تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلاتم دوبرابر شد... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:fati66
آخرین ارسال:fati66
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مشکلاتم دوبرابر شد...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ترنّم آواتار ها
    بنده از وضعیت گرونی مطلع هستم . اما بنظرم 40 میلیون جهیزیه یعنی داشتن حساسیت بیش از حد در این زمینه چون میشه یه جهیزیه ی خوب با نصف این مبلغ رو هم تهیه کرد .
    پدر شما اگر هم قرار بوده که 40 میلیون برای شما کنار بگذارد بهتر بود(عاقلانه تر بود) حدودا نیمی ازین مبلغ به جهیزیه و نیم دیگر به خودتان تعلق میگرفت (برای شروع زندگی این تقسیم بندی لازم است). خرید جهیزیه میتواند چندصد میلیونی هم باشد . میتواند هم خیلی کم باشد . باید وضعیت اقتصادی خانواده ی خود و همسر را سنجید . تهیه ی جهیزیه ی 40 میلیونی برای یک خانه ی استیجاری کار عاقلانه ای نیست . عاقلانه نیست که 40 میلیون پول در قالب لوازم خانه در خانه های کوچک و بزرگ جابه جا شود (به این حرفها خوب فکر کنید لطفا ) !!!! .
    هزینه ی این میزان مبلغ برای جهیزیه توسط پدر شما یا نشان دهنده ی وضع نسبتا خوب خانواده ی شماست که فکر نمیکنم اینطور باشه چون گفته بودید اواخر کار پول خرید لوستر رو نداشتید و .... ! یا نشان دهنده ی توقع زیاد شما و حساسیت بیش از حدتان در این رابطه میباشد .

    شما یک کار را نکنید . توقعی از خانواده ی همسرتان نداشته باشید(منظورم خود شما هستید و نه همسرتان) . آنها یا تمایل دارند که به شما کمک مالی کنند یا ندارند . تصمیم با خودشان است(عادلانه یا ناعادلانه بودن مطرح نیست) . تصمیم با خودشان است که برای پسرشان خرج کنند یا برای دخترشان . همانطور که شما تصمیم با خودتان است طلاهایتان را بفروشید و به همسرتان کمک کنید و آنها را برای خرید خانه مصرف کنید و یا آنها را نفروشید چون تازه وارد زندگی شده اید و از خانواده ی همسرتان بخواهید که برای خرید خانه به شما کمک کنند . درسته ؟

    در اغلب خانواده ها وقتی پسر ازدواج میکنه باید به سمت استقلال از خانواده گام برداره . توقع همه از پسر همینه (شدت و ضعف دارد اما این یک اصل است) . سعی کنید از هیچ کس حتی خانواده ی خودتان توقع زیادی نداشته باشید . یکی از فلسفه های مهم ازدواج استقلال دختر و پسر از خانواده هایشان است . پس کاری کنید که به این اصل نزدیک شوید . در آینده متوجه خواهید شد که این داشتن حس استقلال بسیار زیاد زیباتر است تا نداشتن آن .

    اینکه عدم کمک مالی اونها به پسرشون کار ناعادلانه ایست انکارناپذیره . من درک میکنم این احساس شما رو .اما وقتی شما خودتون رو با خواهر همسرتون مقایسه میکنید میگید : چرا آنها برای دامادشان پول خرج میکنند اما برای پسرشان نه ؟این درحالیه که وقتی میخواهید کمک خانواده ی خودتان را بزرگتر جلوه دهید میگویید : پدر من حتی یکی از ماشینهای خود را به من و همسرم داد . پسر شما هم داماد خانواده ی شماست . چرا وقتی خانواده ی همسر شما برای دامادش خرج میکند باید منفی دیده شود و زیر سوال برود اما وقتی پدر شما برای دامادش خرجی میکند کار بزرگ و مثبتیست .

    البته من میدونم که شما به هیچ وجه منظورتان کمک نکردن خانواده ی همسرتان به دخترشان نیست و انتظار کمک مالی عادلانه به هردو فرزند را دارید . اما باید نگاهتان را تغییر دهید .
    اگر این نوع نگاه شما و توقع دریافت کمک مالی چه از خانواده ی خودتان و چه از خانواده ی همسرتان ادامه پیدا کند مشکلات بزرگی در اینده برایتان به وجود می اید.
    ویرایش توسط ترنّم : 2014_08_30 در ساعت 15:00
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلاتم دوبرابر شد...  سپاس شده توسط fateme7393,m1392,rahe shab,star12,محسن عزیزی

  3. ارسال:12#
    مرسی از راهنمایی هاتون. اینکه حرف لوستر رو زدم واسه این بود که واقعا دیگه روم نشد از پدرم پول لوستر بگیرم. پولی که دست خودم بود تموم شد. من اصلا زیاذه روی نکردم. وقتی یه یخچال هفت میلیونه یا لباسشویی 3 تومنه. اصلا هم سمت اجناس گرون نرفتم. من بیشتر چیزایی که دخترا میخرن نخریدم. مارک وسایلم سامسونگه. فکر نمیکنم چیز گنده ای باشه. کاملا معقوله. اما با اوضاع اون زمان قیمتا خیلی سخت بود خرید. وضع پدر من خوبه اما دلیل نمیشه اینهمه بهش فشار بیاد. اونا با یه دعوایی که راه انداختن از خرید وسیله سرباز زدن. اصلا دلشون نسوخت. من واقعا ازشون دلخورم و اصلا حاضر نیستم بهشون حق بدم. کارایی کردن که اصلا خجالت میکشن بزبون بیارم. واسه دخترشون جهاز خریدن خونه داذن بهش عروسی رو هم اینا گرفتن. ولی بمن که رسید از روز اول نامزدی گفتن نداریم. همسر من تا همین دو هفته پیش تو سوپرمارکت باباش کار میکرد. یعنی بیشتر کارا رو دوش همسرم بود. اما دیدن به نفعشون نیس انداختنش بیرون. الانم من خوشحالم که دخلش از باباش جدا شده. چون توی اون شش ماه بعد عروسی حقوقی بهش ندادن. من همچنان پدرم بهم پول میده. چون واقعا اونا چیزی نمیدادن. اخرشم گفتن مهدی 6 میلیون جنس ریخته بود مغازه ولی برنگشت پولش. یعنی اینکه همسر من خورده اون پولو. من چطور با همچین ادمایی رفتو امد کنم. امروز مادرش ز زده بود کلی شاکی بود چرا نمیای اینجا. من واقعا نمیدونستم چی بگم. کسی که حالیش نی حرفی که زده خیلس زشت بوده من چجوری حالیش کنم چرا نمیرم اونحا.من میخوام دست از سرمون بردارن وی نمیشه.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    سلام
    فاطمه خانم عزیز مشکل شما تا زمانی که سطح توقعاتتونو از خانواده همسرتون به صفر نرسونید حل نمیشه دقیقا تنها راه حلی که مشاور محترم تالار ترنم خانم و سحر جان مطرح میکننو شما باز از خانواده همسرتون گله و شکایت میکنین و نارضایتیتونو ازشون ابراز میکنید...
    شما باید از لحاظ مالی کاملا از خانواده همسرتون استقلالتونو اعلام کنید و هیچ گونه توقع کمکی از جانب اونا نداشته باشید و از لحاظ ارتباطات خانوادگی هم سعی نکنید همسرتونو از خانوادش دور کنید چون در اینصورت نتیجه معکوس میگیرید سعی کنید به اندازه ی درک و فهمشون باهاشون برخورد کنید خیلی باهاشون بحث و جدل نکنید سعی به تغییر اونا نداشته باشید چون این کار تقریبا محاله...
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  5. مشکلاتم دوبرابر شد...  سپاس شده توسط محسن عزیزی,ترنّم,سحر1122

  6. ارسال:14#
    ترنّم آواتار ها
    سلام و احترام
    باتشکر از فاطمه ی عزیز

    دوست عزیز اول به من بگید که چقدر همسرتونو دوست دارید؟(قلبا)
    چقدر حاضرید همراهی کنید همسرتونو تا به همراه ایشون زندگی دلخواهتون رو بسازید؟

    لطفا لینک تاپیک قبلیت در تالار رو برام بذار تا یسری بررسی ها انجام بشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati66 نمایش پست ها
    مشکل الانم پول نیس مشکلم خونواده همسرم و رفتارهای عجیبشونه.
    در حال حاضر : شما خودتون رو بی نیاز از دریافت کمک مالی ازخانواده ی همسرتون میدونید اما در عین حال مدام در حال مقایسه ی هزینه هایی که خانواده هایتان برایتان کرده اند می باشید .
    دوست ندارید به شما کمک کنند چون ممکن است منت بگذارند اما وقت زیادی رو صرف محاسبه ی دخل و خرج آنها میکنید .
    تمام فکر شما درگیر میزان درآمد آنها و در مقابل خرج ها و هزینه هایی که برای دخترشان میکنند است .
    یکی از معیارهای مهم شما در رابطه با بررسی میزان محیت دربافتی از جانب دیگران (چه از جانب خانواده ی ایشان و چه از جانب خانواده ی خودتان) ،
    پول است . این معیار درستی ست . من انکار نمیکنم که یکی از راه های اثبات محبت و علاقه قلبی خود به دیگران ، هزینه و خرج کردن برای انهاست . اما نباید زیاده روی کرد .اگر زیاده روی کنیم پول مشکل و دغدغه ی اصلیمان میشود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط fati66 نمایش پست ها
    پدرشوهرم یه عالمه قول و قرار گذاششت با خونواده من. کلی قول به خود1م داد که همش یادش رفت
    لطفا تاجایی که برایتان مقدرو است مثالهایی در این زمینه برایمان بیاورید.(ما میخوایم یک دید واقع نگرانه به این قضیه داشته باشیم . یک دید همه جانبه .)
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati66 نمایش پست ها
    من اصلا زیاده روی نکردم. من بیشتر چیزایی که دخترا میخرن نخریدم. مارک وسایلم سامسونگه. فکر نمیکنم چیز گنده ای باشه. کاملا معقوله.
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati66 نمایش پست ها
    چون اونا دارن اشتباه میکنن و دخترشونو بیش اندازه ساپورت میکنن که مبادا شوهرش طلاقش بده منم باید به پدرم فشار بیارم بعد 40 میلیون جهاز باز بمن پول بده؟؟؟
    من نه از شما کینه ای دارم . نه دشمن شما هستم . قصدم تنها کمک به شماست . قصد دارم آرامش پیدا کنید تا بتوانید در نتیجه ی این خودآرام سازی ها رفتار صحیح و قاطعانه و منطقی ای با خانواده ی همسرتان داشته باشید . و قلبا خوشحال میشم که شما در زندگیتان با مشکلات کمتری رو به رو شوید .
    من شما رو تنها از روی صحبتهاتون قضا,ت نمیکنم. شما ناخودآگاه در صحبتهاتون چیزهایی مطرح میکنید و به مسائلی اشاره میکنید که بنده را متوجه خیلی از ویژگی های شخصیتی شما خواهد کرد .
    مطمئن باشید که اگر گفتم بهتر است نگاهتان را عوض کنید و توفع کمتری از دیگران داشته باشید ، تنها برای آرامش روح و روان خودتان است.
    مثلا ممکن است همین نگاه شما به هدیه هایی که برای دیگران میبرید تعمیم پیدا کند. مثلا برای منزل جدید یکی از دوستان یک هدیه زیبا و با کیفیت تهیه کنید اما انها در مقابل هنگامی که به منزل جدید شما می ایند چنین کاری نکنند در حالی که توانایی مالی اش را هم دارند . شما نیازمند آن هدیه نیستید اما توقع دارید که یک برابری در اینجا وجود داشته باشد . ممکن است دلخور شوید و الی آخر!!! ....
    اگر برای کسی کاری میکنید یا خرجی میکنید ، با میل و علاقه ی قلبی این کار را انجام دهید . برای اینکه کمک به دیگران و خوشحال کردن دیگران حال شما را خوب میکند این کار را بکنید و در نهایت توقعی نداشته باشید . در این صورت اگر طرف مقابل لطف شما رو جبران کند شما را خوشحال خواهد کرد و اگر این کار را نکرد شما کدورتی از او به دل نخواهید داشتو دلخور نخواهید شد .
    پدر شما هم اگر برای شما خرجی کرده برای دختر و دامادش انجام داده و حال خودش خوب میشود با این کمک ها و منتی هم نمیگذارد سر شما و همسرتان به دلیل هزینه ی آن مبلغ برای جهاز . درسته ؟ پس شما لطف و بزرگی کار ایشون رو با این مقایسه هاتون کم نکنید .(اگر برای همسرتان هم همینقدر دودوتا چهارتا کنید ، ممکن است لطف پدر شما را منت برداشت کند. )
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati66 نمایش پست ها
    واسه دخترشون جهاز خریدن خونه داذن بهش عروسی رو هم اینا گرتن. ولی بمن که رسید از روز اول نامزدی گفتن نداریم.
    این یک اصل است که با عروس خانواده باید همانند دختر خانواده برخورد کرد و با داماد خانواده همانند پسر . شما هم برمبنای این اصل این انتظارات را از خانواده ی همسرتان دارید. به شما حق میدم و علت ناراحتی شما رو درک میکنم. اما خودتون متوجه شدید که این اصل در رابطه با خانواده ی همسر شما بطور 100 درصد صدق نمیکند. پس شما هم در همان حد که صدق میکند انتظار داشته باشید . خودتان را با دختر این خانواده مقایسه نکنید .
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati66 نمایش پست ها
    .من میخوام دست از سرمون بردارن وی نمیشه.
    در حال حاضر این میتواند یک اشتباه بزرگ باشد . یک تصمیم عجولانه بدون اینده نگری. همسر شما هرچقدر هم از پدرو مادرش ناراحت باشد در بلند مدت راضی به قطع رابطه با انها نخواهد شد.
    این را نخواهید . شما هم در اینده نیاز دارید به این ارتباط ها ... فرزند اینده ی شما نیاز دارد به رابطه با هردو پدربزرگ و مادربزرگ خود . یقینا تماما بد نیستند این خانواده .
    ویرایش توسط ترنّم : 2014_08_31 در ساعت 13:14
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  7. مشکلاتم دوبرابر شد...  سپاس شده توسط fateme7393,rahe shab,محسن عزیزی,سحر1122

  8. ارسال:15#
    تنها دلیل اینکه من در دوران نامزدی نامزذی رو بهم نزدم علاقم به همسرم بود. یعنی انقد دوسش دارم که حاضر شدن رفتار بد خونوادش رو تحمل کنم تا به الان. و خیلس خوشحالم که اللن سر کار میره و خودش میدونه چقدر درمیاره وچقدر باید مواظب خرجاش باشه که بتونه پس اندازم کنه. پدرشوهرم پارسال قبل عروسی قول داد که امسال خونه میگیره برامون. پیش تقریبا کل فامیل من این حرفارو زد. بعد عروسی گفت دستم خالیه. بعد گفت میخوام ماشین بگیرم بدم مهدی که انقد ماشین پدرخانومشو نگیره ولی الان حتی واسه کمک و قرض بما سه چهار تومنم نداره. دو سه روزه تصمیممو گرفتم. دیگه واسم مهم نیستن. دیگه رو کاراشون زوم نمیکنم. چون باوری که از خونوادم تو وجودم هنوز کمی ازش مونده به این اعتقاد داره که روزی دست خداست. خدا هرکیو بخواد کمک میکنه و راهو بهش نشون میده.حداقل از خودم عصبانی نیستم چون تا به اللن بهشون بی اخترامی نکردم. هیچوقت نگفتم اینو بخرین واسم اونو فراهم کنین واسم اگرم الان ناراحتم فقط بخاطر حرفایی که زدن بوده. که بهش عمل نکردن. تا به الان هیچی از اونا تو زندگی من نیومده خدارو شکر. اگرم چیزی خریدن پول همسرم بوده و بعدش باهاش حساب کردن! حتی خوراکس مغازشون. پولشو گرفتن از همسرم اون زمانی که اونجا کار میکرد.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:16#
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    اون روز مادرش بلند شده اومده خونمون. همه کاراش ظاهر سازی بود. همش داشت از دامادش بد میگفت. بهش فحش میداد میفهمیدم الکیه. فقط میخواد منو مهدی نسبت بهشون بد فکر نکنیم. همسرم دیگه نمیخواد بره خونشون. با اینکه پدرشم اومد اون شب ولی میگه اینا اولین بارشون نیس که منو ناراحت میکنن. گفت این دفعه فرق میکنه این دفعه به تو حرف زدن من نمیتونم ککوتاه بیام. مادرش اصراز داشت بریم خونشون ولی مهدی میگه تا زمانی که دختره اونجاس من پامو اونحا نمیزازم بعدشم که رفت فقط درحد سر زدن میرم. خودم احساس میکنم همسرم،عوض شده نسبت به اونا . انگار احساسی بهشون نداره. نمیدونم ازین وضع خوشحال بشم یا ناراحت. دوستامو میبینم که چقذر مادرشوهر و پدرشوهر با درکی دارن حسرت میخورم ولی بازم میگم اشکال نداره شوهرم جای همه رو پر میکنه برام. ولی نمیدونم با زفتاز همسرم،چیکار کنم. واقعا راضی به رفتو امد نمیشه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •