تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




یه شوهرم نداریم که... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ترنم خانووم
آخرین ارسال:طاهره خشکله
پاسخ ها 6

یه شوهرم نداریم که...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    ترنم خانووم آواتار ها
    یه شوهرم نداریم تا قبل از ازدواج با ما اصن نمدونسته صبرو صبوری چیه ! ولی بعد از ازدواج با ما به ایوب معروف بشه !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم وقتی بچه ی سرتقمونو دعوا کرد، بچه مون که حرصش گرفته و ناراحت شده، با بغض (الهی باباش فداش شه) بهمون بگه، مرد قحط بود زن این شدی؟ و وقتی رفت تو اتاقش از خنده ریسه بریم، شوهرمونم بغض کنه !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم که توی مهمونی های خونوادگی مجبور نشیم کنار ِ دخترای ترشیدۀ فامیل بشینیم !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم قبل از ازدواج چون ما بهش جواب مثبت نمی دادیم می خواسته خودش رو از پشت بوم پرت کنه ، بعد از ازدواج وقتی با اخلاقش آشنا شدیم و دیدیم نمی تونیم تحمل کنیم، خودمون این لطف رو در حقش کنیم !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم توی یه جشن معلم کلاس اولش ببینیم با خنده بهمون بگه این شوهرت یه شاگرد زبون نفهمی بود که دومی نداشت، بگیم آخه چرا؟! شروع کنه به تعریف که: “وقتی از بچه‌ها پرسیدم بزرگ شدین چکار میکنین؟ شوهرت گفت:عروسی، گفتم:نه منظورم اینه که چکاره میشی؟ گفت:داماد، گفتم:نه منظورم اینه که وقتی بزرگ بشی چه میکنی؟ گفت:زن میگیرم، آخرش گفتم:احـ‌‌مق وقتی بزرگ بشی برای پدر مادرت چکار میکنی؟ گفت: عروس میارم!” و در حالیکه شوهرمون مثه لبو قرمز شده و همه حضار دارن میخندن بگه کلا از اول خیــلی به ازدواج علاقه داشت !!
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم وقتی بهش اس میدیم ؛ ” کجایی؟ ” یا ” داری چیکار میکنی؟ ” , فک نکنه میخوایم چکش کنیمو بدونه از سر دلتنگیهُ بگه ؛ تو فکر عجیجمم که باز دلتنگ شده !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم شب که دیر میاد خونه ببینه رو کاناپه خوابمون برده دلش بسوزه دیگه دیر نیاد!
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم خواسیم بریم بیرون ما بشینیم پشت فرمون ، بعد ببینیم تو باغ نیس تو خودشه یهو تو سرعت بزنیم رو ترمز با کله بره تو شیشه ، بگه چته دیوونه سکته کردم که ، بگیم آخی نازی ببشخید عجیجم دیدم یه گربه قصد داره از خیابون رد شه گفتم بایستم که با استرس رد نشه !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم ازمون بپرسه غیر از من چند تا خواستگار داشتی؟ مام بهش بگیم عزیزم مهم نیست چند نفر منو می خواستن، مهم اینه که من فقط یه نفرو خواستم! بعد اونم ذوق مرگ بشه، پرواز کنه و گیر کنه تو پنکه سقفی!
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم...
    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  2. یه شوهرم نداریم که...  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,samin66,ویونا شاکری,تبسّم,راهله,سلماء

  3. ارسال:2#
    ترنم خانووم آواتار ها
    یه شوهرم نداریم مادرش شبِ امتحانِ ما مهمونی راه بندازه ، بهش بگیم می بینی که عزیزم من امتحان دارم ، به مامانش بگه خانومم امتحان داره ، امکانش نیست “ما” بیایم !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم فامیلیش دریایی باشه اسم دخترمونو بذاریم پری!
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم بهش بگیم عجیجــــــــم تو که چشمات خیلی قشنگه رنگ چشمات خیلی عجیبه میری ظرفارو بشوری!
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم خلبان باشه هیچ وقتم دچار سانحه ی هوایی نشده باشه , یه روز رو شوخی جای چتر نجاتش یه چتر معمولی بذاریم , بعد همون روز هواپیما دچار نقص فنی بشه و سقوط کنه , بعد عجیجمونم چترو باز کنه و یهو بپره , پریدن همانو له شدن همان( من چمیدونستم عهد میزنه و همون روز سقوط میکنه خداااااااااااااا !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم حداقل به هوای اون حالا قورمه سبزی که نه ، یه نیمرو پختن یاد بگیریم !
    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم وقتی یکی ازش می پرسه چه وقتایی از MP3 استفاده میکنید ؟ بگه وقتایی که خانومم نیست و دلم گرفته !!
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    یه شوهرم نداریم...
    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  4. یه شوهرم نداریم که...  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,samin66,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تبسّم,سلماء

  5. ارسال:3#
    ترنم خانووم آواتار ها
    بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن

    بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن

    بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن

    بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن

    بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر...
    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  6. یه شوهرم نداریم که...  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,راهله,سلماء,سحر1122

  7. ارسال:4#
    ترنم خانووم آواتار ها
    امروز به معناي واقعي

    كمبود يه مرد رو تو زندگيم احساس كردم

    كمبود دستاي محكم

    قوي و مردانه اش را....
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    لامصب در شيشه مربا رو هر كاري كردم باز نشد...
    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  8. یه شوهرم نداریم که...  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,samin66,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,راهله,سلماء,سحر1122

  9. ارسال:5#
    ترنم خانووم آواتار ها
    اینم مادر شوهره من دارم؟

    یعنی آدم این قدر خونسرد؟!

    نباید بیاد بگرده منو واسه پسرش پیدا کنه؟!

    والا من به خاطر پسر خودش می گم، وگرنه من که دارم درسمو می خونم!
    ویرایش توسط ترنم خانووم : 2014_08_21 در ساعت 10:31
    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  10. یه شوهرم نداریم که...  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,سلماء,سحر1122

  11. ارسال:6#
    طاهره خشکله آواتار ها
    قبول دارید بود و نبود مردها دردسره ؟! بودنشون یه جور !!! نبودنشون هم یه جور دیگه !!!
    داستان طنز .... جدی نگیرید ....
    حدود چند ماه قبل CIA شروع به گزینش فرد مناسبی برای انجام کارهای تروریستی کرد. این کار بسیار محرمانه و در عین حال مشکل بود؛ به طوریکه تستهای بیشماری از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتی قبل از آنکه تصمیم به شرکت کردن در دوره ها بگیرند، چک شد.
    پس از برسی موقعیت خانوادگی و آموزش ها و تستهای لازم، دو مرد و یک زن ازمیان تمام شرکت کنندگان مناسب این کار تشخیص داده شدند. در روز تست نهایی تنها یک نفر از میان آنها برای این پست انتخاب می گردید. در روز مقرر، مامور
    CIA یکی از شرکت کنندگان را به دری بزرگ نزدیک کرد و در حالیکه اسلحه ای را به او می داد گفت :
    - ما باید بدانیم که تو همه دستورات ما را تحت هرگونه شرایطی اطاعت می کنی، وارد این اتاق شو و همسرت را که بر روی صندلی نشسته است بکش!

    مرد نگاهی وحشت زده به او کرد و گفت:
    – حتما شوخی می کنید، من هرگز نمی توانم به همسرم شلیک کنم.
    مامور
    CIA نگاهی کرد و گفت : مسلما شما فرد مناسبی برای این کار نیستید.
    بنا براین آنها مرد دوم را مقابل همان در بردند و در حالیکه اسحه ای را به او می دادند گفتند:
    - ما باید بدانیم که تو همه دستورات ما را تحت هر شرایطی اطاعت می کنی. همسرت درون اتاق نشسته است این اسلحه را بگیر و او بکش
    مرد دوم کمی بهت زده به آنها نگاه کرد اما اسلحه را گرفت و داخل اتاق شد. برای مدتی همه جا سکوت برقرار شد و پس از 5 دقیقه او با چشمانی اشک آلود از اتاق خارج شد و گفت:
    – من سعی کردم به او شلیک کنم، اما نتوانستم ماشه را بکشم و به همسرم شلیک کنم. حدس می زنم که من فرد مناسبی برای این کار نباشم،
    کارمند
    CIA پاسخ داد:
    - نه! همسرت را بردار و به خانه برو.
    حالا تنها خانم شرکت کننده باقی مانده بود. آنها او را به سمت همان در و همان اتاق بردند و همان اسلحه را به او دادند:
    – ما باید مطمئن باشیم که تو تمام دستورات ما را تحت هر شرایطی اطاعت می کنی. این تست نهایی است. داخل اتاق همسرت بر روی صندلی نشسته است .. این اسلحه را بگیر و او را بکش.

    او اسلحه را گرفت و وارد اتاق شد. حتی قبل از آنگه در اتاق بسته شود آنها صدای شلیک 12 گلوله را یکی پس از دیگری شنیدند. بعد از آن سر و صدای وحشتناکی در اتاق راه افتاد، آنها صدای جیغ، کوبیده شدن به در و دیوار و ... را شنیدند. این سرو صداها برای چند دقیقه ای ادامه داشت. سپس همه جا ساکت شد و در اتاق خیلی آهسته باز شد و خانم مورد نظر را که کنار در ایستاده بود دیدند. او گفت:
    - شما باید می گفتید که گلوله ها مشقی است...
    من مجبور شدم مرتیکه را آنقدر با صندلی بزنم تا بمیرد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  12. یه شوهرم نداریم که...  سپاس شده توسط ترنم خانووم

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •