تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات باخانواده همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:somaa
آخرین ارسال:somaa
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مشکلات باخانواده همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    somaa آواتار ها
    سلام ممنونم ازت
    بودن ونبودنم براشون فرقی نداره توهیچکدوم ازشادی هاشون نبودم،خیلی بی احترامی میکنن،همیشه باحرکات وحرفهاشون همسرم روتحریک میکنن،همیشه دوس دارن من فقط بااونها باشم وخانواده خودم روفراموش کنم،این مشکلاتم ازعیدامسال کاملاشدت گرفت،من شیعه هستم وخانواده همسرم تسنن،عیدامسال یه ساعت قبل ازسال تحویل سرهمین قضیه کارمون به جروبحث کشیدوتافرداظهرادامه داشت که شوهرخواهرهمسرم پادرمیونی کرداین کوچکترین آزارتواین مدت بود
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نمیشه یه خونه اجاره کنیدو برید از اونجا؟؟ بعدش با همسرت حرف بزن همین که دور بشید این حرف و حدیثا و مشکلاتم کمتر میشه!!! چون میگی شوهرت تا قبل اومدنتون خیلی خوب بوده و روابطتون عالی بوده!!
    مثل ماهی

    میان حوض شکسته

    بالا پریدنم از شوق نیست

    جانم به لبم رسیده!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    somaa آواتار ها
    قرارشدبریم ولی هرباریه بساطی درمیاره یکی دوماه عقب میندازه،فعلاقراره آخرشهریوربریم اگه بزارن
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکلات باخانواده همسرم  سپاس شده توسط تبسم67

  5. ارسال:14#
    میگم صبر کن از اونجا بریدایشالله اوضاعتون بهتر میشه.
    مثل ماهی

    میان حوض شکسته

    بالا پریدنم از شوق نیست

    جانم به لبم رسیده!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکلات باخانواده همسرم  سپاس شده توسط somaa

  7. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط somaa نمایش پست ها
    سلام دوستان من 27 سال دارم،مدت چهارسال باهمسرم دوست بودیم وبعدازمخالفت های شدید خانواده ام باهم ازدواج کردیم،دوسال اول زندگی برام مثل یه رویاگذشت امابه خاطرمشکل مالی که برامون بوجوداومدمجبورشدیم به منزل پدری همسرم نقل مکان کنیم،این بزرگترین اشتباه زندگیم بود،این موضوع باعث شد که خانواده همسرم بارفتارهاشون من روآزاردادن،الان اون عشق تبدیل به نفرت شده ،اوایل همسرم ازمن دفاع میکردولی الان من رومقصرهمه ی مشکلاتش میدونه،الان به مدت دوسال هست که باخانواده همسرم زندگی میکنم ولی باورکنین کم آوردم،دیگه نمیتونم امروزصبح تادم در دادگاه خانواده رفتم امااحساس میکنم نمیتونم بدون همسرم زندگی کنم،واقعااحتیاج دارم کسی راهنماییم کنه،ممنون




    سلام.اول ودر صورت امکان با همسرتون حرف بزنید وسعی کنید با خانواده همسرت حرف بزنید وبهشون بگید که مشکل کجاست.چرا با شما همچین رفتاری دارن.؟از چیه شما خوششون نمیاد.دوما آروم باشید.شما در بدترین شرایط هم باشید باز در یک رابطه هستید که اگه خدایی نکرده به فکر دادگاه باشی وضع قطعا بدتر خواهد شد پس به فکر راه حل باشید تا شادی به زندگی شما برگردد با کمک همسرتون.از نوع سوال ونوع شرایطتون کمی مشخص هست که شما انسان پاک دلی هستید.به قلبت اعتماد کن وتوکل کن به خدا.امید وارم بتونم کمی به درد شما بخورم.با تشکر دوست عزیز
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:16#
    somaa آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    ممنونم،خیلی وقتهاباهاش حرف میزنم ولی بعدیه مدت بازم همون آش وهمون کاسه،واقعانمیدونم شایدتنهادلیلشون خودکفایی ومستقل بودن من ویاشایدهم وابستگی زیادی که به پدر ومادرم دارم اونارو آزار میده،بعد4سال خودمم هنوزنفهمیدم،حتی رواین حساس هستن که من وقت بیرون رفتن ویاحتی توخونه وهرجایی که باشیم کنارهمسرم میشینم،خیلی وقتهاباشوخی وغیرمستقیم ویاحتی جدی بالحن بدی مادرش همسرم روصدازده که چرااونجانشستی بروپیش داداش هات و پدرت،تااین حداونهاعشق همسرم نسبت به من روبه تمسخرمیگیرن،فقط ازخدامیخوام صبرایوب روبم بده که دیوونه نشم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:17#
    somaa آواتار ها
    الان 29 روزه که پیغام گذاشتم ولی هیچی......
    کلا بیخیال شدم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •