تشخيص افسردگی نياز به يك مصاحبه تشخيصي كامل و رو در رو دارد. افسردگي يكي از اختلالات شايع روانشناختي است كه بسياري از درمانگران آنرا در واقع سرماخوردگي عاطفي مي نامند. افسردگي اختلالي است كه قادر است افكار، خلق و خو، احساسات، رفتار، سلامتي جسماني و روحي مان را تحت الشعاع قرار دهد. در واقع يك حالت خلقي پايدار از احساس غمگيني با كاهش واضح لذت بردن از تقريبا همه فعاليت ها گفته مي شود كه اكثر اوقات يا همه روزها تداوم دارد و مي تواند جنبه هاي مختلف از زندگي فرد را تحت تاثير قرار دهد.

حالا چرا برخي افراد دچار افسردگي مي شوند؟

افسردگي اغلب در پاسخ به رويدادها و شرايطي شكل مي گيرد كه احساس مي شود به شدت مشكل ساز و غم انگيز هستند يا هويت شخصي ما را تهديد مي كنند. اين شرايط معمولا بسيار دشوار يا حتي غير قابل تغيير به نظر مي رسند. در اين حالت حسي از ناتواني و نااميدي يا حتي غمي فراگير در فرد بوجود مي آيد.
با اين وجود گاهي اوقات نيز افراد بدون هيچ دليل مشخصي افسرده مي شوند. در اين موارد احتمالا چيزي كه در گذشته به شدت به فرد آسيب رسانده است بار ديگر ظاهر مي شود. اگرچه اين وضعيت اندكي گيج كننده و مشكل ساز است اما روندي غير طبيعي نيست. گاهي اوقات نيز دليل خاصي در شكل گيري افسردگي نقش ندارد و اين حالت صرفا نتيجه تغييرات شيميايي و هورموني است كه بدن را تحت تاثير قرار مي دهد.
وقتي افراد افسرده مي شوند اغلب نسبت به خود و دنياي اطرافشان افكار منفي دارند. معمولا اين افكار كاملا درست بنظر مي رسند و فرد تصور مي كند كه هيچ راهي براي تغيير امور وجود ندارد. مطالعات نشان مي دهند كه وقتي حالت افسردگي در افراد از ميان مي رود آنها بار ديگر به همه چيز با ديدي مثبت نگاه مي كنند.
افكار منفي بر احساسات افراد تاثير مي گذارند؛ اين افكار مربوط به خود، دنيا و آينده مي باشد، به طوري كه فرد در ضمير ناخودآگاه خويش :

1 - خودش را بي ارزش، ناتوان، داراي اشكالات و عيب هاي زياد (ذاتي يا اكتسابي )، مقصٌر، گناهكار، بي بهره و غير قابل دوست داشتن مي پندارد ( كاهش شديد عزت و اعتماد به نفس ).

2 - دنيا را خطرناك، قهار، غيرقابل پيش بيني و بدون هيچ لطف و زيبايي و هيجان و پر از موقعيت براي شكست و صدمه خوردن و مردم را منتقد، طاقت فرسا، بي توجه، غيرقابل اعتماد و ظالم مي پندارد.

3 - آينده را شبيه وضع حاضر و حتي با مشقّت و سختي بيشتر، نااميدي بيشتر و شكست بيشتر مي بيند. اين نوع شناخت وعقايد (باورهاي فكري شكل گرفته شده در ذهن ) تقريباً در هر چيزي كه فرد به آن فكر يا آن را احساس مي‌كند و در حال حاضر انجام مي دهد، تأثير سوء مي گذارند، به طوري كه با كوچكترين مسئله اي بطور ناخودآگاه، ذهن شروع به مرور و يادآوري تمامي نكات منفي آن روز و حتي روزهاي گذشته ( و گاهي حتي دوران طفوليت ) مي كند و يك پرده تاريك و وحشتناك جلوي آينده مي كشد. به اصطلاح ذهن دچار يك نوع نشخوار فكري مي شود و شخص را بيشتر در باتلاق افكار منفي فرو مي برد.

از ميان درمان هاي اختلال افسردگي دارو درماني در مواقع شديد و همچنين درمان شناختي- رفتاري از موثرترين درمان ها مي باشند درمان شناختي- رفتاري (CBT) افسردگي، يك روان درماني ساختار يافته، عملي و مؤثر براي بيماران مبتلا به افسردگي است. اين نوع درمان، به وسيله شناسايي و مشخص كردن رفتارها و الگوهاي تفكري كه باعث ايجاد و تداوم افسردگي مي‌شوند، اين بيماري را درمان مي‌كند. اين درمان، بر زمان حاضر و افكار و رفتارهاي اينجا و اكنون شما تمركز دارد. شما و درمانگرتان با هم به اين موضوع خواهيد پرداخت كه چگونه فعاليت يا كمبود فعاليت با احساس خوب يا بد در ارتباطند. فعاليت‌هايي هست كه شما مي‌توانيد براي داشتن احساس بهتر، شروع كنيد. هم‌چنين شما و درمانگرتان روش‌هاي غيرواقعي و منفي تفكر كه مي‌توانند باعث احساس افسردگي در شما شوند را بررسي خواهيد كرد. این نوع درمان ابزارهايي را در اختيار شما خواهد گذاشت كه به‌وسيله‌ آنها واقعي‌تر فكر كنيد و بهتر احساس كنيد.
در درمان رفتاري- شناختي، هدف تنها كاهش نشانه‌هاي بيماري شما نيست، بلكه سعي براين است كه به شما كمك شود تا ياد بگيريد چگونه جلوي بازگشت نشانه‌ها را بگيريد.

چگونه رفتار بر ايجاد افسردگي تأثير مي‌گذارد؟

براي پاسخ به اين پرسش، در زير فهرست عوامل رفتاري دخيل در افسردگي را مرور مي‌كنيم :

1 - فقدان پاداش : آيا اخيراً در زندگي خود، يك فقدان مشخص را تجربه كرده‌ايد؟ براي مثال از دست دادن شغل، يك رابطه‌ دوستا‌نه يا صميمانه. شواهد پژوهشي فراواني موجود است كه افرادي كه از تنش‌هاي بيشتري در زندگي خود رنج مي‌برند، بيشتر افسرده مي‌شوند؛ به‌ويژه اگر از تدابير مقابله‌اي مناسب استفا‌ده نكنند.

2 - كاهش رفتار‌هاي پاداش دهنده : آيا در مقايسه با گذشته، فعا ليت‌هاي پاداش بخش كمتري انجام مي‌دهيد؟ افسردگي با بي‌فعاليتي و گوشه‌گيري مشخص مي‌شود. براي مثال افراد افسرده عنوان مي‌كنند كه ز‌مان زيادي را به رفتار‌هاي منفعلا‌نه و غيرپاداش بخش، نظير تماشاي تلويزيون، دراز كشيدن در بستر، فكر كردن به مشكلات و شكايت بردن به دوستان مي‌گذرانند.آنها زمان كمتري را صرف رفتارهاي چالش برانگيز و پاداش بخش نظير تعاملات اجتماعي، ورزش ، انجام كارهاي خلاقانه، يادگيري و كارهاي مولد و ثمر بخش مي‌كنند.

3 - نقايص مهارتي : اگر كمبودي در مهارت‌هاي اجتماعي يا مهارت‌هاي حل مسئله داريد، بدانيد افراد افسرده در ابراز جر‌أتمندانه‌ خود، نگه داشتن دوستي‌ها يا حل مسايل به وجودآمده با دوستان و همكاران و ... خود مشكل دارند. از آنجا كه آنها فاقد اين مهارت‌ها مي‌باشند و يا مهارت‌هايي را كه دارند مورد استفاده قرار نمي‌دهند، تعارضات بين‌فردي بيشتري دارند و فرصت‌هاي كمتري براي ايجاد شرايط پاداش‌بخش براي خود فراهم مي‌كنند.

4 - نياز‌هاي تازه : آيا خواسته‌هاي جديدي داريد كه به شما استرس وارد مي‌آورند؟ انتقال به يك شهر جديد، شروع يك شغل تازه، يا اتمام يك رابطه و تلاش براي پيدا كردن دوستان جديد، مثال‌هايي از مواردي هستند كه مي‌توانند براي بسياري از افراد تنش‌هاي واضحي ايجاد كنند.

5- قرارگرفتن در شرايطي كه فرد احساس درماندگي مي‌كند : افسردگي مي‌تواند به دليل باقي ماندن در شرايطي باشد كه شما نتوانيد پاداش و تنيبه را كنترل كنيد. شما احساس غمگيني يا خستگي، از دست دادن علايق و نااميدي مي‌كنيد، چرا كه باور داريد نمي‌توانيد براي بهترشدن، هيچ كاري انجام دهيد. مشاغل غير پاداش بخش و روابط به انتها رسيده مي‌توانند باعث چنين احساسي شوند.

6- قرار گرفتن در شرايط تنبيه مستمر : اين نوع خاصي از درماندگي است؛ در اين شرايط شما نه‌تنها نمي‌توانيد پاداش دريافت كنيد، بلكه خود را مورد ملامت و طرد شده از سوي ديگران مي‌يابيد. براي مثال بسياري از افراد افسرده زمان زيادي را با كساني مي‌گذرانند كه به شيوه‌هاي گوناگون آنها را ملامت مي‌كنند يا به آنها آسيب مي‌زنند.

هر يك از عوامل تنش يا فقدان كه در بالا توضيح داده شد مي‌توانند شما را در معرض افسردگي قرار دهند، ولي الزاماً منجر به افسرد‌گي نخواهند شد. در كنار اين عوامل رفتاري، اين روش‌هاي مختلف تفكر هستند كه احتمال افسرده شدن را در شما افزايش مي‌دهند. اگر شما فكر كنيد كه كاملاً مسئول همه‌ اتفاقات هستيد، هيچ چيز تغيير نخواهد كرد و همه چيز بايد در حد اعلا باشد، بيشتر احتمال دارد كه افسرده شويد. به اين شيوه‌ تفسير تنش‌ها و فقدان‌ها، «شناخت» مي‌گوييم. شناخت‌ها يا افكاري كه شما در مورد خود و محيط خود داريد، نوع تفسير شما از اتفاقات را تعيين مي‌كند. شناخت درماني به ‌طور خاص بر شناسايي، ارزيابي، چالش و تغيير اين نگاه به شدت منفي به زندگي، تمركز دارد.
چگونه تفكر باعث افسردگي مي شود؟

تحريف‌هاي شناختي، خطاهاي منطقي منظمي هستند كه باعث مي شوند ما بازنمايي نادرستي از واقعيت‌ها داشته باشيم. پروفسور آرون تي بك كه بنيانگذار درمانهاي شناختي است، خطاهاي شناختي را كه موجب بروز اختلالاتي مانند افسردگي در اشخاص مي شود را اينگونه بيان مي‌كند :

1 - انتزاع انتخابي : مطابق با اين تحريف شناختي، بيمار جنبه منفي يك موقعيت را بر گزيده و بر اساس اين جزء منفي تمام موقعيت را تفسير مي‌كند. در حالي كه هر موضوعي مانند يك شاخه گل است كه هم خار دارد و هم گلبرگ.
2 - استنباط دلخواه : بيمار بدون شواهدي كافي و حتي گاهي با وجود شواهد متضاد در تأييد برداشت منفي خود به نتيجه مي‌رسد. مثلاً فردي به دوستش سلام مي‌دهد واو در مقابل جواب نمي‌دهد، او چنين برخوردي را به عنوان تأييد بي‌كفايتي خود برداشت مي‌كند.
3 - تعميم نابجا و يا تعميم بيش از اندازه : بيمار با شكست در يك زمينه زندگي‌اش نتيجه مي‌گيرد كه در تمام تجارب خود شكست خواهد خورد و چنين نتيجه مي‌گيرد كه من هرگز در امتحان موفق نخواهم شد.
4- بزرگ نمايي و كوچك‌نمايي : بيمار جنبه منفي يك موقعيت را بزرگ جلوه مي‌دهد و آن را، ناشي از بدشانسي و ضعف خود مي‌داند در حالي‌كه جنبه‌هاي مثبت را كوچك شمرده و به آنها بي‌توجه است.
5 - شخصي سازي : بيمار خود را در بروز حوادثي دخيل مي‌داند كه هيچ رابطه‌اي با آنها ندارد.
6 - تفكر قطبي شده (تفكر مبتني بر اصل همه ياهيچ) : ‌بيمار افسرده افكارش را دو كرانه‌ يك موقعيت حفظ مي‌كند. رويدادها فقط بر حسب خوب يا بد، سياه و سفيد مورد قضاوت قرار مي‌گيرند. فرض‌هاي اساسي اين نوع تفكر عموماً با اصطلاحات مطلق نظير هميشه يا هرگز بيان مي‌شوند.

و اما يك نكته ديگر، اينكه همين برچسب افسردگي ، هم باعث مي شود كه شما نوعي سبك زندگي افسرده وار را انتخاب كنيد و زماني را كه بايد صرف مراقبت از خود كنيد صرف كارهاي ديگر كنيد. افكار منفي مربوط به مراقبت از خود نه تنها ممكن است شما را از داشتن عواطف مثبت محروم كند، بلكه ممكن است اين فكر را تقويت كند كه شما استحقاق مراقبت از خود را نداريد.


منبع: