تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکست عشقی و ناتوانی در تصمیم گیری برای ازدواج با فرد جدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Ayda65
آخرین ارسال:گیتار
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

شکست عشقی و ناتوانی در تصمیم گیری برای ازدواج با فرد جدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    sanaz1368 آواتار ها
    سلام ایدا جان متناتو که میخوندم اشک میریختم یاد خودم افتادم هنوز 1ساله منم نتونستم فراموشش کنم ولی من فرق دارم یکم باشما با اینکه پیشنهاد رابطه جنسی داد حتی با صیغه بخاطر اینکه درموردم فکر بد نکنه یا میدونستم اگه اینکارو کنم با اینکه دخترگیم هم حتی حفظ میشه بازم هیچوقت منو برای ازدواج انتخاب نمیکنه به اینده فکر میکردم با اینکه عشقم بهش از رو هوس یود خیلی جذاب بود طوریکه وقتی عکسشونگاه میکرد 1ساعت تموم بهش ذل میزدم تا اینکه سرم درد مگرفت هنوزم عاشقشم التماسش کردم گفتم میام کنیزی باباومامانتو میکنم گفتم هیچی ازت نمیخوام چکارا که نکردم ببنمیش برای چن دقه از دود.دوستموفرستادم رفت باهاش دوست شد وقتی باهاش قرار میذاش از دور نگاش میکردم ولی اون پسر با من قرار نمیذاش .من حتی نذاشتم بمن دست بزنه منو نخواسته چطورشما انتظار داری که طرف لذتشو برده ..........؟ خب میره دنبال یکی دیگه .تازه این پسری که من تعریفشو میکنم 8سال ازمن بزرگتره و کاردانی درحالی که من ارشدم .منم مذهبیم.میدونی حتی اگه یهودیم بودم حیام نمیذاش جلوی یه پیر نامحرم لخت بشم.نمیگم چیزیا.خودم نفس درونم خیلی دوس داشت بره باهاش رابطه برقرار کنه میگم که عشق بهش از رو هوس بود نمیدونی شیا چشمامو مییستم فکر میکردم که در اغوششم خیلی دارم عذا میکشم.باز شماسرکار میری من کارم برام پیدا نمیشه هروز بیکار تو خونه فکرش میاد سراغم از خدا مرگمو خواستم گفتم دیگه نمیتونم زندگی کنم داغونم ده کیلو وزن کم کردم نمیدونی چه فشاری دارم تحمل میکنم هروز به دیوارای خونه ذل میزنم .هروز به امید رسیدن بهش زندگی میکنم .با خدا معامله کردم گفتم من هیچی نمیخوام اونو بمن بده گفتم خدااااا من بخاطرتو خودموپاک نگه داشتم ولی هیچی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام. ساناز برو سرکاری چیزی. خودت را سالم مشغول کن در مسیری باش که شخصیتت رشد کنه.
    خونه نشینی افسردت میکنه و مرض های مختلف فکری و روحی میاد سراغت.
    .
    از عشق یه طرفه هم دست بکش.. که هیچی جز ذلت نداره برای صاحبش.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام ایدا جان.

    به عقیده من درخواست حق طلاق از سمتت اشتباه بدی بوده چون خودت گفتی قبلا یه مدت با هم بودید تا اینکه به خواست تواز هم جداشدید و دوباره خودت برگشتی بهش و به اسم فرشته نجاتش...

    شاید اون از اینکه بازم ترکش کنی یهو خوف کرده..نخواسته یه تجربه سنگین شکست دوباره برایش تکرار بشه..برای همینم همه چی را بوسیده و گذاشته کنار.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •