تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




گم کردن خودم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محمد علی7737
آخرین ارسال:محمد علی7737
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

گم کردن خودم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من نوجوانی 16 ساله ام خیلی کم حرف و خجالتی ام به همین دلیل احساس تنهایی میکنم وقتی یه فیلم یا کارتونی میبینم که یه عده ادم با هم اند دلم میگیره و دوست دارم جای اونا باشم نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم دارم افسردگی میگیرم و خیلی به هم ریختم واقعا فکر میکنم خودم رو گم کردم لطفا کمکم کنید ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. گم کردن خودم  سپاس شده توسط A@92,شبنم

  3. ارسال:2#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز؛
    به همیاری خوش آمدید.
    چند خواهر و برادرید؟
    رابطتون با اعضای خانواده چطوره؟
    چند دوست صمیمی دارید؟ موقع برخورد با اونا هم همینجوری هستید؟
    این حالت خجالتی بودن را از اول داشتید یا نه؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. گم کردن خودم  سپاس شده توسط A@92,m1392,rahe shab,محمد علی7737,شبنم

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز؛
    به همیاری خوش آمدید.
    چند خواهر و برادرید؟
    رابطتون با اعضای خانواده چطوره؟
    چند دوست صمیمی دارید؟ موقع برخورد با اونا هم همینجوری هستید؟
    این حالت خجالتی بودن را از اول داشتید یا نه؟
    ممنون از این که جوابم رو دادید من یه خواهر دارم و تو خونه خیلی ادم باحال و خوش صحبتی ام اما جدیدا این کم حرفی در بیرون داره رو اینم تاثیر میزاره
    چهار پنج تا دوست صمیمی دارم اما فقط اونا رو تو مدرسه یا هییت میبینم وقتی با همین دوستای صمیمیم دونفری تنها هستیم گاهی حرفم نمیاد در عذابم
    این حالت رو از وقتی از شهرمون به شهر دیگه کوچ کردیم دارم ینی 8 سال پیش وقتی 8 سالم بود
    بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  6. گم کردن خودم  سپاس شده توسط شبنم

  7. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    باید دقت کنی که بین خجالتی بودن و کم حرف بودن فرق هست. چون گاهی فردی ذاتا کم حرفه ولی اصلا خجالتی نیست. و برعکس فردی حرف زیاد داره ولی روش نمیشه بزنه. حتی اگه حرفاش منطقی باشه. حالا شما کدومش هستید؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. گم کردن خودم  سپاس شده توسط m1392,محمد علی7737

  9. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    باید دقت کنی که بین خجالتی بودن و کم حرف بودن فرق هست. چون گاهی فردی ذاتا کم حرفه ولی اصلا خجالتی نیست. و برعکس فردی حرف زیاد داره ولی روش نمیشه بزنه. حتی اگه حرفاش منطقی باشه. حالا شما کدومش هستید؟
    من هیچ وقت حرف برای گفتن پیدا نمیکنم
    البته خجالتی ام هستم وقتی میخوام حتی به 118 هم زنگ بزنم استرس میگیرم
    پاسخ با نقل و قول

  10. گم کردن خودم  سپاس شده توسط A@92

  11. ارسال:6#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر

    سن و سال شما یعنی سن بلوغ ؛ بلوغ در آقایان علاوه برا ایجاد شدن توانایی جنسی ، یک سری تغییرات هورمونی و شخصیتی و اخلاقی رو در افراد ایجاد میکنه.

    معمولا پسر ها تا سن نوجوانی کار هاشون رو مادرشون انجام میده ، و برای انجام وظایفشون از خانواده کمک میگیرن، اما زمانی که وارد دوران بلوغ میشن ، دیگه تمایلات قبلی رو ندارن ، احساس مرد شدن میکنن و دوست دارن مسئولیت قبول کنن. که این احساسات با وجود اینکه در گذشته تجربه ای ندارن ، یه مقدار استرس زا هست ، از طرف دیگه حتی ممکنه خراب کاری هم بکنن و خانواده برخورد جالبی نشون ندن و همین موضوع باعث ایجاد استرس و یک افسردگی خفیف بشه.
    ( که گاها در برخی افراد احساس تمایل برای استقلال زود تر شکل میگیره )

    نکته ی دوم تفکراتی هست که راجب آینده ی خودشون دارن ، تصمی برای ازدواج شغل و تحصیل رو در مقابل خودشون میبینن ، خوب راه رسیدن به اینها سخت هست و فقط مرور زمان کمک میکنه ، این مطلب هم به نوبه ی خودش استرس زا هست.

    اینها که من گفتم مطالب فوق العاده مختصری هست که به سادگی میشه دلایل اضطراب و افسردگی شما رو استباط کرد.

    خطر »»» مراقب احساسات شهوانی خودتون باشید که خدایی نکرده در دامن شیطان خود ارضائی اسیر نشید. که عواقب این لذت چند دقیقه ای شما رو از این شرایطی که دارید خیلی بدتر میکنه !!!

    ضعف جسمانی ، عدم اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری ، عدم توانایی جنسی در دوره ی جوانی و میانسالی ، گودی زیر چشم ، کاهش وزن و خیلی مسائل و مشکلات دیگه ، همه و همه از عوارض این عمل خبیث هست ، پس با توجه به جامعه و شرایط حال حاضر که بر جوانها حکم فرماست ، مراقب خودتون و آیندتون باشید.

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  12. گم کردن خودم  سپاس شده توسط m1392,Maryam313,محمد علی7737

  13. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر

    سن و سال شما یعنی سن بلوغ ؛ بلوغ در آقایان علاوه برا ایجاد شدن توانایی جنسی ، یک سری تغییرات هورمونی و شخصیتی و اخلاقی رو در افراد ایجاد میکنه.

    معمولا پسر ها تا سن نوجوانی کار هاشون رو مادرشون انجام میده ، و برای انجام وظایفشون از خانواده کمک میگیرن، اما زمانی که وارد دوران بلوغ میشن ، دیگه تمایلات قبلی رو ندارن ، احساس مرد شدن میکنن و دوست دارن مسئولیت قبول کنن. که این احساسات با وجود اینکه در گذشته تجربه ای ندارن ، یه مقدار استرس زا هست ، از طرف دیگه حتی ممکنه خراب کاری هم بکنن و خانواده برخورد جالبی نشون ندن و همین موضوع باعث ایجاد استرس و یک افسردگی خفیف بشه.
    ( که گاها در برخی افراد احساس تمایل برای استقلال زود تر شکل میگیره )

    نکته ی دوم تفکراتی هست که راجب آینده ی خودشون دارن ، تصمی برای ازدواج شغل و تحصیل رو در مقابل خودشون میبینن ، خوب راه رسیدن به اینها سخت هست و فقط مرور زمان کمک میکنه ، این مطلب هم به نوبه ی خودش استرس زا هست.

    اینها که من گفتم مطالب فوق العاده مختصری هست که به سادگی میشه دلایل اضطراب و افسردگی شما رو استباط کرد.

    خطر »»» مراقب احساسات شهوانی خودتون باشید که خدایی نکرده در دامن شیطان خود ارضائی اسیر نشید. که عواقب این لذت چند دقیقه ای شما رو از این شرایطی که دارید خیلی بدتر میکنه !!!

    ضعف جسمانی ، عدم اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری ، عدم توانایی جنسی در دوره ی جوانی و میانسالی ، گودی زیر چشم ، کاهش وزن و خیلی مسائل و مشکلات دیگه ، همه و همه از عوارض این عمل خبیث هست ، پس با توجه به جامعه و شرایط حال حاضر که بر جوانها حکم فرماست ، مراقب خودتون و آیندتون باشید.

    موفق باشید
    ممنون از راهنمایی تون فقط با کم حرفیم و خجالتی بودنم چی کنم هم سن و سالای من تو جمع خیلی خوب حرف میزنن اما من حرفی پیدا نمی کنم بزنم این رو چیکار کنم
    بازم ممنون از این راهنمایی تون خیلی به موقع و به جا بود
    پاسخ با نقل و قول

  14. گم کردن خودم  سپاس شده توسط m1392

  15. ارسال:8#
    سلام

    مشاور نیستم اما فکر می کنم چند راهکار داشته باشم ...

    یکیش اینکه کتاب بخونید یا از راه های دیگه اطلاعاتتون رو بالا ببرید و در مورد یه موضوع جالب با دوستان بحث کنید... اولش بهتره برای اینکه استرس نداشته باشید جمع کوچک دو یا 3 نفره انتخاب کنید... می تونید تو ذهن خودتون رو توی اون جمع تصور کنید که دارید راحت حرفایی که آماده کردید رو می زنید...حتی من دیدم بعضی برای اینکه بتونند این جوری باشند جلوی آینه حرفاشون رو می زنند و بعد توی جمع...

    جنبه رو بالا ببرید و اگه احتمالا کسی بهتون تیکه انداخت یا به اشتباه گفتاری خندید ناراحت نشید و گاهی می شه همراه خنده اونا خندید تا این حس بی تفاوتی یکم تقویت بشه اما به اندازه

    توی خونه با اعضای خانواده رابطه بیشتری داشته باشید سعی کنید از کاراشون بپرسید احوالشون رو بگیرید اولش نمایشی به نظر میرسه اما حس دوستی که ایجاد میشه باعث میشه بعدا حرفاشون رو باهات در میون بذارن و یا ازت درخواست کمک کنند و یا نظر بخوان که این خودش می شه توفیق اجباری... شما هم میتونید در مورد بعضی چیزا ازشون کمک بخواید مثلا رنگ لباسی که می خواید بخریدو ... دوستی بیشتری ایجاد می کنه... البته باید به اندازه باشه که بعدا تبدیل به دخالت نشه ...

    یه جمع رو تصور کنید که امروز داشتن حسابی حرف می زدندو شما حرفی برای گفتن نداشتید ... تو ذهن، خودتون رو در جمع فرض کنید و حرفایی که گفته شده رو به یاد بیارید و سعی کنید تو ذهنتون برای گفته هاشون نظر بدید...


    و در آخر هم اینکه گاهی شنونده خوب بودن هم خیلی زیباست و شاید از حرف زدن بیشتر جواب بده...

    براتون آرزوی سربلندی دارم.

    پشت هر کوه بلند...سبزه زاریست پراز یاد خدا ✿ و درآن باغ کسی میخواند....که خدا هست دگر غصه چرا؟! ✿
    پاسخ با نقل و قول

  16. گم کردن خودم  سپاس شده توسط m1392,rahe shab,محمد علی7737

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط Maryam313 نمایش پست ها
    سلام

    مشاور نیستم اما فکر می کنم چند راهکار داشته باشم ...

    یکیش اینکه کتاب بخونید یا از راه های دیگه اطلاعاتتون رو بالا ببرید و در مورد یه موضوع جالب با دوستان بحث کنید... اولش بهتره برای اینکه استرس نداشته باشید جمع کوچک دو یا 3 نفره انتخاب کنید... می تونید تو ذهن خودتون رو توی اون جمع تصور کنید که دارید راحت حرفایی که آماده کردید رو می زنید...حتی من دیدم بعضی برای اینکه بتونند این جوری باشند جلوی آینه حرفاشون رو می زنند و بعد توی جمع...

    جنبه رو بالا ببرید و اگه احتمالا کسی بهتون تیکه انداخت یا به اشتباه گفتاری خندید ناراحت نشید و گاهی می شه همراه خنده اونا خندید تا این حس بی تفاوتی یکم تقویت بشه اما به اندازه

    توی خونه با اعضای خانواده رابطه بیشتری داشته باشید سعی کنید از کاراشون بپرسید احوالشون رو بگیرید اولش نمایشی به نظر میرسه اما حس دوستی که ایجاد میشه باعث میشه بعدا حرفاشون رو باهات در میون بذارن و یا ازت درخواست کمک کنند و یا نظر بخوان که این خودش می شه توفیق اجباری... شما هم میتونید در مورد بعضی چیزا ازشون کمک بخواید مثلا رنگ لباسی که می خواید بخریدو ... دوستی بیشتری ایجاد می کنه... البته باید به اندازه باشه که بعدا تبدیل به دخالت نشه ...

    یه جمع رو تصور کنید که امروز داشتن حسابی حرف می زدندو شما حرفی برای گفتن نداشتید ... تو ذهن، خودتون رو در جمع فرض کنید و حرفایی که گفته شده رو به یاد بیارید و سعی کنید تو ذهنتون برای گفته هاشون نظر بدید...


    و در آخر هم اینکه گاهی شنونده خوب بودن هم خیلی زیباست و شاید از حرف زدن بیشتر جواب بده...

    براتون آرزوی سربلندی دارم.

    سلام
    ممنون از راهنمایی تون اما دقیق تر بگم مشکل من اینه
    من تو جمع که همه میگن میخندن من هیچ چیز به ذهنم نمیرسه حتی اگر جمله ای به ذهنم برسه از ترس اینکه نخندن نمیگم ولی وقتی میام خونه برا تموم بحث ها حرف به ذهنم میرسه برا هرچی که بهم میگن جواب قاطع به ذهنم میرسه نمیدونم اون موقع چم میشه
    در ضمن خجالتی بودنم خیلی عذابم میده که هر کار میکنم نمیریزه گفتم که من حتی جرات زنگ زدن به 118 رو ندارم
    درضمن من تو خونه مشکلی برا حرف زدن ندارم
    بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  18. گم کردن خودم  سپاس شده توسط m1392

  19. ارسال:10#
    پس باید تمرین کنی دیگه... از جمع کوچک شروع کن... از چیزی نترس..اگه خندیدند یا اشتباه کردی خیلی تو فکرش نرو کم کم درست میشه... به هر حال از این حسی که الان داری که بهتر میشه...
    پشت هر کوه بلند...سبزه زاریست پراز یاد خدا ✿ و درآن باغ کسی میخواند....که خدا هست دگر غصه چرا؟! ✿
    پاسخ با نقل و قول

  20. گم کردن خودم  سپاس شده توسط m1392,rahe shab,محمد علی7737

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •