تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ashkanrad
آخرین ارسال:سعید ازاده
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان من 29 سالمه و از 6 سال پیش تو دانشگاه با یه خانومی آشنا شدم. اوایل رابطه دوستی بود ولی کم کم عاشق هم شدیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. همیشه فکر میکردم افسار این رابطه دستمه و هر وقت بخوام میتونم ازش جدا بشم و با کس دیگه باشم تا اینکه یه بار گذاشت و رفت و خطشو خاموش کرد 2 ماه طول کشید تا من به واسطه یکی از دوستاش و تلاش زیاد و بردنش به مشاوره برگردوندمش و دوباره رابطه شروع شد. تو این مدت زیاد باهم دعوا میکردیم و دوباره آشتی میکردیم چون خیلی همو دوست داشتیم 2 سال پیش دوباره از هم جدا شدیم و بهانه ی این جدایی بی کاری من بود ولی اینب 2 هفته خودش برگشت و گفت تا آخر عمر باهات میمونم. خانواده ی باهم خیلی تفاوت فرهنگی داشت ولی اون میگفت شوهر خواهرش خانوادش مثل ما بوده و اوایل مشکل داشتن ولی بعدا حل شد.از پارسال بهش گفتم میخوام بیام خواستگاریت گفت باید خواهر بزرگم ازدواج کنه. همون موقع بردمش به خواهرم نشونش دادمو 2 ماه پیش خواهرش ازدواج کرد و به من گفت باید زودتر بیای. منم بااینکه مادرم ناراضی بود بلاخره راضیش کردم و با خواهر بزرگم رفتن خواستگاری. قبلش دختره خیلی خوشحال بود ولی بلافاصله بعد از اینکه مادرمینا اومدن خونه بهم زنگ زد و گفت خانوادم ناراضیه و گفت دیگه بهم زنگ نزن.گوشیشو خاموش کرد و من بعد از یه هفته جلوی محل کارش دیدمش و ازش خواستم یه فرصت بده تا خودم تنهایی بیام. و فرداش رفتم خونشون چون پدر نداره برادر بزرگش بود و شروع کرد به مطرح کردن مسائل مالی. منم چون تازهیه مغازه راه انداختم دستم خالیه. خلاصه تابلو بود که خونوادش مخالفن و نظر دختره رو عوض کردن. من از رو نرفتم و دوباره زنگ زدم خونشون و با مادرش صحبت کردم و مادرش دلیل جواب رد رو گفت بخاطر مسائل مالیه و برادرش شدیدا مخالفه. خود دختره بهم زنگ زد و گفت اصرار نکن و برو دنبال زندگیت.بعدش کلی بهونه آورد که برخورد مادرت با من خوب نبوده و غیره در حالی که همه اینا بهونه بود.بعد از یه هفته من به اونیکی خطش اسمس دادم روشن بود غافل از اینکه دست خواهرش بوده. 3 روز اسمس و زنگ زدم جوابمو نداد تا اینکه از خونشون زنگ زد و با عصبانیت گفت دست از سرش بردارم گفت تو پس انداز نداری و خلاصه من اصرار کردم بهم وقت بده ببینمت ولی قبول نکرد و خدافظی کرد. ما رابطمون خیلی نزدیک بود و همه جا باهاش خاطره دارم. الان چند روزه حالم خیلی بده و اشتها ندارم. تو این مدتم صبح که از خواب پامیشم نمیتونم از جام بلند بشم از شدت ناراحتی و دلتنگی. همش حرفا و اتفاقاتو مرور میکنم و میگم کاش 6 سال طول نمیکشید.شدیدا افسرده شدم و هیچی آرومم نمیکنه. میخوام زندگیمو تغییر بدم ولی سخته برام.کمکم کنید هر کسی که این تجربه رو داره.
    پاسخ با نقل و قول

  2. جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه  سپاس شده توسط ویونا شاکری,سلماء

  3. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام آقا اشکان

    به همیاری خوش آمدید

    واقعیت غیرقابل انکار در زندگی اینه که انتظارات ما قرار نیست همیشه به وقوع بپیوندند و آنچه می خواهیم همیشه به دست نمیاد.

    دیگر واقعیت مهم اینه که هر هدفی که داریم، برای رسیده بهش باید راه درست رو بپیماییم. وقتی راه رو بشناسیم و اون رو درست طی کنیم(با کمک و مشورت صحیح)، میدونیم که در مسیر هستیم و منحرف نمیشیم.

    مسیر دوستی و ازدواج، دو مسیر متفاوت هستند؛ گرچه ممکنه این دو مسیر گاهی با هم دیده تلاقی پیدا کنند، اما جاده ازدواج از دوستی نمی گذره.

    ازدواج مسیری روشن و مشخص داره. مسیری که در اون هم شناخت هست، هم عقل هست، هم در جای خودش عشق و علاقه هست. مسیری که استرس لو رفتن نداره، مسیری که ترس ترک و رهاشدگی نداره، مسیری که وابستگی منفی ایجاد نمی کنه، مسیری که اگر به مقصد هم نرسه آسیب جدی وارد نمی کنه، مسیری که عقل و شرع و عرف اون رو می پسنده و به انسان آرامش میده. اما دوستی اینطور نیست. دوستی ایجاد وابستگی منفی میکنه، دوستی هیچ تعهدی نداره و میتونه هر آن از جانب طرفین رها بشه، دوستی میتونه با مخالفت اطرافیان تمام بشه و ...

    اما مسیر درست ازدواج(کسب اطلاعات و آشنایی اولیه، خواستگاری رسمی، مشورت درست، شناخت منطقی، تحقیق کافی، مشاوره به جا)، تمام مزایای فرضی و خیالی که برخی تصور می کنند در دوستی هست رو به معنای واقعی داره و امتیاز بزرگ دیگری اینه که معایب دوستی رو نداره

    به هر صورت، باید گفت شما اولین نفری نیستید که اینچنین مشکلی براش پیش آمده و این مساله ان شاء الله با صبوری شما و همراهی تون و عزم جدی تون بر حل آن، به مرور زمان برطرف خواهد شد.

    6 سال رابطه زمان کمی نیست و به هیچ وجه انتظار نمیره یک شبه مسائل حل بشن، خاطرات از ذهن پاک بشن و شما به شرایط عادی برگردید.

    برخی روانشناسان اعتقاد دارند که قطع رابطه عاطفی، شبیه از دست دادن عزیزی در زندگی هست و بنابراین همون مراحل سوگ از دست دادن عزیزان، برای انسان به وقوع می پیونده. این مراحل به هیچوجه قطعی نیستند، و کم و بیش در افراد مشاهده میشن، و عبارتند از:

    1. انکار: یعنی اینکه فرد منکر واقعیت پیش آمده می شود و آن را نمی تواند و بعضا نمی خواهد باور کند.
    2. خشم: فرد از دست خود، دیگران، طرف مقابلش، سرنوشت و روزگار شاکی می شود و خشم و عصبانیت خود را به طرق مختلف ممکن است بروز دهد.
    3. دنبال مقصر گشتن: ممکن است فرد طرف مقابل را مقصر بداند، یا خود را و یا حتی دیگران را. به گونه ای که ذهنش درگیر این مسائل شده و او را آزار می دهد.
    4. غم و ناراحتی: این مرحله که معمولا طولانی تر از سایر مراحل است، با اندوه شدید فرد همراه است.
    5. ترس: ترس از تنهایی
    6. باور و پذیرش: قبول کردن واقعیت
    7. بازسازی مجدد زندگی: یعنی آماده شدن برای بازگشت به روند عادی زندگی

    این مراحل کم و بیش در افراد مختلف به وقوع می پیوندند و پس از اون، بسته به ظرفیت و توانایی و عزم فرد، زندگی به شکل مثبت جریان عادی اش رو از سر میگیره

    اینکه این مراحل در مجموع چقدر به طول می انجامه، تا حدود زیادی بستگی به خود شما داره، اما معمولا سه تا شش ماه براش پیش بینی میشه

    ما در مقاله زیر، روندی که به بهبودی افراد پس از شکست عاطفی کمک می کنه رو بیان کرده ایم. با دقت مطالعه اش کنید و مواردی که بیان شده رو عملی کنید:

    دلتنگی پس از قطع یک رابطه

    با توکل بر خدا، و عزم جدی برای حل مشکل و عملی کردن راهکارهای ارائه شده در مقاله و گذر زمان، ان شاء الله بر مشکل غلبه خواهید کرد، هرچند در حال حاضر برای شما مشکل بسیار بزرگ جلوه می کنه، اما تدریجا خواهید دید که شرایط تغییر خواهد کرد.

    موفق باشید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,m1392,rahe shab,sadaf21,samin s&s,مهرسا62,ویونا شاکری,سلماء

  5. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز ممنونم از راهنمایی شما. میدونم این دوره میگذره ولی شخصیت من خیلی حساسه و هر چیز کوچیکیو بزرگ میکنم.بخاطر همین شاید بیشتر از دیگران این زمان برام طول بکشه.الان 20 روز از جدایی گذشته و صبح ها که از خواب بیدار میشم حس بدی دارم ولی شب که میشه بهتر میشم. وقتی شبا میرم پیش دوستام حالم بهتره. شغل من آزاده و نیاز به تمرکز دارم همینجوریش کلی ترس شغلی دارم چون تازه مغازه زدم و استرس اجاره و ... دارم این مشکلم که برام پیش اومده اعتماد به نفسم از دست دادم. من خیلی لاغرم و این مشکلاتم باعث شده اعصابم خراب بشه و اشتهام کم شده بخاطر همین حس میکنم هر روز لاغر تر از دیروز میشم.الان تو مرحله ی خشم هستم و از حرفایی که تو مکالمه آخر بهم زد خیلی ناراحتم. بهونه رفتنش نداشتن پس انداز و ماشین و فرهنگ خانوادم بود. در حالی که تو دوران دوستی بهم میگفت پول برام مهم نیست. خانوادش مخالف این وصلت بودن بخاطر وضعیت مالی من. با اینکه منو دوست داره پا رو احساسش گذاشت فقط بخاطر خانوادش.از این اخلاق خانوما بدم میاد که زود تحت تاثیر حرفای دیگران قرار میگیرن. به هر حال دیگه نمیخوام باهاش باشم و میخوام دندون لق رو بکنم بندازم بیرون.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    مسائلی که مطرح کردید رو باز می کنم.

    اولین مساله عبارت است از بزرگ کردن چیزهای کوچک یا همون فاجعه سازی. ریشه فاجعه سازی در ذهن، افکار انسان هستند. شما باید روشهای مدیریت فکر رو فرا بگیرید. تکنیک های چندی هستند که به شما در این خصوص کمک می کنند. یکی از این روشها، فن توقف فکر هست که در لینک های زیر می توانید آموزش به کارگیری اش رو یاد بگیرید:

    روش توقف فکرThought stopping

    فن توقف فکر

    آموزش تکنیک توقف فکر

    دیگر روش مدیریت فکر، عینی کردن اون هست. تفکراتتون رو روی کاغذ بیارید و اونها رو بسنجید. به طور مثال، مزایا و معایبی که این افکار برای شما دارند رو برشمارید. بسنجید که درصد مزایاشون بالاتره یا معایبشون؟ اصلا چرا به این افکار می پردازید؟

    روش دیگر، اینه که برای افکارتون در اوقات شبانه روز زمانهای معینی رو اختصاص بدید. این شیوه کمک میکنه که در سایر اوقات روز تمرکزتون بر کار حفظ بشه و هرگاه افکار مزاحم خواستند به سراغتون بیان، به خودتون یادآوری می کنید که برای این افکار زمان مشخصی دارید(زمانی که البته نباید نزدیک به هنگام خواب باشه).

    روش دیگر، تلقین کلامی و ذهنی مثبت هست. آنچه به عنوان فکر مزاحم آزارتون میده رو وارونه کنید و در کلام و فکر خود تکرار کنید.

    در رابطه با حال بدی که در صبح ها تجربه می کنید، باید برنامه مشخصی برای اوقات صبح خودتون تدارک ببینید. به هر صورت برنامه زندگی شما دستخوش تغییراتی شده و تا بیاید باهاش سازگار بشید زمان میبره. مثلا ممکنه اوقات صبح شما با خاطراتی از ایشون تداعی شده باشه که نیاز هست این تداعی ها با رویدادهای جدیدی جایگزین بشن. روش جایگزینی هم بدین صورت هست که در اوقات صبح، برنامه های جدیدی رو برای خودتون تعریف و سازماندهی کنید تا کم کم تداعی های جدید جایگزین قبلی ها بشن. مثلا نرمش صبحگاهی، یا هر برنامه ای که کاملا جدید باشه و خاطره و رویدادی از ایشون رو در شما زنده نکنه. برای مکانها و زمان هایی که خاطرات ایشون رو تداعی می کنند، باید با افکارو رویدادهای جدید عمدی که مکررا ایجاد می کنید، به مرور زمان اثرات رویدادهای گذشته رو کمرنگ و جایگزین نمایید.

    در خصوص استرس شغلی که دارید، سعی کنید با واقعیت مواجه بشید. قرار نیست کسی یک شبه به اهداف بلندش دست پیدا بکنه. تغییر و چرخش زاویه دید به شما بسیار کمک خواهد کرد. کسب نکردن درآمد مورد انتظار رو یک شکست تلقی نکنید. بلکه به عنوان تجربه بهش نگاه کنید و با امید به آینده، مسیر درست رو انتخاب کنید و ادامه بدید. میتونید از مشورت کسانی که حرفه شون مشابه شماست بهره بگیرید و یا از دوستانی که میتونن شما رو همراهی کنند. جلب حمایت خانواده و دوستان در این مورد بسیار کمک کننده خواهد بود.

    برای کمبود اشتها میتونید به یک طبیب سنتی خوب مراجعه کنید. تشخیص مزاج شما و بررسی وضعیت جسمانی تون، بسیار کمک میکنه تا براتون متناسب با وضعیتی که دارید، تجویز مقتضی رو ارائه بدهند.

    مورد بعدی که من فکر می کنم بر شما بسیار اثرگذار بوده، حرفهای آخرین مکالمه هستند. آخرین مکالمه به دلیل اصل تاخر در ذهن شما باقی مونده و مواردی که ایشون به عنوان دلیل یا توجیه پاسخ ردشون به شما گفته اند، در ذهن شما باقی مونده اند. دوست خوبم، اگر شما اطمینان دارید که ایشون بنا به این دلایل به شما جواب رد داده اند، باید بپذیرید که ثبات شخصیتی چندانی ندارند؛ چون این موارد، چیزهایی نیستند که ایشون بخواد حالا متوجهشون شده باشه. مطمئنا از وضع مالی شما و نداشتن ماشین شما در این مدت خبردار بوده اند، بنابراین می توانستند زودتر بگویند.

    اما اگر اینها صرفا بهانه هستند، باز هم باید گفت ایشون ثبات درستی ندارند. چرا که با یک حرف دیگران، تغییر موضع کامل نشان داده اند.

    پیشنهاد من اینه که به این موارد فکر نکنید. به این فکر کنید که ایشون به هر دلیلی جواب رد داده اند، و بپذیرید که هر دو مرتکب اشتباه شده اید. سعی کنید از این به بعد روند اصولی و منطقی در پیش بگیرید تا درگیر چنین مسائلی نشید. راهکارهای مقاله زیر رو عملا به کار ببندید:

    راهکارهای فراموش کردن یک رابطه عاطفی
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  7. جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه  سپاس شده توسط elnaz.t,مهرسا62,سلماء

  8. ارسال:5#
    خیلی ممنون از راهنمایی جامع و کامل شما. به نظر شما این رابطه ای که داشتم در آینده برام مشکل ایجاد نمیکنه؟ میترسم با یه نفر دیگه ازدواج کنم یاد عشق قبلیم بیافتم و نتونم همسرمو دوست داشته باشم. همش فکر میکنم دیگه نتونم عاشق بشم.چون رابطه ما خیلی عمیق بود و وابستگی جنسی بهش داشتم و چندین بار باهاش عشق بازی کردم. خیلی بهش نزدیک بودم و بوسش میکردم اونم خیلی عاشق من بود و حتی وقتی باهاش پیاده روی میکردم لذت میبرد و با کوچکترین چیزی خوشحال میشد. یعنی کس دیگه ای هم میتونه اینجوری عاشقم باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    منم مثل شما هستم اما منکه نتونستم فراموش کنم هر روز بدتر میشم فقط آرزوی مرگ میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ashkanrad نمایش پست ها
    خیلی ممنون از راهنمایی جامع و کامل شما. به نظر شما این رابطه ای که داشتم در آینده برام مشکل ایجاد نمیکنه؟ میترسم با یه نفر دیگه ازدواج کنم یاد عشق قبلیم بیافتم و نتونم همسرمو دوست داشته باشم. همش فکر میکنم دیگه نتونم عاشق بشم.چون رابطه ما خیلی عمیق بود و وابستگی جنسی بهش داشتم و چندین بار باهاش عشق بازی کردم. خیلی بهش نزدیک بودم و بوسش میکردم اونم خیلی عاشق من بود و حتی وقتی باهاش پیاده روی میکردم لذت میبرد و با کوچکترین چیزی خوشحال میشد. یعنی کس دیگه ای هم میتونه اینجوری عاشقم باشه؟
    خواهش می کنم.

    اگر خداوند نعمت فراموشی رو برای انسان ها قرار نداده بود، زندگی کردن بسیار دشوار می شد.

    طبیعی است که فراموشی درجاتی داره و بسته به شدت، نوع، میزان درگیری و اهمیت برای فرد، زمان، مکان، بار هیجانی موجود در خاطرات و ... فرصت لازم برای فراموشی متفاوت خواهد بود. البته مؤثرترین عامل در این امر، توکل بر خدا(که پیش از اون به خاطر اعمالی که درست نبوده از خدا طلب توبه کنید که خدا توبه پذیر و مهربان است) و عزم و اراده جدی و تلاش خود فرد هست.

    شما از این رابطه باید درس های زیادی رو فرابگیرید. یکی از این درسها، شیوه صحیح انتخاب همسر برای ازدواج هست.

    برای فراموش شدن این افکار و تصورات در ذهنتون، مسلما نیاز به زمان دارید، اما پیش از اون باید خودتون بخواهید که اینها رو از یاد ببرید.

    خاطرات به دو گونه عمدی و سهوی می توانند وارد ذهن انسان شوند. بنابراین، شیوه مواجهه فعالانه شما برای فراموشی بر همین اساس استوار میشه. شما نباید عمدا این خاطرات رو از ذهن فراخوانی کنید. این راه کلی برای نوع اول هست. اما برای مواردی که سهوا به خاطرتون میان هم راهکارهایی رو در ارسال های قبلی بیان کردم. مثلا توقف فکر، توجه برگردانی و ...

    هر چیزی که این خاطرات رو در شما زنده می کنه، از خودتون دور کنید. عکس، فیلم، برخی مکانهای خاص(که البته در این مورد میتوانید تداعی های جدیدی ایجاد کنید)، یادگاری و ... از این دست موارد هستند.

    مساله دیگری که باید درباره اش بگم، خطای شناختی شماست مبنی بر اینکه دیگر امکان عاشق شدن برای شما وجود نداره. نه، مطلقا اینگونه نیست. اگر شما مواردی که بیان شد رو با عزم جدی به کار ببندید و از عبرت های این تجربه به نحو شایسته درس بگیرید، برای شما امکان دوباره عاشق شدن وجود خواهد داشت. منتها، همانگونه که گفتم، دیگه چنین تجربه ای رو تکرار نکنید. برای ازدواج، مسیر درست و مشخصی وجود داره. پیشنهاد می کنم مقالاتی که پس از پایان صحبتهام قرار می دهم رو در این خصوص مطالعه کنید و البته باید بدانید که برای ترمیم وضعیت فعلی تون عجله نداشته باشید و اگر گاهی مشاهده کردید که حالتون بهتره، و دوباره بعد از چند روز احساس بدی بهتون دست داد، بدانید که این موارد طبیعی هستند و تا زمان ثابت شدن وضعیتتون باید صبوری پیشه کنید.

    نکته دیگر اینکه باید بدونید تا زمانی که نسبت به این دختر خانم، احساساتی مثل خشم و رنجش رو تجربه می کنید، هنوز ایشون در ذهن شما هستند و بنابراین، با تداوم راهکارهای عملی ارائه شده، و صبوری و مقاومت، سعی کنید آثار حضور ایشون در ذهن خود رو کاهش بدید.

    موفق باشید.

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - 10 اشتباه دوران خواستگاری یا شناخت

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - چه نوع سوالاتی باید در جلسه خواستگاری از یکدیگر بپرسیم؟

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - انتخاب همسر در زیر نور قرآن از زبان مثنوی

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - استفاده از نظریه اسناد در انتخاب همسر

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - عشق: دلبستگی ؟ یا وابستگی؟

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - گام های آشنایی: (آماده سازی ذهنی برای ازدواج)

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - 10نکته برای اولین جلسه خواستگاری

    مقالات تخصصی روانشناسی و مشاوره و علوم تربیتی,psychology,counseling - معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت

    ازدواج و معیارهای انتخاب همسر

    سطوح روابط دختر و پسر

    اگر شرایط ازدواج را ندارید، بخوانید...

    اگر چنین هستید، صبر کنید، ازدواج نکنید!

    تفاوت شناخت پیش از ازدواج با دوستی قبل از ازدواج

    http://hamyaryiran.ir/thread5102.html
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  11. جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,سلماء

  12. ارسال:8#
    بازم ممنون از راهنماییتون دارم با ذهنم میجنگم تا فراموشش کنم.به خودم میگم اول باید خودمو دوست داشته باشم و نزارم این اتفاق نابودم کنه. میخوام عزت نفسمو تقویت کنم اعتماد به نفسم اومده پایین ولی درستش میکنم. هر وقت حالم بد شد میام اینجا و دردو دل میکنم تا سبک بشم.تنها چیزی که دلگرمم میکنه اینه که مثل من زیاد هست و اونا تونستن با این قضیه کنار بیان پس منم باید بتونم.
    پاسخ با نقل و قول

  13. جدایی عشقی بعد از 6 سال رابطه  سپاس شده توسط m1392

  14. ارسال:9#
    salam agar shoma khanum hastid varede marahele avaliye afsordegi shodid.
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    m1392 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ashkanrad نمایش پست ها
    salam agar shoma khanum hastid varede marahele avaliye afsordegi shodid.
    سلام.

    دوست گرامی اگر لطف کنید و ارسالهاتون رو با متن فارسی تایپ کنید ممنون میشیم.

    موفق باشید.
    پروردگارا: تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می جویم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •