تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از فکر بقیه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شیماشمس
آخرین ارسال:شیماشمس
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

ترس از فکر بقیه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    دختر 21 ساله هستم و دانشجوی سال سوم دکترا داروسازی. از نظر ظاهر و خونواده و وضعیت مالی همه چی خوبه خداروشکر... حتی طبق گفته بقیه خیلیا آرزوشونه جای من باشن. ولی مشکل اینه که من از بچگی کمبود اعتماد بنفس داشتم و شدیدا خجالتی بودم. الان خجالتم بهتر شده و میتونم حرفامو بزنم. خیلیم قاطع حرف میزنم ولی درون خودم اینا همش برا اینه که بقیه نفهمن کمرو هستم تعداد دوستام خیلی کمه... ترس از مردم دارم. مخصوصا اشنا ها...ازینکه زندگیمو بفهمن و سر از کارم دربیارن. ازینکه بهم دقت کنن یا ازم سواال بپرسن. همیشه نگران اینم که مسخرم کنن.احساس میکنم همه از من بدشون میاد. فک میکنم هیشکی دوس نداره با من هم صحبت شه. فک میکنم از نظر بقیه آدم عجیبی هستم که هیچی حالیش نیس و نمیفهمه
    همش دنبال پنهون کردن زندگیمم. حس میکنم اگه بقیه زندگیمو بفهمن بده. بااینکه هیچ وقتم دروغ نمیگم در مورد زندگیم ولی نگرانم
    نگران فکر اونام راجع به خودم. حتی شده خوابم نبره ازین قضیه.فکرم درگیره اینکه چه فکری میکنن راجع به من.
    من حس میکنم هیچ موفقیتی تو زندگیم نداشتم و وجودم بی فایده ست
    کمک کنید این حس بد از بین بره
    پاسخ با نقل و قول

  2. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط جیگر طلا

  3. ارسال:2#
    babakmohammadi19 آواتار ها
    سلام
    ببخشید من نظر میدما ولی شاید کمکتون بکنه
    فکر کنم شما باید طرز فکرتونو عوض کنید بیهوده فکرتونو درگیر کارهای بیهوده نکنید همیشه سعی کنید اگر از طرف مقابل خجالت می کشید مستقیم به چشماش نگاه نکنید تا اعتماد به نفستون کم نشه
    اعتماد بنفس کم کم بوجود میاد نه یکباره بعد فکر این نباشید که در موردتون چی میگن سعی کنید کارهای خودتونو دقیق انجام بدید اصلا فکرتونو درگیر مسائل بیخود نکنید
    ببینید همون چیزی که هستید باشید مگه شما در کارهای بقیه دخالت می کنید که اونا دخالت بکنن از هیچ کسی خجالت نکشید ممکنه خجالت کشیدن شما باعث ضرر شما بشه.
    شما در هر کاری هستید فقط به کار خودتون فکر کنید به پیشرفت خوتون فکر کنید تا موفق باشید شما برای خودتون زندگی می کنید نه دیگران بس هیچ ترسی نداشته باشید و زندگی و تحصیلاتتونو با قدرت ادامه بدید.
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط m1392,piroo,شیماشمس

  5. ارسال:3#
    piroo آواتار ها
    سلام
    به همیاری خوش آمدید
    من مطلبتون دقیق خوندم نگاه کنید اولا باید بدونید که از همه مهمتر خودتون هستید یعنی اول در همه جا خودتون توجه کنید نه اینکه مغرور باشید بلکه تعادل داشته باشید و مراعات بقیه افراد را کنید ولی نباید خودتون بابت دیگران اذیت کنید. نگاه کنید در دنیا هیچ کسی وجود ندارد که بتونه همه سوالات را جواب بده خیلی شده افراد نابغه علمی هم از جواب دادن سوالات ساده باز بمانند آیا آنها دیگر بیرون نیاییند و حرف نزنند؟ خیر. شما باید این حس را در درون خود قرار دهید که من می توانم و اعتماد بنفس دارم. مردم خیلی حرف ها میزنند شما نباید به این چیزها توجه کنید اگر بخواهید به حرف مردم توجه کنید که نمی توانید از خونه بیرون بیایید. سعی کنید در جمع دوستان خود حرف بزنید و کم کم این را به جمع های بیشتر سوق دهید تا این خجالت از شما در شود و حس اعتماد بنفس در شما تقویت شود. همیشه توکلتون به خدا باشه و یاد خدا باعث آرامش در شما و راحت حرف زدن می شود. باز هم سوالی دارید در خدمتم.
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط m1392,شیماشمس

  7. ارسال:4#
    dark light آواتار ها
    این مسئله همه گیر است و در همین فوروم بسیاری مشکلاتی که مطرح میکنند در رابطه با همین مسئله است.من جای دیگری هم گفتم که بسیاری اوقات نبود اعتماد به نفس ناشی از ضعفی است که بصورت رمز و راز خودش را درون ما پنهان کرده و ما همیشه اضطراب داریم و میترسیم که مبادا کسی از راز ما باخبر شود و معمولا دچار شک میشویم چون فکر میکنیم هر حرفی که بزنیم دیگران را نسبت به خود حساس کرده ایم و در مرکز توجه قرار گرفته ایم.شما نوشتی میترسی که دیگران سر از کارت دربیارن.چرا میترسی؟
    چون به قله‌ها می‌رسم خود را همواره تنها می‌بینم
    از شما چه کسی می‌تواند ایستاده بر بلندی‌ها بخندد؟

    فردریش نیچه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط m1392,جیگر طلا,شیماشمس

  9. ارسال:5#
    عزیزان ممنون از راهنماییتون.
    کاملا واقفم که باید طرز فکرمو عوض کنم اما نمیدونم چطوری...روشش رو بلد نیستم

    در جواب اینکه از چی میترسم: فکر میکنم اگه بقیه زندگی منو بدونن به محیط امن من وارد شدن. حس عدم امنیت میکنم. شاید چون فکر میکنم زندگیمو مسخره کنن.

    در جواب اینکه همه گیر هست: برعکس اطرافیان من خیلی اعتماد بنفس دارن. خودشونو باور دارن.
    مخصوصا یکی از دوستای نزدیکم خیلی خودشو باور داره.فکر میکنه از پس همه چی برمیاد و واقعنم برمیاد :| اونو میبینم افسرده میشم (حسود اصن نیستم ولی ناراحتم که من چرا خودمو باور ندارم)
    همه رو از خودم بهتر میبینم. دقیقا همّه رو!

    خیلی گوش به توصیه های روانشناسی کردم. لیست نوشتم از ویژگیای مثبتم... کلی به چیزای خوب فکر کردم...انرژی مثبت دادم.. و خلاصه همه کار کردم ولی دقیقا سر بزنگاه مثلا موقعی که باید اعتماد بنفس نشون بدم تممممام افکار منفی ای که یه عمر باهاشون مقابله کردم با هم میریزه بیرون...خیلیم سمج. دس برنمیداره

    همه رو از خودم بهتر میبینم. دقیقا همّه رو!

    دراین حد که الانم فک میکنم شما تو دلتون دارین منو مسخره میکنین و دلتون به حالم میسوزه

    بازم راهنمایی لطفا
    پاسخ با نقل و قول

  10. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط جیگر طلا

  11. ارسال:6#
    babakmohammadi19 آواتار ها
    سلام
    ببخشید بازم مزاحم شدم
    شما باید اول اعتماد بنفستونو بدست بیارید اعتماد بنفسم بازم میگم کم کم بدست میاد ببینید شما نزارید حقتونو هر چند بی اهمیت باشه کسی پایه مال کنه حقتونو بگیرید تا به خود باوری برسید که میتونید حقتونو از همه بگیرید و اون موقع هستش که کم کم به خودتون اعتماد می کنید و اعتماد بنفستون بیشتر میشه

    در جواب اگه زندگی منو بدونن به محیط امن من وارد شدن.اصلیترین مشکل شما اینجاترس و وحشت از دوستان خودتونه .شما باید به دوستان خودتون نزدیک بشید و خودتون اونارو به محیط زندگیتون بیارید و حتی خودتونم توی محیط زندگی اونا برید
    چواب شاید منو مسخره کنن. ببخشید مگه شما برای دوستانتون زندگی می کنید هر کس صاحب اختیار زندگی خودشه مهم اینه که خود ادم چجوری راحت باشه تو زندگی.اگر هم دوستاتون بگن چرا اینجوری زندگی می کنی
    خیلی ساده جواب میدید من اینجوری راحترم . اگر خجالت می کشید حرفتونو روک به طرف مقابل بگید سرتونو بندازید پایین چشماتونم ببندید حرفتونو نزارید تو دلتون بمونه و بگید.شما برای خودتون زندگی می کنید نه دیگران
    جواب یکی از دوستانتون از پس هر چیزی بر میاد واقعانم بر میاد ؟ببینید اون اعتماد بنفس داره اگر شما هم کم کم اعتماد بنفستونو به دست بیارید شما هم میتونید از پس هر چیزی بر بیاید
    جواب همه رو از خودم بهتر میبینم.دقیقا همرو. ببینید این که شما همه رو از خودتون بهتر میبینید این طرز فکر شما به نظر من اشتباهه .شما وارد حیات زندگی دوستاتون بشید میبینید که اشتباهه این حرفتون که همرو از خودتون بهتر می بینید .ببینید شما ترس دارید.
    ببینید شما وارد حیات زندگیه دوستاتون بشید واقعا پی میبرید که این حرفتون اشتباهه
    جواب در این حد که الانم فکر می کنم شما هم منو مسخره می کنید.من به شخصه خودمو میگم من اشتباه بکنم کسی رو مسخره بکنم.من اگه کسی رو مسخره کنم بس خودم مسخره هستم که بخوام کسی رو مسخره بکنم من به شخصه اشتباه بکنم که کسی رو مسخره بکنم.
    جواب اخر.
    1ببینید شما نزارید حقتون پایمال بشه هر چند کم باشه تا به اعتماد بنفس برسید که می تونید حقتونو بگیرید و حرفاتونو بزنید
    2 شما برای خودتون زندگی می کنید نه دیگران
    3 شما باید با دوستاتون راحت باشید و به حیات زندگی اونا برید و ببینید که واقعا اشتباه بوده اون حرفی ،که من همرو از خودم بهتر میبینم
    4همه این مشکلات شما عدم اعتماد بنفسه .اعتماد بنفستونو بدست بیارید تا بتونید راحت زندگی کنید
    5 من بازم میگم اشتباه بکنم کسی رو مسخره بکنم هر کس صاحب اختیار زندگی خودشه
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  12. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط m1392,شیماشمس

  13. ارسال:7#
    علیک سلام. تشکر از وقتی که گذاشتید)

    ببینید مشکل من اون حس درونیه! یعنی من برخلاف میلم این کارارو میکنم. تو جمع گاهی با ترس حرف میزنم. به زورم که شده سر صحبتو با استادام باز میکنم خیلی وقتا درددل میکنم. ولی همه اینا با سختیه
    شاید کسی ندونه من اعتماد بنفس ندارم چون حداقل وانمود نمیکنم. ولی تمام این کارا واقعا کاری نیس که با خواسته خودم باشه
    نمیدونم منظورو چجور برسونم ((
    من بیشتر دنبال اون حس اعتماد درونی ام...اینکه "خودم" خودمو قبول داشته باشم...نه اینکه موقع حرف زدن نگران جمله بعدی آدما باشم و با تموم شدن مکالمه نفس راحت بکشم
    امیدوارم منظورو رسونده باشم
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:8#
    dark light آواتار ها
    شما کلی فکرای مثبت کردی به توصیه های روانشناسی گوش کردی اما همه در حد حرف بوده و باور نکردی.وقتی که این مثبت اندیشی رو باور کردی اونوقت موفقی.خودباوری هم به خودت بستگی داره و منتظر معجزه از بیرون نباش
    چون به قله‌ها می‌رسم خود را همواره تنها می‌بینم
    از شما چه کسی می‌تواند ایستاده بر بلندی‌ها بخندد؟

    فردریش نیچه
    پاسخ با نقل و قول

  15. ترس از فکر بقیه  سپاس شده توسط m1392

  16. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیماشمس نمایش پست ها
    علیک سلام. تشکر از وقتی که گذاشتید)

    ببینید مشکل من اون حس درونیه! یعنی من برخلاف میلم این کارارو میکنم. تو جمع گاهی با ترس حرف میزنم. به زورم که شده سر صحبتو با استادام باز میکنم خیلی وقتا درددل میکنم. ولی همه اینا با سختیه
    شاید کسی ندونه من اعتماد بنفس ندارم چون حداقل وانمود نمیکنم. ولی تمام این کارا واقعا کاری نیس که با خواسته خودم باشه
    نمیدونم منظورو چجور برسونم ((
    من بیشتر دنبال اون حس اعتماد درونی ام...اینکه "خودم" خودمو قبول داشته باشم...نه اینکه موقع حرف زدن نگران جمله بعدی آدما باشم و با تموم شدن مکالمه نفس راحت بکشم
    امیدوارم منظورو رسونده باشم


    سلام.وقتي حرفاتو خوندم شوكه شدم.حرفات دقيقا مثل منه.منم يه دختر ٢٥ ساله ام.درست عين شرايط تو.تك تك حرفاتو فهميدم.به نظرم همش از خود كم بيني هستش.از نظرم راهش ملاقات مداوم با مشاور يا روانشناسه.خود من اين كارو كردم و هنوزم پيگيرم تا اين حس بد رو از بين ببرم.
    پاسخ با نقل و قول

  17. ارسال:10#
    منم یه دختر 19ساله ام
    4ساله به این بلای خانمان سوز(دورازجون شماها) گرفتارم
    کسی ام کمکم نکرده
    علم روانشناسی ام کمکی نکرده
    منتظر امداد های غیبی هستم
    منو شما و شما(سیماشمس و n.gh) اگر به اون چیزی که الان فکرمیکنیم نداریم هم برسیم باز احساس خودکم بینی داریم متاسفانه
    چرا نمیشه کسایی که استرس دارن رو یکی درک کنه؟همه این راه حل هارو یه مغز پراز استرس دفع میکنه ....ماه ها و سال ها
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •