تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




استرس داشتن من و مشکلات آن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ted mosby
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 8

استرس داشتن من و مشکلات آن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.مشکل من اینه که خیلی استرسی ام.وقتی هم میام خودمو ریلکس و راحت بگیرم یه اتفاق بد میفته و شرایط بدتری پیش میاد.کلا خودمم موندم چیکار کنم.اگه استرس نداشته باشم همه چی بد میشه.اگه داشته باشم هم که زندگیو به خودم و دور وبریام زهرمار می کنم .همش تو فکر اینم که کاری که دارم انجام میدم زودتر تموم شه بره پی کارش.از وقتی دانشجو شدم این مدلی شدم.به نظر شما چیکار کنم خوب بشم؟؟
    ویرایش توسط تبسّم : 2014_08_18 در ساعت 15:38 دلیل: تغییر عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام
    با توجه به توضیحاتی که دادید بشترین عامل تاثیر گذار در استرس شما از زمان داشنجویی پیش آمد حالا چند سوال:
    1) چرا این اتفاق از زمان دانشجویی شما پیش آمد؟
    2) آیا در زمان دانشجویی اتفاقی افتاده؟
    الان من توضیحاتی در زمینه استرس و نحوه کنترل آن ارائه می کنم.

    اگر در پی آرامش در زندگی هستیذ باید از استرس فرار کنید چون که استرس و آرامش دو طرف یک سکه هستند که اصلا با هم جور در نمی آیند. ممکن است بگویید مگر استرس داشتن یا نداشتن به دلخواه خود ماست که هر زمان خواستیم آن را کنار بگذاریم؟

    واقعیت این است که اگرچه استرس مهمان ناخوانده‌ای است که روح و روان ما را می‌آزارد اما مهمان ناخوانده بودنش دلیل بر این نمی‌شود که به راحتی آن را بپذیریم و برای رسیدن به آرامش تلاشی نکنیم. یادمان باشد اگر استرس را در مراحل اولیه جدی نگیریم و استرس داشتن جزیی از زندگی ما شود آن وقت است که دیگر به راحتی روی آرامش را نخواهیم دید چرا که استرس در مراحل شدید آن می‌تواند به اختلال‌های روان‌پزشکی منجر شود و برای خلاصی از دستش به مداخلات درمانی یک روان‌شناس یا روان‌پزشک نیاز خواهید داشت. اما اگر استرستان شدید نیست و گاه و بیگاه زندگی‌تان را تلخ می‌کند و آرامش را از شما می‌گیرد ما برایتان چند توصیه کوتاه اما کاربردی داریم.

    زمان را مدیریت کن

    برخی از ما عادت کرده‌ایم همه کارهایمان را دقیقه ۹۰ انجام بدهیم و توجیه ما هم مشغله‌های زیاد زندگی است، در حالی که فقط کافی است همه کارها را به‌موقع انجام دهیم و البته در حد توانمان مسئولیت قبول کنیم. یک فهرست از کارهای روزمره‌تان تهیه و براساس اهمیت آنها را اولویت‌بندی کنید. کارهای مهم‌تر را زودتر انجام دهید و کارهای کم‌اهمیت‌تر را به زمان دیگری موکول کنید. مدیریت زمان آرامش را به شما هدیه می‌دهد.

    ورزش کنید و باز هم ورزش کنید

    همانطور که همه می‌دانیم هنگام ورزش موادی مانند سرتونین، اندروفین و… در بدن ما ترشح می‌شوند که در کنار تاثیر بر پیشگیری از بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی، باعث افزایش نشاط و آرامش در انسان شده و اندوه و استرس را از او دور می‌کنند. پس همین امروز تصمیم بگیرید و اگر وقت و هزینه رفتن به سالن ورزشی را ندارید و حال و حوصله تنها در خانه ورزش‌کردن را هم ندارید با یک دوست قرار بگذارید و هر روز یا یک روز در میان نیم ساعت پیاده‌روی کنید.

    عینکتان را عوض کنید

    برخی از ما عادت کرده‌ایم همیشه نالان و گله‌مند باشیم و همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینیم. مثلا از بهار فقط حساسیت فصلی آن توجه‌مان را جلب می‌کند، نه شکوفه‌های زیبا را می‌بینیم و نه به لطافت هوا توجه می‌کنیم. این نوع نگاه ۲ عیب دارد؛ اول اینکه به خاطر توجه زیاد به کاستی‌ها مدام خود را در معرض استرس قرار می‌دهیم و دوم اینکه زیبایی‌هایی را که می‌توانند منجر به آرامش ما شوند، نادیده می‌گیریم. حال انتخاب با خود شماست؛ هم می‌توانید از بارش باران عصبانی یا ناراحت شوید و هم می‌توانید چتری بردارید، زیر باران قدم بزنید و با گوش سپردن به نوای قطرات باران آرامش را تجربه کنید.

    از دیگران کمک بخواهید

    چند کار ریز و درشت روی سرتان ریخته و حتی تهیه فهرست اولویت‌ها هم به شما کمکی نمی‌کند و زمان برای انجام آنها کم می‌آورید؟ اگر به هیچ عنوان نمی‌توانید قید انجام برخی از این کارها را بزنید، بهترین کار این است که از دیگران کمک بخواهید. نگران نباشید، با درخواست کمک از دیگران غرورتان جریحه‌دار نمی‌شود و فراموش نکنید گاهی اطرافیانتان از اینکه بتوانند کمکی به شما بکنند بسیار هم خوشحال خواهند شد، به طور مثال اگر این آخر هفته کلی کار نیمه‌تمام را باید انجام بدهید و حتما باید تا شنبه همه آنها را به رییستان تحویل بدهید، تنها کافی است تلفنی از مادر یا خواهر خودتان یا همسرتان بخواهید که بچه‌ها را نگه‌دارند. با این روش شما می‌توانید نفس راحتی بکشید و با آرامش خیال کارهای عقب‌افتاده را انجام دهید.

    سالم زندگی کنید

    اگر از آن گروه انسان‌هایی هستید که هر اندازه استرس زندگی‌تان بیشتر می‌شود پک‌های محکم و بیشتری به سیگارتان می‌زنید، مراقب باشید چرا که این سبک زندگی نه‌تنها آرامش را به شما باز نمی‌گرداند بلکه بیش از پیش آن را از شما می‌گیرد. بهتراست عادت‌های سالم تری را انتخاب کنید؛ مثلا نوشیدن یک دمنوش گیاهی آرام‌بخش را امتحان کنید، کمی بخوابید، به سفر بروید یا از همه ساده‌تر با یک دوست قرار بگذارید و در دنیای واقعی (و نه مجازی) لحظاتی را با او بگذرانید حتی می‌توانید کمی هم درد‌دل کنید.

    زمانی برای آرامش

    کار، کار، کار، اگرچه شاید کار بیشتر به معنای درآمد بیشتر باشد اما کار بیش از حد به مرور زمان روان و جسم شما را فرسوده می‌کند و همه ما باید لحظاتی را برای خودمان و خانواده‌مان اختصاص دهیم تا در کنار آنها لذت و آرامش زندگی را تجربه کنیم حتی اگر این امر به معنی کمی درآمد کمتر باشد.
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,ویونا شاکری

  5. ارسال:3#
    سلام piroo عزیز.مطالب مفیدتون رو خودنم.باور کنید به حدی استرس بر من غالب شده که هر پاراگراف این مطالبو که می خوندم هی صفحه رو می کشیدم پایین ببین چقدرش مونده.یعنی در این حد با اسنرس عجینم.بله.مربوط به دوران دانشجوییم میشه. از حدود سه سال پیش که می خواستم واسه ترم سوم انتخاب واحد کنم شروع شد.می خواستم مثلا 20 واحد بردارم اما متاسفانه به دلیل نابلدی در انتخاب واحد نیم ساعت دیرتر از بقیه بچه ها انتخاب واحد کردم و تازه 14 واحد بیشتر بهم نرسید.کلا انتخاب واحد چیزی بود که یه ربع دیرتر صفحه رو باز می کردی دیگه به کل به فنا رفته بودی.خلاصه از اون ترم بود که من هییی به فکر این بودم که زودتر واحدام تموم شه بره که نمیشد!!!ترم 5 هم همش بدشانسی آوردم.چون دانشگاه ما همه واحدا رو یه جوری میذاره که همه چی با هم تداخل داشته باشه و این خیلی عذاب اور بود.خلاصه من از ترم 3 تا الان به خاطر خیلی از قضایای دیگه ای که نمی دونم اینجا بتونم بگم در عذابم.حتی بعضی شبا مخصوصا شبای امتحان انقدر استرس و فکرای عذاب آور تو سرمه که با کلونازپام خوابم می بره....
    پاسخ با نقل و قول

  6. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام مجدد دوست عزیز
    راستش من هم دقیقا در دوران دانشجویی حالتی مثل شما را داشتم من حتی امتحانی که می دانستم عالی میدونم باز استرس داشتم امتحان میدادم باز هم استرس در نهایت نمره میومد بالاتریت نمره میان دانشجویان بدست می اوردم. من برای اینکه بتونم بر این استرس در زمان دانشجویم غلبه کنم میومدم در هر مورد برای خودم برنامه ریزی می کردم و تلاشم هم می کردم و دیگر بهش فکر نمی کردم تلاش می کردم خودم به کار دیگری سرگرم کنم که استرس برام ایجاد نشه و کم کم با این روش و سرگرم کردن خودم با دوستام و با وسایل و ... و ورزش کردن تونستم تا حدودی کم و برش غلبه کنم منهم نظرم برای شما همین کارها را انجام دهید و انشاالله موفق می شوید. باز هم اگر سئوالی دارید در خدمتم.
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,ویونا شاکری

  9. ارسال:5#
    راستش رو بخواید شاید دلیل این حالت من اینه که خیلی تنها و بیکارم و دور و برم هیچکس نیست.واسه همینم هست که همش فکر و خیال میاد سراغم.من تک فرزندم.با هیچ کس هم رفت و امد نداریم.راستشو بخواید خیلی جاها ریلکس و اروم بودم قبلا اما فجایع بزرگی به بار اومد واسه همین هر وقت آروم باشم یه چیزی از درونم بهم نهیب میزنه که انقدر هم خوش خیال نباش!خلاصه براتون بگم که بنده پاییز امسال که ترم آخرم محسوب میشه باید پروژه بردارم و آخر ترم هم باید دفاع کنم!!توی همین تابستون خیلی از روزا صبح که چشمامو باز می کنم اولین چیزی که میاد تو ذهنم اینه که آخه من چجوری دفاع کنم.چجوری با پروژکتور کار کنم.نکنه چون یک نفره ام صدام بلرزه.اصلا پروژه به این عظمت کجا بدم بیرون بنویسن؟(پروژه ها رو همه میدن بیرون واسشون بنویسه که من تا حالا از این کارا نکردم و واسه همین استرس دارم)اصلا نکنه هیچ وقت بهم اجازه دفاع ندن....خلاصه از اینجور فکرا...
    پاسخ با نقل و قول

  10. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,ویونا شاکری

  11. ارسال:6#
    piroo آواتار ها
    سلام مجدد
    در مورد اتفاقی حرف زدید اگر دوست ندارید موضوع عمومی باشه موضوعش را بهم پیام بدین. در مورد پروژه هم سعی کنید خودتون بنویسید و بهش کاملا مسلط باشید و تا می توانید به خودتون اطمینان داشته باشید اطمینان شما باعث افزایش اعتماد بنفس شما خواهد شد اصلا نترسید بگید این هم مثل چیزهای دیگر هست و می گذرد و توکلتون به خدا باشه. پس با توکل به خدا و تلاش خودتون حتما موفق می شید.
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  12. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,ویونا شاکری

  13. ارسال:7#
    راستش رو بخواید پروژه عظیم و بسیار سنگینیه و حتما باید از یکی کمک بخوام.والا از همون ترم اول هم سرم کلاه رفته که پروژه هامو نمی دادم واسم بنویسن.ممنون بابت حرفای امیدبخشتون.
    پاسخ با نقل و قول

  14. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,ویونا شاکری

  15. ارسال:8#
    samin66 آواتار ها
    یک ساعت تفکر بهتر از هزار سال عبادت است....
    با سلام؛
    اضطراب یک حالت طبیعی در بدن انسان است. گاهی این حالت طبیعی به شکل غیر طبیعی نمود پیدا می کند. چگونه؟
    بر اساس استانداردهای مختلف پزشکی خواستگاه اضطراب می‌تواند موارد زیادی باشد اما دو خواستگاهی که بیشتر در این زمینه موثر هستند عبارت‌اند از تغییر الگوی فکری یک انسان و وقوع تحولاتی که پاسخ غیرارادی بدن را به همراه دارد.تغییر الگوی فکری انسان به این معنا است که هر شخصی برای پیشامدها و بالأخص آینده‌ی کوتاه مدت و بلندمدت خود یک سری برنامه‌ریزی‌ها و الگوهایی طراحی کرده است که در صورت ایجاد هر گونه اخلال در آن‌ها باعث به وجود آمدن گونه‌ای تشویش فکری و اضطراب در انسان می‌شود،که این مطلب طبیعی است اما اگر در مواردی که کنترل بحران بسیار راحت و آسان است نیز دچار اضطراب شدید بدانید که دچار مشکل در مواجهه با اضطراب خود هستید، بدترین قسمت در مورد اضطراب این است که هنگامی شما دچار اضطراب دایم می‌شوید بدن شما به آن عادت می‌کند یا بهتر بگوییم به آن اعتیاد پیدا می‌کند و آن زمان است که یک شخص از حالت طبیعی خارج می‌شود درحالی‌که فکر نمی‌کند زندگی او غیرطبیعی است درحالی‌که چنین نیست.
    به خود بقبولانید که این فقط شما نیستید که این شرایط را دارید بلکه هر فرد دیگری ممکن است که شرایطی مشابه شما و چه بسا سخت تر داشته باشد. گوشه ای نشستن و خود را در ورطه شدید اضطراب فرو بردن مشکلی را حل نخواهد کرد، فقط زمان را از شما خواهد گرفت.
    بنابراین، بسیار عاقلانه و موشکافانه درباره مشکتان فکر کنید و تمام راه حل های منطقی و حتی گاهی غیر منطقی را بنویسید و حالا شروع به تجزیه و تحلیل کنید. روی راه های غیر منطقی را خط بکشید و راه های منطقی را مجددا مورد بررسی قرار دهید وبهترین را انتخاب کنید.
    ضمیر ناخودآگاه شما (کلا ضمیر ناخودآگاه همه) بسیار ساده و زودباور است. وقتی شما میگید وای نمیتونم نمیشه، اگه این جور بشه بیچاره میشم و.... ضمیرناخودآگاهتون باور میکنه حرفتون رو. و تفسیر منفی میکنه. پس حالا که قراره این ضمیر گول بخوره، به سمت مثبت گولش بزنید. بذار یه مثال بزنم: فرض کن تو مرتب به دوستت بگی : مثلا علی، تو اصلا بلد نیستی. تو بی عرضه ای. تو نمیتونی، همه بهتر از تو هستن، اصلا تو از اول تنها بودی و میمونی و.... روزی چند بار این حرفها رو به علی بزن، میدونی چه بلایی سر علی میاد؟؟؟؟؟؟؟؟ و یا برعکسش. در یک پژوهشی که محققین انجام دادند در رابطه با تاثیر تلقین: دو دانش آموز را طی یک ترم مورد پژوهش قرار دادند. دانش آموز اول ، شاگرد زرنگ و تیزهوش و دانش آموز دوم، شاگرد تنبلی بود. هر امتحانی که شاگرد زرنگ میداد، (با وجود اینکه نمره 20 میگرفت) معلمش میگفت برگه ات را خیلی بد دادی، چرا مرتب داری افت میکنی، چرا دیگه نمیتونی پیشرفت کنی و.... و معلم به شاگرد تنبل ( که نمره امتحانش تک بود) گفت آفرین هر روز داری پیشرفت میکنی و تو بهترینی و.... خب میدونی نتیجه چی شد؟ بعد یک ترم شاگرد زرنگ نمرات افتضاحی کسب کرد و اعتماد به نفسش حسابی پایین اومد و برای شاگرد تنبل نیز وضعیت عکس ایجاد شد.
    پس ببینید نقش تلقین چقدر مهم است.
    دوست عزیز, مرتب پیش خودتون بگید من تمام تلاشم را میکنم، حالا دیگر هر اتفاقی افتاد مهم نیست نهایتش از اول شروع میکنم. زمانی باید نگران باشم که هیچ تلاشی نکنم و زمانم را هدر بدهم. یادتان باشید هر لحظه بهترین لحظه شروع و تصمیم گیری هست. مهمترین اتفاقها و اکتشافات تاریخ از لحظه آغاز شدند.
    امام علی (ع): توکل کن؛ تفکر کن، آن گاه آستین هایت را بالا بزن. خواهی دید که آستین های خداوند زودتر از آستین های تو بالا زده شده .
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  16. استرس داشتن من و مشکلات آن  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •