تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عصبی شدن مامانم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سلماء
آخرین ارسال:سلماء
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

عصبی شدن مامانم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلماء آواتار ها
    سلام

    دوستای خوبم مامانم یه مدتی هست که به شدت عصبی شده ,بدون دلیل شروع به داد زدن و گریه گردن میکنه ,بعدش حالش بد

    میشه و میخوابه ,من در این مورد با دکترشون حرف زدم ,چون مامانم در حال شیمی درمانی هستند ,دکترشون گفت امکان این

    هست که به دلیل قوی بودن داروها ,تا حدودی عصبی بشند ,ولی نه به این شدت.


    لطفا کمکم کنید ,من وقتی میرم بیرون ,نگران هستم که وقتی مامان خونه هست ,یه بلایی سر خودش بیاره ,وقتی گریه میکنه

    و داد میزنه ,نمیدونم چجوری ارومش کنم و بهش چی بگم ,خیلی نگرانش هستم ,لطفا راهنماییم کنید
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط A@92,anahid,elnaz.t,fateme7393,m1392,piroo,rahe shab,مهرسا62,شبنم

  3. ارسال:2#
    rahe shab آواتار ها
    سلام سلما خانم

    مادر بیماری خاصی دارن که شیمی درمانی میکنن؟؟؟ میشه بگی چه بیماری ؟؟؟ چند ساله هستن؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط A@92,anahid,fateme7393,m1392,سلماء

  5. ارسال:3#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام سلماجونم
    ناراحت شدم وقتی تاپیکت روخوندم
    امااین روبگم که خاله منم که شیمی درمانی شدن والان 1ماهه که تموم شده همین حالات روداشتن وعصبی بودن دکترمیگفتش که ازعوارض داروهست
    من چندسوال دارم عزیزم:
    آیامادرت راجع به گذشته زیادفکرمیکنن؟
    چندمدته دقیقااینجورشدن؟
    آیاطی این چندروزیایکی دوماه اخیراتفاقی افتاده که باعث ناراحتیشون شده باشه؟
    موفق باشی عزیزدلم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  6. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط A@92,anahid,fateme7393,m1392,piroo,samin s&s,مهرسا62,سلماء,شبنم

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام سلما خانم
    واقعا ناراحت شدم درسته که از عوارض شیمی درمانی هست ولی شما می تونید خیلی بهش کمک کنید در زمانی که عصبانی میشن اصلا حرف نزنید و تنها کاری که می کنید میرید کنارش می شنید و بدنش و کتفش و ماساژ بدید تا احساس آرامش کنه تا می توانید با این کار آرومش کنید اگر بهت حرفی هم زد ناراحت نشید چوناون لحظه دست خودش نیست فقط با نوازشش و ماساژ دادنش احساس آرامش بهش بدید. انشاالله زود زود خوب میشن.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,fateme7393,m1392,rahe shab,samin s&s,مهرسا62,سلماء,شبنم

  9. ارسال:5#
    سلماء آواتار ها
    سلام به همه ی دوستانم و ممنونم از همتون.

    مامانم سرطان رحم و تخم دان دارند و الان یک سال هست در حال شیمی درمانی هستند ,مامانم 55 ساله هستش.

    خیلی به گذشته فکر میکنه ,الان تقریبا دو ماه هستش که اینجوری شده, توی این دو ماه یکی بهم خوردن ازدواجم خیلی ناراحتش

    کرده و یکی هم قرار بود من یه جایی واسه کار برم که به هم خورد ,این دوتاش مخصوصا ازدواجم خیلی خیلی ناراحتش کرده.

    اخه تو اون لحظه اصلا نمیذاره بهش نزدیک بشم ,بهم میگه حرف نزنم و اصلا جلوی چشمش نباشم ,من خیلی نگرانش هستم ,

    بعضی وقت ها هم شروع میکنه خودش رو میزنه ,من خیلی نگرانش هستم وقتی خونه نیستم ,این کارارو بکنه و به خودش صدمه بزنه.

    وقتی هم اروم میشه ,نمیدونم باهاش چجوری حرف بزنم و مشکلش رو بپرسم که ناراحت نشه ,چون خیلی حساس و زودرنج شده
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,piroo,rahe shab,مهرسا62,شبنم

  11. ارسال:6#
    rahe shab آواتار ها
    درود

    مادر شما با توجه به بیماری که دارن تحت تغییر هورمون های زنانه ،( استروژن و پروژسترون) قرار گرفتن که دقیقا بر روی سیستم عصبی ایشون و غده ی هیپوفیز مغز که منشأ شادی و نشات هست ، تأثیر مستقیم داره.

    از طرف دیگه شیمی درمانی باعث ایجاد یائسگی (حالا یا زود رس یا با توجه به سن و سال) میشه که افسردگی شدید میده.


    مراقب باشید »» توی این شرایط اصلا باهاش هم دردی نکنید ، چون احساس حقارت میکنه ، زیاد باهاش صحبت نکنید ، سعی کنید به مسائلی که حساس هست اهمیت ویژه ای بدید ، مثلا اگر به تمیزی خونه حساسه ، قبلا از این که اون دست به کار بشه و یا به شما بگه ، خودتون خونه رو تمیز کنید. اصلا آهنگ های غمگین گوش ندید ،خیلی مهمه که همیشه خنده رو باشید ، از مشکلات اصلا در مقابلش حرف نزید ، تمام حرف هاتون رو با جملات مثبت به کار ببرید همیشه داشته هاتون رو به مادرتون یادآوری کنید ، مثلا همیشه به مادرتون بگید که من کسی رو دارم به اسم مادر که خیلیا ندارن ، من میتونم دست مادرم رو ببوسم که خیلیا از این نعمت محرومن.

    توی این شرایط مدیریت بحران به کار میاد که مسئولیتش گردن شماست. پس خیلی مراقب باشید

    میدونم خود شما هم تحت فشارید،میدونم که یکی باید برای خودش شما مرهم باشه ، اما بدونید مادر شما الان تشنه ی یک حرف هست که بهش انرژی و روحیه مثبت بده. پس سعی کنید از این نیاز سیر آبش کنید.
    ویرایش توسط rahe shab : 2014_08_24 در ساعت 21:43
    پاسخ با نقل و قول

  12. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,مهرسا62,سلماء,شبنم

  13. ارسال:7#
    سلماء آواتار ها
    سلام اقای راه شب

    مطالب شما رو با دقت خوندم و ممنونم.

    مامانم ده سال پیش که واسه اولین بار به دلیل سرطان سینه شیمی درمانی شد ,یائسه ی زودرس شد ,اون موقع مشکل خاصی

    از نظر روحیه نداشت .

    من دختری خنده رو هستم و همیشه لبخند میزنم ,ولی وقتی رفتار مامانم رو می بینم ,احساس خفگی میکنم , نمیدونم چجوری احساسم

    رو بگم ,دلم میگیره و خیلی ناراحت میشم ,هروقت تنها میشم ,خیلی گریه میکنم.

    به توصیه هاتون عمل میکنم ,امیدوارم خوب بشه.

    فقط یه سوال دارم ,وقتی ارومه و حالش خوبه ,باهاش حرف نزنم ؟ دلم میخواد بدونم مشکلش چیه که داره اذیتش میکنه
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  14. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط m1392,مهرسا62,شبنم

  15. ارسال:8#
    rahe shab آواتار ها
    این مشکلی که باز شما عنوان کردید به خودی خود مزید بر علت هست و استعداد افسردگی رو در ایشون افزایش میده.

    زمانی که مادرتون در شرایط نرمال هستن خیلی شاد انگار که هیچ مشکلی توی زندگیتون ندارید و خیلی با هم خوشبخت هستید رفتار کنید.

    به این صورت به مادرتون غلبه بر مشکلاتش رو القا کنید.


    مادر شما الان انبار باروتی از مشکلاته که همه و همه به سمتش هجوم آورده ، جدایی شما ، بیکاری شما ، وجود بیماری که قبلا داشته ( برای یه خانم این اندام ها فوق العاده مهم هست ) بیماری که الان داره آزارش میده ، ریزش مو های بدنش که تحت تأثیر شیمی درمانی اتفاق می افته . خیلی مشکلات دیگه که مسئولیتش به عهدش هست و خودش رو از انجامش ناتوان میدونه ، همه ی اینها دست به دست هم میده که این حالات براش پیش بیاد. که درمانش فقط و فقط روحیه مناسب هست و خوشبرخوردی شما.

    شما خیلی مهم هستین ، چون تقریبا تنها امید و هدف مادرتون برای زندگی کردن هستید.

    به مادرتون بگید که خیلی دوستش دارید و همیشه با هم بگید و بخندید ، این قدر شادش کنید که غم ها فراموشش بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  16. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط m1392,مهرسا62,سلماء,شبنم

  17. ارسال:9#
    سلماء آواتار ها
    کاملا حرفاتون درسته ,مامانم الان دقیقا یک سال هستش که اصلا مو نداره ,حتی مژه های چشمش و ابروهاش هم ریخته و بخاطر جراحی سینه اش خیلی ناراحته.

    شاد بودن الان برام خیلی سخته ,متاسفانه خودم از نظر روحی اصلا در شرایط خوبی نیستم ولی مامانم رو خیلی خیلی دوست دارم ,اون بخاطر من ازدواج نکرد و واسم خیلی تلاش کرده ,منم همه ی تلاشم رو میکنم تا خوب بشه .

    ممنونم ازتون
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  18. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط m1392,rahe shab,مهرسا62,شبنم

  19. ارسال:10#
    rahe shab آواتار ها
    متارکه برای شما خانمها خیلی سنگینه ، من دقیقا شما رو درک میکنم.

    یکی از دوستان ما سرطان داشت ، دکتر کاملا ایشون رو جواب کرد و گفت سه ماه دیگه بیشتر زنده نیستی ، زمانی که خودش این مسئله رو فهمید ، تمام زندگیش رو فروخت و با خانوادش به سفر دور دنیا رفت . باورتون نمیشه وقتی برگشت هیچ اثری از سرطان نبود. این مثال رو زدم که دقیقا اهمیت روحیه رو به وضوح درک کنید.

    خود شما هم با همین روحیه داشتن ، و تلاش برای ساختن آینده از این فشار روحی خارج میشید.

    خلاصه تنها و تنها خود شما هستید که ستون عشق در اعضای خانواده هستید

    مادر شما به دلیل شرایط ظاهری ممکنه احساس کنه که اصلا برای شما قابل قبول نیست. شما باهاش برید بیرون بهش عشق بورزید و بهش بگید هیچ کس رو توی دنیا به اندازه ی مادرتون دوست ندارید. اجازه بدید این احساسات بدش در درونش از بین بره و ثمره زندگیش رو موفقیت ببینه.
    پاسخ با نقل و قول

  20. عصبی شدن مامانم  سپاس شده توسط anahid,m1392,مهرسا62,سلماء

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •