تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمیره
آخرین ارسال:piroo
پاسخ ها 8

سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام

    من با توجه به بعضی خلا ها که توی دوران مجردیم داشتم ... الان حس حسادت نسبت به محبتهایی که شوهرم نسبت به دیکران داره میکنم

    این حسادت من باعث میشه حرفهایی بزنم که شوهرم ناراحت بشه متلا محکومش کنم که تو با من عین بقیه رفتار میکنی

    اخه من دوست دارم رفتارهای شوهرم برای من تک باشه و برای هیچکس دیگه انجام نده

    چندروز پیش باز این حس حسادت امد سراغم و براش گفتم که همانطور که در دوران قبل از ازدواج گفته بودی من زن سومت هستم و مادر و خواهرت زن اول و دومت هستند

    در صورتی که اون قبل از ازدواجمون از این جمله که من دوتا زن دارم برای دلیل ازدواج نکردنش برای دیگران میگفت و اما من دیروز ازش استفاده کردم

    مثلا وقتی مامانش یه چیزی هوس بکنه بدون اینکه به شوهرم بگه ...شوهرم براش میخره

    در صورتی که من وقتی چیزی هوس کنم هیچکس رو ندارم بهش بگم ... بابام که اینقدر رو بهمون نداده باهاش راحت باشیم و همچنین وضع اقتصاد الان دلم نمیاد به بابام بگم

    و شوهرم هم که الان عقد هستیم و راه دور هستیم ... وهمچنین دلیل دیگه ام اینکه شوهرم خرج خانواده شان رو میده و باخودم میگم شوهرم اینقدر بتونه خواسته های مامان و آبجیش رو برطرف

    کنه و من اگه بهش نیازهام رو بگم نامردی هست و اون کم میاره.... و من تمام خواسته هام و نیازهام رو باید کار کنم و براورده کنم

    در صورتی که من یکی رو نیاز دارم که بهش تکیه کنم ....ولی ندارم و به شوهرم هم نمیتونم بگم ... چون حتی برای پاس چکهاش که کسری داره به من میگه از کسی براش قرض کنم یا از حقوق خودم بهش میدم و اون به قول خودش طوری توی خانواده خرج میکنه که همیشه هرچی بخوان فراهم باشه و باز به قول خودش که حرف پیش امد میگفت "از مامانم هم میتونی بپرسی من حتی یکبار هم برای خرج خونه از کسی پول قرض نکرد"

    من چطور میتونم با مردی که هنوز یکسال نیست ازدواج کردم اینطور راحت باشم و اون رو تکیه گاه بدونم در صورتی که اون فقط هوای خانواده اش رو داره که یه بار برای خرج خونه کم نیاره و اونها هم

    همیشه همه چیزداشته اند و یه کم قناعت هم نکرده اند ولی خانواده من غذای خوب رو وقتی که مهمان دارم تهیه میکنند و مامانم هیچ فشاری به بابام نمیاره واگه به بابام فشار بیاره : بابام غر میزنه


    خلاصه دیروز اینطوری بهش گفتم که من برات یکی یه دونه نیستم

    و اون عصبانی شد و گفت " چرا هرسری توی این 8 ماه چیزی که ربط نداره به خانواده ام میچسبونی؟؟"

    و در ادامه گفت" من چه رفتاری میکنم که تو از این حرفها میزنی؟؟؟" خیلی اسرار کرد ولی سکوتی تمام وجودم رو گرفت که نتونستم حرف زنم زبانم قفل شده بود

    آخه چی میگفتم به نظرتون درست بود تمام این حرفها که براتون نوشتم رو بهش میگفتم؟///

    و اون از سکوت من خیلی عصبانی شد و گفت هر بار سکوت کردی و نیامدی تا این مشکلمون رو حل کنیم

    .... این رو هم بگم که من درد دلامو مینویسم و اون میدونه

    اون گفت باشه برو حرف دلت رو بنویس با این رفتارت من رو عریبه فرض میکنی و من هم از این به بعد باهات حرف نمیزنم درد دل نمیکنم مثل خودت سکوتی میکنم که همه بفهمن و با این کارات اخر زندگیمون معلومه

    و من باز هیچی نمیگفتم ...فقط بهش گفتم بیا درمورد این موضوع حرف نزنیم و بذاریمش کنار ولی اون قبول نکرد و گفت هرسری ازش گذشتیم که تا الان کش پیدا کرده

    و اینطور شد که از امروز صبح سکوت شوهرم هم شروع شذ

    کمکم کنید لطفا
    پاسخ با نقل و قول

  2. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام سمیره خانم
    مطلبتون با دقت خوندم
    راستش بین زن و شوهر نباید چیزی باشه و باید به هم اعتماد کنن و هر کدام برای دیگری به گونه ای تکیه گاه باشن مرد به نحوی و زن هم به نحو دیگر. شما زمانی که شوهرتون می بینید در وضعیت خوبی هست باهاش حرف بزنید و تمام خواسته های خودتون بگید همین گفتن خواسته های شما برای شوهر شما هم ارزش داره چون این حس را می کند که همسرش بهش علاقه و اعتماد دارد که به راحتی خواسته های خودش را می گوید سعی کنید خواسته هایی که دارید را در زمانی که خودتون مناسب دیدید بگید اگر امروز باز هم دیدید بگید بیاد کنارتون بنشیند و باهاش دردودل کن و خواسته های خود را بگو حتما از ناز زنونه استفاده کن تا بهتر شوهرتون به شما گرایش پیدا کند و بهتر درکتون کند. باز هم سوالی داشتید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری,ترنّم

  5. ارسال:3#
    سلام

    ممنون بابت پاسختون

    شما میگید بهش بگم ... آخه چجوری این حرفا رو بزنم

    تازه از امروز جوابم رو نمیده ...اخه دیشب بهم گفت دیگه صدام رو نمیشنوی

    ما عقد هستیم و دو تا شهر جدا

    اگه این حرفا بهش بگم نمیگه جنبه نداری بهت تکیه کنم و موقع نیاز بهت بگم//

    خانم جام میشه شما یه مثال بزنید که چطوری بهش بگم الا چی بهش بگم؟؟

    و در ضمن الان که جواب تماسهام رو نمیده چیکارکنم
    پاسخ با نقل و قول

  6. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام مجدد
    الان که نیست بهش پیام بده که حق با تو هست من می خوام باهات حرف بزنم و برات دردودل کنم بیا پیشم تا حرف هام و بزنم اگر خواست یه دفعه پشت تلفن بگی بگو نه بیای پیشم می خوام برات حرف بزنم بگم چم هست می خوام تمام خواسته هام بگم.
    چرا باید بگه که جنبه نداری فقط یادت باشه بحث مالی را پیش نکشی ولی بقیه چیزها و دردو دل هات بگو. همان طور که بهت گفتم یا بهش زنگ بزن یا پیام بده که برات دردودل دارم بیا پیشم قول میدم تمام حرف هام بزنم.
    بازم سوالی دارید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری,ترنّم

  9. ارسال:5#
    سلام

    من حرف دلم رو هرچی بود نوشتم

    اگه شما بخوای بیانش کنی چه جوری برای یک رد میگفتی

    مثلا شما میخوای درد دل کنی چی میگی؟؟

    ممنون اگه جواب بدین
    پاسخ با نقل و قول

  10. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  11. ارسال:6#
    ترنّم آواتار ها
    سلام و احترام

    چند نکته رو متذکر میشم تا آرامش بیشتری داشته باشید :

    1 - وقتی با همسرتون تنها هستید محبت رو اونطوری که ایشون می پسندند بیشتر ابراز کنید تا به ایشون رضایت خاطری از جهت عاطفی بدهید. (روی چگونگی برقراری روابط عاطفی تون بیشتر تمرکز کنید)

    2 - سعی کنید به کسانی که ایشون دوست دارد (مادر و خواهر ...)بیشتر محبت کنید(البته افراط هم نکنید در این زمینه) .اگر میبینید همسرتون به خواهر و مادرش بیشتر محبت میکند شما کمک کنید تا قدرت بیشتری در جهت توجه به آنها داشته باشد ؛ از خرید گرفته تا هدیه و وقت گذاشتن!
    این رابطه ی عاطفی رو بیشتر کنید . خودتون هم قطعا سهیم خواهید شد چون سرمایه گذار این رابطه عاطفی هستید و کمتر رنج خواهید برد . (هرچه که باشد همسر شما اگر هم برای شما دوست داشتنی است به احتمال زیاد بخاطر تربیت مادرش است . چرا باید به مادرش حسادت کنید ؟ به این هم فکر کنید . )


    3 - رابطه ی عاطفی و معنوی خودتون رو با خدا ببیشتر کنید تا بیش از حد در قید و بند این حساسیت ها نباشید .

    4 - خداروشکر کنید بخاطر ویژگی های خوب همسرتان و اینکه محبت کردن را بلد است !
    رفتارهای مثبت ایشون رو تشویق کنید و تعریف کنید از این رفتار ها ، همچنین ایرادهاشونم در محیطی گرم و صمیمی با آرامش و بدون مشاجره مطرح نمایید .
    ویرایش توسط ترنّم : 2014_08_13 در ساعت 21:12
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  12. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  13. ارسال:7#
    سلام

    ممنونم از بابت راهنمایی تون

    اما شوهرم جواب تماس و پیامکهام رو نمیده

    چیکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  14. سکوت من در هنگامی که باید حرف بزنم ودلیل بعضی رفتارهام رو بگم  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  15. ارسال:8#
    piroo آواتار ها
    سلام مجدد
    به نظر من فعلا دیگه پیام و نه زنگ بزنید و خودتون اذیت نکنید و تا می توانید به این فکر کنید که چگونه می توانم موضوع زمانی که می خوای بگین بگین و رو اون فکر کنید تا زمانی که امد پیش شما بهش بگید فعلا به نظر من زنگ نزنید چون با این کار شما در نقطه ضعف و ایشون برتری قرار می گیرند وزمانی که پیش شما امدن موضوع را براش توضیح دهید و بگید که از این طرز برخوردش هم خوشتون نیومد
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •