه اون کارا رو تکرار نکنه؛ هر چند اون گوش نمیده و تکرار میکنه! خیلی بی جنبه س تا سر شوخی رو باز میکنم دیـــــگه واویلا...! دیشب پشت کامپیوتر بودم فکر کردم خوابه، بطری رو برداشتم داشتم آب میخوردم اومد قلقلکم داد همه آبو ریختم رو کیبورد :|
    نمیدونم بدون دعوا کردنش چه جوری بهش بفهمونم تو شوخی کردن اون حد وسطو نگه داره
    با مامانمم برعکسه داداشم یکم برام سخته که یه دفعه تغییر کنم! دیروز یه کار مهم داشتم وقتی اومدم خونه انتظار داشتن اول برم اتاق و براشون توضیح بدم چیکار کردم ولی رفتم تو اتاقم که لباسمو عوض کنم! بعد بابام داد زد فرشــــــــاد بیا ببینیم چیکار کردی، مامانم گفت ول کن بیادم میخواد تلگرافی جواب بده دیگه!
    پریشب هم رفیق دبیرستانم زنگ زد گفت بیام دنبالت بریم با هم نون بگیریم؟ میخواست هارد اکسترنالش و بده واسش فیلم بریزم! سعی میکردم آدم کولی باشم و کاری کنم بهمون خوش بگذره. بحثامون که تموم میشد چند ثانیه ساکت میشدیم بعد اون یه بحث دیگه رو شروع میکرد. وقتی ساکت بودیم اون لحظه هر چه قدر تمرکز میکردم که من چه بحثی رو شروع کنم نمیشد، به جز 2 ، 3 مورد که من شروع کردم
    برنامه خندوانه هم فعلاٌ فقط برای استان تهران فعاله، از سایت شبکه نسیم دانلود کردم قسمتاشو، زدم تو مموری گذاشتم تو تلویزیون با هم ببینیم بخندیم، خیــــــلی خوبه، خیـــــــــــــلــی d: ممنون ترنم خانوم
    دیگه یه آینه هم گذاشتم جلوم رو میز کامپیوتر که توش خودم رو ببینم و با خودم حرف بزنم تا ایرادامو برطرف کنم؛ وقتیم خندوانه رو تماشا میکنم ببینم چه جوری میخندم
    اگه پیشرفتم زیاد نبوده خواهش میکنم نا امید نشید d: چون این روزا زیاد تو فاز شاد بودن نیستم به دلیل شکست عشقی که خوردم
    زدم تو فاز آهنگای مرتضی پاشایی و خواجه امیری و محسن یگانه
    قول میدم تو چند روز آینده بیشتر سعی کنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط m1392,ترنّم

  13. ارسال:18#
    ترنّم آواتار ها
    سلام و احترام

    اینایی که فرمودین خیلی خوب بودن
    از نظر من پیشرفت داشتید .
    همین حرکت شما نشان دهنده ی این است که روی حرف های شما بیشتر میشود حساب کرد .

    برای تمرین گام دوم نیاز به وقت بیشتری دارید . تازه شروع کار است .
    کم کم که گام دوم رو تمرین میکنید باید یک کار دیگر هم انجام دهید و انجام آن هم نیاز به همان دفتری دارد که قبل تر بهش اشاره داشته ام .


    گام سوم : نقش آفرینی جلوی آینه

    ابتدا تمام موقعیت هایی که حرف زدن در آن موقیعت برای شما ایجاد اضطراب میکند را روی کاغذ یادداشت کنید .

    جدولی مشابه جدول زیر رسم کنید:


    موقعیت انتظارات از خود وضعیت گذشته وضعیت تمرینی 1 وضعیت تمرینی 2


    راهنمای جدول

    موقعیت : تمام موقعیت های از پیش نوشته شده را از آسان به سخت اولویت بندی کرده و آنها را ذیل این ستون یادداشت نمایید .
    از موقعیت آسان تمرین را آغاز کرده و کم کم به سمت موقعیت های سخت تر حرکت خواهیم کرد .

    به عنوان مثال : حرف زدن با آقای X برای شما یک موقعیت اضطراب آور است .
    همچنین حرف زدن در جمع دوستان دانشگاهی (موقعیت Y ) ممکن است اضطراب آور باشد .
    اصلاح رفتار های شما در موقعیت x (مقابل یک فرد) آسان تر از موقعیت Y (جلوی جمعی از افراد) میباشد .
    پس موقعیت x را بالاتر از موقعیت Y یادداشت نمایید .

    انتظارات از خود :
    شما دلتان میخواهد وقتی در یک موقعیت خاص (X Y Z ...) قرار میگیرید چگونه رفتار کنید ؟ مطمئن ؟ صمیمانه ؟ جدی و قاطع ؟ خوش برخورد ؟ با لبخند باز ؟ و ...
    همه ی این انتظارات از خودتان در یک موقعیت خاص را ذیل این ستون و روبه روی موقعیت مربوط ، یادداشت نمایید .
    مثلا اگر موثعیت مورد نظر ، گفت و گو با یک دوست دبیرستانی است ؛ سعی کنید سوالهایی که قرار است از او بپرسید را نیز یادداشت نمایید .

    وضعیت من در گذشته : در گذشته وقتی در هرکدام از این موقعیت ها قرار میگرفته اید ، چه حالاتی داشتید؟ وضعیت جسمی شما چگونه بود ؟ فکر شما در آن موقعیت در گیر چه بود ؟ و ....

    به عنوان مثال : وقتی در موقعیت P قرار میگرفتم و آن فرد از من سوالی میپرسید دستانم میلرزید ، دهانم خشک میشد ، صدایم میلرزید و تماما درگیر این فکر بودم که چرا مثل او راحت نیستم و مطمئن بودم که او در دلش مرا مسخره خواهد کرد ! (نیازی نیست داستان بنویسید ها فقط به صورت کلیدی اشاره کنید به حالات و وضعیتتون در آن موقعیت)


    وضعیت تمرینی : همان بررسی نهایی از خودتان در جلوی آیینه میباشد . آینه از این جا به بعد مورد استفاده قرار میگیرد .
    پس از هر بار تمرین لازم است میزان مطابقتِ وضعیت تمرینی با انتظارات و پیش بینی هایتان بررسی شود .
    همچنین باید بررسی کنید که آیا مثلا لرزش صدایتان کمتر شده است یا خیر . و نتایج را یادداشت نمایید .

    ادامه دارد ....
    ویرایش توسط ترنّم : 2014_08_11 در ساعت 22:24
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  14. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط m1392,ّFarshad

  15. ارسال:19#
    ترنّم آواتار ها
    ادامه ....

    شروع تمرین :

    در آغاز به جدول نقش آفرینی جلوی آینه نگاه کنید
    روی انتظارات و پیش بینی های موقعیت مورد نظر تمرکز کنید .
    تمرین در مقابل آینه نیاز به تمرکز دارد .
    حتی اگر با پوشیدن لباس های بیرون ، میتوانید راحت تر تمرکز کنید ، حتما آن لباسها را بپوشید و تمرین رو شروع کنید .
    بهتر است آینه در اندازه ای باشد که بتوانید در آن حرکات بدنتان را به همراه حرکات اعضای صورتتان ببینید و بررسی کنید .
    بعد از اینکه توانستید روی تصور موقعیت مورد نظر متمرکز شوید تمرین را آغاز نمایید .
    (چیزی شبیه به ورود به دنیای رویاها و خیال پردازی هاست . در گذشته بیشتر این تمرین ها بدون برنامه ریزی و اغلب در ذهن شما انجام میگرفته .)

    هنگام تمرین لازم است ژست های بدنی شما بیشتر در نظر گرفته شود .
    روی آهنگ کلامتون ، جهت نگاه هاتون ، حرکت دستها و ... تمرکز بیشتری داشته باشید .

    وقتی حوصله اش را دارید تمرین کنید و بیش از حد به خودتان فشار نیاورید . روزانه حداقل 15 دقیقه مناسب است . قرار نیست خیلی سریع همه چیز تغییر کند .
    نیاز به آرامش و صبوری و انرژی مثبت و جدیت ، بیش از هر نیاز دیگری به چشم می آید. پس این ها را فراموش نکنید


    اگر سوالی هست بپرسید . تا ادامه بدیم .....
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  16. کمرو و خجالتیم، کم کم داره از خودم بدم میاد. کمکم کنید  سپاس شده توسط m1392,ّFarshad

  17. ارسال:20#
    ّFarshad آواتار ها
    سلام
    خسته نباشید ترنم خانوم
    برنامه تون واسه گام سوم رو خیـــلی دوست دارم، معرکست! واقعا ممنون
    نه جای سوال نذاشتید برام
    فقط به نظرتون اگه اون روزی 15 دقیقه تمرین رو یه دوربین هم بغل آینه بزارم و از خودم فیلم بگیرم و تصور کنم بعداً این فیلم رو میخوام نشون اون افراد خیالی بدم بهتر نیست؟ اینجوری احساس میکنم واقعاً تو اون موقعیت قرار گرفتم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •